تصویر برگزیده

اسدالله شعبانی در گفتگو با «آرتنا»:

دفاع مقدس، دفاع از خودمان در برابر خودمان است

آرتنا: آرتنا: اگر الگوها ایده آلیستی باشند، کودکان را از خود دور می کنند.

zoom
دفاع مقدس، دفاع از خودمان در برابر خودمان است

گفت و گو: زهره حیدری شاهی سرایی
 

به گزارش خبرگزای هنر «آرتنا»، اسدالله شعبانی پرکارترین نویسنده و شاعر کودک بعد از انقلاب است. با او درباره ی موضوع دفاع مقدس و نحوه ی پرداختن به این موضوع در ادبیات کودک و نوجوان گفت و گویی داشتیم که از نظر تان می گذرد.

آقای شعبانی، ادبیات دفاع مقدس از نظر شما چیست و چگونه باید در ادبیات کودک و نوجوان نمود یابد؟
اگرمنظور از ادبیات دفاع مقدس ادبیاتی باشد برای پاسداری از مرز و بوم و آرمان و عقیده، بسیار ارزشمند است و در طول تاریخ هم هر انسانی از آرمان ها و عقاید خود به گونه ای پاسداری کرده و خصوصا در تاریخ ایران و ادبیات کهنسال ایران نمادهای بسیاری در عرصه های ملی و دینی داشته ایم. مثلا در عرصه ی حماسی و ملی «بستور» لباس رزم پدرش را می پوشد و به جنگ توران می رود و انتقام پدرش را می گیرد. ما قهرمانان دینی هم داشته ایم. مثل زید و علی اکبر. کسانی هستند که در قلمرو ادبیات دینی می توان از آن ها نمونه هایی آفرید. 
اما من اعتقاد ندارم که بستور یا فرزند دلیر امروز شمشیر بردارد و به خون خواهی پدر برود. من می گویم در موارد زیادی باید بار فکری را در ادبیات حماسی یا دفاع مقدس تغییر داد. فرزند دلیر بهتر است راه دیگری را انتخاب کند. راهی که نیازمند خشونت و جنگ نباشد. البته مردم وقتی ندانند چه راهی را باید انتخاب کنند دچار سردرگمی می شوند. راهی که من پیشنهاد می کنم راه ادب و فرهنگ و هنر است نه راه خشونت و جنگ. یک ادیب ابزار کارش روشن است. ما باید به مسیری برویم که مردم جهان را با خود دوست کنیم نه این که آن ها را به مبارزه بطلبیم. اگر هم مبارزه ای هست، مبارزه در عرصه ی فرهنگ و قلم و هنر است.

اکنون که چند سالی است از دفاع مقدس گذشته، لزوم بازگویی اتفاقات دفاع مقدس برای نوجوانان در چیست و آن ها چرا باید ادبیات دفاع مقدس داشته باشند؟
الان الگوهای حماسی و دینی ما باید در برابر تهاجم هراس آور فرهنگی باز سازی و باز آفرینی شوند و نقاط ضعف خود را پیدا کنند و در رفع آن بکوشند و نقاط قوت شان را قوی تر کنند. ما باید به نوجوانان مان شناخت بدهیم که به خاطر این که از غافله عقب بودیم، خیلی ها موفق شدند بین ما نفوذ کنند و اختلاف دینی و فرهنگی ایجاد کنند و ما را به مصرف کننده ی محصولات خود تبدیل کنند و فرصتی پیدا کردند تا ما را به جنگ داخلی و جنگ با همسایگانمان بکشانند. ما باید خودمان را با عقل و خرد قوی کنیم، ضعف هایمان را شناسایی و برطرف کنیم و نقاط قوت مان را بیشتر کنیم و با داد و قال و مراسم و تشریفات نمی شود به این جا رسید.

شما به عنوان یک نویسنده و شاعر چگونه با تهاجم فرهنگی برخورد می کنید؟
من مسئول تبلیغات نیستم. من بعنوان یک شاعر پیامم به دنیا پیام دوستی است. من زمانی به دفاع برمی خیزم که کسی مرا و کشور من را بی فرهنگ قلمداد کند. اگر آن ها به من حمله کردند و گفتند تو بی فرهنگی من باید ثابت کنم که بی فرهنگ نیستم و حافظ و سعدی و مولانا را پشت سر خودم دارم. حالا اگر آن ها خواستند به کشور من حمله ی نظامی کنند دیگر سربازان مملکت من جلوی آن ها می ایستند. 
متاسفانه خیلی ها هستند که ادعای علم و خرد دارند و به حافظ و فردوسی و به پیشینه ی خودمان حمله می کنند آنوقت وقتی جوان ها می بینند که هویت ملی شان آسیب دیده و از خود چیزی ندارند، به راحتی مورد تهاجم فرهنگی قرار می گیرند.

آیا الگو ها در ادبیات حماسی یا ادبیات دفاع مقدس ما مناسب هستند و بر کودکان و نوجوانان ما تاثیر گذارند؟
همان طور که گفتم ادبیات حماسی یا دفاع مقدس باید با الگو سازی درست همراه باشد. الگوهایی که نمی خواهند دنیا را ویران کنند بلکه می خواهند دنیا را بسازند و به نظر من با فعالیت های علمی و فرهنگی و هنری می توان به آنجا رسید. دشمن یک دانش آموز جهل و عقب ماندگی است نه فلان کشور پیشرفته.
باید به نوجوان گفت این نیروی اهریمنی که دشمنان بدست آورده اند از جهل ماست. اگر یک دانش آموز در حوزه ی درس و دانشگاه خودش موفق باشد بزرگترین ضربه را به دشمن خودش که جهل است، زده است. پس دفاع مقدس در درجه اول دفاع از خودمان در برابر خودمان است. نباید بگذاریم بخش جهل خودمان بر ما غالب شود تا بتوانیم آینده ی بهتری بسازیم.  آینده ی بهتر با ناسزا گفتن و توپ و تفنگ و جنگ ساخته نمی شود، بلکه با درک و دریافت و رسیدن به حق و حقوق فردی و جمعی و دفاع از ارزش ها و آرمان هایی که برایمان شکوه و جلال آفریده اند می توانیم دنیای بهتری بسازیم. فحش دادن به این کشور و آن کشور مشکل را حل نمی کند بلکه نوجوان ما را کینه توز بار می آورد و چه بسا ممکن است بر علیه خودمان هم اقدام کند. 
اگر الگوها ایده آلیستی باشند، کودکان را از خود دور می کنند. نگاه مقدس مابانه به واقعیت های اجتماعی، کودک و نوجوان را گمراه می کند. هر کودکی باید احساس کند که با همه ی ضعف ها و خطاهایش می تواند قهرمان هم بشود.

مسئله جنگ و دفاع مقدس از چه گروه سنی باید وارد ادبیات کودک و نوجوان شود؟
بازگو کردن مسئله ی جنگ و جبهه و خون و کشتار خردسالان را می ترساند و تاثیر مناسبی بر آن ها ندارد. به عقیده ی من وقتی کودکان مرحله ی آموزش ابتدایی را پشت سر می گذارند و به راهنمایی می رسند باید به آن ها گفت که در تاریخ کشورشان چه اتفاقاتی افتاده است و راه حل برای جلوگیری از جنگ و خشونت چیست نه اینکه به آن ها بگوییم که تفنگ بردارند و بروند جنگ. با مسئله ی جنگ باید رئالیستی برخورد کرد و از واقعیت های آن حرف زد و راه حل ها را برای جلوگیری از جنگ و خونریزی پیش رو یشان گذاشت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید