تصویر برگزیده

آیدین خانکشی پور در گفتگو با"آرتنا":

نسخه چاپ سنگی «میرزاعلی قلی» رونمایی شد

آرتنا: تکنیک این نسخه میرزاعلی قلی خوییY چاپ سنگی است. طراحی شیرین میرزا و توان او برای خلق تصویر در کنار تکنیک ساده چاپ دستی، بسیار دیدنی است.

به گزارش خبرگزاری هنر«آرتنا»، در بخشی از متن کوتاهی که آیدین خانکشی پور برای دعوت از هنرمندان و شرکت در نمایشگاه گروهی چاپ دستی نوشته، چنین آمده است: "برآنیم تا نمایشگاهی با یک ایده تصویری به انجام رسانیم که حلقه اتصال آن نه تنها چاپ، بلکه مفهوم مشترک آثار باشد، همانطور که ممکن است در یک نمایشگاه طراحی اتفاق بیافتد. کمتر پیش آمده که نقدی پیرامون تصاویر و ایده های یک نمایشگاه چاپ دستی بشنویم یا بخوانیم، تنها به تنوع تکنیکی و همسانی تیراژها اشاره می شود". به همین مناسبت گفت و گویی را با ایشان ترتیب داده ایم تا ضمن آگاهی از نحوه برپایی نمایشگاه، درباره مفهوم مشترک در این نمایشگاه گروهی نیز بیشتر بدانیم.

شما در حال آماده سازی و برپایی یک نمایشگاه گروهی با عنوان 51 از 1001 هستید. درباره این عنوان و اساسا خود نمایشگاه برایمان بگویید.
درباره کلیت نمایشگاه باید بگویم که برپایه تکنیک چاپ دستی طرح ریزی شده است، منتها ایده اولیه اش از آنجایی ناشی می شود که در نمایشگاههای چاپ دستی برگزارشده در سالهای اخیر، موضوعیت کمتر مورد توجه بوده و آن چیزی که بیشتر مطرح بوده، تکنیک و تمرکز هنرمند برروی مسائل فنی تکنیک های چاپ دستی بوده است.
شاید به این دلیل که چاپ دستی از میان مدیوم های تصویری و هنرهای تجسمی، کمتر بین هنرمندان و مخاطبان هنری در ایران جا افتاده، هنگامی که صحبت از چاپ می شود، چاپ ماشینی و چاپ صنعتی به ذهن متبادر می شود. بنابراین کارکردن و شناساندن این تکنیک به عنوان یک مدیوم و تعریف اورجینالیته اثر در این روش هنری، زمان خواهد بُرد،  بنابراین اتفاقاتی که پیشتر نیز دراین زمینه افتاده حائز اهمیت است. چاپ دستی، تکنیک های مختلفی دارد. دراین نمایشگاه هم محدودیتی به لحاظ نوع تکنیک چاپ دستی وجود ندارد. سیلک، زیلوگرافی و کالکوگرافی و تکنیک های دیگر، پیش روی هنرمندان بوده است.
اما آن چیزی که از جمع آوری آثار هنرمندان دعوت شده در این نمایشگاه می توان فهمید، اینست که رویکرد وعلاقه هنرمندان به استفاده از روش های کالکوگرافی و چاپ فلز بوده است. همانطور که پیشتر اشاره کردم، برآن بودیم تا نمایشگاهی ترتیب داده شود که بیشتر بر موضوعیت آثار تکیه داشته باشد و همه آثار تحت یک عنوان مشخص قرار بگیرند. از اینرو، به خاطر اینکه همه بتوانند ذیل یک عنوان مشخص کار بکنند و مخالفتی با آن نداشته باشند، به سراغ ادبیات رفتیم و از آن میان، چیزی که خیلی جلب نظر می کند، متن هزارویک شب است که هم متنی روایی است و اتفاقات تصویری بسیاری در آن شکل می گیرد، وکمابیش در فرهنگ عامیانه نیز جای خودش را پیدا کرده است. 
به شکل های مختلف بیان شده و خیلی ها داستان هایش را کم و زیاد شنیده اند. بنابراین فکر کردیم که هزارویک شب می تواند گزینه مناسبی برای پیشنهاد به هنرمندان باشد. درباره عنوان نمایشگاه که 51 از 1001 است، باید به هنرمند دوره قاجار میرزاعلی قلی  خویی اشاره کنم. هنرمندی که دوره درخشانی را سپری کرده و پرکارترین هنرمند دوران قاجار بوده است. لیتوگرافی های این هنرمند در نسخه های خطی مختلفی وجود دارند.
دو نسخه چاپ سنگی این هنرمند از متن هزارویک شب در ایران وجود دارد که یکی در کتابخانه ملی  و دیگری متعلق به دکتر کازرونی است. این دو نسخه، از میان مجموعه 73 نگاره ای است که یا توسط خود میرزاعلی قلی خویی برای هزارویک شب تصویر شده بوده، یا تحت سرپرستی او تصویر شده، و از آن73 نگاره، 51 نگاره باقی مانده است. بنابراین ما به یادمان و احترام میرزا، همان شب های 51 نگاره باقی مانده را در اختیار هنرمندان گذاشتیم و هر هنرمند 2 شب را تصویرسازی کرده است. به این ترتیب 25 هنرمند، هرکدام 2 تصویر که می شود 50 اثررا در نمایشگاه به نمایش خواهند گذاشت و یک تصویر دیگرهم، اثر خود میرزاعلی قلی خویی خواهد بود و سرانجام عنوان 51 در اینجا شکل می گیرد . 1001 هم که کاملا مشخص است: هزار و یک شب.

انتخاب هنرمندان چگونه انجام گرفته است و هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه چه کسانی خواهند بود؟
از بین هنرمندان باسابقه و هنرمندان جوان تر که در سالهای اخیر نمایشگاه چاپ داشته اند یا فعالیت چاپی داشته اند و براساس سابقه شان در عرصه چاپ دستی انتخاب شده اند. به طور مشخص، هنرمندان این مجموعه صرفا تصویرساز یا صرفا نقاش نیستند. عده ای هستند که گرایش تصویرسازی بیشتری دارند و عده ای هم هستند که گرایش نقاشانه بیشتری دارند. از لیست25 نفر ابتدایی که ما برای نمایشگاه تهیه کردیم، 4 نفر هرکدام به دلایلی شرکت نکردند و افراد دیگری جایگزین شان شدند. هنرمندانی که حضور هرکدام می توانست اعتبار نمایشگاه را دوچندان کند: آقای احمد امین نظر که بسیار هم برایشان ارزش و احترام قائل هستم، همزمان با این نمایشگاه، مشغول برگزاری نمایشگاه انفرادی نقاشی در خارج از ایران هستند و گفتند که اساسا مدتی هست که چاپ کار نکرده اند و حالا بازگشت و تمرکز برروی چاپ کمی برایشان سخت خواهد بود. خانم ثمیلا امیرابراهیمی هم مشغول نوشتن مطلبی پژوهشی هستند و از آنجا که کارگاه چاپ شان غیرفعال شده است، بازگشت به چاپ برایشان کمی مشکل بود.
آقای مهرداد ختائی هم به دلایلی مشابه انصراف دادند، اینکه در حال حاضر تمرکزشان برروی نقاشی بیشتر است تا چاپ دستی. خانم بهناز هوشمند هم از همان ابتدا که متن دعوت را دریافت کردند، درباره ایده نمایشگاه تردید داشتند و درواقع خواستند که درباره اش فکر کنند و در نهایت نپذیرفتند که در این نمایشگاه و با این ایده شرکت بکنند. هنرمندان شرکت کننده عبارتند از:  رضا بانگیز، همایون سلیمی، احمد وکیلی، رضا هدایت، حسین ماهر، الهه مقدمی، افشین چیذری، مریم طباطبائی،  شکوفه فلاح، مریم ابطحی، مهدی درویشی،  مسعود غفاری، شهره عدالت، نریمان فرخی، پری زنگنه، امیر طباطبائی، آنالی وکیلی، شاهرخ شاهین فر، آرش میرهادی، عاطفه جرنده¬ای، نازیلا مقدم، المیرا میرمیران، آرزو رمضان جماعت، امیر کبیرنژاد و آیدین خانکشی پور.

شما به عنوان کیوریتور این نمایشگاه، تا چه میزان می توانستید در انتخاب تکنیک چاپ دستی دخالت داشته باشید؟ و آیا اصولا تا چه حد یک کیوریتور می تواند برای مجموعه مورد نظرش اعمال سلیقه و نظر کند؟
ماجرای کیوریت نمایشگاه چاپ دستی با نمایشگاههای مشابهی همچون طراحی یا نقاشی و یا حتی مجسمه وعکس کمی متفاوت است. اینهم به دلیل تنوعی است که در ذات چاپ دستی وجود دارد. همانطور که پیشتر اشاره کردم، ایده این نمایشگاه براساس ارائه تکنیک نبوده و براساس ارائه موضوع شکل گرفته است؛ بنابراین دست هنرمندان برای انتخاب تکنیک شان باز بوده و حالا از سراتفاق، اینطور شده که بیشترهنرمندان، گرایش به کالکوگرافی و چاپ فلز و تکنیک های مربوط به آن را داشته اند. درحال حاضر می توان فقط به یک مورد اشاره کرد که از تکنیک زیلوگرافی و چاپ لینو استفاده کرده است و 24 نفر دیگر از فلز استفاده کرده اند. کیوریتوری این نمایشگاه محدود شد به ارائه ایده و شرایط چاپ، اندازه ها، تعداد تیراژ، شیوه ارائه اثر و شکل دادن به آن ایده کلی، چرا که همه هنرمندانی که دعوت شده اند اینقدر کاربلد هستند که نخواهم در کارشان دخالت کنم و هرکدام به اندازه خودشان از چاپ دستی بهره دارند و دیگر نمی توانم در مسایل تکنیکی کارشان دخالتی داشته باشم.

در جایی اشاره کردید به اورجینالیته اثر هنری در چاپ دستی. هنگامی که مساله تیراژ اثر مطرح می¬شود، چه اتفاقی برای ارزش هنری آن اثر می افتد؟ تعداد تیراژی که هنرمند از کلیشه اش می گیرد، تا چه شماره ای کماکان از ارزش هنری برخوردار خواهد بود؟
درباره مدیوم چاپ دستی، وجود تیراژ در همه جای دنیا ثابت شده و طبیعی است. همینطور که ارزش یک نقاشی به تک بودن ویکی بودن است، ارزش یک فریم چاپ دستی هم به تکثیر آن است؛ یعنی توان آن کلیشه برای تکثیرشدن، برای پخش شدن بین تعداد بیشتری از مخاطبین هنری. اینکه چاپ دستی نسبت به یک اثر نقاشی یا اثر طراحی برتری دارد، به این خاطر است که می تواند به واسطه تیراژ، قیمت کمتری داشته باشد؛ راحت تر در اختیار اهالی و دوستداران هنر قرار بگیرد و درعین حال، اصیل بودن هر تعداد از آن اثر نیز همچنان محفوظ است. البته برای محدود کردن همین ماجرای اصل بودن اثر هنری و خاطر جمع کردن مخاطب و به عبارتی خریدار اثر چاپ دستی، تمهیداتی وجود دارد. به طور مثال، کلیشه بعد از اینکه تعداد مورد نظر هنرمند چاپ گرفته شد، طوری مخدوش می شود که دیگر امکان تیراژ گرفتن نداشته باشد.
بنابراین خریدار اگر ببیند اثر چاپ دستی ای را که خریداری کرده فقط 10 نسخه دیگر یا فقط 15 نسخه دیگر از همان اثر وجود دارد، با خیال آسوده تری می تواند خرید کند و مطمئن باشد که توانسته است با هزینه کمتری، یک اثر هنری اصل داشته باشد و از تمام منافع مادی و معنوی یک اثر هنری مستقل بهره مند شود. درباره شمارگان تیراژ می توان اینطور گفت که بسته به کیفیت کلیشه و انتخاب تکنیک، توان های  مختلف برای ایجاد تیراژ وجود دارند. تکنیک هایی هستند که به لحاظ فنی ضعیف ترند و زیر فشار و شمارگان تیراژ کیفیت خودشان را زودتر از دست می دهند. تکنیک هایی هم هستند که خوردگی بیشتری روی پلیت ایجاد می کنند و توان تیراژ بالاتری دارند.
درمجموع این قضیه به انتخاب هنرمند است و اینکه چقدرکم یا چقدر زیاد تیراژ گرفته شود، چیزی نیست که کسی بخواهد برایش تصمیم بگیرد. البته یک سری قوانین کلی نیز در سنت چاپ دستی وجود دارد. مثلا برای تکنیک درای پوینت حداکثر می-توان 50 نسخه تیراژ گرفت و یا برای تکنیک اچینگ تا 250 نسخه می توان تیراژ گرفت.
البته امروزه پیروی از قوانین سنتی تیراژ نه توجیه اقتصادی دارد و نه امکان اجرایی اش وجود دارد؛ آنهم به واسطه کمبود امکانات ما نسبت به فضای هنری مثل اروپاست. روش چاپ دستی در دنیا به اینگونه است که هنرمند معمولا کلیشه خودش را می سازد، نسخه خودش را یک یا دو بار یا در حد تست چاپ می گیرد و سایر مراحل تیراژگرفتن توسط یک شخص حرفه ای به اسم چاپچی اتفاق می افتد؛ بنابراین هنرمند با خیال آسوده تری به سراغ چاپ می رود.
چون درایران تقریبا این امکانات حرفه ای فراهم نیست و همه هنرمندها خودشان عموما چاپ هایشان را می گیرند، طبیعی است نمی توان انتظار داشت که تعداد شمارگان تیراژ از یک حدی فراتر برود. بازار هم در این ماجرا تاثیرگذار است. اینکه هنوز نمی توانیم از گالری ها انتظار داشته باشیم که مثلا از یک نسخه چاپی که در نمایشگاه ارائه می شود، 10 تیراژ بفروشند. برای گالری ها، برخورد کردن با یک نمایشگاه چاپ دستی همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد، ترجیح می دهند یک کار روی دیوارشان داشته باشند و گرانتر بفروشند.

وقتی اثری یک نسخه اش به فروش می رود، تیراژهای بعدی نیز به همان قیمت قبلی به فروش خواهند رفت؟
معمولا همه نسخه ها به یک قیمت عرضه می شود. البته همینطور که گفتم در فضاهای حرفه ای و در اروپا که مثلا یک کلیشه چاپی 200 نسخه تیراژ دارد، به تناوب که این شمارگان بالا می رود  با یک درصدی قیمت ها کاهش پیدا می کند تا به آن نسخه نهایی می رسد که باز یکدفعه قیمتش بیش از سایر نسخه هاست. منتها اینجا بواسطه اینکه تیراژها در حد 10 تا و 7 تا و 5 تاست، مهلتی برای روند نزولی قیمت ها وجود ندارد و بنابراین همه نسخه های یک هنرمند در یک قیمت عرضه می شوند.

به اثری از میرزاعلی قلی خویی اشاره کردید که در کنار آثار سایر هنرمندان به نمایش درخواهد آمد. درباره این اثر و تکنیک آن بگویید.
از مجموع 51 تصویر باقیمانده هزارویک شب، تنها دو نگاره است که امضای شخص خویی را دارد و به یقین می توان گفت کار میرزاست. در سایر نگاره ها فقط به واسطه عناصر طراحی است که می توان به دست و قلم خویی پی برد. آن دو نگاره، یکی مطلع یکی از فصول کتاب است که فقط یک تذهیب و تشعیر است و دیگری، متعلق به یکی از داستان هاست. داستان شب 352 که عنوان اش بریدن سردختر و خرس توسط وردان است.
نگاره دوم همان تصویری است که ما در نمایشگاه خواهیم داشت. از آنجا که امکان امانت گرفتن از کتابخانه ملی نبود، از دکتر کازرونی خواهش کردیم که آن نسخه را در اختیارمان بگذارند و ایشان هم لطف کردند و پاسخ مثبت دادند. تکنیک این نسخه میرزاعلی قلی خویی، چاپ سنگی است. طراحی شیرین میرزا و توان او برای خلق تصویر در کنار تکنیک ساده چاپ دستی، بسیار دیدنی است. البته بهتر است بگوییم چاپ لیتوگرافی، چراکه چاپ سنگی شاید ترجمه درستی نباشد. از آنجا که تکنیک چاپ سنگی و لیتوگرافی را می شود با مدیوم های دیگری مثل ورق زینک هم انجام داد و صرفا لزومی به استفاده از سنگ مونیخ یا سنگ آهک نیست، بنابراین ترجیح می دهم از همان کلمه لیتوگرافی استفاده کنم.

آیا در میان این 25 هنرمند، کسی هست که تکنیک میرزاعلی قلی خویی را انجام داده باشد؟
نه. درحال حاضر هیچکدام از هنرمندان دعوت شده، با تکنیک لیتوگرافی دراین نمایشگاه اثری نخواهند داشت. جدای از مساله نمایشگاه، تا جایی که من مطلع هستم فقط   سلیمی و  وکیلی هستند که در زمینه چاپ لیتوگرافی  کار کرده اند. سلیمی که بسیار براین تکنیک مسلط هستند و نمایشگاههای متعددی نیز در این تکنیک چاپ دستی داشته اند و آقای وکیلی که تجربی تر کار کرده اند و آشنا هستند.

هنرمندان شرکت کننده دراین نمایشگاه از نسل های متفاوتی هستند. اگر حضور خود میرزا را هم درنظر بگیریم تا برسد به جوان ترین هنرمند شرکت کننده، همگن بودن و توالی نسل هنرمندان چاپگر در این نمایشگاه چگونه است و تفاوتها و شباهتهای احتمالی چه هستند؟
فکر می کنم داشتن یک ایده مشترک و یک منبع مشترک برای فکر کردن، تا حدودی هماهنگی ایجاد می کند. طبیعی است که آدمها از نسل های مختلف دارای خُلقیات و افکار و گرایش های مختلفی هستند، درعین حال متن هزارویک شب به قدری دارای قدرت است و جاذبه ایجاد می کند، که همه شرکت کنندگان را در یک بستر قرار می دهد و از یک فیلتر می گذراند. این حرف من اصلا به این معنا نیست که قراراست با یک نمایشگاه همگن مواجه شویم. چون هرکدام از 25 نفر هنرمند کاملا شخصیت کاری خودشان را دارند و آن چیزی را که دلشان بخواهد از متن برداشت می کنند. حتی در خیلی از موارد، اساسا روایت تصویری یک به یکی با داستان اتفاق نمی افتد، چون همانطور که گفتم عده زیادی از اینها صرفا نقاش هستند و فقط تصویری با توجه به اتمسفر کلی داستان ایجاد کرده اند. با تمام این احوال فکر می کنم که چه به لحاظ تم و داستان و چه به لحاظ تکنیک، اشتراک فراهم می شود.

آیا فکر می کنید می توان از این ایده برای نمایشگاههای سالیانه استفاده کرد و ما هر ساله شاهد برپایی نمایشگاه چاپ دستی باشیم؟
خوشبختانه افراد زیادی هستند که حداقل در سالهای اخیر، دغدغه برگزاری نمایشگاه چاپ دستی داشته اند و اینکار را هم کرده اند. اولین و تنها بینال چاپ دستی ایران در سال 1385 در موزه هنرهای معاصر و به دبیری  احمد وکیلی برگزار شد. نمایشگاه خوبی هم بود، ولی بواسطه عدم حمایت و صرف انرژی بیش از اندازه برای راه اندازی آن نمایشگاه، دیگر بینال تکرار نشد. نمایش آثار چاپ دستی همچنان محدود به نمایش در گالری های خصوصی است. درباره ایده شخصی ام برای برپایی چنین نمایشگاههای باید بگویم چاپ دستی از علاقمندی های درجه یک برای من به شمار می رود و سعی خواهم کرد با شکل بهتر و آدمهای جدیدتر و مستعدتر در کنار آدم های با تجربه تر باز هم نمایشگاه چاپ دستی برگزار کنم.

نمایشگاه در چه تاریخی، کجا و چه مدت برقرار خواهد بود؟
نمایشگاه در تاریخ پنجشنبه 9 آذر در گالری آریا افتتاح می شود و به مدت 12 روز ادامه خواهد داشت.

سخن پایانی؟
برپایی یک نمایشگاه چاپ دستی با هزینه های زیادی مواجه است. از همان ابتدا که ایده نمایشگاه نوشته شد و شروع به دعوت از هنرمندان کردیم، و خانم آریا که جزو معدود گالری دارهایی هستند که دغدغه چاپ دستی و اشاعه آن را دارند،  ایده را پذیرفتند و گالری را در اختیارمان گذاشتند، تصمیم داشتم که به سیاق سایر نمایشگاههایی که معمولا برگزار می شود و هنرمندها متحمل هزینه می شوند، اینطور نباشد و نمایشگاه با اسپانسر برگزار شود. درحال حاضر این نمایشگاه 3 اسپانسر دارد که هرکدام بخشی از این نمایشگاه را حمایت می کنند و از این بابت جای خوشحالی است. دوست دارم که اسامی آنها گفته شود. کاوه کیانی، که قسمتی از هزینه های چاپ کاتالوگ نمایشگاه را به عهده گرفته اند. فروشگاه لوازم هنری افق که تنها عرضه کننده لوازم چاپ دستی در ایران است و شخص مدیریت اش آقای مصطفی جوهری، قسمتی ازهزینه های چاپ کاتالوگ و تبلیغات این نمایشگاه را به عهده دارند و آقای علی نبوی که کارگاه قابسازی خوبی دارند و بسیاری از هنرمندان ایشان را می شناسند و معمولا کارهای نمایشگاهی انجام می دهند، اسپانسر بخش پرزانته و ارائه آثار هستند که از این بابت از تمامی این عزیزان سپاسگذارم.
   

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید