ماه رمضان
تصویر برگزیده

دکتر «جان لنت» درگفتگوی با «آرتنا»:

مطبوعات آمریکا هر اثری را منتشر نمی کنند

آرتنا: در آمریکا هم محدودیت های خط قرمز وجود دارد که اغلب محدودیت های اقتصادی هستند.

zoom
مطبوعات آمریکا هر اثری را منتشر نمی کنند

گفتگو: محمد صمدی / خبرگزاری هنر«آرتنا»

دکتر جان لنت بنیان گذار مجله ی بین المللی IJCA در سال 1998می باشد. همچنین پیش از آن به مدت 12 سال سردبیر مجله ی بین المللی «ویتی وورد» بوده است. وی 71 کتاب در زمینه های مختلف به نگارش در آورده است که 22 کتاب به مقوله ی طنز پرداخته است.در همین راستا سرویس بین الملل«آرت نا» گفت و گوی اختصاصی با ایشان صورت داده است که با هم می خوانیم. 

 دیدگاه دکتر جان لنت در مورد طنز چیست؟
به نظر من طنز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. برای مثال، در بسیاری از موارد کارتون های سیاسی تنها نظر های تاثیر گزاری هستند که در رسانه ها ارائه می شود. هنگامی که یک رسانه دیدگاه های مختلف را بیان نمی کند در این زمان طنز برای گفتگو های بین افراد جامعه ضروری است. شکی نیست که کتاب ها و مجلات طنز نقش مهمی در جامعه ایفا می کنند؛ نه تنها برای تفریح به کار می روند بلکه با اهداف تبلیغات، آموزش و دیگر موارد نیز مورد استفاده قرار می گیرند.

طنز در زندگی روزمره افراد چه جایگاهی دارد؟
فکر می کنم در بسیاری از موارد تفاوتی ندارد، به این صورت که بسیاری از افراد به علت های فراوانی در زندگی روزمره از طنز استفاده نمی کنند. برای مثال به دلیل اینکه فکر می کنند طنز به اندازه ی کافی کلاس بالایی ندارد یا فکر می کنند طنز شخصیت آنها را زیر سوال می برد، یا اینکه طنز برای انها مناسب نیست. و موارد بسیار دیگری نیز هست که افراد توان خرید این گونه مجلات را ندارند. در بخش هایی از آفریقا خرید مجلات طنز بسیار مشکل است؛ افراد قدرت خرید ندارند. اما فکر می کنم طنز نقش مهمی را در طندگی میلیون ها نفر در جهان ایفا می کند، چه برای آموزشی، چه برای تفریح یا برای تبلیغات برای خرید یک کالا باشد. در این موارد در زندگی مردم از اهمیت بالایی برخوردارند.

علت کشیده شدن شما به سمت طنز چه بود؟
همیشه در دوران کودکی ام به طنز علاقه مند بودم. پدرم که فردی به لحاظ آکادمیک با سواد نبود اما فردی باهوش بود، هر روز طنز هایی از روزنامه ها را می خواند و من می دیدم چقدر موجب شادی او می شود. و این امر موجب شد تا به طنز علاقمند شوم. سپس در سال 1963 تحقیقی در مورد طنز و تاثیر آن بر کودکان انجام دادم در حالی که بر روی تز دکترای خود هم کار می کردم. این تحقیق تاثیر طنز بر کودکان را نشان نمی داد، البته به این دلیل که هیچ امکاناتی برای انجام تحقیق خود نداشتم. بعد از آن به کار در زمینه ی طنز ادامه دادم. در دهه ی هفتاد و به ویژه در دهه ی هشتاد میلادی مقالات و کتاب های بسیاری در مورد طنز نوشتم. تمام این موارد در زندگی من از اهمیت بالایی برخوردار است. همکاری با کارتونیست ها که اغلب افرادی با دانش و خلاق بودند، برای من لذت خاصی دارد. از دهه ی هشتاد به بعد به مدت 12 سال سردبیر مجله ی بین المللی «ویتی وورد» بودم و پس از آن مجله ی بین المللی IJCA را در سال 1998 تاسیس و مدیر مسئولی آن را به عهده گرفتم. این مجله 2 بار در سال منتشر می شود که به 1200 تا 1500 صفحه در سال می رسد. جدا از انتشار آن تمام کار های آن در خانه ی من بدون هیچ حمایتی انجام می گیرد. بنابراین کاملا مستقل است. در این مجله مقالاتی در مورد کارتون، کاریکاتور، طنز و پویانمایی از سراسر جهان وجود دارد. من طی این سال ها 71 کتاب را به نگارش در آورده ام که 22 کتاب آن مربوط به طنز می باشد. تعداد دفعات زیادی بعنوان داور در مسابفات جهانی کارتون  کاریکاتور انتخاب شده ام برای مثال 12 سال پیش در مسابقه ی بین المللی دوسالانه ی کارتون در تهران کنفرانس داشتم و در آنجا جامعه ی کارتونی را قدرتمند یافتم.

 اگرچه طنز بنیان ثابتی در دنیا دارد اما با توجه به عناصر، سمبل ها و ساختار های قومی، تعریفات متفاوتی در یک جامعه از آن است، در این خصوص برای ایجاد یک اثر جهانی آیا ما می توانیم به یک زبان مشترک نوشتاری یا تصویری برسیم؟
اولا به نظر من نیازی به زبان مشترک تصویری یا نوشتاری نداریم. امیدوارم هرگز به جایی نرسیم که تمام دنیا با یک زبان مشابه صحبت کند. فکر می کنم مهم است که هر کشوری، هر گروه قومی زبان و فرهنگ خود را داشته باشد. بنابراین هنگامی که به یک اثر نگاه می کنید، یک ایده نگاه خواهید کرد که زبان و فرهنگ آن قوم یا جامعه را انتقال می دهد. این موضوع نکته ی مهمی است. در برخی از کشور ها به ویژه در چین و دیگر نقاط جهان گرایشی بوجود آمده است که از طنز ژاپنی و امریکایی تقلید می شود، به نظر من این روند روند مناسبی نیست. هر کشور می بایست کارتون و طنز های مربوط به فرهنگ خود را انجام دهد.  فکر می کنم این موضوع یک امر بسیار مهم است. اگرچه طنز هایی هم وجود دارد که زبان جهانی داشته و تاثیر مثبت یا منفی بر کل دنیا می گذارد. برای مثال طنز های والت دیزنی در تمام دنیا منتشر می شود ، در مصر یک نسخه ی عربی از آن به زبان عربی منتشر می شود که در اروپای شمالی محبوب است و همچنین در امریکای جنوبی نیز منتشر می شود که هم اکنون 45 ساله شده است. همچنین طنز های ژاپنی در 25 سال اخیر مخاطبان بین المللی یافته است. البته ممکن است به دلیل تقلید از ژاپنی ها به یک زبان مشترک تصویری یا نوشتاری دست بیابیم.

چگونه طنز می توان جوامع را به یکدیگر نزدیکتر کند؟
به نظر من در زبان طنز اغلب این اتفاق روی می دهد. بسیاری از کارتون ها برای نزدیک کردن افراد به یکدیگر مناسب هستند زیرا بسیاری از کارتونیست ها در مورد صلح، دانش و برادری کار کرده و از آن صحبت می کنند. آنها به نزدیک شدن افراد کمک می کنند، به ویژه در کارتون های بی کلام، که با موضوعات روزمره افراد همچون محیط زیست، آلودگی، جنگ و صلح و مواردی مانند اقتصاد که همواره در ذهن افراد وجود دارد سروکار دارند. به نظر من این اتفاق زمانی روی می دهد که بدانیم افراد دیگری هم از مشکل ما رنج می برندیا در تلاش هستند تا همان مشکل را حل کنند. طنز می تواند مردم را در هر جامعه ای به یکدیگر نزدیک کند و این مار را انجام می دهد.

وضعیت کاریکاتور وطنز در جهان راچگونه می بینید ؟
خوب در ابتدا باید بگویم که در رشته ی طنز پیشرفت های بسیاری انجام شده است. هم اکنون در بسیاری از کشور ها طنز به درجه ی بالایی دست یافته است که نه تنها بعنوان موضوعی برای خنده، سیاست، مجلات و کتاب ها می باشد بلکه اخیرا داستان های گرافیکی- کتاب های بزرگ با عکس ها و متن، در فروشگاه ها و کتاب فروشی های زنجیره ای  بفروش می رسد. این کتاب ها با موضوعات حساسی سرو کار دارند که می تواند تاریخی، زندگی نامه، ادبی یا ژورنالیستی باشد. بدون شک پیشرفت های ارزشمندی در حال حاضر در این رشته حاصل شده است. بیست سال پیش تنها تعداد معدودی بودند که در این زمینه تحصیل می کردند و احتمالا به این دلیل بوده که دانشگاه ها طنز را جدی نمی گرفتند. اما هم اکنون جدا از ژورنالی که در سال 1998 به راه انداختم، ژورنال های دانشگاهی دیگری هم منتشر می شوند که افراد دانشگاهی متعددی در آن مجلات کار می کنند. این محققان در زمینه های زبان و طنز، سمبل ها یا نماد های طنز،تاریخ طنز، اقتصاد طنز، کاربرد و نقش طنز، و دیگر زمینه ها کار می کنند. آنها از زوایای مختلف به طنز نگاه می کنند از جمله ادبیات، روانشناسی، فلسفه و تاریخ. احساس می کنم پیشرفت های قابل توجهی در زمینه ی تحقیق در مورد طنز روی داده است.
شاید در برخی از کشورها از تعداد مخاطبان کاسته شده باشد اما به نظر می رسد گسترش طنز به طور کلی بهبود یافته است، زیرا در کشورهایی که پیش از این کتاب طنز وجود خارجی نداشته، همانند بسیاری از کشورهای افریقایی، هم اکنون در این کشورها به چاپ می رسد. برخی از این کتاب ها برای تفریح و بسیاری دیگر برای آموزش و ارتقاء زندگی افراد می باشد که بر روی موضوعاتی همچون ایدز، بهسازی مسائل بهداشتی، تغذیه، برنامه ریزی خانوادگی و ... تمرکز دارند. این مجلات و کتاب های طنز در بسیاری از بخش های قاره ی افریقا برای کمک به بهبود اوضاع مردم به کار گرفته می شود. همین مورد نیز در آسیا وجود داشت که در گذشته برخی از کشورها به طنز اهمیت نمی دادند ولی هم اکنون از اهمیت بالایی برخوردار است. در خاور میانه کتاب  های طنز بسیار نادر بود، اما هم اکنون ژورنال «99» در کویت و همچنین AK در قاهره و برخی از نقاط جهان منتشر می شود. این مجلات در خارج از خاور میانه نیز به محبوبیت دست یافته اند.

در بسیار از جشنواره های  آثار کپی  نیز افزایش یافته است، به نظر شما دلیل آن چیست؟
بله آثار کپی در حال افزایش است اما تلاش هایی هم برای جلوگیری از این روند نیز در حال انجام است. برای مثال در تایوان پیش از 1992 بیشتر آثار تقلبی بود و از آثار ژاپنی جعل یا کپی برداری می شد. با این حال این موارد دیگر به تعداد گذشته نیست زیرا دولت تایوان قانون هایی وضع کرده است که مقداری از سرعت آنرا کاهش داده است. همچنین دیگر کشورهای آسیایی وجود داشتند که از قانون کپی رایت پیروی نمی کردند اما هم اکنون از این قانون پیروی می کنند. برای مثال در چین و دیگر کشور ها این اتفاق روی داده است. فکر می کنم تلاش هایی برای مبارزه با توقف جعل آثار طنز وجود دارد اما هنوز این امر روی می دهد در ست مانند تمام دیگر موارد همانند نقاشی، مد لباس، فیلم و ... نیز این اتفاق روی می دهد.

تعریف کارتون و کاریکاتور خبری و آثار جشنواره ای چیست؟ کدام یک را ترجیح می دهید؟ چرا؟
کاریکاتور از نگاه من اغراق در چهره ی فرد یا بدن اوست. کاریکاتور سابقه ای چند صد ساله در آسیا و همچنین در اروپا دارد. برای مثال لئوناردو داوینچی 600 سال پیش کاریکاتور کشیده است. در سراسر کشورهای ژاپن، هند و چین کاریکاتور هایی در معابد و مکان های تاریخی کشف شده است. کارتون و کاریکاتور خبری ممکن است سیاسی یا سر مقاله باشد تا از ان پیامی انتقال یابد که ممکن است اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی باشد. متاسفانه در برخی از کشور ها مخصوصا در امریکا نقش کارتونیست های سیاسی بسیار کاهش یافته است. تعداد معدودی کارتونیست سیاسی به طور کامل در روزنامه های امریکا مشغول به فعالیت می باشند زیرا برای روزنامه ها هزینه ی بالایی در بر دارد. در تمام نقاط امریکا و برخی از نقاط جهان این چنین است و این امر بسیار نگران کننده است زیرا دیگر در شهر ها کارتونیستی نیست تا مشکلات جامعه را انعکاس دهد. از سوی دیگر شما در کشوری مانند کنیا می بینید که روزنامه هایی همچون «نشنال گروپ» است که هفت کارمند مخصوص بخش طنز دارد. آنها بسیار بهتر از روزنامه های امریکایی کار می کنند. سومین نوع کاریکاتور، کاریکاتورهای طنز هستند.
 آنها معمولا یک بعدی هستندو شامل لطیفه می شوند. شما برخی اوقات اینگونه کاریکاتور ها را در مجلات سرتاسر جهان می بینید. چیزی که شما کاریکاتور جشنواره ای می نامید آثاری هستند که منحصرا برای مسابقات کشیده می شوند. برای مثال در ایران کارتونیست های بسیاری هستند که برای مسابقات کاریکاتور های فراوانی می کشند. این نوع از کاریکاتور ها بیشتر با هدف ارائه در مسابقات رسم می شوند و بر اساس موضوع خاصی همچون آلودگی، آب، یا حتی موضوعات ساده تری همچون کفش، دوچرخه، و غذا می باشد. اما در برخی موارد کاریکاتور های بسیار عالی برای این مسابقات کشیده می شود که می توانند به یک اثر هنری تبدیل شوند.
چرا هنرمندان در این مسابقات شرکت می کنند به این دلیل است که حقوق کافی نمی گیرند و نیاز به منبع در آمد دیگری دارند. آنها نمی توانند با تکیه بر درآمد از کاریکاتور هایی که می کشند زندگی کنند. یکی از روش هایی که مفید است شرکت در این مسابقات است زیرا برخی از این مسابقات جوایز بالایی دارند. در برخی از کشورها اگر هنرمندی جایزه ی اول یکی از این مسابقات را دریافت کند با حقوق آن فرد برای کار در یک روزنامه به طور کامل برابری خواهد کرد. تمام رشته های کاریکاتور را دوست دارم ولی بیشتر کاریکاتور های یک بعدی طنز و سیاسی را دوست دارم. بیشتر با این نوع از کاریکاتور اخت شده ام اما دیگر انواع آن نیز مفید بوده و من از آن ها لذت می برم.

آیا اعتقاد به خطوط قرمز در کاریکاتور دارید یا نه؟
در هر کشوری محدودیت هایی وجود دارد. در بسیاری از موارد کشور چین را به دلیل این محدودیت ها انگشت نما کرده اند ولی در بسیاری از کشور های دیگر وضعیت بسیار وخیم تر است. برای مثال در مالزی همین حالا آثار یک کارتونیست ممنوع شده است فقط به خاطر اینکه بر ضد دولت کاریکاتور رسم کرده است، به ویژه بر ضد دولت. و موارد دیگری از این قبیل نیز در کشورهای دیگر هم وجود دارد. در الجزایر در طول سال چند کاریکاتوریست کشته می شوند. در آفریقای شمالی بسیاری از کاتونیست ها با محدودیت های دولتی روبرو می شوند که به این دلیل به کشورهایی همچون فرانسه و بلژیک مهاجرت می کنند. حساسیت ها در بسیاری از کشور های جهان بسیار بالاست. به همین دلیل است که شما قوانین محدود کننده را می بینید. در آمریکا هم محدودیت های خط قرمز وجود دارد؛ که اغلب محدودیت های اقتصادی هستند.در روزنامه ها منتشره در آمریکا هر اثر را منتشر نمی کنند، زیرا ممکن است به بخشی که حامی روزنامه است دچار چالش شوند. بنابراین در امریکا درست مثل چین و دیگر نقاط دنیا نیز محدودیت هایی وجود دارد. در برخی از کشورها یک کارتونیست نمی تواند بر ضد دولت کار کند اما این هنرمندان می توانند در مورد موضوعات اجتماعی همچون فساد، کاغذ بازی و غیره کارکنند. در چین کاریکاتوریست ها نمی توانند کاریکاتور مسئولان رده بالای کشور را رسم کنند که در بیشتر کشور ها این چنین است.
به نظر من روندی در آمریکا وجود دارد که افراد به محیط اطراف خود بسیار حساس شده اند. بسیاری از افراد حس شوخ طبعی خود را از دست داده اند. این امر بخشی از کاریکاتور و کاریکاتور سیاسی است اما این روزها حساسیت ها افزایش یافته است. تصور می کنم کارتونیست های قرار نیست به هر حوزه وارد شوند و باید از آن دوری کند. کاریکاتور می بایست با موضوعات و مشکلات جامعه مرتبط باشد. به نظر من باید آزادی همراه با مسئولیت باشد.

آیا این خطوط قرمز به شرایط جامعه بستگی دارد یا به دلایل سیاسی است تا سیاستمداران به اهداف خود دست یابند؟
به هر دوی آنها بستگی دارد. علاوه بر این موارد نیز محدودیت های اقتصادی وجود دارد. کاریکاتوریست ها می دانند که اگر موضوعی را برخلاف سیاست های روزنامه انجام دهند سردبیر اجازه نشر آنها را نخواهد داد.. این خطوط قرمز در همانطور که در بالا گفتم در همه کشورها وجود دارد و تعریف متفاوت دارد. برای مثال در تایوان کشیدن کاریکاتور پادشاه غیر اخلاقی و غیر قانونی است ولی ممکن است در کشوری دیگر چنین نباشد.

آیا این خطوط قرمز برای جامعه مفید است یا نه؟
فکر می کنم  اگر درست تعریف شده باشد برای یک جامعه بسیار مفید است. برخی اوقات یک کاریکاتور می تواند موجب مشکلات فراوانی شود و منجر به کشته شدن یا آسیب دیدن فرد یا گروهی شود. اما در بیشتر موارد این خطوط قرمز به دلیل جلوگیری از شنیدن آوای مخالفان مشکل ساز می شود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید