تصویر برگزیده

محمدرضا سهرابی نژاد در گفتگو با «آرتنا»:

هنرمندی که به کار خود اعتقاد نداشته باشد، موفق نیست

آرتنا: تجربه نشان داده هنرمند اگر به کاری که انجام می دهد، اعتقاد کاملی نداشته باشد در کارش موفق نخواهد بود.

zoom
هنرمندی که به کار خود اعتقاد نداشته باشد، موفق نیست

گفت و گو: یاسر شیخی یگانه /  خبرگزاری هنر «آرتنا»

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی / که در نظام طبیعت ضعیف پامال است


در آغاز توضیحی در مورد ادبیات پایداری و دلایل به وجود آمدن چنین شاخه ای در ادبیات را بیان کنید.
با پیدایش سیستم های حکومت دیکتاتوری شاخه هایی به نام ادبیات پایداری مقاومت به وجود آمدند که به شکل محدودی در مقابله با این حکومت ها بودند، که این شاخه از ادبیات در کشور ما نیز وجود داشته که در میان شاعران ایرانی می توان به «نسیم شمال»، «فرخی یزدی»، «عشقی» و «عارف قزوینی» اشاره کرد که پس از این ها شاعرانی چون «شاملو»، «فروغ فرخ زاد» و «اخوان ثالث» نیز ادامه دهنده راه این شاعران بودند. آن ها در شعرهایشان مفاهیمی چون آزادی و دموکراسی را مطالبه می کردند. با وقوع انقلاب اسلامی ایران و هجوم کشور عراق که موجبات هشت سال دفاع مقدس را به وجود آورد، شاخه ای در ادبیات ما به نام «ادبیات پایداری» یا «ادبیات دفاع مقدس» به وجود آمد. این ادبیات با دارا بودن سبقه ی مذهبی سعی در دفاع از آرمان های ملی و مذهبی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مان داشت. که به راستی اگر وجود آرمان های مذهبی در میان رزمندگان ما نبود ما نمی توانستیم در جنگ پیروز شویم. ما به پشتوانه همین اعتقادات مذهبی توانستیم نظام و انقلابمان را حفظ کنیم و به جایی برسانیم که آن را پس از سی سال به دیگر کشورها صادر کنیم.

آیا میان «ادبیات پایداری» و «ادبیات مقاومت» تفاوتی وجود دارد؟
با وقوع جنگ و انقلاب ادبیات تازه ای به نام ادبیات جنگ به وجود آمد که تا این زمان در کشور ما سابقه ای نداشت، البته در زمان جنگ جهانی «ملک الشعرای بهار» اشعاری را در این راستا سروده بود که بسیار حاشیه ای بود و کلیتی را در بر نمی گرفت ولی در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ما مستقیم با جنگ درگیر بودند شاعران با حضور در جبهه ها و سرودن شعرهایشان در پادگان ها موجب بالا رفتن روحیه رزمندگان می شدند. و همین شاعران بودند که شاخه ای را در ادبیات ما به وجود آوردند که بعدها آن را «ادبیات جنگ و پایداری» نامیدند. البته «ادبیات پایداری» گاهی به مقابله با دیکتاتورهای داخلی و گاهی به مقابله با کشورهای تجاوزگر خارجی پرداخته است و در زمان های گوناگون نام های متفاوتی داشته است اما مفهوم و هدف نهایی آن همان «مقاومت» است. 

کاربرد ادبیات پایداری در وضعیت های گوناگون چگونه است؟
قبل از انقلاب اسلامی دیکتاتوری چون شاه تحت حمایت کشورهای غربی فشارهای بسیاری را بر مردم ایران تحمیل می کرد و پس از انقلاب کشورهای غربی که شاه دیگر برایشان کارایی نداشت همان فشارها را در قالب هجوم خارجی به خاک ایران ادامه دادند و این خود نشانه این است که ما همواره تحت فشار و تحت محاصره هستیم و در این میان تنها روش های تهدید و فشار تغییر می کند. امروز مردم بحرین خواسته ای به حق و درست را از نظام حاکم بر این کشور دارند ولی این نظام نمی خواهد پاسخ مناسبی برای این خواسته مردم داشته باشد و همین مسئله باعث حضور نیروهای عربستانی و کویتی در خاک بحرین شده است. در کل باید گفت آنجا که حکومت های دست نشانده ساقط می شوند، حامیان همان حکومت ها به شکل دیگری وارد عمل می شوند بنابراین مقابله با دیکتاتورهای داخلی و تجاوز های خارجی چندان تفاوتی با هم ندارند و اگر در مقابله با دیکتاتور داخلی از قلم بهر برده ایم در مقابل تجاوز نیروهای خارجی تفنگ در دست می گیریم.

چه تفاوتی میان ادبیات پایداری در کشور ما و کشورهای غربی وجود دارد؟
ادبیات پایداری و دفاع در تمام دنیا وجود دارد اما بین ادبیات پایداری ما و اروپا تفاوت هایی وجود دارد. آن ها توانسته اند ادبیات پایداریشان را به تمام دنیا معرفی کنند ولی ما نتوانسته ایم این مهم را انجام دهیم که شاید مهم ترین دلیلش ایدئولوژیک بودن ادبیات پایداری ماست. از آن جا که ادبیات پایداری ما بر مذهب استوار است مترجم های کشورهای دیگر خیلی تمایلی به برگردان آثار پایداری ما به زبان های دیگر ندارند و حتی برخی از به اصطلاح روشن فکرهای ما در خارج از کشور در مقابل داشته های ما موضع گرفته اند. ما حتی نتوانستیم به مسلمانان اردن و مصر بگوییم که در جنگ هشتساله حق با ما بود، تنها حزب ا... لبنان توانست درک درستی از مقاومت ما داشته باشد در حالی که بسیاری از کشورهای اطراف ما به دلیل سانسورهای خبری ما را متهم و مسبب جنگ می دانند.

با وجود پیشرفت هایی که در زمینه رسانه و فضای سایبری به وجود آمده است ما در ترویج ادبیات پایداری کشورمان چندان موفق نبوده ایم دلیل این عدم موفقیت را در چه می بینید؟
به نظر من نداشتن متولی مشخص و قدرتمندی در این زمینه، دلیل اصلی این امر است.  برخی موسسه ها در ترجمه و چاپ این آثار به صورت جناحی عمل می کنند و تنها آثاری را ترجمه و چاپ می کنند که با تفکر سیاسی آن ها هم سو باشد و همین غرض ورزی ها ادبیات پایداری کشورمان را از درون دچار ضربه ای سخت کرده است و به نوعب می توان گفت این مقوله در درون دچار ضربه مغزی شده است.

نظرتان در مورد جوانانی که تازه وارد عرصه ادبیات شده اند چیست؟ به اعتقاد شما برخورد این جوانان با ادبیات پایداری چگونه باید باشد؟
جوان هایی که تازه وارد این عرصه شده اند بسیار سطحی به این مقوله نگاه می کنند. جوان بیست ساله ای که جنگ را ندیده نمی تواند در مورد آن بنویسد و نباید هم بنویسد ما که دیده ایم باید جنگ را آن طور که بوده برای آن ها به تصویر بکشیم. برخی از ارگان ها برای آشنایی جوانان با جنگ و پایداری آن ها را تشویق به نوشتن می کنند که در بیشتر موارد نتایج این نوشتن ها نا امید کننده است. بسیاری از این جوان ها اعتقاد دارند که زمان جنگ گذشته است و اکنون زمان عشق ورزیدن و آرامش است در حالی که دور تا دور ما را دشمنان فرا گرفته اند و تا امنیت نباشد عشق و آرامش معنایی ندارد، ما باید همواره از نظر نظامی آماده باشیم تا امنیتمان تضمین شود و در گرو همین امنیت است که می توانیم آرامش داشته باشیم و عشق بورزیم. من شعری برای تفنگ سروده ام که در آن تلنگری است برای ادامه مقاومت به همین جوانان:
در دهکده ی پیر گرگ خون خواری هست / ایل و وطن و شرر خواری هست
دلسرد مشو تو، زنگار مگیر / گه گاه مرا با تو سرو کاری هست
همین جوانان باید لزوم داشتن ارتش و سپاهی قدرتمند را درک کنند و با این طریق چراغ مقاومت را روشن نگه دارند:
با مشت گره کرده ی در جیب نهان / دشمن نهراسد و فراری نشود

نقش رسانه ملی در معرفی و ترویج فرهنگ مقاومت و پایداری چیست؟ آیا تلویزیون توانسته وظیفه اش را به خوبی انجام دهد؟
تلویزیون در این زمینه کم نگذاشته شاید بی مورد گذاشته!!! بیشتر برنامه هایی که به این حوزه اختصاص دارند یا به موقع پخش نمی شوند یا از نظر هنری کیفیت چندانی ندارند. نمی توان فرهنگ پایداری را در میان برنامه هایی کوتاه نشان داد و انتظار معجزه داشت. بسیاری از سریال ها و فیلم های سینمایی که در حوزه مقاومت ساخته شده اند از ارزش هنری بالایی برخوردار نیستند و به همین دلیل نمی توانند مخاطبان زیادی را به سوی خود جلب کنند.

دلیل این کمبود هنری در این آثار چیست؟
مهم ترین دلیلش کمبود هنرمندان معتقد است که تجربه در این مورد نشان داده هر هنرمند اگر به کاری که انجام می دهد اعتقاد کاملی نداشته باشد در کارش موفق نخواهد بود. مسئله دیگر گروه ها و کسانی هستند که این حوزه را در انحصار خود گرفته اند. همین مسائل موجب می شود کسانی که وارد این عرصه می شوند تفکر به روزی نداشته باشند و با کارهایی سطحی بودجه های بسیاری را به هدر بدهند. ما باید کسانی را وارد این عرصه کنیم که بدون غرض ورزی و در عین شناخت مسائل هنری آثاری فاخر را تولید کنند...

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید