تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

جایگاه کارتون و کاریکاتور در مطبوعات کشور

آرتنا: وقتی سردبیران و مسئولان مربوطه نشریات کشور به این اجماع نرسیده که آثار کارتونی و کاریکاتور می توانند به عنوان یک مبحث خبری مجزا در روزنامه وجود داشته باشند، چگونه می شود از مخاطب انتظار داشت که به برداشت صحیح یک اثر کارتونی برسد.

نوشته: داود یاراحمدی

اگرچه وقتی صحبت از «مطبوعات» به میان می آید در ذهن مفهوم خبر و اطلاع رسانی متواتر می شود. اما باید به این مهم توجه لازم را داشت، فرای نوع خبر که به صورت روزانه در صفحات منتشره کاغذی دیده می شود، قالب های دیگر ارائه خبر نیز وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است.
عکس، کارتون، کاریکاتور و گرافیک نیز خود در برخی موارد به عنوان یک خبر تصویری و در زمان دیگری به عنوان تکمیل کننده خبر عمل نموده و مخاطب را برای رسیدن به مفهوم اصلی رهنما می شوند.
در این میان کارتون و کاریکاتور توانسته اند بیش از هر زمان دیگری در انتقال خبر و مفهوم به مخاطب اثرگذاری بیشتری را به همراه داشته باشند.
در ساده ترین تعریفی که شاید بشود از کارتون و کاریکاتور ارائه کرد؛ در هر چيز مادی یا معنوي افراط یا تفریط شود، مبدل به یک اثر كاريكاتور یا کارتون خواهد شد.
با اشاره به دو مفهوم کارتون و کاریکاتور و روشن تر شدن مفاهیم روایی این دو کلمه شاید ما را در رسیدن به هدف مورد نظر کمک بیشتری نماید.
كارتون اغراق و آگرانديسمان شده تمامي هست وجودی بشري مي باشد كه مورد نكوهش یا ارزش قرار گرفته است و "كاريكاتور" اغراق و  تغيیر يافته يك چهره مي باشد كه شايد آثار روحي- رواني شخص مورد نظر را متبلور مي نمايد.
"كارتون "و "كاريكاتور" مفهومي بسيار نزديك به همديگر دارند. آنچه كلمه طرح و كارتون بدان اطلاق مي شود ممكن است تنها يك طرح تمثيلي يا كنايه اي باشد كه در نهایت ممکن است به جاي خنداندن، بيننده را به تفكر وا دارد.
يك اثر  كارتون معمولا مقداري تخيل و اغراق را در خود نهفته داشته و مهمتر اين كه در بيان هدف خود از اصطلاحات روزمره و عامه به همان شكل متداول بهره مي گيرد. گاهي هدف كاريكاتور یا کارتون اين است كه مي خواهد طرح سوال كند.
معمولا "كارتون" به دو شكل بدون شرح و با شرح در لابه لاي نشريات مختلف خودنمايي مي كند كه مقوله با شرح آن به خاطر عجين بودن با نوشتار نزد مردم راحت الحلقوم تر به نظر مي رسد. چرا كه پيش از اين كه شخص بيننده خودش را به زحمت بيندازد و در مورد مساله فكر كند، نوشتار اثر خود را انتقال مي دهد.
ولی در کارتون های بدون شرح؛ مخاطب با توجه با مقدار آشنایی با مفاهیم مختلف عناصر بصری و سمبل ها، شناخت از جریانات روز سیاسی روز و همچنین نوع نگاه طراح و مطبوعه مورد نظر، برداشت های ذهنی خود را خواهد داشت.
در این میان، ناکافی بودن سطح سواد بصری مخاطب، سیاست زدگی ذهنی جامعه، اجرای نامناسب در ارائه مفهوم از جانب کارتونیست، خود از عوامل موثر دیگری می باشد که یک مخاطب را دچار توارد ذهنی نموده و در برخی موارد ممکن است بازخوردهای نامناسبی را در جامعه  به همراه داشته باشد.
معمولا کارتون های مطبوعاتی دارای یک تاریخ مصرف زمانی می باشند و در صورتی که در زمان خود مورد استفاده قرار نگیرند مانند خبرهای همان روز سوخته خواهند شد.
حال با توجه به موارد یاد شده باید به این نکته اشاره داشت که کارتون یا کاریکاتور در جامعه خبری جهان بیش از این که به عنوان یک چاشنی از آن استفاده شود، به عنوان تنها تیری استفاده می شود که قرار است بر پاشنه آشیل بنشیند.
از اولین کاریکاتور چاپ شده در روزنامه شماره 145 «ادب» در سال 1277 توسط حسين الموسوي در مشهد تا امروز، هیچگاه طی این سالها کاریکاتور نتوانسته در مطبوعات کشور به عنوان یک خبر تصویری کاملا مجزا از آن یاد شود بلکه همیشه به عنوان چاشنی و حاشیه و در حقیقت به عنوان پر کردن بخش های خالی مطبوعات استفاده شده است.
اگر چه مدیران اصحاب رسانه، خود به قدرت اثرگذاری و فرا گیریی کارتون و کاریکاتور در طیف ها، گروهها و سنین مختلف اشراف دارند، ولی همیشه این دغدغه وجود داشته که مخاطب چه برداشتی از آن خواهد داشت؟ و به همین سبب سعی داشته بجای حل مسئله اقدام به پاک کردن صورت مسئله نمایند؛
-    یا از درج تصاویر کاتون و کاریکاتور صرفه نظر می کنند.
-    یا به عنوان یک اثر جانبی و تصویرسازی متن از آن استفاده می کنند.
-    یا اینکه آن قدر تصویر یاد شده کوچک کار می شود که از مقدار اثرگذاری عناصر بصری به کار رفته در آن کاسته می شود که بودن یا نبودن آن برای مخاطب دیگر مهم نیست.
به همین دلیل مخاطب به علت فقر تصویری در رسانه های کشور از رشد و شناخت بصری و در نهایت تحلیل درست یک اثر محروم شده و  قطعا با دیدن یک اثر کارتونی یا کاریکاتور چهره، برداشت جوک، لودگی و استهزاء را خواهد داشت.
و همین  استفاده نابجا  و نادرست از کارتون در مطبوعات، باعث برداشت های ناصحیح و چالش ذهنی مخاطب از یک اثر کارتونی ارائه خواهد شد که در خیلی از موارد نیز، اعتراضات گروهی از مخاطبین را به همراه داشته است.
متاسفانه طی چند سال اخیر مطبوعات کشور دچار یک آفت زدگی مزمن بصری (عکس، کارتون، کاریکاتور، گرافیک، صفحه آرایی و...) شده است. اگرچه چاپ و نشر آثار تصویری طی سالهای گذشته تا کنون دچال افت و خیزهایی بوده است ولی هیچکدام از موارد اتفاق افتاده در عرصه مطبوعات را نمی شود به عنوان یک کارکرد اصولی و حرکتی مدون برای مطبوعات و رسانه های مختلف کشور نسخه پیچ کرد.
وقتی با وجود 50 الی 60 روزنامه کشور، تنها مدیران 7 الی 8 روزنامه کشور به کادری کوچک از کارتون و کاریکاتور در لابه لای ستون های پر و خالی روزنامه خود بسنده می کنند چه انتظاری باید از مخاطبین مطبوعات داشت که درک درستی از یک اثر کارتونی داشته باشند.
وقتی سردبیران و مسئولان مربوطه نشریات کشور به این اجماع نرسیده که آثار کارتونی و کاریکاتور می توانند به عنوان یک مبحث خبری مجزا در روزنامه وجود داشته باشند، چگونه می شود از مخاطب انتظار داشت که به برداشت صحیح یک اثر کارتونی برسد.
وقتی هنوز در خیلی از مطبوعات و رسانه های کشور از "کاریکاتور " صرفا به عنوان یک اثر که بشود طرف مقابل را به سخره گرفت به آن نگاه می کنند، چه انتظاری می توان از مخاطب داشت که به عنوان یک کمپرس خبری بخواهد آن را در لابلای صفحات پی جو شود.
پس جا دارد که مدیران اصحاب رسانه کمی به این مقوله توجه لازم را داشته و ضمن مطالعه بیشتر  در این زمینه، جایی را برای خبرنگاران تصویری در سرویس های خبری رسانه ی خود پیش بینی نمایند تا ضمن هرچه پر بار شدن عرصه خبری کشور  بارقه امید "درست دیدن " در مخاطبین جوانه بزند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید