تصویر برگزیده

نشست بررسی عصرانه‌های ادبی در خبرگزاری فارس؛

شاعرانی که برچسب حکومتی می‌خورند

آرتنا: شاعر انقلاب نه از نظر رسانه‌ای تقویت می‌شود نه از نظر دولتی؛ و خیلی‌ها برچسب شاعر حکومتی به آنها می‌زنند در حالی‌که رهبر انقلاب با توجه به دغدغه‌ای که درباره شعر دارند، سالانه برای شاعران وقت می‌گذارند.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، وقتی شخصی که واقعا عاشق شعر و ادبیات فارسی و به ویژه شعر و ادبیات انقلاب اسلامی است،‌ می‌آید و آستین بالا می‌زند و با کمک خبرگزاری فارس عصرانه‌های ادبی به راه می‌اندازد و با همت سازمان رسانه‌ای اوج، برنامه‌های شب شاعر را و این برنامه‌ها خوب و دقیق و با حضور حداکثری شاعران انقلاب اسلامی برگزار می‌شود و بزرگان شعر و ادبیات معاصر هم بر آن صحه می گذارند و نه تنها کار قرایی را می‌ستایند بلکه کمک می‌کنند و مشورت هم می‌دهند که کارها بهتر انجام شود، پرداختن به عصرانه‌های ادبی خبرگزاری فارس نه تنها تعریف عطار از عطر خودش نیست بلکه نشان دادن راه به دیگر عطاران است که چه طور می‌توانند عطر خوش شعر انقلاب اسلامی را به مشام دیگران برسانند.
اسماعیل امینی، کامران شرفشاهی،‌ مصطفی محدثی‌خراسانی و جواد محمدزمانی به جمع ما آمدند تا سخنان آنها دلیل محکم‌تری باشد بر درستی حرکت آغاز شده و راهکار بدهند که چه طور این جلسات بهتر از گذشته برگزار شود. مشروح میزگرد ما درباره نشست بررسی عصرانه‌های ادبی فارس را در ادامه بخوانید:

 
دغدغه ما تقویت شعر و شاعر انقلاب اسلامی است
آقای قرایی! بفرمایید قصه شب های شاعر ادبی از کجا و با چه هدفی شروع شد؟
قرایی: شب‌های شاعر از آنجا شروع شد که ما دیدیم در حوزه شعر انقلاب کار جدی در جهت پاسداشت شاعران انقلاب انجام نمی‌شود و کسانی که بیش از 30 سال برای انقلاب اسلامی شعر گفته‌اند، دیده نمی‌شوند و فضا جوری بود که انگار ما شاعری به نام سیدحسن حسینی نداشتیم! و از آنجا به این فکر رسیدیم که چه عیبی دارد که به استوانه های زنده‌ شعر انقلاب بپردازیم. با این دیدگاه به صحنه آمدیم. دغدغه ما تقویت شعر انقلاب اسلامی و به دنبالش تقویت شاعر انقلاب اسلامی است.

از چه جهتی می‌خواهید شاعر انقلاب اسلامی را تقویت کنید؟
قرایی: شاعر انقلاب اسلامی از نظر رسانه‌ای هم تقویت نمی‌شود. از نظر دولتی هم متاسفانه تقویت نمی‌شود و خیلی‌ها برچسب شاعر حکومتی به آنها می‌زنند. نکته این است که شخص فرهیخته‌ای مثل رهبر معظم انقلاب در راس قرار می‌گیرد و با توجه به دغدغه‌ای که درباره شعر دارد، سالانه برای شاعران وقت می‌گذارد. ببینید رهبری در حوزه شعر چه قدر فهیم است و چه طور با آنها تعامل دارند و آنها را درک می‌کند و هر سال شاعران کتاب‌های جدیدشان را به آقا می‌دهند و با شور و شوق هم این کار را انجام می‌دهند. این رفتار ایشان باید الگو باشد برای همه امام جمعه‌هایی که نگاه فرهنگی دارند و به تبع آنها روسای آموزش و پروش و روسای ارشاد هم همین کار را انجام دهند. می‌دانید در این حوزه چه پتانسیلی وجود دارد؟

مدیریت فرهنگی نیاز به ویرایش جدی دارد

به هر حال امام جمعه باید دغدغه داشته باشد. مثلا آیت الله صفایی امام جمعه بوشهر اهل فوتبال است و از فوتبال بوشهر حمایت می‌کند.
قرایی: اطلاع دارم امام جمعه جهرم چنین جلساتی دارند و خیلی دیگر از امام‌های جماعت شاید داشته باشند که ما ندانیم. خیلی از روحانیان شاعر مثل زکریا اخلاقی و آقای جعفری منبرهایشان شعروار است. به هر حال دغدغه ما دغدغه شعر انقلاب و شاعر انقلاب اسلامی بوده و هست. من احساس کردم مدیریت فرهنگی ما در هر دوره، چه دولت قبل و چه دولت فعلی، نیاز به ویرایش جدی دارد و فکر می‌کنم شعر هم از آن مقوله هایی است که به ویرایش نیاز دارد. حالا ممکن است یکی جشنواره شعر فجر را بهتر کند یا بدتر اما وقتی یک معاون وزیر، وزیر، مدیر کل از نظرگاه سیاسی تعریف می‌شود، ‌بعدا سیاست زده می‌شود و فکرش به سمت تجلیل قیصر امین پور و تحلیل آثار او نمی‌رود.

خانه‌مان را کردم پایگاه فرهنگ انقلاب اسلامی
روزگاری رئیس فرهنگ و ارشاد ورامین بودم، به مدیر کل گفتم می‌خواهیم برای قیصر امین‌پور برنامه پاسداشت بگیریم. گفت مگر قیصر ورامینی است؟ گفتم مگر حافظ و سعدی ورامینی هستند؟ قیصر یکی از مفاخر شماست. همین طور رفتار کردند که چند سال پیش داشتند برای سلمان هراتی در هرات بزرگداشت می‌گرفتند. در حالی که سلمان هراتی اهل تنکابن بود و در فضای شعر انقلاب اسلامی رشد کرده است.
این رفتارها باعث شد از ارشاد ورامین بروم و بعد کار مردمی فرهنگی را شروع کردم. خانه‌مان را کردم پایگاه فرهنگ انقلاب اسلامی. در خانه‌مان بیش از 50 جلسه شعر و ادبیات داشتیم. برای سعید عاکف، ‌رحیم مخدومی، سید صادق محمودی، هادی فردوسی، زکریا اخلاقی، محمدحسین انصاری نژاد و خیلی دیگر از شاعران و نویسندگان در خانه‌مان جلسه گرفتیم. برای این دو روحانی شاعر در حوزه علمیه برنامه گرفتیم و در همان شب برنامه، 3 شاعر روحانی در حوزه شناسایی کردیم.
چرا باید گوشه‌ای ناامیدانه نشست و نق زد! چنین کارهایی را می‌توان انجام داد اما صداقت می‌خواهد و دل پاک. یعنی من وقتی آقای اسماعیل امینی را با خودم آوردم اینجا ایشان ‌می‌داند که قرایی نمی‌خواهد از او بهره‌برداری سیاسی کند و به همین دلیل او تا 20 جلسه دیگر هم می آید. پس سیاست زدگی مهم‌ترین عاملی است که جلوی ماها سد می‌شود. ما از ظرفیت شعر فارسی در دنیا استفاده نکردیم. ما برای ژولیده نیشابوری برنامه گرفتیم و بیش از 1500 نفر از مردم در این برنامه شرکت کردند. از چپ‌ترین سلیقه‌های سیاسی تا راست‌ترینشان آمدند. چون ما در فرهنگ انقلاب اسلامی سیاست زدگی چپ و راست را هیچ وقت بر نمی‌تابیم. حالا هر دولتی که بیاید و برود.

 کسانی که سواد نقد کردن شعر انقلاب را ندارند،‌ انگ می‌زنند

آقای امینی ابتدا درباره این انگ شاعر حکومتی صحبت می‌کنید؟ از آنجا هم می‌خواهیم برسیم به لزوم پرداخت به شاعران انقلاب اسلامی و چگونگی پرداختن به آنها.
امینی: این ماجرای شاعر حکومتی دو وجه دارد. یکی کسانی هستند که به فرهنگ انقلاب و فرهنگ ملی علاقه‌ای ندارند و حتی با آن دشمن هستند. اینها وقتی می‌گویند شاعر حکومتی منظورشان این است که شعر کسانی که شعر برمبنای فرهنگ انقلاب اسلامی یا فرهنگ هزار ساله شعر فارسی می‌گویند، اعتبار ندارد چون سفارش حکومت است. این افراد نه سواد نقد اشعار را دارند و نه توان اینکه مثل بزرگان این عرصه خوب شعر بگویند. از این عنوان را استفاده می‌کنند و خیال خودشان را راحت می‌کنند تا اصلا درباره اش حرف نزنند. این یک بخش ماجرا است که اتفاقا ظلم بزرگی هم هست. بخش دیگر ماجرا هم این است که مسئولان فرهنگی دلشان می‌خواهد شاعر حکومتی داشته باشند. آنها خیال می‌کنند کسی که مدافع ارزش‌های دینی و ملی ما است و برای شهدا شعر می‌گوید، برای امامان شعر می‌گوید، باید ضمیمه شود به خودشان و فکر می‌کنند شاعری که در مدح علی(ع) شعر گفت در مدح من که مسئول فلان دستگاه فرهنگی هستم،‌شعر بگوید! بارها دیده‌ام بعضی از آدم‌ها می‌گویند پست و مسئولیت مقدس. در صورتی که مسئولیت و پست مقدس نیست. از مسئول باید سئوال شود.

انقلاب و شهدا و اسلام مقدس هستند اما مسئولان نه

با کلمه مقدس می‌خواهد راه انتقاد را ببندد.
امینی: بله. منظورشان این است که اگر شما انقلاب و شهدا و اسلام را دوست دارید، ما هم بخشی از این ماجرا هستیم!‌ در حالی که بخشی از این ماجرا نیستند. یک بار من به مسئولان کنگره شعر دفاع مقدس گفتم نه کنگره مقدس است و نه شعری که در این باره گفته می‌شود. موضوع، مقدس است. همان طور که شعر گفته شده درباره امام حسین(ع) قابل نقد است، هر چند درباره موضوع مقدسی سروده شده، ‌شما هم مقدس نیستید و قابل نقد. شما مسئول هستید و بودجه می‌گیرید بابت این کار. طبعا بهشان برخورد و دیگر من را به کنگره دعوت نکردند. این را باید یک نفر به آدم بگوید که مقدس نیستی و شاعر حکومتی از اینجا در می‌آید. آقا چند بار فرمودند و تاکید هم کرده‌اند فرهنگ باید ناظر بر سیاست باشد و سیاست و اقتصاد ذیل فرهنگ باشد. در تعارفات هم مسئولان می‌گویند ما خدمتگذار شما هستیم، ولی عملا چون بودجه و امکانات می‌دهد، فکر می‌کند ارباب است و توقع دارد آن جور که او می‌خواهد برنامه برگزار و شعر گفته شود. یک نکته بسیار بسیار مهم هم هست و آن اینکه ما را در دنیا به فرهنگمان می‌شناسند. اقتصاد و ورزش و تکنولوژی ما به جای خودش از کشورهای هم‌جوارمان بهتر است ولی در دنیا شاخص نیستیم که بگوییم که بهترین تیم‌های ورزشی یا بهترین تکنولوژی در ایران است اما از نظر فرهنگی و به ویژه از نظر ادبیات شاخص و درجه یکی هستیم ولی به آن نمی‌پردازیم.

حالا به این فرهنگ شاخص‌ و شعر شاخص‌، شاعر شاخص چه طور بپردازیم؟
قرایی: فکر می‌کنم شب شاعر و عصرانه‌های ادبی هم یکی از گونه‌های پرداختن دور از سیاست زدگی است.
امینی: سیاست مدار مثل کسی است که سکان کشتی یا فرمان اتوبوس دستش است. کارش مهم است اما نمی‌تواند تعیین کند مسافرانش چه بگویند و چگونه بگویند. یا بگوید بعضی‌ها را سوار نمی‌کنم چون از قیافه‌شان خوشم نمی‌آید. این خیلی بد است که اگر کسی شعری گفته که هم سوی ما نیست نگذاریم کتابش چاپ یا داور کنگره شود من فکر می‌کنم یکی از معانی «واعدوا لهم مااستطعم من قوه» یعنی اینکه ما هر چه در توان داریم فراهم کنیم و اگر شاعری داریم که تنها در 5 روز سال و در عاشورا شعر امام حسینی می‌گویند، ‌همان 5 روز را جلب و حمایتش کنیم و بقیه روزها به حال خودش بگذاریم. ما برعکس این عمل می‌کنیم. در آثار یک نفر می‌گردیم که یک سطر مخالف نظراتمان پیدا کنیم و روی همان انگشت بگذاریم.
قرایی: یعنی متاسفانه برعکس سخن رهبری. دفع حداکثری- جذب حداقلی!
امینی: چون کسی که این کار را می‌کند نگاه فرهنگی ندارد. نگاه امتیاز و بودجه دارد که هر چه شرکا کمتر بهتر و بین خودمان تقسیم می‌شود!

شب‌های شاعر فضای رسانه‌ها را عمیق و جدی می‌کند

این نگاه شاعر حکومتی بین خود شاعران هم بعضا وجود دارد که با تلاطم‌های سیاسی بعضی‌ها کلا موضعشان را عوض می‌کنند و به طرف مقابل انگ شاعر حکومتی می‌زنند.
امینی: معیار خود من معیار فرهنگی است و هیچ وقت نگفته‌ام این چپ و این راست است. برای من معنی ندارد. واقعا نمی‌فهمم اصولگرا و اصلاح طلب یعنی چه! برای من آدم‌ها دو دسته هستند. آنهایی که راست می‌گویند و آنها که دروغ می‌گویند. آنهایی که گرایش به دنیا دارند و آنها که گرایش به معنویت دارند. آنها که سر آدم کلاه می‌گذارند و آنها که این کار را نمی‌کنند. از این جنس در هر دو طیف هم هست. تقسیم بندی امامان ما هم از دست بوده است. من با هر دو طیف هم کار کرده‌ام و در هر دو هم آدم‌های دلسوز انقلاب دیدم و در هر دو هم کسانی بودند که سر بقیه کلاه می‌گذاشتند. از نظر من حزب بی‌معنی است چون معیار ما معیار سیاست نیست، معیارمان باید دیانت باشد.
درباره شب شاعر هم یک نکته می‌گویم الان فضای مسلط فکری جامعه را رسانه‌ها می‌سازند. قبلا این طور نبود. مثلا دانشگاه‌ها خیلی روی فضای فکری جامعه تاثیر داشتند. امروز چیزی که در رسانه‌ها دیده نشود،‌ گویی وجود ندارد. بهترین پروژه‌های دانشگاهی انجام می‌شود ولی کسی از آن با خبر نمی‌شود چون برای رسانه‌ها جالب نیست. رسانه‌ها متاسفانه به سمت چیزهای جالب رفته‌اند. حتی از بین حرف‌های جدی، جمله‌ای را که جالب باشد، بیرون می‌آورند. جالب بودن به فرهنگ لطمه می‌زند. چون بسیاری چیزها در فرهنگ و علم و دین جالب آن طوری نیست، اما عمیق و مهم و بنیادی است. بنابراین اگر برنامه‌ای مثل شب شاعر باشد که توجه فضای رسانه‌ای را به چیزهای بنیادی‌تر جلب کند،‌ خدمت است . چون فضای رسانه را از تفریح و تفنن و جالب بودن در می‌آورد و فضا را عمیق می‌کند.

مدیریت فرهنگی شاهد رکود و سکون هولناکی است

آقای شرفشاهی نظر شما در این باره چیست؟
شرفشاهی: من فکر می‌کنم ما در وضعیت ساده و بی آلایش بسیار غم انگیز، ‌اسفناک و بسیار تهدید کننده ای به لحاظ فرهنگی قرار داریم. و وقتی برنامه‌های عصرانه‌های ادبی و شب شاعر به وجود آمدند ما را متوجه این نکته کردند که دستگاه‌های بسیار عریض و طویلی درست کردیم با خدم و حشم فراوان و بودجه‌های هنگفت، اما متاسفانه کارایی لازم را ندارند و علی رغم اینکه بارها توسط دوستان اهل قلم هشدار داده شد، ولی کماکان در بر همان پاشنه می چرخد و ما شاهد رکود و سکون هولناک در مدیریت فرهنگی هستیم و نیاز به خانه تکانی جدی داریم و به هر حال معضل مدیریت فرهنگی در جامعه ما موجب شده ما نتوانیم از امکانات فراوانی که در اختیار داریم نتوانیم به نحو احسن برای معرفی چهره‌های ادبی جامعه و پیشبرد اهداف بلندی قدم برداریم که نیازمند اجرا از طریق اشخاص دارای تعهد و تخصص است. الان خنثی‌ترین اشخاص در مراکز فرهنگی ما مشغول به کار هستند. کسانی که نه تنها علاقه و دغدغه‌ای ندارند بلکه شناخت کافی ندارند و این مساله باعث از دست رفتن انبوه فرصت‌های ما می‌شود.

مدیران فرهنگی که معیار ترانه‌های خوب را ترانه‌های لس آنجلسی می‌دانند

خنثی از نظر سیاسی؟
شرفشاهی: نه از نظر فرهنگی. این اشخاص هیچ گونه دانش و بینشی ندارند و بودجه‌ها را صرف رنگ آمیزی دیوارها و کارهای نمایشی می‌کنند.
امینی: من در این باره مثالی می‌زنم. یک ترانه سرا با یکی از دستگاه‌های فرهنگی قرار داد بسته بود. ما می‌گفتیم این ترانه خوب نیست و دفاع این مدیر فرهنگی این بود که این کسی است که برای داریوش هم کار می‌کند! یعنی واقعا از نظر دیدگاه پیاده هستند و معیارشان برای خوب و بد بودن ترانه این است که برای داریوش لس آنجلس هم کار می‌کند!
شرفشاهی: حالا او را هم نمی‌شناسد و از جایی شنیده.
امینی: نه. من عضو شورای موسیقی صدا و سیما هستم. یکی از دستگاه‌های فرهنگی برای ما سی دی فرستاده بود و گفته بود این طوری ترانه تولید کنید. آن وقت همه را از روی خواننده‌های لس آنجلسی ضبط کرده است! می‌گوید الگو این است. تغذیه فکری این آدم از آن طرف است. این طرف و توانایی‌های این طرف را نمی‌بیند. در حسرت این است که ما روزی به مقام متعالی داریوش و ابی برسیم! آنها را به کمال می‌بیند. اینها مدیران فرهنگی ما هستند.

شب‌های شاعر نشان داد اگر کسی اهلیت داشته باشد کارهای تاثیرگذاری انجام می‌دهد

حالا این آدم فرهنگی باید چه ویژگی داشته باشد که بر مسند مدیریت فرهنگ بنشیند؟
شرفشاهی: در جامعه ما اشخاصی که از همه حوزه‌ها رانده شده‌اند به راحتی وارد حوزه فرهنگ می‌شوند چون فکر می‌کنند تخصص نمی‌خواهد. شهید چمران سخنی دارد که می‌گوید «من نمی‌گویم تعهد لازم نیست اما خیانت است اگر کسی تخصص نداشته باشد و به صرف اینکه تعهد دارد در مسندی قرار بگیرد.» نکته دیگر اینکه بعضی از این اشخاص حتی دلبستگی لازم را هم ندارند. کاملا با حوزه فرهنگ و ادبیات بیگانه هستند. کسی که به موضوعی علاقه داشته باشد حتی اگر نتواند شخصا ابراز وجود کند به دیگران حداقل کمک می‌کند. کسانی که مصداق مدیریت فشل هستند، نه تنها کاری نمی‌کنند بلکه مراقب هستند کسی کار نکند! اینها فاجعه فرهنگی هستند. ما این معضل را داریم و شب‌های شاعر نشان داد یک شخص چه قدر می‌تواند مفید و موثر باشد و چه قدر می‌تواند فضا ایجاد کند اگر به واقع سنخیت داشته باشد و از جنس فرهنگ باشد. کاملا مشخص است کسی که خودش اهلیت کار در حوزه فرهنگ را دارد با کسی که با معرف وارد این کار شده است. از حرف زدنش مشخص است که نسبتش با کتاب چه قدر است.

خاطراتم از مدیران فرهنگی پرت را می‌نویسم!
مثلا یک بار یک مجری را در برنامه تلویزیونی گذاشته بودند کنار آقای موسوی گرمارودی و ایشان درباره خطبه غدیر صحبت می‌کردند. آقای گرمارودی گفت بله این خطبه در روز غدیر خوانده شد. مجری پرسید: پیامبر هم حضور داشتند؟ آقای گرمارودی مکث کرد و چیزی نگفت. ما از این مسائل زیاد داریم. من دارم یک سری ازخاطراتم را می‌نویسم که جنبه طنز دارد و بخشی از آن برمی‌گردد به مدیرانی که کلا پرت بودند و وضعیتی ایجاد کردند که واقعا خنده دار بوده است. مثلا کنگره‌ای در کرمان برای سهراب سپهری برگزار شد و مدیر کل آنجا به خواهر مرحوم سپهری گفته بود پس چرا استاد خودشان تشریف نمی آورند؟!
امینی: یکی از دستگاه‌های دولتی چک کشیده بودند برای ملا محسن فیض کاشانی و به من زنگ زدند که شما شماره آقای ناصر فیض را دارید؟ گفتم چه طور؟ گفتند برای پدرش چک کشیدیم. می‌گویند پدرش نمی‌تواند بیاید!
قرایی: شرم آور است.

آقای عطار نیشابوری چرا نمی‌آید قراردادش را امضا کند؟!
شرفشاهی: در جریان کنگره عطار یک مدیر گفته بود، ‌آقای عطار نیشابوری چرا نمی‌آید قراردادش را امضا کند؟
واقعا؟! عطار که شاعر خیلی قدیمی است و بعید می دانم کسی درباره عطار همچین اشتباهی کند.
شرفشاهی: بله این اتفاق افتاد و این حرف را مدیر یک انتشارات بین المللی هم زده بود! از این مسائل زیاد داریم. برای دوستان اهل فرهنگ این نکته کاملا ملموس است. در بسیاری از فرهنگسراها و مراکز فرهنگی برخورد مدیران آن مراکز با جماعت اهل فرهنگ و قلم یک برخورد سرد است. اما اشخاص عادی و مثل خودشان را تحویل می‌گیرند. سخن من این است که برگزاری برنامه‌های شب شاعر بیانگر ظرفیت‌هایی است که در جامعه ما مغفول مانده و بیانگر نیازی است که در جامعه ما به شدت احساس می‌شود و می‌توان از طریق اشخاص با انگیزه و هدفمند و دلسوز این مدل را توسعه داد نه تنها در تهران بلکه در دیگر نقاط کشور و ما باید از افراد فشل و منفعل فاصله بگیریم. هرچند اینها معرف‌ها و پارتی‌های گردن کلفت داشته باشند. اگر بخواهیم تحولی در مملکت انجام شود و جلوی ناهنجاری ‌ها گرفته شود و در امر آموزش و پرورش و بسیاری امور دیگر شاهد حرکت و تحول باشیم باید به دنبال شناسایی اشخاص هوشمند و دلسوز و با دغدغه باشیم و سعی کنیم امور را به آنها بسپاریم و از مدیریت‌های دکوری و ساختمان‌ها و فرهنگ‌سراهایی که کارایی و خروجی ندارند و چه بسا لطمه هم می‌زنند، فاصله بگیریم.
امینی: خروجی مناسب برای فرهنگ ندارند اما برای سیاست دارند.
شرفشاهی: فکر می‌کنم باید با گذشت 4 ماه از سال اقتصاد و فرهنگ از آقایان بخواهید کارنامه شان را بیاورند تا بگویند با وجود اینکه در این زمینه تاکید شده است، چه کرده اند.

ما دو نفر هستیم و یک اتاق دو در سه داریم

قرایی: خیال می‌کنید همین برنامه‌های شب شاعر را با چند نیرو و چند ساختمان می‌گردانیم؟
شرفشاهی: شما و آقای استادی هستید.
قرایی: ما دو نفر هستیم و یک اتاق دو در سه داریم. فکر می‌کنید برآورد ریالی برگزاری شب شاعر چه قدر است؟ ما با دو نفر کار انجام می‌دهیم و همه رسانه‌ها هم به آن می‌پردازند.
شرفشاهی: می‌دانم هزینه چندانی نداشته و به نوعی نقطه ضعف هم می‌تواند باشد. چون ما در حوزه فرهنگ هر چه قدر هزینه کنیم باز هم کم است.
قرایی: نکته این است که با یک مدیریت جمع و جور هزینه چندانی نداریم و از حوره هنری و مجمع شاعران اهل بیت و کانون فرهنگی شهرستان ادب و بنیاد حفظ آثار کمک می‌گیریم تا از شاعران تقدیر کنیم و برای همین هزینه‌ها پایین آمده است اما وقتی حمایت‌ها خوب باشد بهتر می شود از شاعران قدردانی نمود.
شرفشاهی: اما این هم برای یک شاعر که سال‌ها زحمت کشیده چیزی نیست.
قرایی: و اینجاست که پای جاهایی که شناسنامه فرهنگی دارد، وسط می‌آید. آنها هم باید بیایند و بخشی دیگر از تقدیرها را متقبل شوند.

آقاسی به برنامه‌های پولی نمی‌رفت
شرفشاهی: شاعران و اهل قلم ما اشخاص باورمند هستند و تهمتی که زده می‌شود به بعضی از دوستان که شاعر دولتی هستند از همین جا سستی‌اش مشخص می‌شود. اگر اینها شاعر دولتی بودند که باید در ناز و نعمت و تنعم می‌زیستند. اما وقتی حمید کرمی چشم از دنیا بست، کلی قرض داشت، ‌بیمه نداشت.

قرایی: اصلا آقاسی را بگویید که چه طور زندگی می‌گذراند.
امینی: من می‌دانم آقاسی چه طور زندگی می‌گذراند. یک مغازه لباس فروشی داشت که پسرش و خانمش اداره می‌کردند. یک روز به ایشان زنگ زدم و گفتم بچه‌های دانشگاه یک جلسه شعر دارند ولی رویشان نمی‌شود به شما بگویند. گفت پولی که نیست؟ چون من جاهایی که پولی باشد نمی‌روم. گفتم نه اتفاقا چون پولی نیست خجالت می‌کشند به شما بگویند. گفت اگر برای دم و دستگاه‌های سیاسی باشد نمی‌روم اما اگر برای دانشجوها باشد می‌روم. گفتم آدرس بدهید ماشین بفرستند. گفت مگر من وزیرم ماشین دنبالم بفرستند؟ با موتور گازی می‌آیم.

نماینده‌های مجلس بیایند و دغدغه‌های شعر انقلاب را از نزدیک ببینند
قرایی: برنامه شب شاعر با رضا اسماعیلی،‌ مصطفی محدثی خراسانی، ‌یوسفعلی میرشکاک شروع شد و به محمدعلی مجاهدی و علی محمد مودب رسیده است و در این چند برنامه فقط 3تا نماینده مجلس به برنامه‌ها آمدند. یکی برنامه احد ده بزرگی که نماینده مجلسشان آمد، دیگری آقای کوچک زاده که برای محمدعلی مجاهدی آمد و غلامعلی حدادعادل هم برای محمدکاظم کاظمی. این برنامه برای دوستان مجلسی ما چه قدر اهمیت داشته است؟ از فراکسیون فرهنگی حداقل باید دو نفر می‌آمدند. هر چه هست در این مجالس است. یک نفرشان بلند شود و بیاید و ببیند چه دغدغه‌ای در حوزه شعر انقلاب وجود دارد. نمی‌آیند و چون به موقع از شعر انقلاب دفاع نمی‌کنند غرامتش را بعدها باید در جای دیگری بپردازند.
درباره نکته‌ای هم که آقای شرفشاهی فرمودند بگویم من برای برگزاری برنامه‌ها از خیلی‌ها مشورت می‌گیرم. از آقای محدثی از آقای شرفشاهی، از آقای امینی و همه در جریان هستند تا چند نفر تایید نکنند برنامه را نمی گیریم. مثلا آقای محدثی گفت عباس باقری برای بزرگداشت خوب است. من هم رفتم سیستان و بلوچستان چند روز آنجا بودم با چند نفر صحبت کردم و بعد به این نتیجه رسیدم که برای باقری باید در تهران یک برنامه جدی گرفت. یا برای محمدحسین جعفریان از مشهد یا احد ده بزرگی از شیراز و دیگر جلسات را برگزار کردیم و همه غلغله بود. ما هیچ کاری هم در این شب شاعر نکرده باشیم، همین که به مردم یادآوری کردیم «گهواره خالی،‌قنداقه خونین» یا شعر «باز هم مرغ سحر بر سر منبر گل» را احد ده‌بزرگی سروده، باز هم خودش دستاوردی است.

مهم‌ترین دستاور این برنامه‌ها وفاق شعر انقلاب اسلامی‌ است

درباره دست آوردهای این جلسات و برنامه‌هایی که برای آینده دارید، توضیح می‌دهید؟
قرایی: دستاوردش این است که اسماعیل امینی و مصطفی محدثی خراسانی و شاعران درجه یک کشور ما به این برنامه‌ها می‌آیند. مهم ترین دستاوردش وفاق شعر انقلاب اسلامی است.

شرفشاهی: جالب اینجا است که این جلسات استمرار پیدا کرده است. از یک طرف شب‌های شاعر ،در کنارش عصرانه‌های ادبی، در کنارش دیدارها و سرزدن و جشن تولد شاعران حرکت ایجاد کرده و در روزگاری که مشکل ما فقر حرکت است، ‌روزنه‌های امیدی باز کرده و خوب است این مدل به شکل الگو در شهرستان‌ها اجرا شود و ما بخواهیم ادارات ارشاد شهرستان‌ها از این حالت رکود و سکون خارج شوند و شرایطی فراهم نشود که اهل ادب و هنر شهرستان‌ها دلزده و دلسرد شوند و به سمت پایتخت بیایند.

مهمانان در هر برنامه چیزی درباره شاعر آن روز عصرانه یا شب شاعر بنویسند

آقای امینی! درباره نقاط قوت و ضعف این جلسات صحبت می‌کنید؟ پیشنهادی برای برگزاری بهتر جلسات دارید؟
امینی: جلسات ضعف ندارد اما کاری می‌توان انجام داد برای کامل‌تر شدنش. آن اینکه مجموعه‌ای از نوشته‌های مهمانان جمع شود، هر کس چیزی بنویسد درباره کسی که بزرگداشتش برگزار می‌شود. لازم هم نیست زیاد مفصل باشد. هر کس در حد توانش. کتابی که  استاد مشفق با نام «در خلوت انس» جمع کرده، کار بسیار خوبی است. این یادگار می‌ماند. ما در دانشگاه‌ها مواد برای پژوهش درباره شعر انقلاب کم داریم غیر از کتاب‌های شعر منابع نظری نداریم و اینکه رشته ادبیات انقلاب را گذاشتند برای دوره فوق لیسانس،اما چون کتاب نداریم و استادان هم خیلی در فضای شعر روز نیستند، شاهنامه درس می‌دهند!
قرایی: خاطره‌ای در این جا بگویم که به بحث بی‌ربط نیست. من خیلی پیش قیصر امین‌پور می‌رفتم. خانه مان پیشوا بود و می‌آمدم خیابان مطهری روبروی متروی امروز، ساختمان سروش. در 17-18 سالگی شعر می‌گفتم. چند بار برای قیصر شعرهایم را خواندم. آخر سر گفت تو به درد شعر گفتن نمی‌خوری، تو شعر یک نفر را نقد کن. در فضای شعر پشتکار خوبی داری، در این فضا خدمت کن. از همان زمان شعر گفتن را بوسیدم و کنار گذاشتم و وارد فضاهای این چنینی شدم. واقعا فکر کنید قیصر با آن تعادلی که داشت و بعد از فوتش همه رسانه‌ها نوشتند قیصر شعر انقلاب به ملکوت اعلا پیوست. اگر وزیر می‌شد، چه‌ها که نمی‌کرد.

امینی: یا وزیر عقلش می‌رسید که از او مشورت بگیرد!
قرایی: چه غوغایی در استفاده از ظرفیت زبان فارسی در دوران انقلاب اسلامی ایجاد می کرد. اصلا رایزن فرهنگی می‌شد. چه پتانسیل‌هایی ما داریم به نام رایزنان فرهنگی ...! چرا قیصر امین پور‌ها نباید رایزن فرهنگی و ... شوند!

می‌توانیم برنامه‌ها 15 روز یک بار برگزار کنیم

آقای شرفشاهی نظر شما درباره نقاط قوت و ضعف عصرانه‌های ادبی و شب‌های شاعر چیست؟
شرفشاهی: البته شب‌های شاعر حرکت ارزنده‌ای بوده، اما این مساله نباید موجب شود دچار خودشیفتگی شویم. ما قبل از مراسم‌ها با آقای قرایی زیاد صحبت می‌کنیم و یکی از حسن‌های ایشان این است که با دوستان تماس می‌گیرند و نظر اهل قلم را جویا می‌شوند. اما از یک طرف نقد این برنامه‌ها می‌تواند خیلی موثر باشد.

نقد به چه صورت؟
شرفشاهی: یعنی کسانی که شرکت کردند، ‌نقاط قوت و ضعفش را بگویند. کارهای خوبی انجام می‌شد که ادامه پیدا نکرد. مثلا تابلوهایی از چهره دوستان اهل قلم یادگاری داده می‌شد. این خودش کار ارزشمندی بود که برمی گردد به حمایت‌های ضعیف از این برنامه‌ها. خیلی کارها می توان انجام  داد، مثل تهیه بسته‌های فرهنگی به تعداد حاضران در برنامه. یک برنامه موفق فرهنگی، ‌برنامه‌ای است که وقتی تمام می‌شود تازه در ذهن و دل مخاطب آغاز شود و به نظرم جای آثار مکتوب و دیداری و شنیداری به صورت مجموعه‌هایی قابل استفاده برای عموم مردم در زمینه این برنامه ‌ها خالی است.
قرایی: ما دوست داشتیم شب‌های شاعر را 15 روز یک بار بگیریم اما با امکانات موجود شرایط مهیا نمی‌شود. البته شاعرانی در کنار ما هستند و راهنمایی و کمک می دهند تا برنامه‌ها خوب تر برگزار شود و اگر برنامه‌ها خوب برگزار می‌شود به خاطر مشورت‌های ایشان است.

چیزی که باید از دشمنانمان یاد بگیریم
امینی: ما یک چیز را باید از دشمنمان یاد بگیریم. در همان سال‌های التهاب‌های سیاسی یک دختربچه شعرهای سست و  غلطی گفته بود و یک پرچم شیر و خورشید در خانه‌شان گذاشته و شعر می خواند و فیلمش را در یوتیوب می گذاشت. از فردایش این قدر شبکه‌های خارجی و مخالف نظام برایش تبلیغ کردند که شد چهره مطرح شعر کشور! در طنز هم یک نفر پرت و پلایی ساخته و خوانده بود و فردا در بی بی سی می‌گفتند آقای دکتر فلانی، این شعر طنز را سروده در حالی که نه دکتر است و نه تحصیلات درست و حسابی دارد. همه جا اشعار او را پخش می‌کردند و در 3 روز او را کردند چهره اول شعر طنز و شعرهایش بلوتوث می‌شد. ما برای بچه‌هایی که بهترین کارها را می‌کنند، هیچ کاری نمی کنیم چون می‌ترسیم مقابل خودمان بایستند. ما باید از دشمنان این کارها را یاد بگیریم.
قرایی: واقعا این نقص وجود دارد. چه قدر باید خرج کرد تا اسماعیل امینی و کامران شرفشاهی و مصطفی محدثی خراسانی تربیت شود؟ اسماعیل امینی آدم مهمی نیست؟ حالا اگر ایشان 5 دقیقه با بی بی سی صحبت کند، قطار مدیران به فکر می‌افتند که بروند دنبال اسماعیل امینی که جذبش کنند! حتما باید این اتفاق‌ ها بیفتد تا متوجه شوند که اسماعیل امینی چه آدم مهمی است؟
 

۱۴:۵۷ ::: ۲۷ / ۵ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> شعر و ادبیات - هنر پایداری - روز نما -

منبع خبر : خبرگزاری فارس

تگ ها:

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید