ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

نگاهي به كارنامه برنامه هاي طنز تلويزيوني؛ از آغاز تا کنون

آرتنا: «محسن سلیمانی فاخر» به بهانه حضور مجدد «مهران مدیری» در رسانه ملی یادداشتی با عنوان «از خنده های تلخ تا شیرین شدن مشكلات» نوشت.

zoom
نگاهي به كارنامه برنامه هاي طنز تلويزيوني؛ از آغاز تا کنون

نوشته: محسن سليماني فاخر / عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي / خبرگزاری هنر «آرتنا»

نگاهي به 20 سال توليد برنامه هاي طنز در تلويزيون نشان مي دهد كه اينگونه برنامه سازي طي دو دهه اخير گاه موفق ظهور كرده و گاهي نيز به ورطه تكرار و حتي فراموشي كشيده شده است.
    
تاريخ ساخت آثار و مجموعه هاي طنز شبانه از سال 72 تاكنون با فراز ونشيب هاي فراواني رو به رو بوده است؛ اين مسير كه با برنامه طنز ' نوروز 72' آغاز شد، در دوره اي موفق، و ايامي را با بي اقبال مخاطبان روزگار سر كرده است.
اين نوع برنامه ها به طور عموم به علت نياز جامعه به جاري ساختن لبخند در زندگي و ترويج شادي در فضاي عمومي كشور، از نظر تماشاگران عام، مطلوب به نظر مي رسد اما ضروريست كه اين اقبال و پاسخگويي به نياز مخاطب، با نوآوري و خلاقيت سازندگان همراه باشد.
در دهه 60 و اوايل دهه 70، ديگر برنامه هاي طنز تلويزيوني كهنه و كليشه شده و طنزهاي كلامي و تيپ هاي راديويي در قالب سخت و خشك، با گذشت زمان و تكرار، رنگ باخته بودند و ديگر جايي در دل مخاطب نداشتند.
در آن دوره، تماشاگر ديگر از 'دايي عباس و آقاي نيكي' خسته شده بود؛ 'عبدلي و اوستا ' حرفي نو براي گفتن نداشتند؛ 'منوچهر نوذري'، 'فرهنگ مهرپرور'، 'منوچهر آذري' و 'عليرضا جاويدنيا' ديگر جذابيت هاي كلامي و تصويري خود را از دست داده بودند.
در اين زمان بود كه برنامه هاي طنز تلويزيون بايد راه ديگري مي يافت و به همين خاطر گام نخست تحرك و تغيير اساسي ساختار برنامه هاي طنز سيما با جنگ 'نوروز 72' توسط 'داريوش كاردان' و 'علي عمراني' برداشته شد.
مجموعه طنز 'پرواز 57' نيز كه در همان سال پخش شد، مجموعه متفاوتي بود كه پس از مجموعه طنز آوانگارد(پيشرو) و صاحب سبك 'نوروز 72' روي آنتن رفت و راه را براي تداوم طنزهاي آيتمي در سيما هموار كرد.
بينندگان خسته از كليشه هاي تكراري تلويزيون، به ناگاه با گونه هاي جديد، خلاقانه و كاملا متفاوت طنز با چهره هايي مانند 'مهران مديري'، 'رضا عطاران'، 'نصراله رادش ،ارژنگ امیرفضلی، زنده یاد داوود اسدی ، مهرداد نظری و 'غلامرضا نيكخواه' روبه رو شدند كه حرف هايي تازه و جذابي براي ارايه داشتند و از اعتماد به نفس و تحرك بياني و بدني برخوردار بودند كه با به روز كردن قالب هاي آن روز تلويزيون، آيتم هاي شوخي و تقليد از پيشكسوت هاي طنز سيما را اجرا و جاي خود را در دل مخاطب باز كردند.
زمان گذشت و ديگر ساخت طنزهاي آيتمي به شدت از رونق افتاد و تب طنزهاي سريالي كميك رواج يافت و باز هم مديري و عطاران سكاندار آن بودند و كارهاي قوي و ضعيفي به روي آنتن رفت.
اما در سال 90، پس از وقفه اي طولاني، 'خنده بازار' شروع دوباره بود كه باز مي توانست براي يك احياي دروني و ايجاد يك حس نوستالژيك(يادآورنده) و بازگشت به خاطرات گام هاي رو به رشدي بردارد اما متاسفانه اين گونه نشد.
اين برنامه فقط با تغيير گروه بازيگران، بدون متن هاي قدرتمند طنز و با تقليد و تيپ سازي شخصيت هاي هنري و سياسي، مخاطب را به تقليد از ديگران جلب كرد كه اين شيوه آغاز دوباره اي براي نوع برنامه ها نبود.
'خنده بازار' گرچه از نظر فني و ظرافت فاصله قابل توجهي با اسلاف خود دارد، اما از نظر محتواي انتقادي، حركت مثبتي داشت.
هرچند كيفيت گفت وگوها و اكت هاي(حركت) مورد استفاده نشان مي دهد كه نوشتن و اجراي اين آيتم ها با ممارست و مطالعه انجام نشده و انرژي و زمان قابل توجهي براي توليد آنها صرف نشده است، اما در بين سريال هاي جدي و تلخ تلويزيون، اين برنامه غنيمتي بود كه در زمان مناسبي رونمايي شد.
'خنده بازار' فقط توانست از شرايط سياسي استفاده كند و برخي خطوط قرمز را در قالب آيتم هاي طنز مطرح سازد و تماشاگر با حس همذات پنداري و شناخت منبع احساس، آرامشي با تماشا بيابد.
اين تنها تفاوتي بود كه 'خنده بازار' را پيشينيان خود متفاوت ساخت، اما بازي هاي يكسان، دكورهاي ساده و كم بها، فقر ميزانس و دكوپاژهاي(فضا و چيدمان) متفاوت و تكرار برخي بخش ها و نبود متن هاي رو به رشد و شتابزده به حركت متعالي اين مجموعه كمكي نكرد.
اما از نگرشي ديگر، با گذشت زمان طولاني و پايان درخشش آيتم هاي طنز و رو به زوال رفتن جايگاه و تأثير اين قالب كهنه، آيتم سازي طنز، نوعي ريسك در مواجهه با سليقه هاي امروزي بود كه سازندگان هرچند كه بدون خلاقيت به ساخت اين برنامه روي آوردند اما توانستند به صورت نسبي مخاطبان را با خود همراه كنند.
اين برنامه از سويي ديگر بدون هيچ ابايي عليه هنرمندان و ورزشكاران با تغيير كوچك در اسامي و تقليد چهره و حالت هاي آنان به خوبي بيننده را به شخصيت مورد نظر ارجاع داد، كه توجهي به دلخوري و انتقاد آنان نداشت هر چند اين سياست باعث جلب نظر برخي مخاطبان شد و شايد بتوان آن درصد از حمايت تماشاگر را به آن مرتبط دانست، اما در ادامه پخش، به ورطه تكرار و نداشتن موضع جديدي از شخصيت ها به دلزدگي سوق يافت.
كارگردان و نويسندگان شتابزده وقتي واكنش (فيد بك) مثبتي در برنامه هاي نخست از تماشاگران دريافت كردند، تصور داشتند كه تماشاگر مجذوب اين تقليد و هنرنمايي و قياس آن با شخصيت اصلي شده است اما در قسمت هاي بعدي اين جذابيت اوليه رنگ باخت و مشخص شد مخاطب انتظاري فراتر از ادا و فيگورهاي نمايشي دارد و به همين خاطر اين آيتم ها در ادامه نتوانستند مخاطب را راضي كنند.
بقيه بخش هاي اين برنامه طنز فاقد جذابيت و تقلايي در انتخاب موقعيت ها و مضامين است كه در نتيجه در خدمت ارتقاي تصويري 'خنده بازار' قرار نگرفتند.
سازندگان مجموعه طنز 'خنده بازار'، عامدانه يا غيرعامدانه ترجيح دادند كه به گذشته اين نوع نمايش تلويزيوني نگاهي نداشته باشند؛ آيتم ها، رويكردها و نگاه هاي تكراري به مقوله طنز آيتمي خنده بازار حاكي از آن است كه اين برنامه در نگاه تخصصي، حرفي نو براي ارايه نداشته است و تقليد از برنامه ها و شخصيت هاي تلويزيوني نمي تواند به تنهايي جوابگوي كاستي ها باشد.
ذكر اين نكته ضروريست كه 'خنده بازار' فقط بر يك ساختار كهنه از پيش جواب داده حركت كرد كه مي توانست با قدري ذكاوت سازندگان و اقبال مخاطبان اين كهنگي را به حال و هوايي تازه تبديل كند تا اين ريسك به فرصت تبديل شود.
در اين ميان، نگاهي به عملكرد دو طنزپرداز سينما و تلويزيون كه از مسير برنامه هاي آيتمي به اوج فعاليت هاي هنري خود دست يافتند و اكنون در حوزه طنز حرفي براي گفتن دارند خالي از لطف نيست:

مديري؛ سلطان طنز دهه هاي معاصر
شايد بتوان مهران مديري را از حرفه اي ترين هنرمندان كميك حال حاضر ايران دانست؛ ورود او به وادي طنز نمايشي به سال 1372 و برنامه متفاوت 'نوروز 72' باز مي‌گردد كه او را بعنوان يك پديده جديد و با استعداد معرفي كرد.
'پرواز 57' و مجموعه طنز 'ساعت خوش'، مديري را بيش از پيش مطرح ساخت و او يك سر و گردن بالاتر از نصرالله رادش، رضا عطاران، سعيد آقاخاني، نادر سليماني، ارژنگ امير فضلي و رضا شفيعي جم قرار داد.
آيتم هاي متكي بر متن هاي هوشمندانه سبب شد تا بازيگران در تيپ هاي مختلف به گونه اي برجسته بدرخشند و تبديل به چهره هاي محبوب و مخاطب پسند شوند.
به اين ترتيب مديري با تلفيق نگاه طنز همراه با نقدي ظريف و هوشمندانه به يك سري رفتارها پرداخت و توانست در كنار هنر بازيگري، در تيپ سازي و تقليد، آيتم ها را درخشان كند و مخاطب از كشف شباهت ها لذت ببرد و در عين حال به ديدگاه و نوع نگاه نويسنده توجه كند.
با اين حال 'نوروز 77' و 'طنز 77' سر آغاز جديدي براي مديري بود كه بتواند برنامه‌هاي بي مايه تلويزيون را با سبك جديدي در نمايش هاي كمدي متحول ساخته و سليقه مخاطبان را ارتقاء بخشد.
'ببخشيد شما'(1378)، 'پلاك 14'(1379)، 'نود شب'(1378)، 'طنز 80'(1380) از اين دسته برنامه ها بودند.
روند محبوبيت او در سال 1381 در كنار 'پيمان قاسمخاني' و مجموعه 'پاورچين' آغاز شد كه طي آن مديري، جواد رضويان، سحر ولدبيگي، سحر زكريا، سيامك انصاري و محمدرضا هدايتي را به تلويزيون آورد.
او سپس به تجربه اي بكر به نام 'شب هاي برره'‌ در سال 1384 پرداخت و بدون برانگيختن حس غيرت و تعصب قومي، معضلات و سنت‌هاي غلط را به نقد و چالش كشيد و توانست عنوان بزرگترين اتفاق طنز را در تلويزيون كسب كند كه در ادامه با 'نقطه چين' و 'جايزه بزرگ' تفكرات و ايده هاي خود را مطرح و مخاطبانش را راضي كرد.
نقطه قوت آثار مديري، توجه به سليقه مخاطبان است و اگر نقصي در مجموعه اش ببيند، بلافاصله در پي اصلاح آن و جايگزين كردن عوامل بهتر است و به همين خاطر همواره موفق ظاهر شده است.
سوابق مهران مديري نشان مي دهد او كسي نيست كه بي گدار به آب بزند. اصولا مديري نشان داده تا وقتي از موفقيت مالي و مردمي يك كار اطمينان نداشته باشد، وارد گود نمي شود.
مديري هنرمندي مردمي است كه گاه حكم موج سوار ماهر و كاركشته اي را دارد كه امواج دريا و بادهاي مخالف و موافق را به خوبي مي شناسد. او مي داند كه چه وقت و چگونه زاويه اش را به چه مقدار تغيير دهد تا غرق نشود و همواره در اوج بماند.

عطاران در روند مجموعه هاي طنز آيتمي
رضا عطاران ديگر هنرمندي بود كه با مجموعه طنز 'پرواز 57' فعاليت تصويري خود را به عنوان بازيگر آغاز كرد.
او از همان ابتدا بالاتر از حد انتظار ظاهر شد. پس از آن در 'ساعت خوش' و مجموعه 'سال خوش' جايگاه مناسبي را كسب كرد.
وي به همراه ديگر گروه بازيگرانش با ارايه بازي هاي موفق شخصيت لاابالي امروزي، بار اصلي خلاقيت و ايده پردازي آيتم هاي طنز را برعهده گرفت و گوشه اي ديگر از توانايي هايش را به منصه ظهور گذاشت.
پس از ممنوع التصوير شدن بازيگران 'ساعت خوش'، عطاران تا سال 76 بيكار شد تا اينكه بار ديگر او مجموعه طنز كودكان 'سيب خنده' را بدون نام مهران مديري آغاز كرد.
'سيب خنده' كمدي پرطرفداري بود كه علاوه بر تثبيت موقعيت عطاران، امكان ادامه فعاليت مستقل او را نيز فراهم كرد.
'مجيد دلبندم' اثر بعدي عطاران محسوب مي شد؛ شيوه بازي با كلمات و مناظره كلامي از ويژگي هاي خلاقانه و بديع اين مجموعه بود كه با استقبال تماشاگران مواجه شد.
او با مجموعه طنز 'قطار ابدي' در سال 1379، عرصه ديگري از برنامه سازي را تجربه كرد كه نگاهي نو در طنزهاي آيتمي داشت و شخصيت ها و موقعيت هاي بعضا تخيلي 'قطار ابدي' در برقراري ارتباط با عموم مخاطبان موفق بودند و راه براي تجربه اندوزي بيشتر هموار كرد.
وي پس از 'قطار ابدي' طنز 'كوچه اقاقيا'(1382) را ساخت و نويسندگي 'زير آسمان شهر' به كارگرداني مهران غفوريان را نيز برعهده گرفت.
'خانه به دوش'، 'متهم گريخت'، 'ترش و شيرين' و 'بزنگاه' نقطه عطف و شروعي تازه در روند كاري عطاران است كه با زبان طنز دلخواهش كه بيشتر مبتني بر طنز موقعيت بود به تركيبي از بازيگران مورد علاقه خود دست يافت.
استفاده بازيگراني مشخص و اكيپ محور، تكيه بر ايجاد موقعيت هاي طنزآميز، دوري از طنز كلامي، بهره گيري از لوكيشن هاي سنتي و محروم شهر، نشانه هاي خاص و منحصر به فرد كه بارها در ساخته هاي عطاران مشاهده مي شوند، ديگر كمي رنگ و بوي تكرار و كليشه به خود گرفته اند.
اما او تاكنون در عرصه طنز، مهران مديري را به عنوان رقيب آيتم هاي طنز دارد و در كارهاي نمايش و سريال و همچنين در فيلم هاي سينمايي به عنوان بازيگر همچنان بي رقيب، مخاطبان را به سوي خود و تفكراتش جلب مي كند.

سخن آخر
اكنون جامعه نياز به توليدات به روز و متوسل به تغييرات ساختارهاي اجتماعي دارد و با طنزهاي فاخر مي توان بسياري از فرهنگ ها را حفظ و صيانت كرد كه در اين راه نيازمند تحقيق و پژوهش جدي براي توليد آثار هستيم.
در نهضت جديدي كه در طنز شكل مي گيرد، دانش ها بايد انتقال يابند؛ آيا مگر طنز، پرداختن به مشكلات معمول در قالب خنده تلخ و هدفمند نيست تا تلخي مشكلات و نارسايي‌ها گرفته شود و مخاطب بتواند بهتر آن را درك كند و براي آن چاره انديشي كند؟
طنز نيز مانند تمام مقولات اجتماعي و فرهنگي نيز نياز دايمي به نو شدن دارد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید