تصویر برگزیده

«سید علی فاطمی» در گفتگو با آرتنا:

«هادی باغبانی» یکی از عزیزترین و پاکترین آدم هایی بود که دیده ام

آرتنا: «سید علی فاطمی» مستند ساز و همراه شهید باغبانی درسوریه می گوید: «هادی باغبانی» یکی از عزیزترین وپاکترین آدم هایی بود که دیده ام. در ادامه در گفتگویی اختصاصی با «سید علی فاطمی» به بررسی شخصیت شهید باغبانی می پردازیم.

گفتگو: مریم زفرقندی/خبرگزاری هنر

«سید علی فاطمی» مستند ساز ، فیلمبردار و محقق . حدودا 13 سال به صورت غیر حرفه ای و شش سال به طور حرفه ای به مستند سازی مشغول بوده  و از ابتدای جریان بیداری اسلامی درگیر ساخت آثار مستند سازی درباره بحران سوریه می باشد . وی از دوستان و همکاران شهید باغبانی می باشد که سال گذشته توسط تروریست ها در سوریه به شهادت رسید. فرصتی پیش آمد که به مناسب اولین سالگرد شهید باغبانی با وی به گفتگو بنشینیم.

برای شروع ، لطفا از آشنایی خود با شهید باغبانی بگویید؟

 آشنایی من با هادی باغبانی سه روز قبل از سفر من و هادی به سوریه بود.  قرار شد با هم به سوریه برویم؛ پروژه از این قرار بود که هادی بر روی دفاع وطنی در سوریه متمرکز شود.
فاطمی در ادامه افزود: دفاع وطنی، در سوریه به این صورت بود که یک عده مردم عادی اسلحه به دست بگیرند و از حریم خود دفاع کنند. کادر ارتش سوریه در ابتدا به این نوع دفاع خوشبین نبود، اما زمانی که صورت گرفت متوجه شدند چه مقدار می تواند موثر باشد.به طور نمونه من سنگری را در آخر خیابان یک روستا دیدم که اهل روستا به نوبت می آمدند و کشیک می دادند و از حریم روستا محافظت می کردند. و ارتش اسلحه در اختیار آنها قرار داده بود و نیازی به پشتیبانی و لجستیک نداشتند؛ شهید باغبانی قصد داشت از این ماجراها، از این نوع دفاع در سوریه تصویر بگیرد و به دنبال داستان و قصه در بین اهالی عادی بود.
و شهید باغبانی در یک ماهی که ما در سوریه بودیم قصه های خوبی دید، نکته های خوبی را به تصویر کشید وتمام سعی خود را می کرد تا فیلم هایی با دقت بگیرد. در این راه بسیار با صبر و حوصله تلاش می کرد و از فیلم گرفتن خسته نمی شد و بعد از فیلم گرفتن ساعت ها در مورد تصاویر بحث و گفتگو می کردیم.

این نوع مستند سازی یعنی گرفتن تصاویری از دفاع وطنی مردم سوریه چه تفاوتی با مستندهای جنگ در خط مقدم دارد؟
پروژه از این قرار بود که هادی جنگ در سوریه را براساس یکی از فیلم های شهید سیدمرتضی آوینی که اتفاقاً در نوع خود بی سابقه بود و الگویی در سینمای مستند و موجب تحول مستند های جنگی شد را،  به تصویر بکشد. به این شکل که سیر زندگی چند رزمنده قبل از اعزام تا وقت عملیات به تصویر کشیده می شود. دوربین این افراد را می بیند که یکی بنا است یکی خیاط و.. و این شخص به جبهه می رود و در عملیات شرکت می کند و هادی نیز آن را دیده بود و دوست داشت این روایت را انجام دهد و نمی خواست صرفا یک دوربین خبری باشد. در واقع یکی از کمال یافته ترین نگاه ها به جنگ همین نگاه است که بُعد انسانی آدم هایی که می جنگند را به تصویر بکشیم.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: در اکثر آثاری که ساخته می شود، دوربین ها خود جنگ را می بینند و آدم هایی که در آنجا هستند؛ آدم هایی که چندان فرقی با اسلحه هایی که در دست گرفته اند، ندارند و صرفا یک اسلحه متحرک هستند، اما این شخص که اسلحه به دست دارد و در مقابل دشمن وطن و ناموس خود ایستاده است کیست؟ از کجا آمده؟ چرا اسلحه به دست گرفته است؟ چرا حاضر شده جانش را در کف دستش بگیرد و بجنگد. و جواب این سوال ها نیاز به نگاه متفاوتی دارد.   
فاطمی در ادامه افزود: مردم ما آنقدر درگیر جنگ در رسانه ها بوده اند و هستند که مانند پیشین دیدن تصاویر کشتن و کشته شدن برایشان تکان دهنده نیست. به طور مثال در سال 1955 تا 1975 که جنگ ویتنام رخ داد ، چند عدد عکس مردم را تکان داد. اما در این زمان مردم به درجه خطرناکی از بی خیالی رسیده اند و در این میان اگر بتوانی خودت را از این موج رسانه دور کنی و از این موجودات متحرک ،انسانیتشان را به تصویر بکشی ،درام زیادی خواهد داشت. نگاه مستندسازان مرکز حقیقت عمدتا همین نگاه است و تلاش ما این بوده که فرق جبهه حق و باطل را در تک تک افرادی که در این جبهه هستند را ببینیم.
 و به اعتقاد من سوریه خط واضحی بین حق و باطل است. هادی تلاش می کرد فیلم مستند جنگی بسازد ولی از انسانها، نه از ابزارها و برای این مهم بسیار در خط صفر و درگیری حضور داشت.


به نظر شما با توجه به اینکه شهید باغبانی سابقه مستند سازی در حوزه هنری، روایت فتح صدا و سیما و همکاری با اتحادیه رادیو وتلویزیون های اسلامی را داشتند، آیا حقشان در اولین سالگرد شهادت ادا شد؟
ما نمی توانیم حق هیچ شهیدی را کامل ادا کنیم .بخصوص وقتی کسی اینگونه شهید می شود،خیلی ها می خواهند شهید را صاحب شوند. هادی هم از این قاعده مثتثنی نیست، خیلی از کسانی که حتی هادی را از نزدیک ندیده بودند، بعد از شهادت برای او اطلاعیه می زدند و آرم خود را تبلیغ می کردند و می گفتند او شهید ما بود. در خوشبینانه ترین حالت این نوع رفتارها به علت پوشاندن نقصان های خودمان در حوزه انسانیت است. شهادت مقام کمال است و هر کسی به این کمال نمی رسد. پس هرکسی  برای پوشاندن نقص های خود، سعی می کند خود را به شهید نزدیک کند. من می گویم همراهش بودم، او می گوید استادش بودم و... البته اتفاق خیلی بدی هم نیست اما وقتی بد می شود که بخواهیم به زور شهید را در معیارها و چارچوب های خودمان بگنجانیمش و در مقابل اگر در معیارهای ما قرار نگیرد اصل را زیر سوال می بریم و برخورد حذفی می کنیم.
«سید علی فاطمی» در ادامه گفت: در مورد خیلی از شهدا و خانواده های آنها این اتفاق وجود دارد و این از نقصان خودمان است. در مورد هادی خیلی ها سعی کردند بزرگداشت بگیرند، از افرادی که در حوزه مجازی عکس های شهید را می گذاشتند تا افرادی چون مدیران ومسئولین که تمام امکانات را به کار بردند برای تجلیل از شهید باغبانی. و این اتفاق خوبی بود و به نسبت خیلی از شهدا تلاش زیادی برای تجلیل هادی به عمل آمد. اما در مقابل هادی خیلی مظلوم واقع شد و عده ای هم متاسفانه چون دیدند هادی با آن تعاریف اشتباه و یکجانبه آنها هم خوانی ندارد کم لطفی هایی کردند که شایسته شهادت و شهید نبود.

برخی ها از کلماتی چون «غیرحرفه ای بودن» و «حرفه ای کار نکردن» در مورد شهید باغبانی استفاده می کنند؟ نظر شما در مورد این نوع سخنان چیست؟
یک ژانری از مردم هستند که در سطوح مختلف با اتفاقات برخوردی تفاوتی ،تخالفی یا تعارضی دارند. در این بین یک سری از آنها مخالفت خود را علنی بیان می کنند و ویژگی آنها این است که حداقلی از اخلاق را رعایت می کنند و صادقانه رفتار می کنند،اما عده ای که تکلیفشان را نمی دانند و صرفا به این خاطر که مُد است مخالفت می کنند و قضاوت عادلانه ندارند، نسبت به ماجراهای مختلف واکنش ناعادلانه دارند. این آدم ها در برخورد با هادی گفتند اصلا چرا رفت، نباید می رفت. و صرفا از طریق رسانه های معاند شنیدند دولت سوریه مردم خود را می کشد. اما کمی فکر نکردند که نیروی مردمی نمی تواند از اسلحه فوق پیشرفته انگلیسی استفاده کند. من از انبار اسلحه ای فیلم گرفتم که ارتش سوریه از مخالفان جمع آوری کرده بود و از هر کدام یک نمونه گذاشته بودند که یک سوله پُر شده بود. با پول شیخک های برخی از کشورهای عربی و کارخانه های ساخت اسلحه غربی همه اسلحه های جهان در سوریه تست شده بود و وحشی ترین آدم های جهان جمع شدند و به شنیع ترین وضع ممکن مردم سوریه را مورد تجاوز قرار دادند و در این بین مردم سوریه بسیارمظلوم واقع شدند .

وی در ادامه افزود: یک گروه از مردم در واکنش به هر موضوعی که اتخاذ شود مخالف هستند. و در مورد هادی نیز گفتند چرا رفت، نباید می رفت، و گفتند که حرفه ای رفتار نکرد؛ سوال من از این عده این است که حرفه ای یعنی چه؟ توقع  شمایی که تابه حال صدای تیر را از روبرو نشنیده اید چیست؟
یکی از پاک ترین انسانهایی که دوربین به دست می گرفت و در جایی که خط حق و باطل به وضوح مشخص بود به دست کثیف ترین آدم هایی که اسلحه به دست می گیرند شهید شد، و خیلی درد آور است که یک عده ای آدم کم سواد و بی ادب که صرفا قیافه حزب اللهی می گیرند تا ضربه بزنند و کاری هم برای نظام جز ضربه زدن نکرده اند، به این شهید اهانت کنند. حزب اللهی باید حداقلی از اعتقاد، ادب، نزاکت، اخلاص و اطاعت را داشته باشد. چطور ممکن است به یک شهید ناسزا گفت و به صرف این که با روش فکری او تعارض دارد به وی توهین کرد و این خیلی زشت و بد است . من این جور آدم ها را اصلا حزب اللهی نمی دانم و اصلا انقلابی و ارزشی نمی دانم.
هادی باغبانی یکی از عزیزترین آدم هایی بود که دیدم ،هادی با اینکه سابقه بسیاری در کارش داشت اما خیلی افتاده و متواضع بود.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید