تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«مایا آنجلو»؛ مادربزرگ مهربان آمریکایی درگذشت

آرتنا: «مایا آنجلو» شاعر و نویسنده آمریکایی که زندگی نامه او با عنوان «می دانم چرا پرنده در قفس می خواند» مورد تحسین خوانندگان قرار گرفت و برایش اعتبار بین المللی بدست آورد، روز چهارشنبه در سن 86 سالگی درگذشت.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری هنر «آرتنا»، «مایا آنجلو» نویسنده آمریکایی-آفریقایی که بخاطر شیوه ی نثر غنایی و صدای باشکوهش شهرت داشت، در وینستون-سالم، کارولینای شمالی در منزل خود در آرامش و بی صدا  فوت کرد. تحقیقات ادامه دارد اما هنوز علت مرگ او اعلام نشده است.
آنجلو هم در زمینه ی حقوق مدنی فعالیت داشت، هم نمایشنامه نویس بود هم خواننده، بازیگر و استاد.
وی در طول زندگی خود بیش از 30 کتاب نوشت و جوایز متعددی بدست آورد که از میان آنها می توان به نشان افتخار شهروند برتر کشور و نشان آزادی ریاست جمهوری از طرف باراک اوباما در سال 2011 اشاره کرد.
آخرین اثر او با عنوان «مامان و من و مامان» درباره مادر و مادربزرگش و همه چیزهایی که این دو به مایا یاد دادند بود که در سال گذشته منتشر شد. مایا در آخرین توئیت خود در روز 23 مه 2014 نوشته بود: «به خودت گوش بده و در آن سکوت شاید صدای خدا را بشنوی.»
آنجلو در چهارم آوریل 1928 در سنت لوئیس میزوری چشم به جهان گشود. نام اصلی او مارگریت جانسون بود. وی پس از جدا شدن پدر و مادرش از هم، دوران کودکی خود را در استمپز آرکانزاس نزد مادربزرگش گذراند. در سن 7 سالگی نامزد مادرش به او تجاوز کرد که می گویند بعداً این شخص از دایی های مایا تا حد مرگ کتک خورد. شوک ناشی از تجاوز و مرگ متجاوز باعث شد که مایا تا شش سال نتواند حرف بزند.
او در این دوره خاموشی شروع به نوشتن کرد. مایا در سال 1969 خاطرات 17 سال اول زندگی اش را در زندگی نامه ای با عنوان «می دانم چرا پرنده در قفس می خواند» نوشت و دوست نویسنده اش؛ «جیمز بالدوین» مشوق او برای نوشتن این زندگی نامه بود. این کتاب روایت کننده نژادپرستی در دهه سی و چهل بود که مایا با آن روبرو بود .
آنجلو هرگز به دانشگاه نرفت، ولی بیش از 30 مدرک افتخاری دریافت کرد.

وقتی نوجوان بود به سان فرانسیسکو نقل مکان کرد. در آنجا به دنبال حرفه سرگرمی رفت و در 17 سالگی مادر شد و به عنوان راننده تراموا مشغول به کار شد. او که به عنوان خواننده کالیپسو کار می کرد، نام خود را به مایا آنجلو تغییر داد. در اواخر دهه پنجاه به نیویورک نقل مکان کرد و قبل از رفتن به آفریقا، به صنف نویسندگان هارلم پیوست. سپس به آفریقا رفت و برای روزنامه هایی در قاهره و آکرا کار کرد.
در سال های بعد او نویسندگی را با خوانندگی تلفیق می کرد و روی پروژه هایی با رهبران حقوق مدنی مانند مارتین لوتر کینگ جی. آر. و مالکوم ایکس کار می کرد.

همچنین آنجلو در فیلم ها، نمایشنامه ها و برنامه های تلویزیونی بازی و کارگردانی می کرد و فیلمنامه و نمایشنامه می نوشت. او ترانه سرا، مدرس و سخنران قابل تحسینی نیز بود.
مایا آنجلو برنده جایزه گرمی برای سه آلبوم هم بود. علاوه بر «مامان و من و مامان»، وی آثار دیگری نیز دارد که می توان به «به نام من خودت را جمع و جور کن»، «آواز می‌خوانیم، می رقصیم و مثل کریسمس مبارک می‌شویم»، «آهنگی که به بهشت پرتاب شد»، «حالا برای سفرم چیزی لازم ندارم»، «قلب یک زن» و «همه بچه های خدا کفش های سفر نیاز دارند» اشاره کرد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید