تصویر برگزیده

مزینانی در نشست «آه با شین»:

مسئولان در موضوعات فرهنگی دوغ را از دوشاب تشخیص دهند

آرتنا: نویسنده کتاب «آه با شین» گفت: دولت‌ها بعد از ۳۳ سال از انقلاب نباید سر این بحث کنند که ممیزی خوب است یا نه، مسئولان باید در حوزه فرهنگ دوغ را از دوشاب تشخیص دهند.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، نشست نویسنده کتاب رمان «آه‌ با شین» با حضور محمدکاظم مزینانی نویسنده این اثر، یوسفعلی میرشکاک منتقد ادبی و جمعی از اهالی رسانه عصر امروز، 16 اردیبهشت ماه، در غرفه انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب برگزار شد.
مزینانی در ابتدای این نشست با اشاره به رمان جدیدش گفت: «آه‌ با شین» آخرین جلد از یک مجموعه سه گانه است که سوژه آن را از مدت‌ها قبل در ذهنم داشتم. وقتی به سوژه فکر می‌کردم به این نتیجه می‌رسیدم که اگر در مورد هر یک از این برهه‌‌های زمانی بنویسم تنها به یک ضلع از تاریخ پرداختم و دیگر موضوعات را بررسی نکردم. این شد که سوژه را در مجموعه‌ای سه جلدی نوشتم.
وی ادامه داد: نسل من در میان حوادث مختلفی قرار داشت و تجربه‌های متعددی را از سر گذرانده است. ما همانند فیل‌هایی هستیم که خاطرات سنگین معاصر را حمل می‌کنیم هیچ نسلی به اندازه ما خاطراتی با این حجم را با خود نمی‌کشاند.
نویسنده کتاب «آه با شین» در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر ترجمه کتابش و استقبال از آن در دیگر کشورها گفت: پیش از این شاه بیشین به زبان روسی ترجمه شده و هم اکنون نیز قرار است ترجمه انگلیسی آن انجام شود. به نظر می‌رسد چون شخصیت اصلی «شاه بی‌شین» خود محمدرضا شاه است برای روس‌ها جالب باشد، اما در این میان «آه با شین» به دلیل رعایت تکنیک‌های داستان نویسی حرف تازه‌ای برای مخاطبان دارد در مجموع تلاش کردم تا مخاطب از جادوی داستان لذت ببرد. چیزی را از قلم نینداختم. تمام تلاشم این بود که در شخصیت‌پردازی و توصیف سنگ تمام بگذارم و بگویم بالاخره حرف دلم را زده‌ام.
وی در ادامه ضمن انتقاد از رویه برخی از مسئولان فرهنگی گفت: حالا زمانی رسیده که جریان سیاست‌هایی که ضد ادبیات و خلاقیت بوده تغییر کند. به نظر من دولت‌ها بعد از 33 سال از انقلاب نباید سر این بحث کنند که ممیزی خوب است یا نه، مسئولان باید در حوزه فرهنگ دوغ را از دوشاب تشخیص دهند. حالا زمان آن رسیده است که به نویسندگانی که به خود وفادار هستند و بدون وابستگی به جناحی خاص می‌نویسند بپردازیم و به دنبال شکوفایی این نسل باشیم.
مزینانی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا اثر شما جزو حوزه رمان انقلاب قرار می‌گیرد یا نه گفت: با اصطلاح رمان انقلابی موافق نیستم. نویسندگان آمریکایی لاتین با وجود اینکه سیاسی می‌نویسند آنها را انقلابی نمی‌نامند. به نظر می‌رسد که این تعبیر غلط‌اندازی است که برای مخاطب ذهنیت منفی ایجاد می‌کند، به همین خاطر نسل جوان این اثر را پس می‌زند. نویسنده در تاریخ ایستاده و در آن دست نمی‌برد. او تاریخ را تحریف نمی‌کند بلکه آن را به تصویر می‌کشد. نویسنده به تاریخ وفادار است و سعی می‌کند که در این میان درون آدمها را بکاود.
وی یادآور شد: یکی از ویژگی‌های این اثر استفاده از زبان دامغانی است که در گستره خراسان بزرگ قرار می‌گیرد. در این میان برخی از اصطلاحات ساخته خودم است. به نظر من نویسنده می‌تواند براساس فضای داستانی‌اش واژگانی به کار ببرد که در آن خوش بنشیند. سبک این اثر کاملا ایرانی است اما نه از جنس کاسه و بشقابهایی که بر سر وانت‌ها می‌فروشند. منظورم این است که تصویرسازی و شخصیت‌پردازی در آن به شدت ایرانی است و سعی کردم هیچ قضاوتی در آن نداشته باشم.
وی افزود: دولت‌آبادی رمان «کلیدر» را با آن عظمت نوشت، اما در آن عقبه خاص نویسنده و علاقه‌اش به سوسیالیست‌ها دیده می‌شود. گلشیری نیز این نوع نگاه سیاسی را در آثارش به کار برده است، اما من دوست داشتم که قضاوت را به پای مخاطب بگذارم. سعی کردم در این راه مخاطب همذات‌پنداری کند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید