تصویر برگزیده

در میزگرد عکاسی عنوان شد؛

عکاسی؛ ویژگی خاص کشورهای خاورمیانه را نشان می دهد

آرتنا: آغاز عکاسی در ایران به دوران قاجار و سلطنت ناصرالدین شاه باز می گردد. تمایل واقعی این پادشاه قاجار به ترویج عکاسی باعث شد تا در آن دوران تعدادی از دانش آموزان مستعد دارالفنون برای کسب مهارت های فنی و اطلاعات هنری به اروپا اعزام شوند.

گفت و گو: علیرضا مرادی و صدیقه بهارلو

در دوران ناصرالدین شاه دوربین های عکاسی تنها در دسترس درباریان خاص ِآشنا به فن عکاسی بود و به بیشتر آنها لقب عکاس باشی داده بودند.
ناصر الدین شاه را از جمله اولین عکاسان ایرانی می دانند. آنچه از یادداشت های شخصی او به دست آمده نشانگر آن است که وی با روش های علمی و فنی عکاسی و طرز کار دوربین های مختلف آشنا بوده و اغلب، از دوربین های بزرگ با 3 پایه استفاده می کرده است.
اولین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپائیانی از کشورهای فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسه دارالفنون تهران به تدریس مشغول بودند. به مرور زمان عکاسی در ایران جایگاه بهتری یافت به طوری که سالانه بیش از 100 مسابقه عکس و عکاسی در ایران برگزار می شود که یکی از این مسابقات عکاسی از سفره های افطاری است که امسال برای هفتمین سال متوالی برگزار شد.
 میزبان میزگردی با حضور«محمد مهدی رحیمیان» مدرس رشته عکاسی در دانشگاه تهران،«حسن غفاری» عکاس مردم نگار و«محمدصالح حجت الاسلامی» طراح و دبیر مسابقه عکاسی از سفره های ایرانی اسلامی در خصوص وضعیت عکاسی در ایران و مسابقه عکاسی سفره های افطاری بود که از نظرتان می گذرد:


با توجه به سوابق کاری پیشین خود با چه انگیزه ای در این سال ها با مسابقات سفره های افطاری که از شهرت و امکانات زیادی برخوردار نبود، همکاری داشته اید؟
رحیمیان: در طی بیست و پنج سال گذشته در برپایی بسیاری از نمایشگاه های هنری، مسابقات عکاسی، جشنواره های عکاسی و سایر فعالیت های مرتبط با آن در کنار دوستان و همکاران برای مشاوره، داوری و دبیری حضور داشته ام. تفاوتی که بین عنوان و تم این مسابقات در مقایسه با موارد دیگر بود مضامین این دوره از رقابت های عکاسی است، برمبنای پژوهش های فرهنگی و داده های آماری موجود به این نتیجه می رسیم که فرهنگ، آداب و مناسکِ سفره آرایی، غذا و اطعام یکی از ویژگی های فرهنگی منحصر بفرد کشورهای خاورمیانه از سواحل مدیترانه تا هند طی چندین قرن گذشته است، در میان این اقوام و مذاهب گوناگون مراحل مقدماتی تولید مواد خام، آماده سازی غذا، طبخ و سفره آرایی از اهمیت بسیاری برخوردار است .
امروزه در سفر به روستاها، ایلات و عشایر سراسر ایران در اولین گام ورود به حریم، سیاه چادر و خانه هر خانواده پس از سلام و احوالپرسی با احترام و از صمیم قلب برمبنای یک عادت و هنجار فرهنگی و قومی از شما می پرسند: غذا خوردی؟ یعنی تو که از راه رسیده ای وبه خانه من گام گذاشته ای میهمانی و دعوت به غذا هستی، خوش آمدی. بنابر این قدم اول در مهمان نوازی گشودن سفره است، دعوت به طعام و همنشینی سرآغاز این کنش متقابل اجتماعی است، شروع ارتباطی رخ به رخ است، بنابراین عنوان سفره ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
باید به ویژگی های فرهنگی و قومی بازنگری مجددی داشته باشیم و در حوزه های مردم شناسی و جامعه شناسی و تحقیقات میان رشته ای که شامل این موارد می شود به روشی سامانمند در پی دستاورد پژوهش ها و یافته های علوم اجتماعی باشیم و در این زمینه به صورت متمرکز کار و فکر کنیم وبا توجه به اهمیت این موضوع و ضرورت پرداختن به آن موجب شد، تا امروز در امر مشورت با دبیرخانه این مسابقات شرکت کنم .
بسیاری از آداب و رسوم و مناسک اقوام ایرانی در طی دهه های اخیر دچار تغییر شده و یکی از محسوس ترین و ملموس ترین این تغییرات شکل اجرایی این مراسم و بکارگیری ابزارنوین در آماده سازی و ارایه غذا است، یک نمونه ی آن ظرفی است که شما غذا را درون آن می گذاشتید که ظروف یکبار مصرف جایگزین آن شده، سفره هایی از جنس کتان و قلمکار فراموش شده و سفره های پلاستیکی و یکبار مصرف وارداتی از چین جایگزین شده، کارد، قاشق و چنگال پلاستیکی که به نحوی آزار دهنده ناکارآمد است جایگزین اسلاف چوبی، فلزی و استیل شده و در کنار این ابزار و اسباب، شیوه های پخت، طبخ و توزیع پیوسته در تغییر است. با این رویکرد ذهنی و عملی که برگزار کنندگان این مراسم و آیین ها دارند، تحول تمام این تغییرات به یاری و کمک عکاسی مستند و قوم نگارانه قابلیت ثبت و بررسی خواهند یافت. با رویکرد عکاسی مستند وضعیت موجود را مورد بررسی قرار گرفت واین امر مهم می بایست بر مبنای پژوهش های انجام شده پیرامون موضوع در قالب پروژه عکاسی و نه صرفا در قالب تک عکس و در جهت اصلاح رویکرد آنچه تا امروز در مسابقات سفره های ایرانی شاهد آن بوده ایم پیشنهاد و ارایه شوند.
به هر حال این ضرورت کم و بیش وجود دارد و دلیلش این است که ما سفره ها ی متعددی به مناسبت ایام وشبهای مختلف سال در ایران داریم مانند: هفت سین و نوروز، شب یلدا و سفره های حسینی که برخی مانند سفره افطار در سایر کشورهای اسلامی متناسب با فرهنگ و آیین های قومی هر منطقه و کشوری در طی شب های ماه مبارک رمضان گشوده می شوند.

آقای غفاری شما هم با توجه به سابقه طولانی خود در امر عکاسی و تدریس دانشگاه چه عاملی باعث شد به عنوان عضو شورای سیاست گذاری در این جشنواره حضور پیدا کنید؟
غفاری: حمایت یک بخش خصوصی وهمراهی با دغدغه اش درمورد مسایل فرهنگی و اینکه نشان بدهیم همیشه نباید متکی به فرهنگ نفتی باشیم و راهکارهایی برای فرهنگ وهنر در جامعه ماوجود دارد تا این نگاه نفتی و دولتی کمی کمرنگ تر شود.
عکاسی قدرت و جاذبه ای دارد که می تواند فضای بازنمایی را از زمان از دسته رفته ای در زمان ومکان دیگری بوجودآورد. در واقع بشر را به نوعی با گذشته اش پیوند می دهد و تلنگری است برای حافظه تصویری که پر از اطلاعات است و می تواند موجب آسیب شناسی یا گسترش یک رفتار فرهنگی شود.
عکاسی در بحث های میان رشته ای، توانمنداست و می تواند پل ارتباطی میان علوم و فنون مختلف باشد و موجب گسترش و مکاشفه موضوعی شود در این حالت عکاسی آگاهی بخشی ایجاد کند.
جشنواره های سفره های ایرانی اسلامی بهانه ای است برای پرداختن به قضایای مربوط به ایام نوروز،شب یلدا، ماه محرم و رمضان و مهمانی های مناسبتی. در واقع نقطه پایانی جشن ها ومناسبت های جمعی ما باگسترده شدن این سفره ها همراه است و عکاسی از این سفره ها نگرشی کاربردی در فضای عکاسی مردم نگارانه با رویکرد فرهنگی است که دراین دهه زمانی شکل می گیرد.
عکاسان مستندگرا ماموریت تاریخی دارند که در کنار دل مشغولی هایشان به ثبت و ضبط وقایع پیرامونشان برای بازنمایی درآینده بپردازند. یکی از اوقات خوش وجمعی وخاطره انگیز ما انسان ها هم نشینی در زمان غذا خوردن است.
بسیاری از برنامه های آیینی درکشورمان با نشستن به پای سفره های جمعی و غذا خوردن همراه است؛ رفتارهای قومی و فرهنگی متفاوت و متعددی داریم که در خطرند و روبه نابودی هستند. این مسابقه عکاسی حداقل با این رویکرد تلاش در حفظ و ثبت کردن این لحظات و بازگرداندن آن به سطوح مختلف جامعه را دارد ومی تواند موجب الگو برداری شود.
تغییرات فرهنگی جمعی در بسیاری از مناطق از طریق رسانه های جمعی، مهاجرت کردن و یا پذیرش مهاجران و بطور کلی برپایه سفر رفتن و یا مسافر پذیرفتن به وجود می آید. دوربین عکاسی قدرت تغییر و اثرگذاری وصف ناپذیری بر فرهنگ دارد. این را می توان از شبکه های اجتماعی فهمید. عکس می تواند یک نمایش فرهنگی باشد و موجب بروز یک ایده و الگو شود. بر این اساس می توان قدمهای بهتری برای حفظ فرهنگ وهویت وانتقال آن برداریم. عکاسی می تواند ما را در رسیدن به جمله : آینده از آن ملتی است که گذشته خود را بشناسد یاری کند. این موضوع سفره ها در عکاسی به نوعی تلاش در ثبت تاریخی رویدادهای جمعی با محوریت غذا را دارد.
همه ما تعریفی از خودمان داریم. من خودم را یک عکاس فرهنگی می دانم. عکاسی برای من بهانه ای است که روزمرگی و معیشت جماعت های انسانی را که دارای اشتراکات اجتماعی و یا اقتصادی هستند را ببینم و ثبت کنم.


آقای حجت الاسلامی با توجه به اینکه ما بیش از 100 جشنواره و مسابقه در زمینه عکس در طول سال در کشور داریم، شما چه دغدغه ای داشتید که باعث شد تا چنین مسابقه ای را برگزار کنید؟
حجت الاسلامی: سال ها پیش به دلیل شغل پدرم نزدیک به دو سال در پایتخت یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان که مدعی حقوق بشر هم هست زندگی می کردم. در این مدت شاهد فعالیت بی وقفه رسانه ها و حتی ارگان های دولتی نظیر سازمان آموزش و پرورش برای تخریب چهره مردم کشورهایی نظیر ایران بودم. این مسئله از تصاویر کتاب ها، شخصیت پردازی، داستان ها، اخبار و حتی برخی ساعات درس هایی چون علوم اجتماعی دیده می شد.
بعد از بازگشت به ایران و تحصیل در دانشگاه در تمامی این مدت فکری مرا به خود مشغول ساخته و آن هم خلا تصاویر زیبا و دوست داشتنی از سبک زندگی مردم امروز شهرها و روستاهای کشور عزیزمان است که در صورت وجود در گام اول می تواند با احیا بسیاری از زوایای دلنشین زندگی مان، حس خوب بودن و افتخار را به مخاطب داخلی و بویژه جوانان عزیز کشورمان هدیه کند و در گام دوم بسته زیبایی را برای ارائه به جهانیان و معرفی مناسب این مردم عزیز به ساکنان آن سوی مرزها فراهم آورد.
با تاسیس سایت فراگیر اطلاع رسانی ˈلقمهˈ در سال 86 به نظرم رسید که برای اولین بار می توان به چهار مناسبت که ریشه در تاریخ و آداب و رسوم ما دارند به عنوان موضوعی برای مجموعه ای در هم تنیده از مسابقات فرهنگی هنری توجه کرد. مناسبت هایی که اتفاقا هرکدام سفره ای به مثابه یک نماد به خود اختصاص داده و مجموعه ای از روابط اجتماعی و خرده فرهنگ ها را در قالب آداب و رسوم در دل خود جای داده اند.
به این شکل بود که در سایه لطف الهی باکمک قریب به سی تن از اساتید و هنرمندان مطرح عرصه عکاسی که به تناوب قبول زحمت کرده اند و با حضور و مشورت و قضاوتشان به این مسابقات اعتبار بخشیدند چنین جشنواره ای راه اندازی شد و اصحاب رسانه اعم از رسانه ملی، خبرگزاری ها، روزنامه ها و بویژه سایت های تخصصی عکاسی که بدون هیج چشم داشتی به پوشش اخبار این مسابقات پرداختند و جامعه بزرگ و متواضع عکاسی که با نشاط و پویایی وصف ناشدنی همراهمان شدند.
از سویی دیگر در ایران کتاب های تصویری از ابنیه تاریخی و طبیعت کشورمان زیاد داریم، که نشان دهنده قدمت تمدنی ما و زیبایی های طبیعی کشورمان است اما کمتر تصاویری از زیبایی های اجتماعی زندگی امروز مردممان وجود دارد. شاید این به این دلیل است که در عکس جوان ایرانی خودش را دوست ندارد و یا ناخواسته به واسطه آموزش ها و رسانه های رنگارنگ، به سمت یک نگاه انتقادی سوق داده شده است و تنها بدی های دنیا را می بیند؛ در حالی که ما اتفاقاتی در زندگی داریم که برایمان خاطره ساز است و لحظات شیرینی است به عنوان مثال هر نوروز و لحظه تحویل سال نو برای ما یک خاطره است و هرکسی یک خاطره نوروزی دارد، در ماه رمضان و افطاری ها برای ما خاطرات زیبا و شیرینی هستند و یا مهمانی های شب یلدا و... نکته جالب این است که همه این اتفاقات یک سفره نمادین دارد مثل سفره های افطاری که وقتی تصویرش را می گذارید کنار تصویری از شام یک مهمانی معمولی در واقع با توجه به محتویات داخل سفره و حال و هوای افراد اطراف سفره و سایر جزییات از قبیل نور محیط و ...کاملا مشخص است که کدام تصویر مربوط به افطار است در مورد سایر این نمادها هم همینطور است و ویژگی های خاص خودشان را دارند.
وقتی چنین ویژگی داریم و وقتی سفره ها مهجور افتاده بود و کسی توجه نمی کرد من تصمیم گرفتم تا این سلسله مسابقات راتاسیس کنم و سعی کردیم تا آن چیزی که هست به زیبایی ثبت شود و این ثبت زیبا، کمک به اشاعه و حفظش بکند و در گام بعدی زمینه ساز خلاقیت ونوآوری شود. چرا که در مقایسه با یک مراسم و آیین های کشورهای دیگرکه بعضا مثل ولنتاین در کشور ما هم رواج پیدا کرده اگر به المان های بصری که برای این مراسم تهیه می شود توجه کنیم متوجه می شویم که اصلا اقلام تولیدی امسال با سال قبل قابل مقایسه نیست. پیشرفت، خلاقیت وتنوع را در حول وحوش یک موضوع ثابت می بینیم به همین دلیل من هم دیدم اگر به نمادهای مناسبت های زندگی سالیانه مردم خودمان به طور ثابت در طول زمان پرداخته شود جدا از اتفاقات مردم نگارانه و جامعه شناسانه زمینه ساز خلاقیت هم خواهد شد و البته این ویژگی هنرمند است که هرگز در بن بست نمی ماند و نگاه به روز وحتی جلوتر از جامعه دارد و می تواند طوری به سوژه ها بپردازند که ضمن ثبت زیبایی آن، انگیزه زیباتر شدنش را هم فراهم آورد.


به نظر شما این مسابقات چقدر توانسته به جامعه عکاسی ایران کمک کند، چه تاثیر و دستاوردی داشته است؟
رحیمیان: دستاوردها بر می گردد به میزان بینندگان، مخاطبین و گروه هدف شما، در مورد بازخوردهای عمومی می بایست اطلاعات آماری را از دبیرخانه دائمی این مسابقات دریافت کنید، از سوی دیگر ایده اولیه و اجرایی کردن این مسابقات موجب برانگیختن حساسیت و واکنش عکاسانی شده است که در زمینه عکاسی از جریان زندگی روزمره از فرآیند غذا و سفره ها غفلت می کردند و یا کمتر به آن پرداخته بودند.
طی سالهای گذشته بسیاری از عکاسان ایرانی و خارجی به سفره های ایرانی و آداب غذایی این اقوام علاقه مند شدند و پروژه هایی برای چاپ ارایه و اجرا شد، مانند کتاب ˈسارابان: سفر آشپز به ایرانˈ که در استرالیا تهیه، تولید و چاپ شد، عکس های ایران این کتاب توسط ابراهیم خادم بیات به سفارش و همراهی نویسنده کتاب گرِگ ملووف عکاسی شد.

Saraban: A Chefˈs Journey through Persia by Greg & Lucy Malouf

مردم شناسان و جامعه شناسان نیز با مشاهده مستندات و کتاب عکس این سفره ها که توسط دبیرخانه این مسابقات تولید شده بود با علاقه مندی از این حرکت فرهنگی استقبال و حمایت کردند. مردم نیز در نمایشگاه ها با شیوه متفاوت دیدن بخشی از زندگی خویش از دریچه دوربین و ذهنیت متنوع عکاسان آشنا شدند. با توجه به مخاطبان گسترده این نوع از عکاسی و محدود بودن زمان نمایشگاه ها در طی سال و پایین بودن شمارگان و تیراژ کتاب های عکس در ایران وقیمت تمام شده ی نسبتاً بالای آن می بایست برای مشاهده گسترده آن در پی بکارگیری فناوری های نوین باشیم.
دوربین های گوشی های تلفن های همراه در هر سال از پیشرفت فنی بالایی برخوردار می شوند و امکان عکاسی را برای عموم مردم در سراسر جهان فراهم آورده اند. اما باید به خاطر داشته باشیم فاصله ای میان ثبت و ثباتی یک رویداد وعکاسی از آن وجود دارد و آن ایده ورویکرد هوشمندانه عکاس است که این فاصله را ایجاد کرده است و عکس های موفق را از دیگر تصاویر متمایز می کند. بنابراین برگزاری نمایشگاه در سراسر ایران با پشتوانه مباحث نظری و فنی و برگزاری کارگاه های تخصصی عکاسی در این حوزه ضروری است.


چگونه می توان دستاوردها و تاثیرات این جشنواره را بیشتر از این شناخت؟
غفاری: عکس و عکاسی کالا و وسیله ای است که به صورت جدی وارد زندگی روزمره ما و موجب افزایش درک بصری مردم شده است. احساس می شود تولید عکس در همه گرایش ها و زیرشاخه های عکاسی در کشورمان رشد و جهش خوبی داشته است. در کشور ما ارایه و نمایش اثر ضعیف ترین تعریف را در چرخه عکس وعکاسی دارد. این ارایه ضعیف دامن گیر همه رشته های هنرهای تجسمی در کشور ما است. مثال عینی ضعف ارایه را می توان در بسته بندی های مواد مصرفی دید. مثلا زیره، زعفران، پسته و.... تولید باکیفیت بسیار عالی دارد ولی فله ای صادر می شود و در کشور دیگر بسته بندی شیکی می شوند . ما تعریفی در ارائه نداریم و راهکار و نوآوری نداریم .
یکی از ایرادهای نمایشگاهی هنرهای تجسمی این است که غالبا افراد خاص به دیدن آن می روند و بیشتر مخاطبین را خود هنرمندان تشکیل می دهند. مردم کمتر برای رفتن به گالری ها و نمایشگاه ها وقت می گذارند. بهتر است ما فعالیت های نمایشگاهی وفرهنگی را میان مردم ببریم وسر راه آن ها قرار دهیم. احساس می شود که باید در ساخت مکان نمایش آثار تجسمی یک بازنگری داشته باشیم .
فعالیت های فرهنگی نباید رویکرد نمایشی وآماری داشته باشد. مردم مشغله روزانه خودشان را دارند. گاهی باید این فعالیت ها در مسیر حرکتی آن ها همانند اتوبوس،مترو و یاعرض خیابان ها قرار داد و می توان از ظرفیت فضاهای مجازی دوسویه و شبکه های اجتماعی بهره جست. کتاب چاپ کرد و درمکان های مختلف به نمایش درآوریم.

شما در صحبت هایتان اشاره کردید که جشنواره نگاه اجتماعی دارد، اما آیا می توان این مسابقات را رویداد هنری هم قلمداد کرد؟
 رحیمیان: عکس به تنهایی یک رویداد هنری نیست، عکس در هنگام ارائه، شیئی یا تصویری قابل مشاهده و ادراک است. همه عکس هایی که تهیه می کنیم در وهله اول عکس مستند هستند، ارجاع و استناد تصویر به نور و بازتاب نور از جهان پیرامون عکاس است، در گام بعدی اگر عکاس برای اجراء و بیان ایده خودش به روش دیگری عناصر تصویر را به خدمت بگیرد، آنگاه در ساحتی دیگر گام گذاشته است و از عالم عکاسی مستند عبور کرده است. این نوع از عکاسی بر مبنای تفکر، تخیل و نیاز درونی عکاس شکل می گیرد و به پیش می رود. اگر عکاس در عکاسی از سفره های ایرانی- اسلامی در قالب پروژه این مسیر را طی کند به آنچه شما به آن اشاره کردید نزدیک می شود.
هنر آمیختگی با زندگی ما دارد و روش بیانی تفهیمی ونمایشی ذهن است ما از هنر کمک می گیریم تابه بیان نوتر و گسترده تر برسیم. از هنر برای بیان قدرت فرهنگی استفاده می کنیم. امروزه بسیاری از رفتارهای ماهمچون هنرهای ناپایدار است ما از هنر برای بیان و چینش زیباتر استفاده می کنیم. هنر در خدمت ماست برای بیان مفهوم و ترکیب بندی زیبا وخوشایند به گونه ای که اگر محتوایی درمیان باشد قویتر و زیبا تر واثر گذار تر نمایان شود.

شما می گویید مسابقه سفره ها ایرانی اسلامی را ثبت کرده اید. منظورتان چیست؟ مگر می شود عکاسی از نوروز و سفره های افطاری را مختص یک مسابقه دانست؟

حجت الاسلامی: هدف ثبت این طرح ومسابقات تقویت زمینه همفکری و مشارکت همگان در برگزاری مسابقاتی باکیفیت وسطحی بالا وجلوگیری از انجام امور موازی در خصوص فعالیتی که در بخش خصوصی و باهدف تاکید بر هویت وفرهنگ اسلامی و ملی ایران زمین شکل گرفته عنوان شده است. در واقع ما به دنبال این بودیم که بتوانیم همه دلبستگان به این مناسبت ها را دعوت به مشارکت کنیم تا هم کاری که ما شروع کرده بودیم به نتایج بزرگ و ایده آل خود برسد و هم جامعه فرهنگ و هنر با این پشتوانه به تولیداتی روزآمد و دستاوردهای جدید روی آورد.
سفره های ایرانی اسلامی جریانی است که در ثبت آثاری با موضوع این مسابقات شکل گرفته است و مطمئنم که با گذشت زمان مناسب هنر، تاریخ و علوم اجتماعی ما ازاین گنجینه پدید آمده بهره کافی و وافی خواهد برد.
متاسفیم که بگوییم در کشور بسیاری از مدیران و تصمیم گیران فرهنگی با افتخار می گویند که در این کشور مالکیت معنوی معنا ندارد و هر کسی می تواند با اندکی تغییر اقدام به کار مشابه کند. به همین دلیل شما می بینید که در چندین جا بودجه هایی که عموما دولتی است به اسم جشنواره و یا مسابقه و نمایشگاه های مختلف هزینه می شود اما محتوای تقریبا یکسان و تکراری دارند و حتی هنرمندان یکسان با آثاری یکسان در چند جشنواره حضور می یابند.
این در حالی است که اگر پیوستگی فرهنگی مد نظر باشد و در یک سیستم نظارتی، حمایتی و هدفمند اجازه فعالیت داده شود آنوقت اگر ما به جای 100 جشنواره در طی یک سال صدها جشنواره هم داشته باشیم خلاقیت از اولین گام آن ها یعنی ایده پردازی ها شروع می شود و از این نقطه به سایر اقشار ذیربط مثل هنرمندان و مخاطبین هم تسری می یابد.
ما با ثبت این موضوعات اعلام مالکیت بر یک سرمایه اجتماعی نکرده ایم بلکه اعلام آمادگی کردیم که حاضریم با همه علاقمندان همکاری کنیم و با مشارکت آنها این نهال فرهنگی را به درختی تنومند تبدیل کنیم.


آیا این مسابقات را می توان در زمره مسابقات هنری به حساب آورد؟
حجت الاسلامی: جواب به این سوال بستگی به تعریف شما از هنر دارد اما در ابتدا لازم به ذکر است که این سلسله مسابقات یکی از سخت ترین مسابقات است چراکه در وهله اول یک مسابقه چند وجهی است. بیان هنری در کنار مستند و مردم نگاری و یا حتی پرداخت های جامعه شناختی در این مسابقه ترکیب شده اند. تکرار موضوع هر دوره دایره سوژه یابی را تنگ تر می کند و ممکن است که هنرمند در تور تکرار گرفتار شود. لذا این موضوعات نیازمند تحقیق و پرس و جو و حتی خلاقیتی دو چندان است چرا که بسیاری از این سفره ها به صورت خانوادگی و در منازل گسترده می شوند. این که کجا مناسب است و اصولا برای عکاسی اجازه داده می شود، اینکه چه آداب و رسوم اختصاصی در فلان خانواده، خاندان یا قومی یا محله و شهر رایج است که می تواند به عنوان یک تفاوت به حساب آید، همه از موضوعاتی است که باید عکاس آن را از مدت ها قبل به آن فکر کند و خلاقیت و هنر خود را هم چاشنی آن کند و در آخر اینکه فرصت عکاس برای ثبت لحظه ها بسیار کم و در نتیجه رقابت بسیار سخت می شود.
اما یکی از خوبی های این جشنواره این است که حضور همه افراد ومشارکت همه افراد حرفه ای و یا آماتور آزاد است ولی انتخاب و داوری آثار کاملا جدی و حرفه ای توسط اساتید صاحب نام عکاسی انجام می شود لذا در انتها آثاری خوب با نگاه درست عکاسانه به نمایشگاه راه می یابند.

به نظر شما تنها حامی این مسابقات باید دولت باشد؟
حجت الاسلامی: گرچه در همه جای دنیا امور فرهنگی که احتمال بازده مالی آنها معمولا بسیار کمتر از سایر فعالیت هاست با حمایت جدی دولت ها انجام می شود چرا که به اعتلای معنوی جامعه می انجامد اما بنده شخصا معتقدم در حالی که در همه جای دنیا بنگاه های اقتصادی در قالب مسئولیت های اجتماعی خود در زمینه های فرهنگی و هنری حضور جدی و پررنگ دارند عموم صاحبان صنایع ما از این رویه بسیار فاصله دارند در حالی که تمام منافع خود را از دل جامعه کسب می کنند. گرچه برخی از این بنگاه ها در ورزش با تیم داری فعال هستند ولی کاش در حد دستمزد یک فوتبالیست در عرصه های فرهنگی و هنری هم توسط بخش های خصوصی سرمایه گذاری می شد و اصلا حمایت و یا سرمایه گذاری در این حوزه به یک افتخار و شیوه رایج تبدیل می شد به عنوان مثال براساس گزارشی که یکی از خبرگزاری های رسمی کشور یکی دو سال پیش منتشر کرده بود تقریبا در کشور دست کم سالیانه 1600 خودروی 400 میلیون تومانی به فروش می رسد. حال شما فرض کنید که اگر دارندگان این خودروها تنها برای یکسال تنها یک چهارم این مبلغ یعنی صد میلیون تومان را برای فعالیت هایی از قبیل تالیف یک کتاب خوب، ساخت فیلم و یا تولیدات موسیقیایی و یا مسابقاتی مانند مسابقات ما در قالب حمایت و یا سرمایه گذاری هزینه کنند و دولت تنها بر اجرای درست و رعایت چارچوب ها نظارت داشته باشد در عرصه فرهنگ و هنر چه اتفاقی می افتد.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید