تصویر برگزیده

سید عبدالله حسینی در گفتگو با «آرتنا»:

قیام امام حسين (ع) فرا زماني است

آرتنا: آرتنا: شاعر عاشورایی بايد زبان درد مردم باشد و بتواند با قلمش تير به طرف دشمن پرتاب كند، با شعرش بجنگد و با كلامش گلوله بسازد.

zoom
قیام امام حسين (ع) فرا زماني است

گفت و گو: سمانه سعادتیان

قسمت اول:
به گزارش خبرگزای هنر «آرتنا»، سيد عبدالله حسيني حدود 20 سال است كه در كشور افريقاي جنوبي به سر مي برد و مدير مركز اسلامي آفريقاي جنوبي ست. وي سال هاست به تحقيق، ترجمه، تدريس و فعاليت هاي فرهنگي مشغول است كه حاصل آنها حدود پنج تا ده هزار صفحه تحقيق در زمينه مسائل فلسفي، اصولي، مباحث كلامي بين اديان و پاسخ به شبهات است. همچنين به زودي مجموعه اشعار ايشان را بازار نشر شعر خواهيم ديد.
مناسب ديدم از حضور ايشان در ايران، در اين ايام العشق محرم استفاده كرده و حوزه ادبيات عاشورايي خصوصا شعر را از ديدگاه ايشان ارزیابی کنم.

- جناب حسيني ضمن عرض خير مقدم به مناسبت حضورتان در وطن، لطفا حوزه ادبيات عاشورايي را مختصرا تعريف كنيد.
(متواضعانه لبخندي مي زند و شروع مي كند:) حوزه ادبيات عاشورايي مبحثي بسيار گسترده است .اگر بخواهم براي شاعر مثالي در بدن آدمي بياورم، بايد بگويم شاعر نقش زبان آدمي را بازي مي كند و همانطور كه هنگام ايجاد دردي در درون انسان، وظيفه زبان ناليدن است، شاعر هم بايد همانطور در جامعه نقش خود را ايفا كند.
شاعري كه در جامعه اي زندگي مي كند به عنوان يكي از اعضاي جامعه وظيفه اي بر عهده دارد. يعني اگر در جامعه اي دردي پيدا شد و مشكلي بوجود آمد، شاعر بايد اين دردها را با زبان خودش بيان كند. به عبارتي شاعر بايد زبان درد مردم باشد.
در همين راستا حتي از زمان گذشته، حتي هنگامي كه پيامبر مي جنگيد، شاعراني ضد پيغمبر شعر مي گفتند و پيغمبر شاعران معاصر زمان خود را تشجيع مي كرد مبني بر اينكه چرا شما ساكت نشسته ايد و حرفي نمي زنيد. اين بود كه افرادي چون حسان بن ثابت در دفاع از پيغمبر شعر گفت. در زمان ائمه نيز شاعراني بودند كه در دفاع از مقام اهل بيت شعر مي سراييدند. افرادي چون سيد همیری و يا دعبل خزايي كه حتي امام رضا (ع) از وي تقدير كرده بودند.


- زبان شعر «عاشورا» ی امروز را چگونه ارزیابی می کنید؟
ماجراي امام حسين ماجرايي ست كه جاي حرف بسيار دارد. هر كسي به هر نحوي كه در تبليغ اين ماجرا اشتراك داشته باشد، به اندازه شهداي كربلا ماجور است. عده اي امام حسين را با خون خود ياري كرده اند و عده ای نيز بايد با زبان خود اين رسالت را انجام دهند. شاعر متعهد آئيني و مكتبي بايد اين قضيه برايش روشن باشد كه اگر آقا اكنون زنده بود و اين شاعر اذن جنگيدن مي خواست، امام ممانعت مي كرد و مي فرمودند تو برو و شعري بگو كه هم پايه تلاش كساني باشد كه دارند مي جنگند.
اشكالي که در رابطه با شعر عاشورايي وجود دارد اين است كه در حد شان و مقام اين امام و آن واقعه نيست. البته كارهاي خوبي ديده مي شود اما اغلب كار فاخري كه توانسته باشد زيبايي و حقيقت امام حسين (ع) و قيامش را تصوير كند، تا كنون شعري گفته نشده است.


- نمونه شعر هاي برتر در اين حوزه كدامند؟
شايد بتوان گفت زيباترين و نزديك ترين شعر به قيام و اهداف امام حسين (ع) شعر «گنجينه الاسرار» از «عمان ساماني» است. عمان شاعري ست از چهارمحال بختياري كه مثنوي بسيار بلندي با اين نام دارد. تركيب موجود در نام اين شعر زياد مورد پسند ادبا نيست اما چون ايشان از «ملامتيه» بوده و قصدش شكسته نفسي؛ كاملا محرز است كه به عمد از تركيب كلمه فارسي «گنجينه» و عربي «الاسرا» استفاده كرده است، مقبول افتاده است.
اما در مجموع اين مثنوي زيباترين و شايد نزديك ترين به اهداف امام حسين (ع) باشد. برداشتي كه ايشان دارد، برداشتي كاملا حماسي و عرفاني است و بيش از هر چيز عرفان امام را مد نظر داشته است. اين عرفان به قدري متجلي است كه آدمي از برداشت عمان ساماني در شگفت مي ماند كه با «كيستي پنهان مرا در جان و تن/ كز زبان من همي گويد سخن/ اين كه گويد از لب من راز كيست/ بشنويد اين صاحب آواز كيست» شروع مي شود و براي مقطع به مقطع حركات امام و يارانش در كربلا، فلسفه اي عرفاني مي آورد. در رابطه با رفتن حضرت علي اكبر كه شايد يكي از بهترين فرازهاي اين شعر باشد، كه وقتي حضرت براي درخواست اذن ميدان نزد امام مي رود، مي گويد: «در جواب از تنگ شکر، قند ریخت/ شکر از لبهای شکر خند ریخت‏/  گفت: «کای فرزند، مقبل آمدی/ آفت جان، رهزن دل آمدی» تا آنجا که می فرماید: «آن حجاب از پیش چون دور افکنی/ من تو هستم در حقیقت تو منی/ چون تو را او خواهد از من رو نما/ رو نما شو، جانب او رو نما».
بعد از «گنجينه الاسرار»، محتشم كاشاني بهترين نمونه را در بعد حماسي دارد كه مي گويد: باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است/ باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است.. كه داراي دوازده بند است.
نمونه برتر در دوران معاصر هم شعري از سيد علي موسوي گرمارودي به نام «خط خون» است كه مي گويد: درختان را دوست مي دارم كه به احترام تو قيام كرده اند/ و آب را كه مهر مادر توست/ خون تو شرف را سرخگون کرده است» و آنجا که می گوید: «خط با خون تو آغاز می شود/ از آنزمان که تو ایستادی/ دین راه افتاد/ و چون فرو افتادی/ حق برخاست ...»و بسيار حماسي و بسيار زيبا بيان شده است. منتها جاي شعرهايي كه ابعاد واقعي عاشورا و قيام امام را به صورت موضوعي بيان كند، خالي است.

- رابطه ادبيات عاشورايي با جامعه امروز ما چيست؟
امام در آخرين لحظات زندگي خود جمله اي را فرمودند: «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» و به قول دكتر علي شريعتي، اين جمله خطاب به همه عصرها و نسل هاست. همچنين امام در آن لحظات آگاه بود كه ديگر كسي نيست كمكش كند و گفتن جمله «كسي هست مرا ياري كند» كمي بيهوده به نظر مي رسد. اما اگر كمي دقت كنيم در مي يابيم كه حضرت نه با آن آدم ها كه اطرافش هستند، بلكه با تاريخ سخن مي گويد، با نسل هاي آينده. اين است كه امروز ما هم مخاطب اين كلام امام هستيم. حالا اگر اين قضيه واقعيت داشته باشد كه امروز هم عاشورايي ديگر و كربلايي ديگر است، ما بايد نقش خود را در اين صحنه پيدا كنيم. يعني يك شاعر در اين كربلا چه نقشي مي تواند ايفا كند. اگر يكي از شاعران امروز، در صحنه كربلا حضور داشت و مي ديد كه امام و خاندان و يارانش بدان گونه به شهادت مي رسند، چگونه شعر مي گفت؟ فقط زمان عوض شده است اما واقعيت همان است كه هست. يعني بايد خود را جاي حر بگذارد، جاي ابالفضل العباس، قاسم، علي اكبر. ببيند كه اگر واقعا آنجا بود، چه نقشي مي توانست ايفا كند؛ همان را امروز به صحنه بكشاند. يعني بايد با قلمش تير به طرف دشمن پرتاب كند، با شعرش بجنگد و با كلامش گلوله بسازد.

- يعني شما معتقديد كه ادبيات عاشورا تنها به اين ده روزه عزاداري خلاصه نمي شود؟
دقيقا. به هيچ وجه نبايد ادبيات عاشورا به اين ده روز خلاصه شود. چون امام حسين (ع) فرا زماني است. فلسفه شهادت، فلسفه نهضت امام، امر به معروف و نهي از منكر و كارهاي امام و يارانش زمان نمي شناسد. در هر كجا ظلمي اتفاق بيفتد، حتما مظلومي وجود دارد و در هر كجا مشكلي پيش آيد، يعني نياز به كمك وجود دارد. پس شاعر بايد درد مردم را فرياد بزند. بنابراين زماني نخواهد بود كه ما نياز به فلسفه عاشورا نداشته باشيم. هميشه و از آغاز تاريخ هابيل و قابيل بوده اند، فرعون و موسي، خليل و نمرود، پيغمبر و ابولهب،حسين و يزيد بوده اند. امروزه، ما هم حسين داريم و هم يزيد. تنها بايد بينديشيم كه كدام طرف بايستيم. چه شعري بگوييم، چگونه قلم بزنيم، در طرفداري از كه قيام كنيم و چه حرفي بزنيم كه حسيني باشد.

جدیدترین اثر از سید عبدالله حسینی در باره حضرت قاسم را می خوانید:

تقديم به حضرت قاسم  مدافع نو جوان امام حسين:
«مرگ در کامم عمو جان از عسل شيرين تر است»
اين پسر در عرصه ايثار بر ياران سر است
آنکه سرداران عالم را امام و سرور است

قاسم لب تشنه آن سرباز کوچک آن شهيد
قبله حاجات عشاق شکسته ساغر است

در کهنسالي شراب ناب گيرا تر شود
در شباب اما شراب آيا چنين سکر آور است

اي عمو جان مرگ باشد زندگي بعد  از علي
من دلم لبريز از عشق علي اکبر است

عون در خون خفت و من از شور بختي زنده ام
من خجل از عمه ام بر سر هواي جعفر است

اذن مي خواهم که اينک رو به ميدان آورم
تيغ تيزم تشنه خون هزاران لشکر است

گفت نور ديده من اذن از مادر بگير
گفت در راه تو مرگم آرزوي مادر است

مادرم خود بر کمر اينک مرا شمشير بست
مرگ را من راغب اما مادرم راغبتر است

نور چشمانم بگو از مرگ قاسم در جواب
گفت در کامم عمو جان از عسل شيرين تر است

رفت ميدان جانفشاني کرد در راه حسين
شيعيان بي شمارش را شفيع محشر است

آنچنان مي آخت در ميدان جوانمردانه تيغ
کاز عجب گفتند قاسم نيست اين خود حيدر است

آنچنان مي تاخت در آن عرصه با تدبير اسب
کاز فلک آمد ندا اين مجتباي ديگر است

آنچنان شمشير مي زد در حمايت از حسين
کاين پسر درمعرکه گوئي خدا را خنجر است

آنچنان سر مي بريد از خصم فرزند حسن
کاين جوان در جنگجوئي گوئيا اسکندر است

يادگار مجتبي افتاد از زين بر زمين
خاندان عشق را نازم که قاسم پرور است

قاسم اي باب الحوايج قاسم اي ابن الحسن
در رثايت من غزلخوانم خدا خنياگر است

محرم ٨٩

این مصاحبه ادامه دارد....

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید