ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

فرامناسک سازی زندگی روزمره در «ماه عسل»

آرتنا: رسانه ملی با سلطه طلبی و شگرد تبليغاتي در برنامه «ماه عسل» عالی ترین زمان برنامه های شبکه 3 را در اختیار گرفته و مخاطب را با خود همراه می کند.

zoom
فرامناسک سازی زندگی روزمره در «ماه عسل»

نوشته: محسن سلیمانی فاخر

ماه عسل برنامه ای دوگرا و همچون حرکت بر لبه تیز یک شمشیر است به گونه ای که می شود موثر و مفید و عملگرا واقع شود و در ماه رمضان برای مخاطبان ان تاثیر گذار باشد و در حین حال با جهت گیری ها و بعضا سخنان نه چندان سنجیده مجری آن باعث اثر گذاری منفی و به نوعی به کاردکرد پنهان و منفی ان سمت و سو گیرد که همان تحقیر بعضا ناخواسته مجری عجول وحراف آن است که این تحقیر در زمان پخش و موعد افطار  با روشن کردن حس همذات پنداری و نوع دوستی باعث می شود که مخاطبان هم به نوعی در آماس این حقارت ها و ناملایمات قرار گیرند.
برای مثال در برنامه ای زندگی شریف دو کارگرخدوم باربر بازار به همراه فرزندانشان با سوالات مبرا از ادب و دور از شان و دستان پینه بسته انان به کم لطفی ها و کوچک بینی منجر شد ، اینکه چقدر بار می برید و چند تا پله می برید ، چقدر شغل پدرتان را دوست دارید و چقدر شغل پدرتان را انجام می دهید  و اینها با لحنی نابرابر با جو حاضرو در لحظات  احساسی و غرور انگیز فرزند پسر یکی از این کارگران  فضا را به تمسخر هدایت کرد  تا جایی که  پارادوکسیکال  و متناقص عمل می کندو  حتی به حریحه دار شدن انان و فرزندانشان می شود که اینها به واکنش هایی از سوی میهمانان و مخاطبان می انجامد که صداقت و شانیت برنامه و صاحب انرا با سوالات جدی روبرو می کند.
از سویی دیگر وقتی یک برنامه سالهای سال به هر دلیل- یا تمایل سازندگان و سیاستهای رسانه ای و یا اقبال مخاطبان -سریال وار روی انتن می رود هم راه را برای سازندگان سخت می کند که مبادا از کیفیت و ظرافت پیشین خود کاسته شود و هم اینکه سازندگان کفکیر شان یه ته دیگ بخورد وچندان حرفی برای ارائه نداشته باشند و مجبور شوند فقط برای انکه حضور داشته باشند در صحنه باشند. اینکه شخصی بلیط بخت آزمایی اش برنده می شوند چندان برای مخاطب و برنامه با کد هایی که از قبل داده است  هدفمند نیست شاید جز دل بردن برخی از مخاطبان چندان رویکرد دیگری مد نظر نداشته باشد.
و به علاوه اینها وقتی رسانه ملی هدفش تنها به کاسبی خلاصه می شود نمی تواند از برنامه ای چون "ماه عسل" هم بگذرد چون" گردنه ملسی" برای پول در آورن و بالا بردن" فی"  تیزرها باشد .لیکن دامنه فعاليت‌هاي بازرگاني صداوسيما به افطار در ماه مبارک رمضان نيز رسيده است. به گونه ای که این برنامه به حياط‌ خلوت حاميان مالي شبکه سه سيما تبديل شده است. اینکه مرد سرايداري برنده «لکسوس» می شود، نوجوان سلماسی برنده خودرو «بنز» 300 ميليون‌توماني شده بود و جوانی برنده 110 ميليون ‌تومان جايزه نقدي می شود در سطح و اشل دیگر میهمانانی نیستند که عبرت آموزی و درس آموزی را اشاعه دهند و بعضا هر کدامشان با شناخت هدف برنامه باید به نوعی سخن بگویند "من این کار خیر را کردم که اینگونه برنده شدم" چندان حرفی برای مخاطب ندارند.
 آبميوه ، برنج و چاي معروف را می توان در بک این میهمانان و سیاست برنامه رصد کرد. همان صاحبان کالا یی که تلویزیون را به قبضه خود درآورده اند و عالی ترین زمان برنامه های شبکه 3 را در اختیار می گیرند و در حرکتی متعامل و متقابل  در برنامه ای که  تم مذهبی و احساسی دارد، مخاطب با آن همراه می شود ، بغض می کند و گاه اشک می ریزد. از رسوخ این "برندها" البته با همکاری همه جانبه تلویزیون در امان نمی ماند و "ماه عسل" تا کنون در چند برنامه خود با هدف تبلیغاتی به مردم روزه دار ارائه می شود و این یعنی تحقیر مردم و بی حرمتی به حدود و شان مخاطب و این سلطه طلبی رسانه ملی جایی وقاحت بار می شود که "شگرد تبليغاتي" و " خوش‌شانسي" برندگان به یمن لطف و مرحمت پروردگار و دعای پدر و مادر تعمیم داده می شود و میهمانان هم با اشاره به یک کار نیک خود- که شاید چندان هم واقعی نباشد و از پیش هماهنگ شده باشد - و جوزدگی این برنامه استدلال هایی را از خود بیرون می ریزند. در همان زمان تبليغ محصول" برند"ی که جایزه دادن به میهمان برنامه را عهده دار است دائم زيرنويس می‌شود و در ساعت های بعد همان میهمان در تبلیغات اختصاصی همان "برند" دائم به مخاطب عرضه می شود.
حیف است برنامه‌ ای مناسبتي که سابقه مثبتي بین مردم و توده ها دارد از اهداف متعالی فرهنگي و مذهبی خود دور شود و در  سیاست های درآمدزایی تلویزیون آگهي‌زده و به رپرتاژ اگهی مبدل شود و رسالت معنوي خود را با اهداف مادی و مالی  تعویض کند و نتیجه آنکه  کم کم از دل  مردم رخت بر بندد.
این نگاه به مفهوم «نمایش» در تحلیل" گافمن" با مفهوم «مناسکی شدن» پیوند می خورد. بدین صورت که نمایش ها به واسطه «مناسک» اجرا می شوند. مناسک «می  تواند به عنوان اعمال صوری و قراردادی تعریف شود که از طریق آنها هر فرد، نظرش را برای دیگران به نمایش می گذارد.»
مناسک برای گافمن به این دلیل اصالت دارند که «اعتماد ما را به روابط اجتماعی اولیه حفظ می کنند. آنها برای دیگران فرصت هایی جهت تأیید مشروعیت در ساختار اجتماعی ایجاد می کنند، در مقابل ما را نیز به همان کار ملزم می سازند. مناسک نوعی مکانیسم جایابی است که در آن عده ای  دسته دیگری را تأیید می کنند.
مناسک روزمره از نظر گافمن عبارتند از معیارسازی، مبالغه و ساده سازی زندگی روزمره و تبلیغات یا به طور کلی رسانه های تصویری عبارتند از: فرامناسک سازی زندگی روزمره، تبلیغات رسانه های تصویری حتی هیجان انگیزتر از مناسک روزمره، به معیارسازی، مبالغه و ساده سازی زندگی روزمره می پردازند.
اینجاست که اگر تلویزیون بخواهد یک واقعه حسی و انسانی را در لوای مذهب و دین و انسانیت و امید به خداوند به مخاطب جهت درس و عبرت دهی عرضه کند از نظر گافمن آن را در چیده مانی همچون مناسک و زمینه هایی از پیش تعیین شده قرار می دهد تا هدف زیرین و پنهانی خود را عرضه کند.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید