تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/جشنواره فیلم فجر

چل تکه «سیزده»

آرتنا: اگرچه «هومن سیدی» در فیلم «سیزده» نتوانسته به خوبی در جایگاه یک کارگردان موفق ظاهر شود اما تصور می شود تا حدی بتواند گیشه ها را تا مرحله بازگشت سرمایه برای خود نگه دارد.

zoom
چل تکه «سیزده»

نوشته: داود یاراحمدی / خبرگزاری هنر«آرتنا»

در فیلم سینمایی«سیزده»  پدر و مادر پسری سیزده ساله به علت نامعلومی درگیر مسائل طلاق و طلاق کشی هستند. پسر در طول روز تنهاست. هر روز زنی را از پنجره اتاقش دید می‌زند. تا آخر فیلم هم نمی‌فهمیم رابطه‌ای هم در میان است یا خیر. طی این مدت هم پسر با چند مواد فروش خلافکار نوجوان و جوان بزرگتر از خودش رفیق می‌شود. در این میان یکی از خلافکارها دختر است که به قول یکی از دوستان همراهش متهم به ضرب و شتم و کشیدن چاقو بر روی پدرش شده و همیشه فراری می باشد. پسرک 13 ساله طی مدت آشنایی با این تیم عاشق دختر شده که در ادامه ی همکاری و همراهی این گروه منجر به قتل یک عمده فروش مواد مخدر می شود ...
در این فیلم امیر جعفری، آزاده صمدی، ریما رامین‌فر، امیر جدیدی، نوید محمدزاده، یسنا میرطهماسب و ویشکا آسایش با حضور افتخاری مهران احمدی به ایفای نقش‌ می‌پردازند.
هومن سیدی پیش از این فیلم «آفریقا» را ساخته است که در بخش ویدئویی بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد.
در تازه ترین کار هومن سیدی، پرده نقره ای سالن حافظ برج میلاد با عنوان 13 مهر می خورد. گویا «سیدی» می خواهد مخاطب را برای شروع در یک آمپاس توارد ذهنی قرار دهد. نحس بودن عدد 13 یا پسرکی 13 ساله.
پلان ها و سکانس اولیه فیلم نگاه پسرک و نوع پوشش، مخاطب را یک لحظه به کانون اصلاح و تربیت می برد و بر می گرداند. در حقیقت در همان ابتدای فیلم با انتخاب عنوان 13 و موارد یاد شده در بالا به قولی؛  بند کار را به آب می دهد و مخاطب به راحتی می تواند در ذهنش بقیه پازل داستان را با کمی تفاوت چینش کند.
کارگردان 13 ، از همان ابتدای فیلم سعی براین دارد که با ارائه فلو فوکوس های غیر عرف و بدور از قواعد و تعاریف سینمایی و به ظن برخی - نوگرایان اندیشه امروزی - نگاهی نو به مخاطب خود بقبولاند که دارد فیلم خاصی را می بیند.
سوژه فیلم «بچه های طلاق» و عواقبی که به کرات در فیلم های مستند سر دستی و یا سینمایی کشور ساخته و یا پرداخته شده است.
13 فیلمی با ساختاری نچسب دوپاره است. در ابتدای فیلم،  بیننده با یک گذر و نظر کلی ،  به خیابان ها و کوچه های پر از آشغال و دود خیابان های جنوب شهرآمریکا با «بچه های بد» و رپرهای غالب سیاپوست می رود و در ادامه ، از  خیابان های ایتالیا در جنگ جهانی دوم  سر در آورده و «ویشگاه آسایش» را در جزیره سیسیل می بیند که یک گرته بری ناقص از فیلم «مالنا» را در ذهنش تصویر می کند.
مالنا ساختهٔ جوزپه تورناتوره کارگردان ایتالیا، با بازی مونیکا بلوچی است. داستان فیلم از سال ۱۹۴۰ و شرکت ایتالیا در جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود؛ همسر مالنا، نینو اسکوردیو به جنگ می‌رود و مالنا در شهر کوچکی در جزیره سیسیل همراه با امید به پایان جنگ و بازگشت شوهرش تنها می‌ماند. فیلم در ادامه به زندگی فلاکت‌بار مالنای تنها و زیبا و همچنین ماجرای عشق شیفته‌وار پسری تازه بالغ به او می‌پردازد و...
این تصور وقتی  به تجسم می رسد که،  گفت و گوهای پایان فیلم بین «ویشکا آسایس» همسایه پسر و «امیر جعفری» پدر پسر 13 ساله در هاله تاریکی و روشنی نور شمعی که در دست «ویشکا آسایس» با ثبت پلان های زیبایی اتفاق می افتد به راز پنهانی 6 ماهه بین او و پسرک پرده بر می دارد و در نمای دیگر می بینیم که پسرک با حسرتی شهوت آلود چگونه تخلیه منزل معشوقه اش را از بالای آپارتمان و از پس پنجره دنبال می کند.
فیلم در دو خط ناموازی؛ یکی غلیان اوج بلوغ و عشق جنسی پسرک 13 ساله و دیگری سرخوردگی از مهر خانوادگی به دلیل درگیری های طلاق در خانواده ی وی پیش می رود. در ادامه فیلم  ماجرای عشقی پسر و دخترک مواد فروش هم وارد بازی می شود و در کل شیرازه و تمرکز ذهن مخاطب را به کلی دچار مشکل می کند.
در این میان «سیدی» سعی بر این دارد با ملیجک بازی ها و کدهای کلامی که هر چند بار  از سوی دیگر پسرک همراه گروه  مواد فروش  در بین صحبت ها و دیالوگ های پسرک و دختر عاشق  عنوان می شود،  این گسست ذهنی را جمع جورکند و به موضوع مد نظرش است، بکشاند و به بیننده بگوید: که شما دارید فیلمی با عواقب« بچه های طلاق» می بینید.
جناب سیدی حتما به این نکته اشراف دارند! برای اینکه یک اثرهنری بتواند مانایی خود را هر چه بیشتر در ذهن مخاطب نقش کند، می بایست شاکله ای به نام عنصر رابطه در چینش عناصر، کاراکترها ، کلام، دکور، نور و لباس وجود داشته باشد تا بتواند موضوع و محتوای واحدی را در کنار همدیگر عجین کند.
در 13 عده ای نوجوان که به هر علتی به خرید و فروش مواد مخدر روی آورده اند و دختری که به هر علت پدرش را با درگیری و ضرب و شتم زمین گیر کرده است، به هر علت برای بیننده یک علامت سوالهایی می باشد که ذهن بیننده را تا پایان فیلم  به بیرون گود می کشاند و یک به دو کردن با آنها از درصد تمرکز او می کاهد.
سیدی در گفتگویی با خبرگزاری مهر در تاریخ 11-12-92 انجام داده چنین عنوان می کند: مشکلات خانوادگی و طلاق چالش‌های بزرگی را برای فرزندان به وجود می آورد و این چالش ها در قشر پایین جامعه نمود بیشتری می یابد. در این فیلم من تلاش کردم این معضلات را از نگاه دوربین به چالش بکشم.
اگر به لوکیش فیلم نگاهی دقیقتری داشته باشیم، ساختار آپارتمان نشینی، اتاق آقای 13 و گستره محیطی فضا با گفتار کارگردان کاملا تضاد دارد .چرا که «سیدی» مشکلات خانوادگی و چالش یاد شده در قشر پایین جامعه را عنوان می کند. فیلم 13 یک برش از زندگی خانواده های تقریبا متمول جامعه می باشد. اگر چه با ماشینهای آنچنانی آمد و شد نمی کنند.
شاید بتوان گفت: «سیدی» به عنوان کارگردان، موضوعی را در ذهن داشته که در نهایت به اثر دیگری برای جذب مخاطب تبدیل شده و خود ایشان در این تغییرات حل شده و متوجه روند نشده است.
یا اینکه؛ روند داستان از اول بر همین منوال بود و «سیدی» تنها به عنوان یک نظریه پرداز اجتماعی نظر خود را درباره اقشار پایین شهر چنین عنوان می کند.
«سیدی» ضمن اینکه نتوانسته در بازی گرفتن از «امیر جعفری» موفق باشد، نتواسته احساس پدری را که درگیر قضیه طلاق و همچنین مسائل بوجود آمده از سوی بچه اش را به تصویر بکشد.  «امیر جعفری» در  نقش پدر خانواده ، بیشتر شباهت به یک بازجوی نظامی دارد، که برای بازجویی هراز چندگاهی وارد اتاق متهم می شود و وی را به محلی می برد تا به گناه های خودش اعتراف کند.
درست است که گاهی وقتی پدر خانواده دچار مشکلات مالی و معنوی می شود، رفتار تندتری را به خود می گیرد ولی به هر طریق همین پدر سعی بر این دارد تا مقدار محبتش را در این مدت به فرزندش دو چندان کند.
در یک نگاه کلی شاید بشود گفت:
-    پلان های اضافی که بودن یا نبودن آنها به فیلم کمک یا ضربه ای نمی زند.
-    وجود پلانهای کشدار و طولانی .
-    سردرگمی نویسنده فیلم که چه حرفی را قرار است به مخاطب بزند.
-    عاریه گرفتن نماهای هالیودی برای جذب مخاطب و گیشه .
-    فرهنگ سازی غلط و ایجاد برداشت آزاد برای قشر نوجوان که قدرت تحلیل اتفاقات رخ داده شده در جامعه را ندارند.
-    بوجود آمدن کلاف سر درگم چند موضوعی در کل فیلم

اگرچه «هومن سیدی» نتوانسته دراین فیلم به خوبی در جایگاه یک کارگردان موفق ظاهر شود.اما تصور می شود تا حدی بتواند گیشه ها را تا مرحله بازگشت سرمایه برای خود نگه دارد.
 نگاه «هومن سیدی» در برخی از پلان ها و سکانس ها به عنوان تک تصویرهای ناب، حاکی از آن است که توان مندی لازم را برای یک پرواز موفق در آثار بعدیش را دارد . با این اوصاف که اگر هرسازه ای را نمایه می کند کمی عقب تر بایستد و اثرش را بازبینی کند و خودش را از گرته بری فیلم های هالیودی دور نگه دارد.
سخن آخر اینکه؛
 این را به خاطر داشته باشد در کجا و برای چه چیزی دارد فیلم می سازد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید