تصویر برگزیده

«سید ضیاءالدین شفیعی» در گفتگو با «آرتنا»:

وقتی خدا در صف عاشقان ایستاده‌است

آرتنا: عقل را ممکن است بتوان در پستو پروراند و به آن دل خوش داشت اما عشق عین رسوایی است و تحمل پستو را ندارد.

گفتگوي آرتنا با سید ضیاءالدین شفیعی که به بهانه بازخوانی و رونمایی کتاب «شاید عاشق شده باشم» انجام شده را پيش رو داريد:

حالا چرا عشق و چرا حالا؟
در جامعه‌ی مردد، عصبانی و سرسام‌زده‌ی امروز، عشق تنها نسخه‌ی شفابخش و کامل است. که عشق یعنی درک صادقانه‌ی دیگران به دور از مداخله‌ی شحنه‌ی سیاست و دشنه‌ی تعصب. پناهگاهی که التهاب جوانان و اضطراب پیران را از آفتاب افراط  به سایه‌ ی اعتدال می‌آورد و ترازویی است برای نمایش غل و غش دل‌های رسوا و زبان‌های دروغ باز و دغل‌کار.
این همان اکسیری است که همه را تا رسیدن به روشنایی فردا، کنار یکدیگر گرم نگاه خواهد داشت و دست «من»های گمشده در کنار هم را با یکدیگر آشنا خواهد کرد. اگر حالا نوبت عاشقی نیست نوبت چیست!

اگر عشق هم مبتذل شد چه؟
ابتذال عشق هم مثل ابتذال بقیه‌ی زندگی؛ سیاست، علم و حتی دین، محصول تعاملی است که بین عرضه و تقاضا به شکل ذاتی وجود دارد. اگر تقاضا طبیعی باشد که هست عرضه هم باید طبیعی شود که نیست.
اگر عرضه طبیعی نباشد متقاضی، نیازش را به هر حال تامین می کند؛ وقتی نیازی ممنوع شد به‌ویژه نیازی مثل «عشق» که ذاتش آسمانی است، متقاضی ممکن است ناگزیر به نوع مبتذل یعنی خیابانی‌اش رضایت دهد، عاقبت چنین عشقی هم ناگفته پیداست و گناهش به گردن ممنوع‌کنندگان.

مردم در چه شرایطی بیشتر به عشق پناه می‌برند؟
کاملا واضح است؛ وقتی عقل کارایی‌اش را از دست بدهد. عقل را ممکن است بتوان در پستو پروراند و به آن دل خوش داشت اما عشق عین رسوایی است تحمل پستو را ندارد با لچک یا بی‌لچک به دیدار می‌آید.

پس رابطه‌ی عشق با فخامت و نجابت و وقار چه می‌شود؟
این رابطه همیشه بوده و هست اما این‌ها صفت‌اند و صفت لباس عشق است نه خود عشق، همچنان که صفات و لباس‌های دیگری هم هست مثل ابتذال و ...
«صفت» بعد از تحقق «موصوف» می‌تواند محل اختلاف باشد اما امروز انگار تردید بر سر لزوم موصوف است! اگر چه منکران اغلب خودشان از زمره‌ی قهارترین متخلفان و مرتکبان هستند.

رابطه‌ی شما با عشق ازچه نوعی است؟

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد /  تو بیا کز اول شب در عشق باز باشد
وقتی باری‌تعالی خود در صف عاشقان ایستاده‌است و پشت سر او همه‌ی انبیاء و اولیاء و شعرا و آدمیان از آغاز تا انجام و همه می‌دوند که به این کاروان برسند جای مثل منی جز همان آخر صف نیست اگر جا نمانم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید