تصویر برگزیده

مونا اسکندری در گفتگو با «آرتنا»:

کلام نویسنده باید به روز باشد

آرتنا: زمانی نویسنده موفق است که بتواند با به روز بودن کلام، مخاطب را با نثرش همراه کند.

گفت‌وگو: صدیقه مرادزاده/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

مونا اسکندری متولد اردیبهشت 1361، اولین مجموعه داستان خود را سال پیش با نام «پنجره ای نزدیک سقف» به چاپ رساند. وی در جشنواره شعر جوان امسال که در ایلام برگزار شده بود رتبه اول را کسب کرد. او بیشتر در فضای داستان کوتاه می نویسد و از جوانان نویسنده ای ست که می توان به وی در زمینه ادبیات  امیدوار بود.

به صورت جدی چند سال است که می نویسید؟
شاید ده الی یازده سال است فهمیدم داستان نویسی را می توانم به عنوان حرفه نگاه کنم.

چه تفاوتی بین خواننده ی داستان کوتاه و خواننده رمان وجود دارد؟
این بستگی به علاقه و حوصله خواننده دارد. اگر مخاطب ما خاص باشد هدفمند یکی از این دو گزینه را انتخاب می کند. یعنی نویسنده داستان های کوتاه است به این نتیجه رسیده است داستان کوتاه مخاطب بیشتری دارد یا تاثیرگذار تر است یا به هر دلیلی داستان کوتاه می نویسد. ترجیحا مایل است وقت خود را روی مطالعه داستان های کوتاه بگذارد و در مورد رمان هم همین طور.
اما وقتی مخاطب ما عام باشد، صرفا بر می گردد به علاقه و وقتش! دو نوع نظریه وجود دارد. 1- در زمان مدرنیسم و فست فوتی ، مردم وقت خواندن رمان را ندارند. باید به آنها این شانس را داد که در وقت محدودشان بتوانند لذت خواندن داستانی را تجربه کنند و نویسنده بتواند در آن وقت محدود، مخاطبش را به چالش دعوت کند. 2- لذت خوانش رمان را در هیچ جا نمی تواند تجربه کرد. گاهی مردم دوست دارند در داستانی غوطه ور شوند و خود را برای ساعتهایی به داستان بسپارند.این نکته در مورد نوجوانان نیز مصداق بیشتری پیدا می کند. به خصوص بعضی مواقع  که اهل مطالعه بودن و کتابخوانی حرفه ای را در ضخیم بودن قطر کتاب  می بینند.

چه چیز باعث شده که داستان کوتاه حالت تکنیکی تری داشته باشد؟
محدود شدن اوغات فراغت و شاید تنوع بسیار برای پشت سر گذاشتن این اوقات یکی از عوامل روی آوردن به کوتاه نویسی است و رقابت در تاثیر گذاری  به شکل مدرن، باعث می شود نویسنده سعی کند در آن، زندگی کند. این به روز بودن، او را در تکاپوی اشنایی با تکنیک های روز می اندازد. اما نباید از محتوا غافل ماند. یعنی محتوا نباید فدای تکنیک شود.

تفاوت نوع نوشتن زنها و مردها را در چه می دانید؟
دیدگاه! اگر قائل به تفاوت زن و مرد باشیم - جدای از بحث مساوی بودن مرد و زن - نوشتار هم متفاوت می شود.
اگر کمی در مباحث روانشناسی کنکاش کنید متوجه می شوید نوع نگاه زن و مرد به مسائل متفاوت است. یکی از آنها جزئی نگری و کلی نگری  است. اما این امر باعث نمی شود بگوییم یک نویسنده زن نمی تواند مردانه بنویسد یا بلعکس. البته من قائل به این نوع نگاه نیستم و تاثیرگذاری و مقصود نوشتار را اصل می دانم.

در داستانهایتان تا چه اندازه سعی دارید از آداب و رسوم گذشته استفاده کنید؟
آداب و رسوم جدای از فرهنگ ما نیستند. اگر بخواهیم خارج از فرهنگ و موقعیت خودمان بنویسیم، داستانهای خارجی موفقی وجود دارد و عاقلانه است مخاطب ، وقت خود را روی مطالعه ی آنها بگذارد.
مخاطب داستان های ما ، خارج از این مرز و بوم نیستند. با این فرهنگ و آداب و رسوم زندگی می کنند. پس اگر قرار است روی آنها تاثیر بگذاریم، حرفی برای آنها داشته باشیم باید فرهنگشان را هم در نظر بگیریم. گاهی آداب و رسوم ویژه یک خطه از کشور است که این موضوع شاید داستان را محدود کند به همان محیط.  گاهی هم فرهنگ ما در داستانهایمان می گنجند تا به کشورهای دیگر اشاعه پیدا کنند.

فضای زندگی در عصر سرعت تا چه اندازه در نوشتن شما حاکم است ؟
بی تاثیر نمی تواند باشد یک نویسنده از تجاربش در نوشتن استفاده می کند. این سرعت تغییرات در جهان هم روی نویسنده تاثیر می گذارد.

زنده بودن نثر و پویایی آن را در چه چیزهایی می بینید ؟
درگیر کردن مخاطب و همراهی او . زمانی نویسنده موفق است که بتواند مخاطب را با نثرش همراه کند. این امر هم شرایطی را می طلبد یکی از آنها، به روز بودن کلام نویسنده است. کلماتی که مخاطب با آنها در ارتباط است و از آنها برای رساندن مقصودش استفاده می کند.

کدام نویسنده و هنرمند را دوست دارید ؟ و کدامشان تاثیر زیادی بر نگرش شما به دنیا گذاشتند؟
اگر بگویم حافظه ی ضعیفی در مورد کتابهایی که خوانده ام، دارم اغراق نکرده ام. اما نام چند نویسنده برایم همیشه محترم است. بلقیس سلیمانی، مجید قیصری، رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی و...
هر کدام به نحوی من را درگیر کرده اند. یکی ریز بینی و دیگر علم به محتوایی که می نویسد ، پویایی نثر و لذت کشف!

در هنگام نوشتن اول چهار چوب را می بندید و بعد شروع به نوشتن می کنید ؟ یا قلم شما را به سمت و سویی که می خواهد می برد؟
نه همیشه! خیلی از نویسندگان طرح کلی در ذهن دارند و بعد شروع به نوشتن می کنند اما خیلی وقتها وقتی شروع به نوشتن می کنم نمی دانم قرار است چه شخصیتهایی وارد داستانم شوند و قرار است چه اتفاقی بیافتد! یعنی اگر وسط داستان  از من بپرسند آخر داستان چه می شود می گویم نمی دانم! شاید برای همین هم خوب نمی توانم موضوعی کار کنم!

حال و وضعیت کتاب و کتابخوانی چگونه است؟
این سوال را باید علمی جواب داد. یعنی آمار گیری !

مجموعه داستان جدید در دست چاپ دارید؟
مجموعه داستان که خیر .اما  نوشتن کتابی را در دست دارم که سفارش داده شده. داستانی نیست  و دعا می کنم از پس کار بیرون بیایم. چند کار کودک و نوجوان هم انجام داده ام که در دست چاپ دارم

از کتابی که سال پیش چاپ کردید راضی هستید نظر مخاطبان چه بود؟
مجموعه داستانی بود به نام "پنجره ای نزدیک سقف"، به سفارش بنیاد حفظ اثار و ارزشهای دفاع مقدس. بن مایه ی داستانها، آزادگان عزیز بودند. این کتاب جزو کتابهای کتابخانه ی تخصصی آزادگان محسوب شد. چند تایی از داستانهایش هم در جشنواره های متفاوت حائز رتبه شدند.چون کتاب به خاطر تصمیماتی توسط انتشارات شهرستانی به چاپ رسید از لحاظ کیفیت چاپ خوب از آب در نیامده. امادر مجموع از کتاب راضی هستم ،چون برای داستانهایش زحمت کشیدم و زمان زیادی برای نوشتن داستانهایش صرف شد.
متاسفانه از نظر مخاطبان بی اطلاع هستم. اما در جلسه نقدی که در همدان برگزار شد، دوستان به عنوان کتاب اولم، آن را موفق دانستند. البته نقاط ضعفی هم دارد که متذکر شدند. متاسفانه کتابهایی که انتشارات شهرستان آنها را چاپ می کند، به گونه ای فدا می شوند و آن طور که باید به دست مخاطبان نمی رسند. تنها شانس آنها نمایشگاه کتاب است.

دنیای مجازی تا چه اندازه بر ادبیات این دوران تاثیر دارد؟ و این تاثیر مثبت است یا منفی؟
بسیار زیاد. من فکر می کنم اگر نویسنده ای به روز نباشد نوشته های او خواندنی نیست حتی اگر بخواهد داستانهایش در مورد زمانهای دور باشد. یک نویسنده باید نیاز مردم را متوجه شودو روی آن کار کند. هنرمندان هوشیارترین قشر جامعه هستند و خطرات را زودتر احساس می کنند برای همین امر مسئولیت شان خطیرتر است. الان که اینترنت، سرعت بیشتری برای اطلاع رسانی نسبت به رسانه های دیگر دارد؛ هنرمند هم باید با آن همراه شود تا جا نماند.
دنیای مجازی هم نسبت به همه ی وسایل ارتباطی، می تواند چاقوی دو لبه باشد.

وضعیت زنان نویسنده را چه طور می بینید؟
ما نویسنده های خوب زن بسیار داریم اما نسبت به زنانی که مستعد نویسندگی هستند، اندک اند. زنان نویسنده به دلیل مشغله های فراوانی که دارند به حمایت بیشتری هم نیازمندند.
ممکن است در مقطعی از زندگی شان از نویسندگی کناره بگیرند اما نباید اجازه داد تا فراموش شوند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید