تصویر برگزیده

مسعود صفوي در گفتگو با «آرتنا»/قسمت اول:

انیمیشن ایران آگاهی کاملی از نقاط ضعفش دارد

آرتنا: «مسعود صفوي» رئيس مركز انيميشن حوزه هنري گفت: انیمیشن ایران آگاهی کاملی از نقاط ضعفش دارد اما به دلیل دچار شدن به روزمرگی هیچ برنامه کلانی ندارد.

گفتگو: پیمان شریفی / قسمت اول/ خبرگزاری هنر«آرتنا»

- حوزه هنری و جایگاه انیمیشن در آن را تعریف کنید؟
حوزه هنری تا پیش از تاسیس مرکز مطالعات و تولید فیلم انیمیشن فعالیتی در این زمینه نداشت. پیشنهاد تاسیس مرکز انیمیشن را در سال 1385 به حوزه هنری دادم و مسئولان وقت نیز آن را پذیرفتند و کار آغاز شد. از آن جا نیاز بود کارآمدی تولید انیمیشن و بازده فرهنگی آن به سرعت به جامعه انیمیشن و در کل هنر ایران اثبات شود، کار را با تولید چندین انیمیشن کوتاه آغاز کردم. این انیمیشن‌ها در جشنواره های داخلی و خارجی موفقیت‌هائی کسب کردند و همزمان با این کار مطالعات ما برای برنامه‌های آینده آغاز شد. برنامه ما هم روشن بود، می خواستیم گام‌هائی برای شکل‌گیری صنعت انیمیشن برداریم و به همین دلیل پس تولید چند انیمیشن کوتاه شروع کردیم به برنامه‌ریزی برای تولید صنعتی انیمیشن در ایران.
- حوزه هنری در انیمیشن از لحاظ اقتصادی ، رویکرد ، کارکرد، توانمندی وعلمی چه جایگاهی دارد ؟
ببینید هدف ما از تولید صنعت انیمیشن از آغاز دارای ابعاد فرهنگی و اقتصادی بود. متاسفانه تصور همه این است که همیشه باید دولت و یا نهادهای شبه دولتی یا دولتی به پیشرفت فرهنگ و هنر کمک کنند. معمولا این عادت بین تولیدکنندگان محصولات فرهنگی هست که مدام چشم به دست دولت داشته باشند. هدف ما این بود که در برابر چنین تصوری باشیم. صنعت انیمیشن، آن طور که ما می‌خواستیم هدف اصلی‌اش استقلال اقتصادی بود. اگر شما کالایی فرهنگی تولید کنید که مردم خریدار آن نباشند و به آن بی توجهی کنن و یا بی‌تفاوت از کنار آن بگذرند، آیا تولید شما به اهداف خاص خود رسیده است؟ مسلما خیر. استقبال مردم از محصولی فرهنگی یا هنری هم بعد معنوی دارد و هم ابعاد آموزشی و اقتصادی. شما می توانید با تولید اثر هنری باب طبع عموم جامعه هم از نظر اقتصادی خود را تضمین کنید و هم از نظر تاثیری که می‌خواهید در جامعه داشته باشید. به این معنا که کالای شما وارد جامعه شده و مخاطب خود را دارد. البته نهادهای دولتی می‌توانند زمینه‌های شکل‌گیری صنعت انیمیشن را مهیا کنند. مرکز انیمیشن هم در آغاز کار از این حمایت‌ها بهره گرفته، اما مسئله این است که نباید به امید پولی که دولت می دهد به مخاطب بی‌توجهی کنیم، با این تصور که سود و زیان اقتصادی یک محصول هنری شامل حال ما، به عنوان تولیدکننده نمی‌شود و دولت ضرر آن را پرداخت می کند. این تصور کاملا اشتباه است.


- حوزه هنری با توجه به سوابق و جایگاهش چگونه می تواند تبادل نظر با سازمان صدا و سیما درارتباط با معرفی تهیه کنندگان و کارگردان داشته باشد ؟
مسلما همه نهادها در شکل گیری کاری که ما در نظر داریم موثر هستند. اما فرهنگ‌سازی و آشتی‌دادن مخاطب ایرانی با انیمیشن ایرانی کار بسیار دشواری است. الان صدا و سیما هم انیمیشن تولید می‌کند، اما مسئله این است که صنعت انیمیشن تنها به پخش یک سریال، مثلا شکرستان از صدا و سیما محدود نمی‌شود. نباید تصور کنیم که تعامل نهادها تا این اندازه باید مختصر باشد. به عنوان مثال در مورد همین صنعت انیمیشن که از آن حرف می‌زنیم. تلویزیون می‌توان در حمایت از این رویکرد جدید در تولید انیمیشن برنامه هایی داشته باشد. مثلا هفته‌ای یک ساعت برنامه ویژه انیمیشن داشته باشد، با رویکرد تولید صنعتی. مثل برنامه‌های سیما چهار و یا سینما حقیقت که از تلویزیون پخش می‌شد، الان این ظرفیت وجود دارد که چنین برنامه هایی برای معرفی انیمیشن هم در نظر بگیرند. این صرفا یک نمونه از تعامل‌هایی است که می توان بین دو نهاد از آن یاد کرد.
- در شرایط کنونی حوزه هنری آیا می تواند از دفتر های تعطیل شده جهت باز گشایی مجدد حمایت کند؟
ببینید تفاوت حوزه هنری با صبا این است که مرکز انیمیشن حوزه هنری خود تولید کننده است و مراکزی از جمله صبا کار می کند و کمبود بودجه صبا به ما هم ضربه زده است . فکر کنم مساله فعلی انیمیشن از بازگشایی دفاتر خیلی عمیق تر و بحرانی تر است ، یک برنامه جامع مثل هند و کشورهای جنوب شرق آسیا برای ارتقا و صنعتی شدن و اقتصادی شدن انیمیشن در حال حاضر لازم است  و باور کنید که بازگشت اقتصادی دارد ، الان جامعه انیمیشن به نقاط ضعف و قدرتش بسیار آشناست.

- چرا انجمن های مثل حوزه هنری ، آسیفا و سازمان صدا و سیما درگاهی جهت ارتباط انیماتور ها با جهان خارج از ایران ایجاد نمی کند؟
ما همیشه در زمینه ارتباط با انیماتورهای خارجی فعال بودیم. تقریبا می توانم بگویم از 8 سال پیش از این که مرکز تاسیس شده ما در تمام جشنواره ها و بازارها بوده ایم و بیشتر آثارمان فروشهای بین المللی داشته اند ، از آن طرف سفارش تولید از طرف خارجی داشته ایم ، مثلا چندین پروژه تولید مشترک با کشورهای منطقه و کانادا داریم .مثال دیگر اینکهدر 14 بهمن ماه
نشست «زخمهای مشترک ایران و ژاپن از سلاحهای کشتار جمعی» با پخش دو انیمیشن از ایران و ژاپن درباره بمب‌باران شیمائی حلبچه و هیروشیما برگزار شد. در این نشست عوامل انیمیشنی که ما دموی آن را تولید کرده بودیم، به نام «تمام زمستان‌هائی که ندیده ام» و انیمیشنی که ژاپنی‌ها تولید کرده بودند، به نام «دکتر جنود» حضور داشتند و به بحث و تبادل نظر پرداختند. آقای «سویاشوزیکا» در این برنامه به تماشای انیمیشن ایرانی نشستند و ما هم انیمیشن آن ها را نگاه کردیم. نتیجه این نشست صرفا مضمون مشترک آن نبود. که البته این مسئله در جای خود بسیار مهم است.  بلکه ما در این نشست توانستیم از لحاظ تکنیکی و شیوه تولید نیز با نمونه ای از انیمیشن ژاپن، که در این زمینه بسیار هم قوی هستند، آشنا شویم. به هر حال نمی‌شود در خلاء و بدون ارتباط با جهان از صنعت انیمیشن حرف زد.  


- نظر شما در ارتباط با ناظران کیفی که تجربه ای در ساخت و تولید انیمیشن ندارند و صرفا به واسطه مدرک انیمیشن در این سمت گذاشته شدند و برخی از ناظرین که موجب بهتر شدن کارنمی شوند و چه بسا موجب تنزول کیفیت می شوند، چیست؟
سوال خوبی پرسیدید. اگر فقط نظراتی که ناظرین کیفی در مورد انیمیشن هایی که خود من فقط تولید کرده ام را چاپ کنم، کتاب قطور طنز پرفروشی می شود. صحبت در این خصوص خیلی طولانی است.  


- راه کار شما جهت بهتر شدن وضعیت و کیفیت انیمیشن و برآورد شدن توقعات مردم عادی که انیمیشن ایران را قبول ندارند، چیست ؟
انیمیشن ایران الان به شدت آگاهی کاملی از نقاط ضعفش دارد، این خودآگاهی جاری و ساری در تمام ارکان این صنعت از صدر تا ذیل است. اما هیچ برنامه کلانی وجود ندارد، دلایل بسیاری هم می توان ردیف کرد. من در اینجا فقط یکی را اشاره می کنم و مابقی را به مجال دیگر می سپارم. ما دچار روزمرگی هستیم، چرا؟ چون باید خرج انیماتور و مابقی هنرمندان و عوامل دربیاید و این منافات دارد با آینده نگری و ایجاد بازارهای جدید و اصلاح مشکلات الان یک برنامه کلان می خواهیم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید