ماه رمضان
تصویر برگزیده

«آسیه حیدری» در گفتگو با «آرتنا»:

«زمانی که یک اثر هنری بودم» اعتراضی هنرمندانه است

آرتنا: «آسیه حیدری» گفت: اشمیت، به بردگی کشادن انسان معاصر در دنیایی که داعیه ی دموکراسی دارد هنرمندانه اعتراض می کند.

zoom
«زمانی که یک اثر هنری بودم» اعتراضی هنرمندانه است

گفت و گو: زهره شاهی / خبرگزای هنر «آرتنا»
 اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی فرانسوی خالق آثاری چون انجیل های من، گل های معرفت، موسیو ابراهیم، گل های معرفت، نوای اسرار آمیز، مهمان سرای دو دنیا، گل های معرفت و خرده جنایت های زن و شوهری است. زمانی که یک اثر هنری بودم از آخرین کارهای این نویسنده است که «آسیه حیدری شاهی سرایی» آن را به فارسی برگرداننده و نشر افراز انتشار آن را به عهده گرفته است. پیشتر این رمان به زبان های ایتالیایی، کره ای، لهستانی، آلمانی، یونانی، پرتقالی، رومانیایی و چند زبان دیگر ترجمه شده بود. اریک امانوئل اشمیت اکنون پنجاه ساله است و  پیش از این  به ایران سفر کرده است.
 
خانم آسیه حیدری شنیده ایم که کتاب «زمانی که یک اثر هنری بودم» در عرض یک سال به چاپ چهارم رسید و گفته شده که این اثر در سبد پر فروش ترین ها قرار دارد. ویژگی این کتاب چیست که از این همه  استقبال برخوردار بوده است؟
می دانیم که اریک امانوئل اشمیت یکی از نمایشنامه نویسان و نویسندگان مطرح فرانسوی است که آثار بسیاری دارد و در بسیاری از کشور های جهان جایگاه ویژه ای دارد.
اشمیت اصولا نویسنده ای است با رویکردی اومانیستی. گر چه او یک فیلسوف است  و در فضایی نشو و نما یافته که در آن خدا مرده است  اما در آثارش به دین به عنوان اساس فطرت انسان، می پردازد بی آن که به مذهبی خاص توجه نشان دهد. در این اثر نیز ما با نویسنده ای مواجه ایم که از خلال یک رمان فریاد اعتراضش را به وضعیت مدرنیسم بلند کرده. در این اثر، او به  بردگی کشادن انسان معاصر در دنیایی که داعیه ی دموکراسی  دارد اعتراض می کند اما اعتراضی کاملا هنرمندانه.
او هرگز به شعارزدگی و اطناب گرفتار نشد. او یک هنرمند است وخوب می داند که چگونه هنرمندانه حرفش را بگوید. طنزی ساری و جاری در جای جای اثر مارا به عنوان مخاطب تا آخر کار  با خود می برد.
این اثر از جنبه های مختلفی جای تامل دارد. یکی از نقاط قابل تامل در اثر این است که نویسنده در یافتن هویت گمشده ی قهرمان اثر- که ما تا یافتن دوباره ی هویت او هنوز اسم اصلی او را نمی دانیم- زیرکانه از خود هنر بهره جسته، از هنرمندی نابینا (که نا دیدنی ها را به تصویر می کشد) آنیبال، نابینایی هنرمند که سرانجام دری به دنیای از دست رفته ی قهرمان قصه ی ما باز می کند. قهرمانی که از سر ناامیدی  می خواست خود را به دره ای پرتاب کند.

 آیا اریک امانوئل اشمیت سبک خاصی در نوشتن دارد یا  قلمش بر حسب موضوع تغییر می کند؟
همانگونه که اشاره شد او نگاهی اومانیستی دارد و طبیعی است که قلم او در هر اثر با اثردیگر متفاوت است.

گاهی می بینیم کسی دست به ترجمه آثاری می زند و بعد مخاطب با کتابی مواجه می شود که زیاد برایش مفهوم نیست و موقع خواندن اثر حس می کند انگار یک پای کار می لنگد، اشکال کجاست؟ 
این امر می تواند دلایل متعددی داشته باشد. یکی این که مترجم  اثر را از زبان اصلی، ترجمه نکرده باشد یا این که نتوانسته است با اثر ارتباط برقرار کند. گاهی هم مترجم به خوبی به زبان مادری خود آشنا نیست و فارسی را خوب نمی داند و از پتانسیل زبان فارسی  در برگردان آثار به زبان فارسی استفاده ی درستی نمی تواند بکند، تلاشی هم نمی کند و از خیلی چیزها در ترجمه فاکتور می گیرد.
گاهی هم اثر، اثری تخصصی است و زبان خاص خودرا می طلبد. مترجم باید سبک زبانی و زبان کل اثر را دریافت کرده  و آن را در زبان مقصد نمایش دهد. این ویژگی به خصوص در آثار شعری یا آثاری که زبان شاعرانه دارد کاملا ملموس است. چه دلیلی دارد کسی که نه از شعر سر در می آورد و نه روح شاعرانه دارد زحمت ترجمه شعر را به خود بدهد و در نتیجه ما با آثاری مواجه شویم که مرغ پخته را  به خنده می آورد  چه اگر این اثر دوباره به زبان مبدا برگردانده شود نویسنده اثر آن را نخواهد شناخت.

آیا در این کار با دشواری های ترجمه برخورد کرده اید؟
بی شک همین طور بوده. گاهی برای ترجمه اصطلاح یا عبارتی ساعت ها وقت صرف کردم تا درست ترین و نزدیک ترین معنی را بیابم. 

در کنار اسم شما نام مرحوم فرامرز ویسی در پشت جلد کتاب به عنوان مترجمین کتاب به چشم می خورد. می دانیم که آقای ویسی سال 1385 فوت کرده اند و کتاب سال 1387  به بازار آمد و شما هم گفتید همان سال قرارداد ترجمه آن را با انتشارات افراز بسته اید. لطفا در این مورد توضیح بدهید.
قرارداد ترجمه ی این اثر، ابتدا با مرحوم ویسی بسته شده بود؛ من اصلا ایشان را ندیده ام. ایشان متاسفانه پس از شروع کار از دنیا رفتند؛ دو سال بعد قرارداد ترجمه ی دیگری با من بسته شد و تمام اثر را من ترجمه کردم ولی طبق قانون انتشاراتی ها در این موقعیت ها، به ناچار کار با نام دو مترجم به بازار آمد.

آیا کار دیگری در دست ترجمه دارید؟
بله. دو اثر شعر از سمبولیست های فرانسه زیر چاپ دارم. یک اثر از «اتیل عدنان» شاعره آمریکایی- لبنانی با نام «این آسمان که نیست» و یک اثر از الکساندر ووازار با نام «عاشقانه های وطن». این دو شاعر مطرح  برای اولین بار  به خواننده ی فارسی زبان معرفی می شوند.  یک رمان فلسفی و یک مجموعه داستان نوجوان که همگی زیر چاپ اند. همچنین  یک اثر شعری دیگر که مجموعه آثار یک شاعر از اهالی لوزان است که  برای اولین بار به خواننده ی ایرانی معرفی خواهد شد.  مجموعه شعر خودم هم با نام "دستم را از دنیا بیرون می برم" به زودی به بازار می آید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار