تصویر برگزیده

در نشست پایانی شعرخوانی هشتمین جشنواره شعر فجر صورت پذیرفت؛

آرزویی برای فتنه‌گران در جشنواره شعر فجر

آرتنا: نشست شعرخوانی پایانی هشتمین جشنواره شعر فجر با حضور شاعران جوان و پیشکسوت شعر معاصر 30 اردیبهشت در خانه هنرمندان برگزار شد.

zoom
آرزویی برای فتنه‌گران در جشنواره شعر فجر

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، عبدالجبار کاکایی دبیر علمی این جشنواره ضمن تشکر از حنجره‌های شعر خوانده در این جشنواره اظهار داشت: این حنجره ها رنگین‌کمانی از صدا را در شب‌های اردیبهشت منتشر کردند. روزی که اراده بر این قرار گرفت، صداهایی را به تریبون‌های رسمی دعوت کنیم، تریبون‌هایی که شاید تا پیش از آن آمدن برخی از صداها را برنمی‌تابیدند، امکان این مدارا به وجود آمد و شعر بالنده انقلاب این ظرفیت را در خود دید که میزبان همه صداهای موجود باشد.
به گفته وی، این اراده شکل گرفت و در کمیته علمی به نام اتاق فکر متشکل از نمایندگان نحله‌های مختلف ادبی دعوت کردیم در مکانیزم تصمیم‌گیری این گردهمایی شرکت کنند و صداهای دور از تریبون‌های رسمی و صداهایی که کمتر به آنها میدان داده شده امکانی برای شنیدن پیدا کنند. بستر این حرکت بستری علمی بود.
کاکایی با این جملات که صدای ما گویای این واقعیت بود که قصد داریم که شعر را به ماهو شعر به نمایش بگذاریم اما به هر حال باید بپذیریم که راهبردهای بنیادی‌تر و عمیق‌تری برای ایجاد این اعتماد لازم داریم متذکر شد: از همین تریبون از نخبگان فرهنگی و علمی کشور که صدای موثرتر و تریبون قدرتمندتری دارند و قادرند به آرامش برسانند مراکزی را که ایجاد حاشیه و ناامنی برای جشنواره‌ای کردند که تنها هدفش انتشار صداهایی بود که در چارچوب قانون اساسی منتشر می‌شود و به عنوان کتاب بیرون می‌آید خواهش می‌کنم که کمک کنند.
کاکایی در خاتمه سخنانش ابراز امیدواری کرد که آرامش ایجاد شود و اگرچه پیوسته این تلاطم و اضطراب به جشنواره وارد شد، اما دوستان دست یاری دادند و علی‌رغم پارازیت حاشیه‌های قوی، صدای ما به گوش هم رسید و این همدلی اگرچه کوتاه و اندک اما ادامه داشت.، گفت: باید بپذیریم برای آغاز همین مقدار بسنده بود. امیدوارم این حرکت در سالهای آتی دنبال شود و اهالی ادبیات خود برای آن تصمیم بگیرند. پیش از این قرار بود از 13 شاعر جهان دعوت کنیم اما به دلیل مسائل حاشیه‌ای و علی‌رغم میل قلبی دعوت از این شاعران باطل شد و این شاعران به ایران نیامدند.
در ادامه رزا جمالی، شاعر دهه 70 اولین شاعری بود که دو شعر سپید را با عنوان یل ها و خلیج عربی برای حضار خواند.
شاعر دوم آخرین نشست شعرخوانی شیوا ارسطوئی بود که درابتدای شعرخوانی خود گفت: سعی می کنم در شعرهایی که می خوانم فرم های جدید را پیشنهاد بدهم. در شعر این شاعر سیگار به شدت تکرار می شد.
در بخشی از شعر ارسطوئی آمده بود:
«وقت خریدن انگور، زنی زیر باران با اشاره از دور سکه و سیگار خواسته بود
سکه هایش تمام شده بود ...»
در ادامه وی شعر «گم» که به گفته خودش معروف ترین شعر در دهه 70 شده بود و یک منظومه ده قسمتی را با ردیف «بیا تمامش کنیم» را خواند.
«تاریخ مصرف گل هم سن و سال رابطه ام با توست
جفت نمی شوی چه زرد و خشک می شوی بیا تمامش کنیم ...»
وی در شعری ده قسمتی اشاره ای به نام یکی از خوانندگان لس انجلسی کرد که مورد استقبال حضار قرار گرفت.
در ادامه فهیمه غنی نژاد، شاعر و خالق کتاب «تصویر درختان گیج» برای شعرخوانی دعوت شد و در ابتدا گفت: یک نکته ای ذهن من را مشغول کرده است که چه خوب شد بعد از چند سال برگزاری جشنواره های مختلف جای کوچکی هم به شعر داده شد.
وی افزود: نکته دیگر این است که چقدر خوب است که این محیط جشنواره ای وسیع تر شد و شاعران گوناگون با شعر های گوناگون به این فضا راه پیدا کردند وهمین تکثر باعث چندصدائی شدن جشنواره شد و علاقمندان شعر را با صداها و سلیقه های مختلف کنار هم نشانده است تا علاوه بر شعر مورد علاقه شان با گونه های مختلف ادبی آشنا شوند و با شنیدن شعرهایی که دوست ندارند تحملشان را بالا ببرند. غنی نژاد در ادامه چند شعر کوتاه خواند.
ری را عباسی، که بنیانگذار نخستین جشنواره شعر صلح در ایران بوده است، شاعر بعدی بود که برای شعرخوانی دعوت شد.
وی گفت: برای من جالب است که رد این مکان چندین بار خواستیم برنامه هایی رابرای شعر صلح برپا کینم اما ممنوع شد، امروز در اینجا یم خواهم از صلح بگویم. خوشحالم که اقای کاکائی این جشنواره را برگزار کردند و خوشحالم که رد جمع متفاوتی شعر می خوانم.
عباسی ادامه داد: شعر خواندن در اینجا شاید کمی سخت باشد که از نباید از خط قرمزهای چپ و راست عبور کرد و من دلم می خواهد از این خط قزمزها فاصله بگیرم.
وی گفت: 8 سال است که جشنواره شعر فجر داریم اما جشنواره شعر صلح قدمت بیشتری دارد اما چرا نباید از طرف مسئولان کمکی به این جشنواره بشود، من از همه می خواهم دیوار بی اعتمادی را کوتاه کنند.
غنی نژاد در ادامه شعری در مورد صلح خواند. شعر صلح وابسته به انسان، فارغ از نژاد و جغرافیا و مذهب است ...
فاطمه راکعی شاعر بعدی بود که برای شعرخوانی دعوت شد و گفت: شعرهای جدیدتری را که دارم برای مراسم امروز می خوانم:
در سکوت فاضلان، فضله می‌فروشند فاضل نمایان
در سکوت شاعران، شعر می‌فروشند شاعرنمایان
خبره نیستند خریداران ..."
درها بسته، پنجره ها شکسته، شب حاکم، راه پرسنگلاخ، آخ هم نمی گوید حتی رهنورد خسته ...
پاک کن را برداشته هی پاک می‌کند سبز را از درخت، سرخ را زا خون، اندیشه را از انسان، نادان..
عشق، شور، التهاب، شعر، شور، انتخاب، سهم ما از انقلاب آسمان بود نه زندان ...
لیلی کردبچه، شاعر و پژوهشگر شاعر بعدی بود که چند شعر سپید را برای حضار قرائت کرد.
راه دوری برای رفتن ندارم، جایی نزدیک برای ماندن و بلاتکلیفی ...
وی همچنین شعری را با عنوان "زاینده رودی روزگاری رود" خواند.
موسی بیدج شاعر بعدی بود که قرار بود در خصوص ضرورت ترجمه صحبت کند اما با توجه به وقت کم برنامه در صحبت هایی کوتاه گفت: امیدوارم روزی روزگاری ضرورت ترجمه را دریابیم، در این جشنواره دائم چند صدائی را می شنویم اما افتخار می کنم که این مسئله را همیشه رعایت کردم و بیش از 150 شاعر ایرانی را ترجمه کردم.
فارغ از اینکه این شاعران با من دوست هستند، و من شعرشان را دیدم نه خودشان را.
وی افزود: مجله شعری در قاهره به چاپ می رسد، و چند شعر ایرانی در آن چاپ شده است، و این مسئله درآمدی است برای چاپ یک کتاب 500 صفحه ای از شاعران ایرانی در مصر.
در ادامه رفعت سلام شاعر مصری چند شعر را خواند و موسی بیدج برای حضار ترجمه کرد.
بخش دوم شعرخوانی با اجرای شاهرخ تندرو صالح آغاز شد، و جلیل صفربیگی به عنوان اولین شاعر برای شعر خوانی دعوت شد.
می رقصم و لرزشی در آهنگم نیست
ساز دل هیچ کس هماهنگم نیست
دلداری من نمی دهد هیچ دلی
دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست ...
محمدحسین جعفریان شاعر بعدی بود که برای شعرخوانی دعوت شد،تندرو صالح پیش از دعوت وی به شعرخوانی از وی به عنوان یکی از شاعران شعر اعتراض نام برد، وی چند شعر را با مضمون «دفاع مقدس» خواند؛ یکی از شعرهای او "عاشقانه یک کلمن" بود که در بخش هایی از شعر وی آمده است:
دیگر نمی‌گویم؛ پیشتر نرو!
اینجا باتلاق است!
حالا می‌گردم به کشف باتلاقی تواناتر
در اینهمه خردی که حتی باتلاق‌هایش
وظیفه‌شناس و عالی نیستند.
همه‌ چیز در معطلی است
میوه‌ای که گل
پولی که کتاب مقدس
و مسجدی که بنگاه املاک.
ما را چه شده است؟
این یک معمای پیچیده است
همه در آرزوی کسب چیزی هستند
که من با آن جنگیده‌ام
و جالب آنکه باید خدمتکارشان باشم
در حالیکه دست و پا ندارم
گاهی چشم، زبان و به گمان آنها حتی شعور! ...
بهروز یاسمی، شاعر و پژوهشگر ادبی پیش از آغاز به شعرخواندن تصریح کرد: تا پیش از شروع جشنواره شعر فجر امسال، ما همیشه ادعا داشتیم که باید سایه دولت ازسر جشنواره ها کم شود اما من وقتی این همه تلاش عظیمی را که در دوستان برگزار کننده این جشنواره دیدم، به یقین رسیدم که بخش خصوصی تا سالهای سال هم نمی تواند چنین کاری بکند. دولتها می توانند از جشنواره ها حمایت کنند اما نباید در کار آنها دخالت کنند و به عقیده من تا زمانی که جشنواره ها به جایی نرسند که دولت ها باور کنند که بدون دخالت کردن هم می توانند از جشنواره حمایت کنند، واگذار کردن آنها به بخش خصوصی دشوار است.
یاسمی همچنین به دشواری های برگزاری جشنواره شعر فجر امسال چه از بعد محتوایی و چه بویژه حواشی رسانه ای که برای آن بوجود آمد، تاکید کرد: عجیب این است که ما امروز دیدیم که این چند صدایی در واقع یک صدا است و به عبارت دیگر چند صدایی در بین شاعران همان تک صدایی است.
در آخرین برنامه شعرخوانی جشنواره شعر فجر، محمد سعید نجاری شاعر کرد اهل بوکان که تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی گذرانده است قبل از خواندن دو غزل یکی برای سعدی و یکی برای حافظ، در سخنانی خواستار آن شد که مرزهای کاذبی که بین شاعران ایران فاصله انداخته است، برداشته شود.
وی با اشاره به دو بیت از نظامی گنجوی که در آن به خوداندیشی تاکید شده است، گفت: آیا ما واقعا نوین بودن خودمان را اثبات کرده ایم و توانسته ایم آن بار امانت سنگین را که خداوند در طبع ما نهاده است به جایی برسانیم. متاسفانه ما خودمان در جمع خودمان هم سختگیری می کنیم و بعضی هایمان حاضر نیستیم حرف‌هایی را که دوست نداریم، گوش کنیم. آیا ما با قلبی مالامال تاکنون به شعر عرب نگاه کرده ایم شخصا به عنوان یک شاعر کرد اذعان می کنم که اگر زبان فارسی نمی خواندم، آنقدر به زبان مادری خودم تسلط پیدا نمی کردم.
محمد سعید نجاری شاعر کرد اهل بوکان که تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی گذرانده است قبل از خواندن دو غزل یکی برای سعدی و یکی برای حافظ، در سخنانی خواستار آن شد که مرزهای کاذبی که بین شاعران ایران فاصله انداخته است، برداشته شود.
این شاعر کرد با این بیان که آیا ما واقعا نوین بودن خودمان را اثبات کرده ایم و توانسته ایم آن بار امانت سنگین را که خداوند در طبع ما نهاده است به جایی برسانیم، اضافه کرد: متاسفانه ما خودمان در جمع خودمان هم سختگیری می کنیم و بعضی هایمان حاضر نیستیم حرفهایی را که دوست نداریم، گوش کنیم. آیا ما با قلبی مالامال تاکنون به شعر عرب نگاه کرده ایم شخصا به عنوان یک شاعر کرد اذعان می کنم که اگر زبان فارسی نمی خواندم، آنقدر به زبان مادری خودم تسلط پیدا نمی کردم.
دینا کاکایی فرزند عبدالجبار کاکائی دیگر شاعری بود که به گفته پدرش در همین محفل شعری را سروده بود و آن را برای حاضران خواند. این سروده با تشویق حاضران و بخصوص پدرش همراه شد.
پایان بخش مراسم نیز شعرخوانی شاعر عراقی علی الشلاح بود که پیش از قرائت شعر خود ایران و عراق را همچون یوسف و برادر دوقلویش خواند که فرهنگ، ادبیات و هویت مشترکی دارند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید