ماه رمضان
تصویر برگزیده

«زوال كلنل» به مثابه رسانه

آرتنا: «علي هاديلو» گفت: ترس مديران فرهنگي گذشته كه «محمود دولت‌آبادي» سالخورده را برنمي‌تابيدند، بي‌دليل نبود اما خبر صدور مجوز انتشار «زوال كلنل» نشان از تغيير فصلي جديد در سياست‌هاي فرهنگي است.

zoom
«زوال كلنل» به مثابه رسانه

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، علي هاديلو طی یادداشتی نوشت:
گل محمد همچنان سوار بر اسب در بيابان‌هاي حدفاصل نيشابور و سبزوار مي‌تازد، او نه قهرمان است و نه ضد قهرمان بلكه ياغي است اما ناخواسته در مسير مبارزان آرمانگرايي قرار مي‌گيرد كه در سيماي او قهرماني بالقوه را مي‌بينند.
امروز قهرمان محمود دولت‌آبادي نه گل‌محمد كه كلنلي است در «طريق بسمل شدن»، قهرمانان دولت‌آبادي هرچند در انديشه دگرديسي و نوزايي هستند اما فرجام آنان زوال است. باباسبحان، گل محمد، كلنل، سلوچ و مردمان سالخورده هر كدام نماينده نسلي هستند كه زوال آنان به معناي پايان يك دوران و آغاز دوران جديد است.
رمان‌هاي اين نويسنده به ‌رغم آنكه به ماهيت ادبي خود وفادارند، به مثابه يك رسانه در پي روشنگري نسبت به زندگي اجتماعي بعد از مشروطه و بازشناسي و بازانديشي گذشته فرهنگي اجتماعي ايران هستند. اين تعبير صدور يك حكم كلي نيست بلكه فتح بابي است براي بيان چرايي كاركرد رسانه‌يي اين رمان‌ها.
چهار سال پيش با راهنمايي دكتر هادي خانيكي و دکتر محمد مهدي فرقاني، پژوهشي با موضوع «رمان به مثابه رسانه: گونه‌شناسي رمان‌هاي تاثيرگذار بعد از كودتاي 28 مرداد» شروع كردم. بر اساس نتايج اين پژوهش كه با تحليل محتواي رمان‌هاي شاخص بعد از كودتاي 28 مرداد چون «آوسنه باباسبحان»، «شازده احتجاب»، «چشم‌هايش»، «همسايه‌ها»، «سووشون»، «مدير مدرسه»، «شوهر آهو خانم» و «ملكوت» انجام شد، رمان (حتي آثار گلشيري كه تعهد اجتماعي را خرافه ادبي ‌دانست)، نه تنها فرصتي براي گذران اوقات فراغت و گريز از واقعيت‌هاي دردناك زندگي فراهم مي‌كند، بلكه زندگي اجتماعي را نيز تفسير مي‌كند؛ اين تفسير هر چند تفسيري فردگرايانه است، اما به تعبير ميلان كوندرا آگاهي‌دهنده است، زيرا رمان به عنوان متن ادبي كه در آن لاجرم و به طور اجتناب‌ناپذير ردپاي ايدئولوژي به چشم مي‌خورد، نه تنها متاثر از شرايط اجتماعي است، بلكه تفسيري از زندگي اجتماعي به دست مي‌دهد. جامعه‌شناسان رمان بر اين باورند كه ماهيت چندصدايي، چند مفهومي و ديالوگ محوري رمان موجب شده منطق آن موافق منطق جامعه باشد.
آثار دولت‌آبادي مصداق بارز اين قبيل رمان‌هاست، نيم‌نگاهي به آثار و سلوك اين نويسنده روشن مي‌كند كه منطق همه رمان‌هاي او موافق منطق جامعه است، از قرار معلوم و به روايت كساني كه توفيق مطالعه «زوال كلنل» را به زبان‌هاي ديگر پيدا كرده‌اند، اين رمان نيز بازانديشي و تفسيري درباره برهه‌يي از تاريخ اجتماعي اين مرزو بوم است. با اين وصف حتي اگر فرض كنيم كه رئاليسم رمان‌هاي اين نويسنده، نه بازنمايي واقعيت‌هاي اجتماعي كه برخاسته از تخيل است، باز جامعه‌شناسي رمان مي‌گويد كه براي مخاطب، گاهي اين رئاليسم جذاب‌تر، پذيرفتني‌تر و باورپذيرتر از واقعيت‌هاي بيروني است، سال‌هاست كه صحبت از سرنوشت چاپ رمان زوال كلنل نقل محافل فرهنگي و رسانه‌يي است، بنابراين به نظر مي‌رسد كه ترس مديران فرهنگي گذشته كه دولت‌آبادي سالخورده را برنمي‌تابيدند، بي‌دليل نبود، چرا كه از ديد آنان تنها تفسير نويسندگاني حق چاپ دارند كه موافق منطق آنان باشد نه منطق جامعه ايراني. به همين دليل است كه اين روزها گمانه‌زني درباره صدور مجوز انتشار زوال كلنل، از ديد بسياري به معناي پايان يك دوره و آغاز دوره فرهنگي جديد تعبير مي‌شود؛ تعبيري كه اگر هم اغراق باشد باز خبر از تغيير فصلي جديد در سياست‌هاي فرهنگي مي‌دهد.
 

۱۰:۲۵ ::: ۳۰ / ۱۱ / ۱۳۹۲

ARTNA آرتنا-> شعر و ادبیات -

تگ ها:

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید