ماه رمضان
تصویر برگزیده

یوسفعلی میرشکاک در گفتگو با «آرتنا»:

ادبیات آیینی در دوره طلایی خود به سر می برد

آرتنا: ادبیات آیینی ما در این زمان دوران طلایی خود را سپری می کند. شعر؛ هنر ملی ایرانیان در تراز نخست از این حیث قرار دارد.

zoom
ادبیات آیینی در دوره طلایی خود به سر می برد

گفت و گو: صدیقه مرادزاده/ خبرگزاری هنر «آرتنا»،

یوسفعلی میرشکاک، شاعر، نویسنده، طنزپردازی است که در طول سی سال اخیر در زمینه‌های گوناگونی فعال بوده است. از سرودن شعر و نگارش نقدهای ادبی گرفته تا نوشته‌های طنز و مقالات سیاسی و مذهبی. میر شکاک از سال ۱۳۵۸ به طور جدی شعر در مسیر شعر فعالیت داشته  است. بیش از همه متاثر از شاعرانی چون منوچهر آتشی، محمدعلی معلم دامغانی، بیدل دهلوی و احمد شاملو بوده است. میرشکاک از شاعران آیینی در دوره انقلاب است که از شاگردان وی در این زمینه می توان به آغاسی اشاره کرد. شعر آیینی از کارنامه های اساسی دوره انقلاب برای دهه های بعد خواهد بود و این بهانه ای شد تا گفتگویی با یوسفعلی میرشکاک داشته باشیم.


استراتژیک عاشورایی امام حسین بعد از انقلاب چه تاثیری بر ادبیات فارسی داشته است؟
ما در سی و سه سال اخیر به میزانی رشد و گسترش در زمینه شعر آیینی داشته ایم که درمیان دوره های تاریخی بی سابقه بوده است و نظیر و نمونه نداشته است. در این سی و سه سال آثاری پدید آمده هم در زمینه شعر پیوسته و هم  گسسته که بخش عظیمی از یادگار انقلاب اسلامی برای دهه های بعد خواهند بود.

بسیاری از شاعران به خصوص استاد علی معلم معتقد هستند که ادبیات کنونی در دوران طلایی خود به سر می برد، نظر شما در این زمینه چیست؟ 
بنده نیز با استاد معلم هم عقیده هستم. اما نه در همه ی زمینه های ادبیات. ادبیات آیینی ما در این زمان دوران طلایی خود را سپری می کند. در رابطه با ادبیات داستان این نظر را ندارم ولی هنر ملی ایرانیان یعنی شعر در تراز نخست از این حیث قرار دارد.

به نظر می رسد چاپ اندک کتاب ها و تیراژ پایین  کتاب های ادبی مخصوصا شعر، به دلیل قهر مخاطب با ادبیات بوده است. چه عواملی را در این  مسئله  دخیل می بینید؟ آیا با این بحث موافق هستید؟
به عقیده بنده گستردگی بازار کتاب سبب شده است که کتاب ها با تیراژ پایین تری نسبت به گذشته به چاپ برسد، شاعر جوانی که تازه به شعر روی آورده نباید این توقع را داشت که کتابهایشان با تیراژ چند هزار به بازار عرضه شود. با در نظر گرفتن بازار کتاب باید سخن گفت. وقتی در اغلب زمینه ها تیراژ کتاب در نهایت از پنچ هزار نمی گذرد؛ تیراژ هزار و دوهزار برای مجموعه شعر قابل اعتنا و اعتماد است.

در شیوه های مختلف شعری (غزل، مثنوی، سپید و نیمایی) نام چند شاعر را ببرید که بتوان از شعر آنها به عنوان شعر پیشرو یاد کرد؟
شاعرانی که می توان نام برد بیش از صد ها نفر هستند. اما اگر بخواهم در این دهه نام ببرم، می شود به محمود حبیبی، علی داوودی، حامد عسگری، حامد حسین خانی، جواد زهتاب و بسیاری دیگر که حافظه من یاری نمی کند اشاره کرد.

از شاگردان خودتان که مسیر شعر خود را یافته اند و شعرشان شما را راضی نگه داشته، به کدام یک می توانید اشاره داشته باشید؟
من سال هاست که کلاس یا انجمنی را برگزار نکرده ام تا شاگردانم را نام ببرم اما از آن جایی که سخت گیر هستم کس خاصی را نمی توانم نام ببرم.

نظر شما درباره انفعال در شعر فارسی چیست؟ قبلا خود شما این را مطرح کرده بودید، آیا هنوز بر همان نظر هستید؟
انفعال این است که به اسلام پشت کنیم و به کفر روی آوریم. ریشه انفعال در نیستی ست. بخش عظیمی از شعر آزاد ما، شعر منفعل است و گسستگی معنوی را دارا می باشد. این غیر قابل تغییر است. مگر خداوند این افراد را از فضای منفعل بیرون بکشاند. 

نظر شما در رابطه با نقد و تاثیر آن در پیشبرد شعر در دهه ی اخیر را چگونه میدانید و چگونه می بینید؟
ما نقد اصولی نداریم. به نظر من ضرورتی هم ندارد، چرا که این نقد نیست که هنرمند را می سازد، بلکه هنرمند است که منتقد را بر می انگیزد و ناگزیرمی شود که دقیق و همه جانبه به اثر خلق شده بنگرد و بپردازد. هیچ منتقدی و هیچ دایره نقدی از عهده تربیت یک هنرمند بر نیامده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید