ماه رمضان
تصویر برگزیده

شهاب محمدی در گفتگو با »آرتنا«:

ملت ها نگهبان صلح جهان هستند

آرتنا: سازمان ملل 252 قطعنامه صلح را مطرح کرده اما به آن عمل نشده و این نقطه ضعف بزرگی است. نگهبان صلح جهان، ملتها هستند نه سیاستمداران.

zoom
ملت ها نگهبان صلح جهان هستند

گفت و گو: امین طالبی، لیلا یاراحمدی /خبرگزاری هنر «آرتنا»
 
شش سال بیشتر نداشت که واقعیت زندگی در این دنیای غم انگیز را خواند. هنوز خیلی کوچک بود برای آن که بازی های کودکانه اش را به جنگ، بمب شیمیایی، سرطان، بیماری و مرگ پیوند بزند. وقتی دوستانش در کوچه با دفتر مشقشان موشک های کاغذهای می ساختند، تخیل کوچک او موشک ها را تبدیل به پرنده می کرد تا بتوانند آزادانه تر پرواز کنند. اما تخیل او کوچک نبود، مانند پرنده اش آنقدر بزرگ بود که از فضای خانه، کوچه و شهر می رفت تا به بمب هسته ای می رسید، آنگاه خود را به آن می رساند؛ بمب در آسمان پاک منفجر می شد. آسمان آنقدر بزرگ بود که با بمب ساخته ی دست انسان کثیف نشود پس نباید نگرانش شد در عوض اینطور دیگر آدم ها نمی سوختند، مریض نمی شدند و برای همیشه نمی خوابیدند.
یک روز صبح ساعت به هشت نزدیک می شد و هنوز دنیا در خواب بود. پرنده های کوچکی که هر روز حاضر می شدند تا خود را قربانی کودکان هیروشیما کنند، تصمیم گرفتند این بار با هم پرواز کنند. آنان در قاب خیال رنگ یک مرد، کنار دخترکی غمگین از برآورده نشدن تنها آرزویش به پرواز درآمدند تا به بلندای تندیس ساساکو برسند که 60 سال قبل مردمان آن سرزمین آن را مجسمه صلح نامیده بودند.

 شهاب محمدی هنرمند بافنده و طراح فرش صلح در گفت و گو با آرت نا درباره ضرورت فعال شدن سازمان ملل در زمینه صلح گفت: اول این که سازمان ملل 252 قطعنامه صلح را مطرح کرده اما به آن عمل نشده و این نقطه ضعف بزرگی است. در ثانی نگهبان صلح جهان، ملتها هستند نه سیاستمداران. آنها اغلب مایل به جنگیدن هستند تا صلح.
گفت و گوی «آرت نا» با شهاب محمدی را می خوانید:

آقای محمدی به چه دلیل موضوع صلح را انتخاب کردید؟
شش ساله بودم که کتاب ساداکو و هزار پرنده کاغذی را خواندم. از همان سالها خیلی مشتاق شدم که برنامه صلح را به نحو بهتری دنبال کنم و گامی برای برقراری صلح در جهان بردارم و حرکتی کنم. با آقای یاراحمدی مدیر مسئول «آرت نا» بحث کردم. ایشان ابراز تمایل کردند و  کار را شروع کردیم.

در مورد برنامه صلحتان توضیح دهید؟
به نظر من افرادی باید در این گونه برنامه ها خودشان را نشان دهند تا همگی به هدف خود که همان صلح جهانی است، برسیم. قاعدتاً به انسان های زیادی احتیاج است که بخواهند دنبال این هدف باشند و کار را قوی تر دنبال کنند. من می خواهم در این دنیا، ایران قوی تر ظاهر شود.

از نگاه شما صلح چه معنایی دارد؟
خیلی چیزها در این دنیا باید محو شود. چیزی که اکنون بحث جهانی آن را همه جا می شنویم بحث بمب های هسته ای است. هیروشیما و ناکازاکی بهانۀ خوبی برای نمایش عمق فاجعه و تهدید صلح است. صلح یعنی جهانی عاری از تنش.

به نظر شما اگر بمب های هسته ای نباشد ، صلح برقرار می شود؟
این یکی از قدم هاست. من معتقدم که باید از یک جایی شروع کنیم و قدم های بعدی مان را محکم تر برداریم به همین خاطر بحث صلح را که در ذهنم بود، اجرا کردم. من سعی کردم وظیفه خودم را خوب ادا کنم. به امید روزی که تمام بشریت گام نخست خودش را برای حذف جنگ در جهان بردارد.

هدف شما از بافتن فرش صلح چه بود؟
فرش و تابلو فرش یکی از مهم ترین هنرهای دستی ایرانی است. هر کسی که فرش را ببیند اولین چیزی که به ذهنش می رسد ایران و ایرانی است. ما احتیاج نداریم که هنرمان را معرفی کرده، بعد در کنار آن فکرمان را معرفی کنیم. فرش ایران معرف فرهنگ و تمدن ایرانی است.

صلح در فرهنگ و تمدن ایرانی چه معنایی دارد؟
 تمدن و فرهنگ ایرانی در تمام طول تاریخ پیشگام در برقراری صلح بوده است و منشور کوروش دلیلی بر این مدعاست. من سعی کردم با هنر ایرانی شعار ایران زمین را به گوش جهانیان برسانم. در فرهنگ فارسی این کلمات را زیاد داریم: دوست داشتن، مهربانی، بنی آدم ، لطف ، نیکی و... خیلی کلمات دیگر که از آن مفهوم صلح  را در می یابیم  و این کم نیست.

از هنر ایرانی چه انتظاری برای انسانی شدن زندگی بشری دارید؟
هنر ایرانی عین معنویت و صلح است و یکی از مهمترین ذخایر فرهنگ بشری می باشد.
ما توانایی های زیادی داریم که می توانیم از آنها برای رسیدن به صلح استفاده کنیم. من سعی کردم از یکی از هنرهایی که داریم استفاده کنم تا افکار صلح آمیز همه مردم ایران را به دنیا برسانم. در هیروشیما هر سال ششمین روز ماه آگوست مراسم روز صلح برگزار می شود، خواستم امسال ما هم سفیر صلح باشیم.

به نظر شما می توان تنها با گفتن  یک کلمه «صلح»، اصل جریان را گفت؟
جریان دوستی و صلح ، جهانی است. ما جهان را داریم ولی صلح نداریم.

   

کودکان و پرندگان نماد زندگی هستند چرا شما سعی کردید این نماد زندگی را با هنر ایرانی رقم بزنید؟
برای پیوند زدن باید از همه چیز استفاده کرد. همه سفید را به عنوان رنگ صلح می شناسند، کودکان پاک اند و غل و غشی ندارند. آنان جنگ طلب نیستند، افکار پلیدی ندارند و همیشه در آرامش اند پس می توان در کنار پرندگان قرارشان داد. پرندگان همیشه گروهی پرواز می کنند و فرش نیز سرشار از گره های تار و پود در کنار هم قرار گرفته است و شاید نقطه اشتراکشان در همین است. ما می خواهیم با هنر، صلح را به دنیا گره بزنیم.

به نظر شما هنر فرش تاب و تحمل تغییر و تحول در مفاهیمی که در هنرهای دیگر بوجود می آید را دارد تا نماد بشود؟ فرش ایرانی ظرفیت به تنهایی بر دوش کشیدن بار هنر را دارد؟
فرش ایرانی ظرفیت زیادی دارد و می تواند به تنهایی با تمامی هنرهای جهان برابری کند. چه چیزی را می خواهید در کنار آن قرار دهید. در ثانی دست کم فرش ایرانی یکی از مهمترین هنرهای دیرین است و سرشار از رنگهای زندگی و صلح است.

آن چیزی که انسانها را به هم پیوند بزند، چیست؟
اتحاد جهانی را می توانیم این گونه تفسیر کنیم؛ چیزی مثل پود باید قرار بگیرد که بتواند انسان ها را در کنار هم نگه دارد.
خود ، تار و پود و چله و کرک و پشم و ابریشم، همه از یک جنس اند و انسانها این نقش را بازی می کنند. ما می توانیم ابریشم، کرک، پنبه یا پلاستیک را به کار ببریم ولی کسی باید بخواهد این کار را انجام بدهد. هر سال ششم آگوست افرادی از تمام دنیا جمع می شوند و در پارک صلح هیروشیما در کنار مجسمه  با هم شعر کودکان هیرو شیما را که در پائین مجسمه ساداکو نوشته اند هم صدا فریاد می زنند. ما هم  می خواهیم سفیر صلحی باشیم از ایران.

چرا فرش را انتخاب کردید و مثل دیگر صلح طلبان دنیا از پرنده کاغذی استفاده نکردید؟
چون کار جدیدی است. ما دنبال کار نو و فکر جدیدی هستیم. ما به دنبال هدف صلح قدیمی هستیم ولی نه با طرح قدیمی بلکه با طرحی جدید. طرح قدیمی اگر جواب می داد تا به حال به نتیجه رسیده بود. ما دنبال کپی نیستیم.

یک سری کودک جمع می شوند و پرنده های کاغذی (اوریگامی) را به شکل پرنده درست می کنند. شما فکر می کنید که آنها می توانند جلوی کشتار جمعی را بگیرند در حالی که ما می بینیم جنگ ادامه دارد بعد از هیروشیما، ویتنام پیش آمد بعد عراق و افغانستان فلسطین، غزه، لبنان و... هر چه جلوتر می رویم روز به روز بیشتر می شود؟
می توان نشست و گفت: "نمی شود" یا این که همتی کرد و قدم برداشت. ما قدم را برمی داریم اگر هم در نهایت موفق نشدیم، سرخورده نیستیم از اینکه حرکتی نکردیم. چون اقدام کردیم. مثل مورچه ای که دانه ای را صد بار بر می دارد حتی اگر باز هم بیفتد، ما هم تلاش خودمان را می کنیم حتی اگر نشود.

بافت این فرش را چه موقع آغاز  کردید و دلیل شما برای انتخاب این روز چه بود؟
بافت فرش را در 25 اسفند ماه روز بمباران شیمیایی حلبچه در جنگ ایران و عراق آغاز کردم و می خواهم در روز صلح آن را ارائه دهم. هر دو روز یک فاجعه جهانی است چون دو حادثه مشابه بود و این دلیل بافت فرش در این روزها بود.
در سازمان ملل تابحال 252 بار قطعنامه صلح مطرح شده است. چرا هیچ اتفاقی در بحث جهانی نمی افتد؟
اجازه دهید با فلسفه فرش توضیح دهم. در واقع سازمان ملل بهترین گزینه برای پود است؛ پودی است ضعیف، پودی که قدرت ندارد، از نماینده های همه دنیا تشکیل شده است و در دنیا نظر می دهد اما آنچه را که تصویب می کند، عملی نمی شود و این نقطه ضعف بزرگی برای این سازمان است. در ثانی نگهبان صلح جهان ملت ها هستند نه سیاستمداران. آنها اغلب مایل به جنگیدن هستند تا صلح.

روند آفرینش این فرش چگونه بوده و چه مراحلی داشته است؟
این طرح در ذهنم بود ولی دقیقاً نمی دانستم چگونه آن را پیاده کنم. شروع کردم به طرح زدن. در نهایت به یکی از کارهای استاد فرشچیان رسیدم که به بحث روحانیت می پرداخت با تفکر و نگاهی که از بالا به پایین داشت. با هم فکری داود یاراحمدی این حالت به ذهن من آمد که این گزینه خوبی است که دختری را می توانیم به عنوان ساداکو معرفی کنیم. پرنده هایی که ساداکو ساساکی می ساخت تا آرزوی او برآورده شود و زنده بماند ولی نتوانست به آرزویش برسد که از آنها نیز استفاده کردم.
من طرح استاد فرشچیان را شبیه آن چیزی که در ذهنم بود، طراحی کردم. انتخاب ابر و باد برای زمینه، جدا بودنش از دنیا را نشان می دهد. بالهای دخترک نشان از این دارد که در دنیای دیگری زندگی می کند. هر پرنده کاغذی را به رنگ پرچم یک کشور قرار دادم که اتحاد را برسانم و این که از هر جای دنیا باید افرادی باشند که به صلح بیندیشند و قدمی برای آن بردارند. با بودن فقط ایران یا چند کشور، صلح جهانی بدست نمی آید. ما صلح جهانی می خواهیم.

آقای محمدی چطور شد که این کار را با آرت نا شروع کردید؟
برای این هنر یک پایگاه هنری مانند آژانس هنر را نیاز داریم . آرت نا فرصت مناسبی است که زندگی را با مفاهیم معنوی و انسانی هنر آشتی دهد. رسانه و هنر زندگی را در صلح معنی می کنند. به این دلیل آرت نا را برای معرفی هنرم انتخاب کردم چرا که هر دوی ما در آغاز هستیم.

آیا در واقع می شود زمینه انتقال مفهوم صلح را با یک هنر ایرانی در کشورهای دیگر داشت یا خیر؟ هنر خاص ایرانی یعنی فرش چگونه می تواند اندیشه های صلح را بیان کند؟
زمینه ای فراهم شد و من توانستم با تکیه بر هنری که با چشم، دست و ذهن ساخته شده و تلفیقی از همه احساسات است، خلاقیت ویژه ای در بافت این فرش بکار برم تا بتواند عمیق ترین پیام انسانی را در زدودن آثار خشونت در رفتار بشری نسبت به خودش، خانواده اش و ملت های هم جوارش برساند. هنری که با دست و ذهن ارتباط دارد، به زیبایی خودش را بیان می کند. فرش یک هنر ایرانی است. از زمانی که فرش پازیریک ساخته شد، انسان ایرانی همواره به طبیعت به عنوان نماد صلح توجه ویژه ای داشت. به این جهت دوست دارم این هنر را با توجه به پیام رسان صلح بودن و خبررسان رفع خشونت بودن و زدودن آثار دشمنی به جهان معرفی کنم و امیدوارم نهادهای دولتی و بین المللی وNGO های خدمتگزار به صلح بشری  این فرصت را برای آژانس آرت نا و من فراهم کنند که با مضمون هنر و رسانه و صلح با مردم جهان حرف بزنیم.
من با افکار صلح طلب ایرانیان آشنا هستم و امیدوارم فرصت آن فراهم شود که آرت نا و من  در مجامع جهانی شرکت کنیم و نظر ایرانیان را به گوش تمامی مردم دنیا برسانیم.

۲۳:۱۶ ::: ۱ / ۱ / ۱۳۹۰

ARTNA آرتنا-> میراث ماندگار - گفتگو -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید