تصویر برگزیده

مجید سعدآبادی در گفتگو با «آرتنا»:

جشنواره ها مثل جنگ اند

آرتنا: آرت نا: این را نمی توانم بفهمم که چرا آن روزها مردم مهربان تر بودند.

zoom
جشنواره ها مثل جنگ اند

گفت و گو: حامد حامدی

به گزارش خبرگزای هنر «آرتنا»، مجبد سعدآبادی شاعر جوانی است که در این سال ها موفقیت های فراوانی را کسب کرده که آخرینش برگزیده شدن کتابش در جایزه ی دوسالانه کتاب دفاع مقدس است. سعد آبادی که دو دوره ی قبلی کنگره شعر دفاع مقدس با شعر هایی از همین کتاب جایزه ی قیصر امین پور را گرفته است، معتقد است «جشنواره ها هم مانند جنگ اند. هم بودنشان بد است و هم نبودنشان.» او می گوید «هنوز ذهنم درگیر جنگ است، هنوز خیلی ها منتظر پدرانشان هستند.»

سلام جناب سعدآبادی. اول برایمان از کتاب هایتان بگویید:
شعر های سپید من در 3 مجموعه به نام های دالان حاج مختار پلاک 9، قزآلای خال قرمز و سربازی با  گلوله برفی به چاپ رسیده اند. مجموعه اولم جایزه هایی چون جایزه کتاب فجر، کتاب سال زاگرس، جشنواره شعر جوان، جشنواره کتاب سال گام اول و... را به خود اختصاص داد. بی شک این جوایز راه را برای چاپ آثار دوم و سومم هموار کرد.

چرا برای دفاع مقدس شعر می گویید؟
شاید چون هنوز کمی از ذهنم  درگیر سال های جنگ است. چون هنوز به یاد می آورم مادرم را که دستانم را می گرفت و مرا از پله های خانه به زیر زمین می کشاند وقتی آژیر  رادیو محله رابه هم می ریخت. به یادم می آید زمانی که عموی کوچکم با خجالت صدایم می زد و می گفت «عمو جان  شرمنده ام فردا اگه میشه منو تا بازار ببر» (اونوقت  ویلچری که هم قد من بود را تا بازار هل می دادم.)
خیلی چیزها را به یاد می آورم اما این را نمی توانم بفهمم که چرا آن روزها وقتی جانبازی با عصای یا ویلچر از خیابان رد می شد، مردم  مهربان تر بودند اما این روزها ...
خدا لعنت کند جنگ را که هم بودنش بداست و هم نبودنش.

رویکرد جدید درشعر دفاع مقدس یعنی چه؟
معتقدم ما برای همزیستی با دفاع مقدس ابتدا باید جنگ را موشکافی کنیم ابتدا باید بفهمانیم جنگ چیست؟ جنگ کجاست بعد بدون شرط خود بخود به مسئله صلح خواهیم رسید و آرامش صلح را درجملات حس می کنیم. آن وقت است که دفاع مقدسمان خود به خود بررسی می شود. تا کی قرار است اینقدر صریح فریاد بزنیم «ما دفاع مقدس داشتیم، ما شهید داده ایم، هنوز خیلی ها چشم به راه پدرانشان هستند». این نمودها و رفتارها باید در جامعه درونی شوند. مدام می بینم دوستانم را که چقدر از تبلیغات مستقیم خسته اند و کم کم به یکنواختی و بی تفاوتی می رسند.

در مورد کتاب آخرتان که برگزیده ی دوسالانه ی کتاب سال دفاع مقدس شده بگویید.این اتفاق در شعر های این کتاب افتاده است؟
سربازی با گلوله برفی برای من یک اتفاق بود، شاید هم نشان دادن ناراحتی ام به ارگانی چون  بنیاد حفظ آثار.
خواستم کتابی چاپ کنم که کمی از فضاهای تکراری و محدود چاپ شده در فضای شعر دفاع مقدس بکاهد. نمیدانم موفق بودم یا نه.اما زمان زیادی در اوج محدودیت هایی که پیش رو داشتم صرف شد و تلاش بسیار زیادی کردم تا دایره واژگانی ام متفاوت باشد و این کار سختی بود. زمان زیادی را صرف خواندن و شنیدن خاطرات جانبازان و جنگ دیده ها کردم. تلاش کردم تا حد ممکن  فضای تخیلی ام که به اعتقاد من اساس شعرهایم بود متفاوت باشد.

تا جایی که من می دانم استقبال خوبی ازاین کتاب شده به نظر شما دلیلش چیست؟
دلیلش را در سوال های قبلی گفتم. اما استقبال خوب از کتابم دلیلی جز لطف دوستان و مخاطبین ندارد. اگر خوب بود که گوارای ذهنشان است و امید دارم این استقبال مرا از خودم دور نکند و بتوانم باز هم بنویسم.

از کیفیت چاپ آثارتان راضی بوده اید ؟خیلی خودمانی کتاب هایتان به دلتان چسبیده است؟
 هیچوقت آن طور که می خواستم کتاب هایم چاپ نشد ...

چرا؟
شاید به خاطر این که هیچوقت نتوانستم با آن انتشاراتی که مورد نظرم بود کار کنم. یا اینکه اصولا نظر ناشران بر نظرات  مولفان غالب است و این خود بحثی بلند دارد. با این همه باید خدا را شکر کنم که در این فضای نامناسب کسی پیدا شد تا سرمایه گذاری کند و حداقل یک سوم پول چاپ کتاب اول را بگیرد.

استقبال ناشران نسبت به کتابهایی با موضوع دفاع مقدس چگونه است؟
اکثر ناشران فراری هستند از چاپ کتاب های موضوعی. مگر آنکه مطمئن شوند از آن کتاب درآینده استقبال خاصی می شود یا اینکه مطمئن باشد از حمایت ارشاد و بنیاد حفظ آثار برخوردارند و چند برابر هزینه ای را که کردند در می آورند .
بنده مجموعه سربازی با گلوله برفی را به چند نشر معروف نشان دادم برای بررسی و چاپ، اما آنها جوابشان تنها این بود که ما کتاب موضوعی چاپ نمی کنیم.

مشکل شعر های موضوعی نماد سازی های کلیشه ای است. شعر های مجموعه جدید شما از مشکل تکراری بودن و نمادسازی های کلیشه ای رنج نمی برند؟
فکر نمی کنم اینطور باشد جز یک شعر که برای آوردنش دلیل داشتم. سربازی با گلوله برفی از مجموعه چندین شعر خود به یک شعر بلند ختم می شود. یعنی شعرها خارج از این که به طور انفرادی قابلیت شعری خود را دارند در کنارهم نیز یک شعر معنایی بلند محسوب می شوند.

فکر می کنم اگر گریزی هم به جشنواره ها بزنیم به خصوص جشنواره های با موضوع دفاع مقدس بد نباشد نظر شما در مورد جشنواره های  شعری را که با محوریت دفاع مقدس برگزار می شود، چیست؟
جشنواره ها موضوعی اگر نباشند، آنقدر باید زیر ساخت ها قوی باشد که شاعران خود به خود به آن کشیده شوند. راستش را بخواهید من فکر می کنم شعر تا حدودی کوششی است و جشنواره ها باید گاهی نقش ایفا کنند. گذشت آن ذهنیت که فرشته ای می آید و شعری با ساخت و فرم و تصویر و...می اندازد  در دامان شاعر  و  شاعر بی  هیچ قلم خوردگی آن را ارائه می  دهد. امروزه بی شک نیاز به یادآوری خلا ها  بسیار دیده می شود.

فکر نمی کنید این جشنواره ها سلیقه ای خاص را به جامعه تحمیل می کنند؟
بدون شک همینطور است و این همان قسمت است که باید گفت بودنشان بداست شبیه نبودنشان.
خوب هر داوری ذهنیت وسلیقه خاص خود را دارد. حال اگر شعری به جایگاه نخست بیاید نمونه ای می تواند برای سرایش شاعران بعدی باشد یا اگر داوری قدرت زیادی داشته باشد، می تواند نظرات خود را تحمیل کند که در این سال های اخیر بسیار قابل شهود است. شاعران جوان نیز تلاش می کنند شعر خودرا به سلیقه آن داور نزدیکتر کنند و این به نوع نوشتاری سمت و سو می دهد. اما این مزیت هایی هم دارد. مثلا  شاعران از نقاط در جشنواره ای همدیگر را ببینند، آشنا می شوند و با یکدیگر تعامل تبادل نظر می کنند. حداقل آن، دید و بازدید ی دوستانه است.
جشنواره ها باعث می شوند که شعر در حد الهام باقی نماند و این نشان از یادگیری فن شعر است. مثلا شعر های سفارشی  که این روزها بسیار رایج است. حال اگر خوب سمت و سو داده شود فن شعر یک عامل خواهد شد برای بهره از موضوعات اخلاقی ، سیاسی فرهنگی، علمی و حتی اقتصادی.  پس همه آن  نیاز به هدایت درستی از هدایت گر است. هدایتی نامحسوس. معتقدم درصد زیادی از شعر فن است  و علمی می توان به آن رسید. شاعر باید خوب ببیند و خوب بشنود. گاهی هدایتگر می تواند نشان دهد کجا را ببیند و کجا را بشنود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید