تصویر برگزیده

«بهروز قزلباش» در گفتگو با «آرتنا»:

اگر سایه دولت از سر ادبیات کم شود

آرتنا: «بهروز قزلباش» گفت: اگر سایه دولت را از سر ادبیات کم کنند، مجال‌های تازه‌ای برای تجربه در این عرصه باز خواهد شد.

مصاحبه: مرتضی حاتمی / خبرگزاری هنر «آرتنا»

بهروز قزلباش، شاعری است که دغدغه‌های بسیاری دارد. از سردبیری چند روزنامه و پایگاه خبری گرفته تا انتشار تجربیاتش در حوزه دانش علوم ارتباطات اجتماعی مثل گتاب‌های «چگونه تیتر بویسیم»، «خبر برای رادیو»، «خبر نرم» و...در این عرصه  تا سرودن شعر و نوشتن قصه و عضویت در شورای سیاست گذاری موسسات و پایگاه‌های مجازی و ... همه سر دردها و درد سرهای او هستند.
قزلباش شاعر مجموعه‌های:«گزیده ادبیات معاصر، در باغ لیلی، کلاغ های کاغذی، تناقض ابروها و- به تازه گی- زخم و سرمه» است. او شاعری است که دلتنگ شعر ودنیای شاعری است. به شعر هم چون فرزندی نگاه می‌کند که می بایست برای آینده اش نگران باشد. با او به گفت و گو نشسته‌ایم و از دغدغه هایش پرسیده‌ایم.

*شعر امروز معاصر را از نظر مخاطب و برآوردن نیازهای مخاطب چه گونه ارزیابی می‌کنید؟
شعر عرصه وقوع شکوهمندی‌های بی‌چون و چراست. اگر مرگ و عشق را ترجمان زوال و زیبایی بدانیم آنگاه وقوع شکوهمندی در «زوال» را شهادت نام می‌نهیم و این یک دچارشدگی تحت نافرمانی از جریان ملول و معلولِ حیات است.نیز چنانچه زیبایی را در حکمت، کشف عرصه‌های نادانستگی، مواجهه بقا با فناو زوال، نیز مقابله وفا با جفا و خیانت وبه طور کلی تناقض‌های پیوسته زوال و زیبایی درک می‌کنیم.
اکنون نیاز مخاطب را چگونه باید ادراک کرد؟تعالی «زوال» را نمی‌توان جز در مفهومی مانند «شهادت» یافت و تعالی زیبایی را جز در عشق نمی‌توان جست. رابطه مخاطب با شعر در کدام عرصه است، زوال یا زیبایی؟! نیاز او به زیبایی مهمتر از نیاز او به زوال است،اما شعر معاصر مشتی تهی دارد. نه این که در نوآوریهای زبان و خیال و تکنیک هیچ کاره است، نه، بلکه در گشودن افق برای کشف نادانستگی های ساحت عشق و مرگ، اسیر سیاست است، نه معلم عشق است و نه خادم آن. می‌بینید که شعر هم خود دچار تناقض زوال و زیبایی است.

* گمشده‌ی شاعر امروز چیست؟
شعر است. فیلسوفان خادم فلسفه می‌دانند دستشان در توضیح عشق تهی است.آنها هر قدر هم که بخواهند نمی‌توانند عقل را بر صدر بنشانند، زیرا عشق در نهاد و فطرت هستی زوال ناپذیر است و بر صدر نشسته است. اما عقل‌ها همدیگر را نقض می‌کنند و دچار عرصه بطلان می‌کنند.اکنون، شاعرانی که به دنبال فلسفه‌اند؛ آیا شعر را گم نکرده‌اند؟پس وجه دیگر گمشده شاعران را باید عشق دانست.به موجب تعریف پیش گفته شاعران باید اکنون در زوال و مرگ دست پری داشته باشند؛ هرچند آن را زندگی می‌کنند اما با زندگی بیگانه‌اند. شعر و شعورشان را به مبالغ سیاسی و سکه می فروشند. اگر امروز قرار بر زرکشی بخش عمده‌ای از شاعران باشد چیزی جز مبالغی مزخزف مصطلح حاصل نمی‌شود.

*شعردهه ی هشتادازچه ویژگی هایی برخوردار بود؟
زبان جویای عرصه‌های تازگی، نو اندیشی در حال فرار از خود،غیبت شعر در عرصه زیبایی و پرگویی‌های سطح پایین با تکنیک های عالی را از ویژگی‌های برجسته این دهه می‌دانم.

*در تقسیم بندی ادبیات شعری،بخشی به شاعران آیینی اختصاص دارد. درخصوص شعرشاعران آیینی از نظر پردازش به مفاهیم تازه وخلاقیت‌های محتوایی چه نظری دارید؟
شاعران آینی، کارمندان بخشی از ساحت زیبایی بودند. گاهی هم موفق‌اند.خلاقیتشان را صرف بیان کردند و آنها که چنین نکردند در واقع هیچ کاری نکردند.محتوا و پیام اما همچنان در چرخه تکرار مانده‌است.

*ادبیات،همواره به دو قطب دولتی و آزاد در طول تاریخ تقسیم شده است. هرقطب مولفه‌ها و ویژگی‌های خاص خود راداراست. نظرشمادرباره‌ی این دو قطب چیست؟ویژگی ها،نقاط قوت،نقاط ضعف و...
آنها که سعی می‌کنند دولتی نباشند، یعنی متعلِق و متعلَق جغرافیای سیاسی و سرزمینی خاص نباشند، مدعی جهانی بودن شهروندی خویشند وغافلند که شاعران، چونان پیامبران؛ شهروند کائناتند. من اما اهل روستای کوچکی در شهرستانی دورم و خیلی از این حرف‌ها سر در نمی‌آورم،اما اجمالا می‌توانم بگویم تنها آن جنبه از ادبیات منتسب به دولت را می‌پسندم که به ایدئولوژی مقاومت بسته و پیوسته است.در غیر این صورت، مثل تاریخ نویسی سفارشی، در عهد کهن برای پادشاهان است که مثل پارازیت در راه رسیدن حقیقت به آینده عمل می‌کند.نه تنها مضر، بلکه حرام است. البته مثل هر حرام دیگری لذت هم دارد.ولی توبه از آن، باعث بقا و هدایت است.
به نظرم ادبیات دولتی به مثابه یک سازمان عمل می‌کند و قابل انحلال است. مثل سازمان برنامه و بودجه سابق که منحل شد. از نظر دولت، ((برنامه‌))اش مهم است و از نظر شاعر،«بودجه‌«اش اهمیت دارد.پیوستگی «برنامه» و « بودجه» آن دو را به هم نزدیک می‌کند.با این همه شاعران «روضه رضوان» به نیم گندم می‌فروشند. وگر نه بفرمایید کدام شاعر است که از «بودجه» چیزی دندان گیر نصیبش شده باشد که دیگر نیازی به گدایی نداشته باشد. آنها گدای بودجه‌های خردند.به قدر بضاعت خود و هنرشان و این قضاوت تاریخ است در باره گذشتگان این قماش.
«ادبیات مقاومت»،دولتی نیست ماهیتی انسانی و عمومی دارد. دولت ها در تمام دنیا خواهان تصاحب بخشی از آنند. شعر علیه سربازان را، آنهایی درک می‌کنند که ترکشی در تن دارند و خس خسی در سینه،یا چوبی بجای پا. البته بچه‌های مانده از جنگ و زنانی که اسیر شهوت بازماندگان جنگند!!

*شعر،هنرملی ایرانیان است و ایران را به عنوان کشوری که در آن ادبیات شعری اش از کهن تاکنون پر رونق بوده است.امادرمقام ارزیابی جهانی؛برخورداری از توفیق های بین المللی نسبت به بسیاری از آثارادبیات شعری سایر کشورهارونق کمتری دارد.دلایل راچه گونه بررسی وارزیابی می کنید؟
ملتی که بیش از چهارده هزار سال تمدن مکشوف دارد، نمی‌تواند به زبان یِنگه دنیایی‌هایی حرف بزند که کمتر از سیصد سال از تشخیص هویتشان می‌گذرد.آنها به کشف و به زبان ما و ادبیات ما محتاج‌ترند تا ما به مفاهمه مشترک با آنها.برای همین هم هست که اکثرمطالعات خودشان را به فهم و کشف ما اختصاص داده‌اند.آنها چیزی برای ارائه به ما ندارند.خودشان از ما ترجمه خواهند کرد، چنان که پیش از اینکرده‌اند. خیلی نگران نباشید که جهانی نشده‌اید. اهل روستای کوچک خودتان بمانید. اگر امکان صدور پاسپورت به نام روستای «سرخه دیزج؛که روستای کوچکی در زنجان»بود؛ تمایلی به گرفتن پاسپورت به نام ایران هم نداشتم.چون روستای من؛کائنات من است و کالیفرنیا روستای بزرگی در باختر و دورِستان است.فقط همین.علت ترجمان ادبیات کشورها همزبانی آنها باهم در هستی است. برخی خیال می‌کنند ترجمه به دلیل تفاوت زبان است. آنها خیال اشتباهی دارند. گونه‌گونی زبان آنها مثل تفاوت در لهجه زبان فارسی عمل می‌کند.در واقع به یکزبان فکر می‌کنند و عمل می‌کنند.ایران گنج‌های فراوان و مکرری برای کشف شدن داردو عزلت؛ فرهنگ ملت من است نه تظاهر و برهنگی فکر و اندام. برای همین است که ما خود نیز به مکاشفه خود در حافظ نیازمندیم،در خیام هم و صورت متاخر خود را در سیمین بهبهانی و فروغ و پروین... و زن‌های دیگر این سرزمین جستجو می‌کنیم.این بزک ماست وگرنه همان نتراشیده و نخراشیده غولی هستیم که بودیم.مدرن‌ترهای ما بزک محافل دخترانه شده‌اند دیگر، مگر به کجا رسیده‌اند؟... فقط همین!!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید