تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

حد و مرزهای شناخته نشده هنر در ایران

آرتنا: ظرفیت های بالای ورود به رشته هنر در دانشگاه ها و عدم وجود انجمن ها موجب سپری شدن روند «تجربی» (نه تجربه) هنر در ایران شده که به لحاظ تعاریف و ساختار پایه های محکمی در هنر ایران ندارد.

نوشته: حسین کنتی /خبرگزاری هنر «آرتنا»

عکس در واژه هایی از ابهام و صراحت، احساس و... هنرمند نسبت به زندگی اش تعریف می شود. هر آدمی که جلوی دوربین قرار می گیرد، در واقع اگر عکاس باشید او را وارد قسمتی از زندگی خود می کنید و آنوقت می توانید از او بهترین عکس را بگیرید. بیشترین عکس های ماندگار در طول تاریخ عکاسی همواره ازدیدگاه عکاسانشان، قمستی از احساسات و زندگیشان وارد دنیای عکسشان می شود. عکس تفسیر یک زندگی است. تفسیری که با فرم، رنگ و محتوا در هم آمیخته می شوند. اگر قرار است چیزی را خلق کنید، باید وارد ذهن آن شوید، جای آن نفس بکشید؛ جای خاک، آب؛ باد، آتش. زمانی که در ذهن و حرکتشان نفوذ می کنید می توانید از آن ها به عنوان عناصر خلق کارتان استفاده کنید، استفاده از فتوشاپ هم قرار نیست آن را تصویر تبدیل کند. نماد ها و نشانه ها، با ابزارهای گرافیکی ساخته نمی شوند، بلکه در ذهن هنرمند در زمان عکاسی این فرم ها خلق می شوند. بعد از اینکه ایده تان عکس گرفتید یا بهتر است بگویم آن را خلق کردید با سایر هنرها، مرحله ی اجرای آن مهم ترین قسمت این فرایند است. زمانی شما می توانید یک نمایشگاه را برای عکس هایتان نام بگذارید که نحوه ی اجرای آن در تداخل با ایده عمل نکند. به همین دلیل خیلی از آثار نمایشگاهی ایران و حتی بی نال های خارجی که یک نمایشگاه ایستا را بر خلاف ایده ی اجرا، به مخاطبانشان عرضه می کنند را نمی توان یک نمایش آثار دانست. (به غیر از اینکه یک ایده ی ایستا در فضای عکس آن هنرمند وجود داشته باشد و فضای نمایشگاه را بر اساس آن به اجرا برسانند.) در واقع این ضعف اجرا آثار هنری، باعث جدایی مردم از هنرهای بومی و محلی در گسست های اول و سپس وارد هنرهای دیگر می شود. معمولا عدم توجیه آکادمیک؛ و جنگ هنرمندان آکادمیک و تجربی در دوره ی متفاوت هنری همچون چیزی که در اروپا شایع بوده است.
اکنون در ایران؛ به دلیل های خاص همچون پیروی نکردن هنرمندان از هیچکدام از گزینه های "هدف مند بودن" و یا "بازی های آزاد" و یا " آکادمیک" (که در ایران بسیار شایع است) دغدغه های آن ها را برای ورود به سلیقه شان، با مشکل مواجه کرده است. بزرگترین مسئله در اینجا؛ بیشتر رسمیت داشتن "هنر آکادمیک" است. تحصیلات هنری، شناخته شدن و... یک علاقه مند به هنر در 18 سالگی؛ که رویاهایش را در نابودی می بیند ورود به عرصه آکادمیک هنر است، اما نمیداند چه آینده ای در انتظارش است!
عدم وجود انجمن های مناسب با فضای ذهنی هنرمندان در شهرهایشان؛ استان، هر ساله باعث می شود که هزاران نفر در طلب ورود به آرزوهایشان (سینما، تئاتر، موسیقی؛ عکاسی و...) پشت صندلی های کنکور هنر، قرار بگیرند و سپس جزو تعریف "نیمه متمرکز" بعضی رشته های هنر بعضی دیگر را پشت اتاق های آزمون عملی مشاهده می کنیم.
در واقع با توجه به ظرفیت های ورود به رشته ی هنر در دانشگاه ها و عدم وجود انجمن ها؛ ما اکنون روند "تجربی" (نه تجربه) هنر را در ایران سپری می کنیم، این روند که پایه های محکمی در هنر ایران از لحاظ تعاریف و ساختارها ندارد، هر از گاهی در بعضی نمایشگاه ها با حرکاتی که این هنرمندان می خواهند به پایداری بر عرصه ی هنر برسند، مشاهده می کنیم. اما خب، در حال حاضر از طرفی آزادی هنر و همین طور ضعف تالیف و آگاهی نسبی هنرمندان تجربی از سوی دیگر باعث کمتر دیده شدن این هنرمندان می شود، هنرمندانی که درک های خوبی از این فضا دارند و در آثار بعضی از آن ها فرهنگ ها و نمادهای بومی و محلی دیارشان را مشاهده می کنیم.
در واقع بزرگترین مشکل ما رسمیت شناختن وجهه ی هنر به شکل "آکادمیک" (مدرک های تحصیلی هنر) است در صورتی که برخی از اساتید (آکادمیک) جهش های تجربی را در آثاری که خلق می کنند، دارند.
به عبارت دیگر عدم اجرای مناسب وضعیت های یک ایده در هر سه فضا به وضوح دیده می شود. فرهنگستان هنر در عدم راهکار صحیح برای رسیدن به اهدافش و شورای نظارت بر دروس هنر و... از سوی دیگر در وضعیت عدم بررسی شکل آکادمیک، تجربی و بازی های آزاد رشته های هنر در دانشگاه ها، انجمن ها در عدم آگاهی از آینده هنر ملی، به سر می برند.
با بررسی رشته آکادمیک صنایع دستی، متوجه حضور چهار رشته (غیر هدفمند بودن این رشته) که شامل "صنایع دستی"، "مطالعات هنر"؛ "طراحی هنری" و "هنرهای سنتی" می شود؛ که بر اساس عدم نظام مندی در مفاد درسی و اختلاف سلیقه ی اساتید در این رشته این چهار گرایش را در چیزی که آن را "صنایع دستی" می نامیم؛ باعث ضعف اساتید در پرورش هنرجویان می شود. در واقع ما به نوعی متفاوت در این سیستم آموزشی، رویاهای هنرجویان را به نوعی جذاب تر (محدودیت ها) نابود می کنیم. این موضوع حتی در تغییر هویت نام این رشته به نام "هنرهای صنایع" در سال های اخیر می شود. در واقع رشته ی صنایع دستی در حال حاضر چیزی جز مدرک یک دوره ی تحصیلی؛ از لحاظ ابعاد هنری چیزی را در اختیار دانشجویان خود قرار نمیدهد. مدرکی که پس از گرفتن آن، حتی برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قابل تایید نیست! و برای ورود کارشناسان صنایع دستی (آکادمیک) به این سازمان از متقاضیان امتحان گرفته می شود.
در واقع چیزی که ما نسبت به آن آگاهی نداریم؛ در عدم درست معرفی کردن رشته آکادمیک و ایجاد ساختار جدید هنری برای ورود مناسب هنرجویان و هنرمندان، خلاصه می شود.
" هیچ چیز برتر از ایده ای نیست که به مرحله ی اجرا رسیده باشد!"

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

محمد ظهیری
|
13خرداد ماه 1393
0
0
کاملا درست.از وضعیت حال حاضر بیشتر از این هم انتظار نمیره

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید