تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/ جشنواره فیلم فجر

سهم مادری در فیلم «گنجشکک اشی مشی»

آرتنا: آدمهای «وحید نیکخواه آزاد» هر چند گرفتار اما از جنس مردم هستند. دغدغه هایشان از جنس آدم های دگم و بسته ای است که خطی فکر می کنند و هیچ تلاشی برای بیشتر شناختن جامعه و کسب اطلاعات ندارند.

zoom
سهم مادری در فیلم «گنجشکک اشی مشی»

نوشته: سیده مریم مطلب پور / خبرگزاری هنر«آرتنا»

سینمای کودک این روزهای سینمای ما، سینمای مهجوری  است. سینمای که بیشتر از هر چیز ازداستان هایی اجتماعی  ضربه خورده است .قصه هایی که آنقدر درگیر دنیای ادم بزرگهاست که هیچ روزنه ای به زندگی کودکان و نوجوانان در آنها وجود ندارد. . نتیجه اش میشود سینمای که هنور هم مدرسه بیره مردها و باتال و آرزوهای کوچک بلاک باسترش به حساب می آید .( اتفاقا مسعود کرامتی کارگردان داستان بن بست هم می باشد که هنوز هم نتوانسته موفقیت پاتال و آرزوهای کوچک را ادامه دهد  )وحید نیکخواه آزاد که با آثارش برای کانون فکری کودکان و نوجوانان نشان داده که ارادت خاصی به سینمای کودک دارد, اینبار با فیلم نامه های کوتاه قصد داشته است فیلم بلندی بسازد که نگاه متفاوتی به زندگی فرزندان این جامعه دارد .
قسمت اول داستان زندگی نسیبه است .زنی که اعتیاد دارد و همسرش حبس ابد گرفته و او فرزند دخترش را به زن معلمی می سپارد که همسر و دخترش را در حادثه تصادفی از دست داده و حالا پدر بچه آزاد شده است و... در قسمت اول قصه با توجه به زمان کوتاهش به خوبی کاراکترهایش را معرفی می کند .دعوای بین دو زن بر سر فرزند داستان جدیدی نیست . اما وحید نیکخواه بیش از هر چیز بر تنهای محسوس این دو زن تاکید دارد.
 نفس یکی از بهترین قسمتهای این داستان سه گانه است قصه گویی بدون لکنت و ریتم تند فیلم نامه و بازیهای یکتا ناصر و لیلا زارع در خور تامل است. غم نهان چشم های هر دو زن حاکی از تنهایی لجام گسیخته ای است که این روزها کم و بیش سایه اش را بر سر زندگی زنان زیادی از این جامعه انداخته است.

قسمت دوم ( مرا بشنو ) نام دارد . این قصه بیش از هر چیزی قصه شریفی دارد . از این منظر کلمه شریف را به کار بردم که فیلم نامه از حقیقت نهانی پرده برداشته است که شاید سالهای زیادی است مشکل دختران  نوجوان به حساب می آید . عدم ارتباط بین بدری که فرزند ناشنوایی دارد که شاعر نوجوان موفقی است اما بدر به شدت تمایل دارد او را به زور شوهر دهد . بازی فاطمه گودرزی در نقش مادر نرگس جای تحسین دارد . نگاه متفاوت یدر و مادر به فرزند و تصویر موفق گودرزی از زن ایرانی از نکات قابل توجه این قسمت بود البته بماند که قصه در بسیاری از سکانس ها می توانست ریتم تند تری داشته باشد .

قسمت سوم : ( بن بست ) داستان زندگی پسری است به نام جلیل که از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده و حالا به دنبال مادری است که شوهر کرده و منکر وجود اوست . قصه ؛ قصه تلخی است . نیکخواه و کرامتی به دنبال تصویر زن بی گناهی هستند که شانس داشتن یک زندگی معمولی را نداشته و همه زندگی اش را به پای شوهر و پسر گذاشته و حالا بعد از اعدام شوهر چاره ای جز دوباره  شوهر کردن ندارد .

برداشت آزاد :
کنجشکک اشی مشی را دوست داشتم . آدمهایش هر چند گرفتار اما از جنس خود مردم بود . نگاه متفاوت نیکخواه به نوجوانان و بستر سازی اصلی قصه بر مبنای شخصیت آنها قابل تامل است . اما نکته مهم این قصه ها  بد من بودن پدرهای این قصه است . انگار این پدرها آدمهایی تک بعدی عجیب غریبی هستند که زندگی ساده ای دارند. دغدغه هاشان از جنس آدم های دگم و بسته ای است که خطی فکر می کنند و هیچ تلاشی برای بیشتر شناختن جامعه و کسب اطلاعات بیشتر ندارد . آنها مردان کمر بند به دستی هستند که هیچ منطق ساده ای را به راحتی نمی پذیرند . در این حال به نظر می آید این فیلم بیشتر زنانه است . زنان این داستان ها آدمهای محکم و قابل اعتمادی هستند که بالفطره مادرند و فداکاری های بزرگ و کوچکشان پایه های سست زندگی خانوادگی را مستحکم تر می کند . نگاهی که بیشتر از هر چیز ادای احترام نویسنده به سینمای زنانه ای است که زوایای پنهان نقش مادری را نشان می دهد.

در حاشیه :
_ به نظر می آید تدوین دوباره قسمت های دوم و سوم این مجموعه می تواند ضرباهنگ بهتری به کل داستان بدهد .
_فیلم بازیهای خوب و بیاد ماندی دارد از یکتا ناصر و لیلا زارع اما فاطمه گودرزی نقش مادر سنتی ایرانی را به خوبی به سر انجام رسانده است .
_ این فیلم در جو آرامی در کاخ جشنواره نشان داده شد و بیشتر صندلی های سالن خالی بود . 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید