ماه رمضان
تصویر برگزیده

یک گزارش؛

ترانه‌های قدیمی به کار خود پایان داد

آرتنا: مشهد- نمایش ترانه‌های قدیمی با چهار اجرا به کار خود در مشهد پایان داد.

zoom
ترانه‌های قدیمی به کار خود پایان داد

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،  آن چه در ادامه می‌آید گزارشی توصیفی از اجرای نمایش «ترانه‌های قدیمی» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان در سالن اصلی تئاترشهر مشهد است.
ساعت 19، اینجا مقابل ورودی سالن اصلی تئاترشهر مشهد است، هنردوستان و هنرمندان مشهدی بسیاری جمع شده‌اند که اجرای نمایش «ترانه‌های قدیمی» را ببینند، در میان آن‌ها از پیر و جوان، زن و مرد، هنرمند و هنردوست حضور دارند، بلیت‌هایشان را از مدت‌ها پیش اینترنتی خریده‌اند و گیشه اعلام می‌کند که هیچ صندلی‌ای خالی نمانده است که بشود بلیت به صورت حضوری فروخت.
ساعت 19.15، هنوز درهای سالن باز نشده است و جمعیت بیش از پیش شده است، حالا تعداد افرادی که بلیت ندارند هم بیشتر شده است و مدام به گیشه اصرار دارند که فکری هم برای آن‌ها بکند، بالاخره مسئولان اجرایی نمایش تصمیم می‌گیرند که یک ردیف صندلی سیار به انتهای سالن اضافه کنند و تعدادی بلیت به صورت حضوری فروخته می‌شود.
ساعت 19.30، درهای سالن باز می‌شود و جمعیت وارد سالن می‌شوند، این که هر شخصی روی صندلی خودش که با شماره بلیت برایش مشخص شده بنشیند هم حکایتی دارد اینجا، البته در این قضیه مسئولان اجرایی نمایش هم مقصرند چرا که دو اجرای بلیت فروشی شده این نمایش لغو شده بود و حالا باید تماشاگران با شماره صندلی جدید در اجرا حاضر می‌شدند.
ساعت 20، بالاخره نمایش «ترانه‌های قدیمی» آغاز می‌شود.
نور صحنه که می‌آید سامان احتشامی اولین نفری است که وارد صحنه می‌شود، تماشاگران با دیدن احتشامی او را مورد تشویق قرار می‌دهند، احتشامی پس از این که پشت پیانو قرار می‌گیرد شروع به نواختن می‌کند و بعد افشین هاشمی به همراه علی عمرانی به عنوان اولین بازیگران نمایش «ترانه‌های قدیمی» روی صحنه حاضر می‌شوند.
این دو حکایت حضور دو شخص در مقابل برج میلاد برای ملاقات با فردی را روایت می‌کنند، از داستان زندگیشان می‌گویند و ترانه «شبهای تهران» را یادآوری می‌کنند، بعد علی زندوکیلی می‌آید و این ترانه را می‌خواند و صحنه اول تمام می‌شود.
نور صحنه که دوباره می‌آید این بار مهتاب نصیرپور را در صحنه می‌بینیم که با پشت‌زمینه‌ای از متروی صادقیه حکایت زنی به نام «سلطان» و دختری به نام «گلی جوراب مردانه» را روایت می‌کند و ترانه «شهزاده رویا» را یادآوری می‌کند، بعد علی زندوکیلی می‌آید و این ترانه را می‌خواند و صحنه دوم تمام می‌شود.
در صحنه سوم نمایش «ترانه‌های قدیمی» اشکان خطیبی و علی سرابی حضور دارند، خطیبی در همان ابتدا بدون هیچ دیالوگی از صحنه خارج می‌شود و پس از آن سرابی ماجراهای کافه نادری را روایت می‌کند و ترانه «زندگی خوب است» را یادآوری می‌کند، مانند صحنه‌های قبل علی زندوکیلی این ترانه را هم می‌خواند و صحنه تمام می‌شود.
نور که می‌آید این بار اشکان خطیبی به تنهایی در صحنه با پشت‌زمینه‌ای از پایانه مسافربری شرق حضور دارد و گیتار می‌نوازد و ترانه‌ای خارجی را زمزمه می‌کند، بهنوش طباطبایی نیز به روی صحنه می‌آید و حکایت زنی که به تازگی طلاق گرفته و قصد مهاجرت دارد را روایت می‌کند، خطیبی و طباطبایی با یادآوری ترانه «ساری گلین» از صحنه خارج می‌شوند و علی زندوکیلی این ترانه را می‌خواند.
صحنه بعد عرصه هنرنمایی مجدد افشین هاشمی است او که در صحنه اول هم به روی صحنه آمده بود این بار به تنهایی روایتگر داستان سربازی است که با دوستانش در بوستان آب و آتش قرار دارد، هاشمی در پایان این صحنه ترانه «مرغ شب» را یادآوری می‌کند تا علی زندوکیلی مانند صحنه‌های قبل آن را بخواند.
در صحنه ششم نمایش «ترانه‌های قدیمی» مهتاب نصیرپور و شایسته ایرانی حضور دارند و نصیرپور در فضای شهرک سینمایی غزالی داستان بازیگری را روایت می‌کند که همسرش پس از 16 سال او را به دلیل نازایی طلاق داده است، این صحنه با یادآوری ترانه «رفته» تمام می‌شود تا علی زندوکیلی یک بار دیگر در صحنه حاضر شود و این ترانه را نیز بخواند.
در صحنه هفتم این نمایش حبیب رضایی هنرمند مشهدی سینما و تئاتر ایران هنرنمایی می‌کند، رضایی که در پشت‌زمینه‌ای از میدان فردوسی به ایفای نقش می‌پردازد داستان مردی را روایت ‌می‌کند که پس از سال‌ها اعتیادش به الکل را ترک کرده است، او ترانه «به سوی تو» را یادآوری می‌کند تا علی زندوکیلی آن را بخواند.
در آخرین صحنه نمایش «ترانه‌های قدیمی» در حالی افشین هاشمی برای سومین بار به روی صحنه می‌آید که این بار معصومه رحمانی نیز او را همراهی می‌کند، این دو در پشت‌زمینه‌ای از حرم امام‌زاده صالح(ع) داستانشان را روایت می‌کنند و در پایان نیز ترانه «ای بهار آرزو» را یادآوری می‌کنند تا علی زندوکیلی برای حسن ختام کارش این ترانه را بخواند.
ساعت 22، نمایش «ترانه‌های قدیمی» تمام می‌شود و بازیگران در میان تشویق تماشاگران به روی صحنه می‌آیند، محمد رحمانیان نیز به عنوان آخرین نفر روی صحنه حاضر می‌شود و ضمن تشکر از حضور و حمایت مردم مشهد از نمایشش از مشهدی‌ها می‌خواهد که هنرمندان تئاتر شهرشان را تنها نگذارند، رحمانیان با اشاره به این که تئاتر مشهد از جایگاه خوبی در کشور برخوردار است از مردم می‌خواهد که با حمایت از اهالی تئاتر مشهد آن‌ها را از کمک‌های دولتی بی‌نیاز کنند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید