ماه رمضان
تصویر برگزیده

مرتضی حیدری آل کثیر در گفتگو با «آرتنا»:

قلب کمان حرمله هم تیر می کشد

آرتنا: آرتنا: شعر عاشورایی از ضمیر ظلم ستیز شاعر برمی خیزد.

zoom
قلب کمان حرمله هم تیر می کشد

گفت و گو: علی سلیمانی

به گزارش خبرگزای هنر «آرتنا»، مرتضی حیدری آل کثیر از شاعران جوانی است  که در کارنامه ی خود جوایز زیادی را دارد که از جمله آنان می توان به جایزه ی کتاب برگزیده ی جوان(قیصر امین پور) و جایزه کتاب سال دفاع مقدس اشاره کرد .
از او تا کنون 3 مجموعه شعر و یک مجموعه ی نثر ادبی منتشر شده که عبارتند از: "سرفه خونین تفنگی در باد" ، "خورشید در عبای تو پیچیده ست"، "پایتخت جهان"، "دیر آمدی بهار " و مجموعه ی نثر ادبی «تشنه در ابر».
با این شاعر آیینی گفتگویی کوتاه ولی خواندنی کرده ایم:

تا کنون تعاریف زیادی در مورد شعر عاشورایی شده است. تعریف شما از شعر عاشورایی چیست؟
عموما به شعرهایی گفته می شود که در مورد واقعه ی کربلا سروده می شوندکه اصولا شاعر به بیان ظلم یزید و اعوانش و مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش می پردازد. اما به نظر این حقیر، شعر عاشورائی شعری ست که از عمق ضمیرمنقلب و ظلم ستیز شاعر بر می خیزد. شعر عاشورائی شعری ست که با حماسه روضه بخواند و گریه کند و با اندیشه و تعمق، پیوسته بر آن باشد که حوادث را با زبانی جدید وبازبانی که کسی قبل از آن نسروده است خود را نشان دهد.   

عوامل موفقیت یک شعر عاشورایی چیست؟
در مرحله ی اول شعر عاشورائی موفق را شعری می دانم که زیبائی ها و زشتیها، خوبیها و بدیهای  موجود در واقعه ی کربلا را به زیبایی و با بیانی غیر مستقیم ارائه دهد.البته در کنار آن ستایش خوبی ها و نکوهش بدی ها و همچنین تعمق و کنکاش در مفاهیم بلند حماسه ی عاشورا هم از خصوصیات شعر عاشورائی موفق است. برای عصر حاضر شعری موفق است که در کنار مضامین مذهبی موجود در شعر عاشورا خالی از عاشقانگی نباشد و مسائل اجتماعی مربوط به این حادثه را نیز در آفرینش شعر دخیل کند.

شعر عاشورایی چه جایگاهی در ادبیات آیینی ما دارد ؟
در حقیقت شعر عاشورائی رکن اصلی و شناسنامه ی ادبیات آیینی ست. شما انگشت روی هر کدام از فضائل اخلاقی بگذارید، در واقعه ی کربلا و در شخصیت امام حسین(ع) و یارانش موجود است.
هیچ حادثه ای به اندازه واقعه ی عاشورا، غم انگیز، زیبا و در عین حال پرحماسه و پرمضمون نیست.از ادبیات غنائی گرفته تا حماسی و تعلیمی و اخلاقی همه و همه در خلق این شعر نقش دارند.

آگاهی از روایات و مقاتل و ... چه نقشی در ادبیات عاشورایی دارد؟
مسلما شعر عاشورایی  فقط نقل اخبار و گزارش واقعیات نیست اما برای تعمق در حوادث، مطلع بودن از روایات و اخبار متقن بسیار به کار شاعر می آید.لیکن آگاهی داشتن از روایات نباید باعث تکلف در سرایش شود و باعث شود که شاعر صرفا این روایات موجود را به نظم در آورد.

نقاط قوت و ضعف جشنواره ها و کنگره هایی که به موضوعات دینی و مذهبی می پردازند چیست؟
نقطه ی قوت این کنگره ها این است که به نسبت بقیه ی موضوعات برای مخاطب عام نیز سهمی قائلند. شما اگر وارد کنگره ای با موضوع آزاد شوید مخاطبی غیر از خود شاعران دعوت شده در هنگام شعرخوانی نمی یابید اما در کنگره هایی با موضوع عاشورا«به عنوان مثال شب شعر عاشورای شیراز» بیشتر مخاطبان را مردم عامه و عاشقان حضرت اباعبدالله ع تشکیل می دهند.
ضعف عمده ی این کنگره ها نیز رتبه بندی سلیقه ای شعرها و در نهایت ایجاد فضای رقابتی ست که تا حدود زیادی از روحانیت و معصومیت این شعر لطیف می کاهد و باعث می شود شاعران به مضامین دم دستی روبیاورندو با حس برتری جویی به شعرها گوش دهند که مسلما برای شعر عاشورائی خوب نیست.
من بیشتر با شب شعر یا همایش موافقم تا کنگره و مسابقه ی شعر!!!

روند چاپ کتاب های آیینی توسط شاعران جوان را چه طور ارزیابی می کنید؟
در این دهه از نظر کمی شاعران جوان در حوزه شعر آیینی بسیار پرکار و امیدوار کننده بودند و ما هر سال شاهد حدودا ده مجموعه ی شعر وزین و هماهنگ از سوی شاعران جوان بوده ایم. اما از نظر کیفی همین پر کاری باعث شده که شعرها شبیه هم شوند و مجموعه دها از نظر شیوه ی بیان بسیار نزدیک به هم حرکت کنند که البته یکی از دلایلش کنگره ای بودن خیلی از شعرهای این مجموعه هاست. اما اتفاق مبارک این حرکت، جسارت در اندیشه و زبان است که البته بایستی متعادل شود و نوآوری ها و متفاوت بودنها نباید باعث ضعف و احیانا آسیب و انحراف در شعر آیینی شوند.

ما را به یک شعر عاشورایی خود مهمان می کنید؟
کم کم صدای «واعطشا » قطع می شود
آب شکوفه های دعا قطع می شود
گلدسته بر زمين كه بيفتد اذان او
چون بال از پرنده جدا- قطع می شود
در لحظه ی فرود تو صحرا خيال كرد
با خاك، ارتباط خدا قطع مي شود
از روي زين فرود تو از روي سجده بود
با سجده كي نماز ولا قطع مي شود؟
قلب کمان حرمله هم تیر می کشد
وقتي كه بازوان شما قطع مي شود
كم كم اميد تشنه لبان هم به مشك تو
مثل صداي گمشده ها قطع مي شود
كي مرگتان رسيده كه دارد گلوي تيغ
با غيرت رگان شما قطع مي شود
چون با لب تو وصل نشد آب خيمه گاه
پس تا هميشه از همه جا قطع مي شود
با پاي اسب، سينه بزن در عزاي خويش
چون دست خيمه هاي عزا قطع مي شود
تاهست عطر گيسويت از سمت نيزه ها
زنجير از تن اسرا قطع مي شود

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید