ماه رمضان
تصویر برگزیده

میزگرد تئاتر خیابانی/قسمت اول

صمیمی: در این وانفسا بیکاری مجبور شدم مدال طلایم را بفروشم

آرتنا: سال 64، یعنی ایشان 29 سال پیش به تئاتر خیابانی توجه داشته‌اند و روی آن تاکید دارند. اگر از همان زمان به این نکات توجه می‌کردیم، الان در قله بودیم.

zoom
صمیمی: در این وانفسا بیکاری مجبور شدم مدال طلایم را بفروشم

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، تئاتر خیابانی یکی از گونه‌های مهم تئاتری است که امام خامنه‌ای نیز بر اجرای آن با مضامین مختلف تاکید داشته‌اند، متاسفانه مدتی است به دلایل مختلف تئاتر خیابانی کشور ضعیف تر از گذشته و در مقاطعی به طور کامل تعطیل شده است، به همین منظور در اولین سلسله نشست‌های این هنر فراگیر و مردمی با حضور امیرحسین شفیعی(شهرستان ورامین)، سعید ذبیحی(استان کرمانشاه) و احمد صمیمی(استان تهران) به آسیب شناسی تئاتر خیابانی از منظر سه هنرمند فعال در این عرصه پرداختیم.

بخش اول این میزگرد را در زیر می‌خوانید:
تئاتر خیابانی یکی از شیوه‌های اجرای تئاتر است که همواره روند روبه رشدی را داشته است، تئاتر خیابانی تنها گونه نمایشی است که به صورت مستقیم با مخاطبان مردمی تئاتر از هر قشری ارتباط دارد، اما متاسفانه این ارتباط مدتی است که قطع شده و در حالی که انتظار می‌رفت هر روز بر تعداد مکان‌های اجرای تئاتر خیابانی افزود شود اما این روند کاملا بالعکس صورت گرفت، نظر شما در رابطه با تعطیلی اجرای عموم تئاتر خیابانی چیست و تاثیر آن بر تئاتر صحنه و کل تئاتر کشور را چگونه می‌بینید. مشکلات از مسائل شخصی نشأت می‌گیرد یا اتفاق دیگری در تئاتر خیابانی رخ داده است.
شفیعی: یکی از نکاتی که شهرام نوشیر در رسانه‌ها شروع کرده است مساله قرارداد نمایش خیابانی «هیس» است. «هیس» از معدود نمایش‌هایی است که نسخه‌های لوح فشرده آن در بیت رهبری با موضوعیت بیداری اسلامی توزیع شد. در مجمع بیداری اسلامی نیز نسخه‌های آن توزیع شد. مبلغ قرارداد ما مرکز هنرهای نمایشی 15 میلیون تومان بود و هنوز پرداخت نشده است و جالب اینکه نوشیر که به شخصه می‌تواند شهادت دهد مدام از ما چیز دیگری ساختند. او در مقابله با نمایشی که 30 شب اجرا رفته است و 25 بازیگر داشته و اولین کار با موضوع بیداری اسلامی بود و با تکنیکی والا اجرا شده است، در رسانه‌ها مدام این سوال را مطرح کردند که چرا این نمایش 15 میلیون باید دریافت کند؟ سه بار پول آمد؛ ولی پرداخت نکرد و هم اکنون که پول آماده است، باز هم پرداخت پول را متوقف کرده‌اند. حالا انجمن جلوی نوشیر ایستاده است.
ذبیحی:  مساله شخصی نیست. مساله مدیریتی است. آقای شفیعی یک نمونه مثال زدند و من حالا نمونه‌های دیگری را مثال می‌زنم که این اتفاق رخ داد و الان به واسطه مدیریت تئا‌تر خیابانی به موجودی بی‌جان تبدیل شده است. چند طرح را دفتر تئا‌تر خیابانی ارائه داد که در ظاهر هم خیلی خوب بود مانند اجراهای راهیان نور، زوج‌های هنری، سفر نمایش و... عنوان شد. مثال‌های دیگری هم هستند که اسناد و مدارکش هم موجود است. به ما گفتند به کرمانشاه برویم و کار اجرا کنیم، فرمی به ما دادند تا شورای نظارت امضا کند، اگر اسناد و مدارک محو نشده باشد باید هنوز در دفتر موجود باشد. من نسخه‌ای از این مستندات را دارم. قرار بود سه نفر از اعضای شورای نظارت تایید کنند تا دفتر به ما پول دهد؛ نشد. بحث‌های دیگری عنوان شد، مثلاً سفر نمایش مطرح شد که طرح عالی بود؛ ولی اگر گروهی به سفر نمایش رفته باشد، من نامم را عوض می‌کنم. این چنین است که ذهن‌ها مشغول می‌شود.
می‌دانید چه اتفاقی رخ داده است؟ وقتی من به شما بگویم طرحی دارم که دکور این مکان عوض شود، شما تا یک هفته به این مساله فکر می‌کنید که میز‌ها چه تغییری کند، اتاق چه رنگی شود، سیستم صوتی به روز شود. فکر شما مشغول می‌شود و از خیلی کارها باز می‌مانید. ما متاسفانه در عرض این دو سال طرح‌های زیادی به دستمان می‌رسید و هیچ کدام به نتیجه نمی‌رسید. چه در مدیریت شهرام نوشیر در دولت قبل چه در دولت فعلی، در دو سال آخر دولت قبل، بحث بودجه هنر خیلی خوب بود. اوضاع خیلی خوب بود.

شفیعی: برای حمید شاه‌آبادی تئا‌تر خیابانی بسیار مهم بود.
ذبیحی: خیلی‌ها وارد کار شدند. بچه‌هایی که ده سال از تئا‌تر خیابانی فاصله گرفته بودند، بازگشتند. پیشکسوت‌هایی که در آن سال‌ها خانه‌نشین شده بودند در آن دو سال آمدند پای کار و خیلی خوب بود. اجراهای متعددی در شهرستان‌ها و در مکان‌های مختلف برای مردم وجود داشت. ولی از همین فرصت در تئا‌تر خیابانی استفاده نشد و سوخت. این فرصت برای تئا‌تر خیابانی در دو سال آخر دولت قبل که بسیار فرصت طلایی بود و کارهای مهمی انجام شد، متاسفانه سوخت رفت.
شفیعی: مدتی پیش تحقیقی انجام دادم که چه میزان بودجه برای تئا‌تر خیابانی در کشور هزینه می‌شود. یعنی نهادهای مختلف چه میزان برای تئا‌تر خیابانی هزینه می‌کنند

یعنی بودجه مدونی برای تئا‌تر خیابانی دارند؟
شفیعی: نه به آن صورت که قید شود، اینکه مثلاً سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران چه میزان برای تئا‌تر خیابانی هزینه می‌کند یا حوزه هنری برنامه‌ای دارد یا نه؛ مرکز چقدر هزینه می‌کند. نهادهایی مثل بهزیستی که به تازگی به تئا‌تر خیابانی ورود کرده‌اند، چقدر هزینه می‌کنند. رقمی که به شکل متوسط و میانگین بدست آوردم بالغ بر پنج میلیارد است. پنج میلیارد در تئا‌تر خیابانی در سال هزینه می‌شود،این میزان بودجه نهادهای غیر فرهنگی است، مثلاً سازمان بهزیستی یا محیط زیست یا مدیریت بحران. اما متاسفانه این‌ها زیر چتر مدیریت واحد نیست. متولی اصلی و محوری ندارد که این بودجه را در شاخه‌های مختلف تقسیم کند تا تمام هنرمندان از آن بهره ببرند و آن عدالتی که مدنظر دولت است اتفاق بیافتد. این میانگینی که گفتم، میانگین سطح پایینی است. هم اکنون سازمان بهزیستی برای نخستین جشنواره بهزیستی 200 میلیون هزینه می‌کند. سازمانی که غیر فرهنگی است چنین هزینه‌ای می‌کند اما نهادهای فرهنگی ورود نمی‌کنند. سازمان محیط زیست نیز همین امسال در کنار کوه‌های زاگرس مراسمی برگزار کرد که مبالغی برای آن هزینه کرده است یا جشنواره خلیج فارس که فقط یک بار برگزار شد.
عدم همکاری و هماهنگی میان نهادهای مختلف با اینکه هزینه‌های زیادی انجام می‌دهند اما به هنرمند و مردم ضرر وارد می‌کنند. مشکل اینجاست که ما مدیری نداریم که توانایی تعامل با تمام این سازمان‌ها را داشته باشد و برای بچه‌ها اجراهایی به ارمغان آورد.

شفیعی: مکانیزم اداری و رفتاری دفتر تئا‌تر خیابانی مشکل دارد
تسنیم: آقای شفیعی بهزیستی این هزینه را صرف جشنواره می‌کند؛ یعنی بیشتر از این مساله به عنوان یک تریبون تبلیغاتی استفاده می‌کند. سوال من این است که نمایشی که در جشنواره بهزیستی اجرا می‌شود، بعد از جشنواره به اجرای عموم می‌رود و یا رها می‌شود.
شفیعی: می‌خواهم بگویم این سازمان‌ها قصد دارند مفاهیمی که مدنظرشان است را از طریق تئا‌تر خیابانی منتقل کنند. ما به دلیل فقدان مدیریت واحد و خوب نمی‌توانیم این‌ها را توجیه کنیم که 200 میلیون را به طور کامل در جشنواره هزینه نکنند، بلکه بیشتر این پول را در اجراهای عمومی سرمایه‌گذاری کن تا به اجرای عموم برسد. دلیل ندارد برخی سازمان‌های جشنواره برگزار کنند. چون ما به اجرای عمومی خوب نپرداختیم، هر نهاد دولتی یا سازمانی به شکل قارچ‌گونه قصد برگزاری یک جشنواره را دارد. در وضعیت کنونی از این نهاد‌ها تشکر نیز می‌کنیم. چون ساختاری نداریم که بگوییم نه الان جشنواره نباشد و می‌خواهیم اجرای عموممان را ادامه دهیم. در جهان تئا‌تر خیابانی نیازمند مجوز نیست؛ بلکه گروهی تصمیم می‌گیرند فلان موضوع را در نظر بگیرند و آن را در جایی کار کند. اما در کشوری که نظام‌مند است و قوانین خاص خودش را داراست، باید کار‌ها از مجرای اداری – نظارتی رد شود تا اجرا شود. تئا‌تر خیابانی برای بقاء احتیاج به سوبسید و کمک دولتی است؛ اما وقتی می‌گوییم دولت به اجرای تئا‌تر خیابانی کمک کند، منظورمان فقط وزارت ارشاد یا حوزه هنری یا سازمان فرهنگی و هنری شهرداری نیست، منظور این است که تئا‌تر خیابانی پتانسیلی دارد که می‌توان از آن در فرهنگ سازی مصرف آب، رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، آموزش مفاهیم دینی و... به کار گرفته شود، ما حتی می‌توانیم از اداره پست هم بودجه بگیریم.
متاسفانه مکانیزم اداری و رفتاری دفتر تئا‌تر خیابانی به گونه‌ای نبوده است که ارتباط برقرار کند و حالا از ارگان‌های مختلف به سود تئا‌تر خیابانی بهره برد. اما نتوانستیم اجرای عموم داشته باشیم. برای ما قابل درک است که وضعیت اقتصادی کشور بحرانی است و آن گونه که لایق حوزه فرهنگ و هنر است هزینه کنند؛ ولی بسیاری از ارگان‌ها حاضرند برای مطرح شدن موضوعاتشان در بین مردم و اقدامات فرهنگی از تئا‌تر خیابانی بهره ببرند. فکر می‌کنم باید در این دو سه سال یا سال‌های گذشته موفق به گسترش اجراهای عموممان می‌شدیم. اجرای عموم و تئا‌تر ما شبیه یک مهمانی خانوادگی تئا‌تر است؛ یعنی من به اجرای دوستم می‌روم و او به اجرای من می‌آید. به غیر از اجراهایی که برای قشر مرفه و از ما بهتران تهیه می‌شود و خود ما تئاتری‌ها هم نمی‌توانیم به واسطه قیمت بلیطش آن را ببینیم. ولی تئا‌تر خیابانی می‌تواند این ماموریت را داشته باشد که برای مردمی تئا‌تر اجرا کند که تاکنون پایشان به تئا‌تر شهر باز نشده است. پول رفتن به تئا‌تر شهر را ندارند. ما مدام می‌گوییم تئا‌تر برای همه، واقعاً تئا‌تر برای همه موقعی معنا پیدا می‌کند که تئا‌تر خیابانی ما قوی باشد و بتواند حرکت کند.
در تئا‌تر خیابانی چه زمانی پایین شهرمان را دیدیم؟ کی شرق را دیدیم؟ کی غرب را دیدیم؟ کی شهرهای کشورمان را دیدیم؟ اصلاً ماموریت تئا‌تر خیابانی این است که اتفاقات روز جامعه را از منظر هنر نشان دهد و اثری را خلق کند که برخی فشارهای روانی در جامعه کاهش پیدا کند. ما نسبت به اتفاقاتی که پیرامون کشورمان رخ داده کجا توانستیم عکس‌العمل نشان دهیم؟ برای یک کشوری که مسئله فلسطین و داعش جزء مسائل اصلی به شمار می‌آید، چرا هنرمندش نمی‌تواند واکنش نشان دهد؟ چرا هنرمندش کاری تولید نمی‌کند که نسبت به فضای پیرامونش عکس‌العمل نشان دهد؟ این اتفاق در جهان رخ می‌دهد و عکس‌العمل من نسبت به این اتفاق اثر نمایشی است که اجرا می‌کنم. در جامعه خودمان هزاران اتفاق می‌افتد و هنرمند آمادگی دارد که کاری تولید کند و اثرش را خلق کند؛ ولی جایی وجود ندارد که از وی حمایت شود تا کارش را به اجرای عموم بگذارد. در همین چند ماه اخیر بزرگ‌ترین اتفاقات در خاورمیانه رخ داده که حرف مسئولان نظام هم است.
سوال من این است که نه در تئا‌تر خیابانی، بلکه در تئا‌تر کشور چه اتفاقی افتاده؟ چه عکس‌العملی در برابر بحران‌های انسانی که همواره در حال رخ دادن است نشان داده‌ایم؟ فقط دور هم جمع شدیم و چند برگه امضا کردیم که تحریم می‌کنیم، توبیخ می‌کنیم، ابراز همدردی می‌کنیم. ابراز همدردی هنرمند تئا‌تر به مسئله موجود بای به شکل خلق اثری هنری و اجرای آن اثر برای مردم باشد. فکر می‌کنم در تئا‌تر خیابانی هر چه بیشتر به اجرای عموم بپردازیم، آن هم نه تنها در تهران؛ بلکه در کل کشور می‌تواند اتفاق مفیدتری برای فرهنگ کشور باشد. همچنین می‌توانیم از ظرفیت‌های تئا‌تر خیابانی بهره بریم. مثلاً می‌توانیم تئا‌تر سرگرم‌کننده را برای مردم داشته باشیم که در بوستان‌ها و پارک‌ها به اجرا درمی‌آیند. دیگر گذشت زمانی که سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران با همکاری دفتر تئا‌تر خیابانی در تابستان با هم 12 هزار اجرا را در شهر تهران برگزار می‌کردند. چندین دوره برگزار شد، اما به دلیل ضعف در مدیریت تئاتر خیابانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعطیل شد.

شفیعی: جشنواره‌ها مُسکن هستند
فکر می‌کنید تا چه حد امکان دارد که هنرمندان تئاتر خیابانی بدون مجوز نمایش خود را اجرا کنند و چگونه می‌توان این اتفاق را کنترل کرد تا مشکلی پیش نیاید؟
ذبیحی:  بحثی که شما می‌کنید نیاز به یک عقبه دارد. این طور نیست که بنده با گروه تئا‌تر خیابانیم اجرا بروم. نیاز به عقبه‌ای دارد که شامل مجوز و هماهنگی با نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی به من نوعی نمی‌گوید تئا‌تر خیابانی اجرا می‌‌کنید؟ برو اجرا کن، اما اولین حرکتی که می‌کند، مانع ما می‌شود. حق هم دارد. چون او وظیفه دارد امنیت جامعه را تامین کند، مشکل از نهاد متولی است که یک بار هم جلسه توجیهی برای ماموران نیروی انتظامی نگذاشته است.
صمیمی: زمانی که کلام وارد کار می‌شود وضعیت فرق می‌کند. به نوعی شکلی اعتراضی دارد و مخاطب را در ابتدا شوکه می‌کند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما پس از چند دقیقه متوجه می‌شود این افراد یک گروه از هنرمندان هستند که تئاتر اجرا می‌کنند، اما نگاه اول کمی مشکل است.
ذبیحی:  بهتر است درباره اجرای عموم صحبت کنیم. مهم‌ترین دغدغه ما اجرای عموم است. اصلاً تئا‌تر با اجرای عموم شناخته می‌شود. جشنواره‌ها ویترین‌هایی هستند برای دور هم جمع شدن و شب‌نشینی.
ذبیحی: بله، مُسکن هم برای مدتی عمل می‌کند؛ چرا که سرطان به هر حال عود می‌کند. مهم‌ترین مطلب ما مسئله اجرای عموم است و این بحران عدم اجراهای عمومی از کجا نشات می‌گیرد؟ این است که مدیریت ما در این قسمت ضعیف است. بچه‌ها همه آماده کار هستند. این همه گروه تئا‌تر خیابانی در سراسر ایران وجود دارند. همه هم آماده هستند. به قول معروف با یک سوت زدن ما می‌آییم. اینکه چطور هدایت شود، برنامه‌ریزی شود، ما هیچ سیاست و برنامه‌ریزی برایش نداریم. ما کی هستیم؟ کجاییم؟ به کجا می‌رویم؟ اجرای عمومی مدنظرمان است؟ جشنواره مدنظرمان است؟ بحثی که آقای شفیعی کردند از مدیریت است. باید در ابتدا مدیریتمان را اصلاح کنیم. یعنی اینکه پول‌هایی که در جاهای مختلف وجود دارد را مدیریت کنیم. بهزیستی از ناعلاجی جشنواره برگزار می‌کند. بهزیستی بیشترین سود را از آنجا می‌برد که 10 گروه دویست اجرای عموم بروند؛ نه اینکه یک هفته چهار تا اجرا برویم.

صمیمی: اصلاً تاثیرگذاری ندارد. فقط شده یک جشنواره و بس.
شفیعی: به هر حال بهزیستی برای تئا‌تر خیابانی چنین خرجی می‌کند. مساله این است که اولاً مدیریت دفتر تئا‌تر خیابانی برای تعامل پا پیش نمی‌گذارد و ثانیاً وقتی نوبت به دفتر می‌رسد می‌گویند هنرمندان متشکریم، ما نیستیم. به خاطر همین مجبور می‌شود نهادی جداگانه تشکیل دهد، دبیرخانه برپا کند و حالا خودش جشنواره سازمان‌دهی کند. به جشنواره بهزیستی باید خوشبینانه نگاه کرد که برایش ردیف بودجه‌ای تعریف شده است.
صمیمی: این اتفاق خوبی است. باید نگرش دفتر تئا‌تر خیابانی این باشد که چنین چیزهایی برای بچه‌ها موجود باشد. وضعیت زندگی در دو سال گذشته خیلی بهتر بود. همه حداقل یک اجرا رفته بودند. شاید آن موقع چنین پولی تزریق نمی‌‌شد؛ ولی ما مدام مشغول به کار بودیم. زندگی روی روال بود.‌‌ همان تماشاگر همیشه بود. فرهنگ دیدن تئا‌تر خیابانی داشت جا می‌افتاد، تاثیر خودش را گذاشته بود.

در جشنواره عروسکی تئاترهای خیابانی با استقبال زیادی مواجه می‌شود. اجراها همگی مورد تایید است. آیا ساز و کاری نمی‌توان فراهم کرد که با توجه به این دو مولفه گروه هنری خودش درآمد کسب کند و محتاج دولت نباشد؟
صمیمی: ما در ایران هستیم. در صحبتی با یک گروه آلمانی فهمیدیم که اجرایی را طی دو سال در سراسر اروپا اجرا می‌‌کنند. چنین فرهنگ در اروپا جا افتاده است. مردم ما به خصوص در شهرستان‌ها با مطرح شدن پول می‌گوید این‌‌ همان معرکه‌گیر است. هنوز برای مردم ما جا نیافتاده است. فرهنگ‌سازی به واسطه رسانه‌ها رخ نداده است. باید مشخص شود که این اتفاق معرکه‌گیری نیست. چرا باید خودمان را گول بزنیم؟ در اجرای خودم بازی در بازی رخ می‌داد و نقش یک معرکه‌گیر را بازی می‌کردیم تا از مردم پول بگیریم، تک و توک پول دادند. بعضی با خنده، بعضی اتفاقی.
شفیعی: در اروپا سابقه دارد که گروه خیابانی در سراسر اروپا اجرا می‌کنند و از طریق مردم درآمدزایی می‌کنند. در ‌‌نهایت می‌گویند ما یک گروه تئاتریم و نیاز به شام و جای خواب داریم و چه کسی می‌تواند برایمان تامین کند. از لحاظ فرهنگی در ایران دچار مشکلیم و باید به گونه دیگر رفتار کنیم. سازمان‌های حمایت کننده از فرهنگ مخصوصاً امسال که به اسم فرهنگ نام‌گذاری شده است، ضعیف عمل کرده‌اند. امسال می‌توانست سال طلایی تئا‌تر خیابانی قلمداد شود، چراکه تمام نهاد‌ها و ارگان‌ها حاضر به هزینه کردن می‌باشند. ولی متاسفانه دفتر تئا‌تر خیابانی به دنبال این مسئله نیست و به نوعی زمان اصلی اجراهای خیابانی به باد رفت. بیش از نیمی از اتفاقاتی که در تئاتر خیابانی رخ می‌دهد توسط افرادی انجام می‌شود که جایگاه حقوقی و مسئولیتی ندارند و کاملا شخصی کارها جلو می‌رود. برای مثال من شخصاً جشنواره خرداد را پیگیری می‌کنم و حالا اداره کل ارشاد استان تهران حمایت می‌کند.

ذبیحی: هنرمندان صحنه‌ای نمی‌توانند در دل مردم بروند
ذبیحی: ما داریم با چنگ و دندان این جریان را حفظ می‌کنیم. با تمام این مشکلات موجود دست از کار برنداشتیم، حتی اجراهای عموم. در این چند ماه گذشته در کرمانشاه اجرای عموم داشتم، بدون دریافت پول و حمایت. بحث ما تنها پول نیست. ما مشکلاتی داریم که کار صحنه‌ای به هیچ عنوان درگیرش نیست. باید به هزار جا جواب پس بدهیم. مجوز شورای نظارت را داریم، باید با نیروی انتظامی هماهنگی کنیم. نیروی انتظامی قصد بازبینی کارمان را می‌کند. بعد باید سرهنگ نیروی انتظامی را قانع کنم که در پارک قرار است چنین کاری انجام دهم. نمایشی داشتیم به اسم دیروز، امروز، فردا و کارمان را به برنامه تلویزیونی با نام مشابه ربط دادند. گفتم به خدا اشتباه کردم بگذارید اسمش را عوض کنم. صحنه‌ای‌ها به هیچ عنوان مشکلات ما را ندارند. حرف‌هایی که ما می‌زنیم، صحنه‌ای توانایی بیانش را ندارند و نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. نمی‌توانند در دل مردم بروند.
من اجرایی در نقطه صفر مرزی در کرمانشاه داشتم. زمانی که برای اجرا رفتم، فرماندار که همراه ما بود گفت به نظرم اجرا نکنید. وقتی اجرا تمام شد گفت بمانید و دو سه اجرای دیگر هم بروید. هیچ گونه حرکتی در این زمینه ایجاد نشده است، مثلاً با نیروی انتظامی تفاهم‌نامه‌ای بسته شود تا اجرای خیابانی دچار مشکل نشود یا این نهادهای مختلفی که مشغول به فعالیت هستند یک کاسه شوند. حتی در اداره‌های ارشاد استان‌ها هم مشکل داریم. در بحث نظارت و ارزشیابی مشکل داریم. آقایی که در شورای نظارت کار‌ها را می‌بیند هم کار صحنه‌ای را می‌بیند و هم عروسکی و هم خیابانی، دیدگاهی که نسبت به کار خیابانی دارد‌‌ همان نگاه به صحنه‌ای است. این‌ها تمام مشکلاتی است که گریبان‌گیر تئا‌تر خیابانی است. بدون مدیریت خوب هم هیچ وقت حل نخواهد شد.
برنامه‌ای وجود ندارد. برای مثال حسین طاهری، مدیر مرکز هنرهای نمایشی را در جشنواره عروسکی دیدم، اتفاقی از او سوالی کردم که قرار نیست اتفاقی در تئا‌تر خیابانی بیافتد؟ خبر خوشی به ما دهید. فردا قرار هست در یک خبرگزاری صحبت کنیم، خبری بدهید تا منعکس کنیم. جواب دادند: «اوضاع و احوال مگر چگونه است؟ خیلی هم خوب» دقیقاً همین را گفت. گفتم من از کرمانشاه آمده‌ام و هر روز از صبح برای ملاقات به دفتر او می‌روم و موفق به دیدن مدیر کل نشده‌ام. الان شما با تلفن بنده به این آقا زنگ بزنید، جواب می‌دهد؟
شفیعی: اجازه دهید پیشینه‌ای از تئا‌تر خیابانی ارائه دهم. در مدیریت آقای فرهنگ اجراهای فصلی و تابستانی تئا‌تر خیابانی آغاز شد. ما از سال 79 یا 80 اجرا داشتیم. اجرا‌ها تابستانی و مقطعی بود. اجرایی که در جشنواره فجر عرضه شده بود در تابستان روی صحنه می‌رفت. بعد این دفتر با شهرداری، امور زندان‌ها و مکان‌های دیگر هماهنگ می‌کرد و برای بچه‌ها اجرا هماهنگ می‌کرد. حدود 12 هزار اجرا صورت گرفت.

صمیمی: وضعیت خیلی خوبی بود. برخی دوستان موفق شدند خانه بخرند.
شفیعی: پس از محمود فرهنگ، شهرام کرمی آمد، او به جای تابستان به فصل‌های دیگری هم توجه کرد. با توجه به مسئولیتش در شهرداری از این ارگان کمک می‌گرفت تا برای بچه‌ها اجرا بگیرد. مجید امرایی با تشکر از دو مدیر قبلی تصمیم گرفت اجرا‌ها در شهرستان‌ها و تهران ادامه پیدا کند و هر روز نزدیک به بیست اجرای روزانه تئا‌تر داشتیم.

صمیمی: این مسئله از خود مرکز هنرهای نمایشی تزریق می‌شد.
شفیعی: الان کارنامه این دوستان مشخص است که چند اجرا داشته‌اند. ما در آستانه ثبت گروه بودیم. مکان اجرای ما مشخص بود. به شهرستان‌ها، بابت اجرایی که می‌رفتند پول می‌دادند. هنرمند کار تولید می‌کرد و پس از اجرا برای ارگان های دیگر کار می‌کرد و درآمدزایی داشت. این اجرای تئا‌تر خیابانی بود که با سر به زمین خورد و ما مجبور شدیم به جشنواره و رویدادهای خاص بسنده کنیم. به جرات می‌توانم بگویم که تئا‌تر خیابانی جزء درآمدساز‌ترین گونه‌های تئاتری برای هنرمند است. دوستان من در تئا‌تر صحنه‌ای وضع معیشتی بد‌تر از من دارند. اگر من روی خط فقرم آنان زیر خط فقر هستند.

شفیعی:در 20 سال گذشته کدام تئا‌تر خیابانی خبرساز شده است؟
اجراهای تئاتر خیابانی سبک‌تر و کم پرسوناژتر از صحنه‌ای است. نهادهای مختلف حاضر به همکاری هستند، اما چرا به این نمی‌پردازیم؟ در حالی که مشکل سالن داریم چرا به تئا‌تر خیابانی توجه نمی‌کنیم؟ چرا دانشگاه ورود نمی‌کند؟ چرا فارغ التحصیلان ورود نمی‌کنند؟ گروه‌های فعال واقعی در همین وضعیت بد و عدم حمایت دفتر تئا‌تر خیابانی سرپا هستند و به کار خود ادامه می‌دهند. حالا وضعیت سخت‌تر شده؛ ولی به کار خود ادامه داده‌اند. ولی خیلی از بچه‌های صحنه یا عروسکی مشکل معیشتی پیدا کردند. در باب ممیزی باید بگویم تئا‌تر خیابانی جز خطرناک‌ترین‌ها در جهان است؛ ولی در 20 سال گذشته کدام تئا‌تر خیابانی خبرساز شده است؟ هیچ تئاتری سراغ ندارید که مشکل‌ساز یا مشمول ممیزی شده باشد؛ با اینکه تماشاگر در خیابان به تماشایش می‌نشیند و نگاه‌های تیزبینی در میان آنان وجود دارد. چرا ما قدردان این بچه‌ها نیستیم که نگذاشتن خدشه‌ای به تئا‌تر کشور وارد شود؟ ولی دوستان ما با ندانم کاری وضعیت تئا‌تر را بحرانی کردند. در شهرستان‌ها برای امام جمعه‌ها و فرماندار‌ها حساسیت ایجاد کرده‌اند. ما در فضای پاک و درستی کار می‌کنیم. چه موردی پیش آمده که رسانه‌ها بدان پرداخته باشند یا شخصی شکایت کرده باشد که این چه وضعیتی است؟

ذبیحی: بچه‌های تئاتر خیابانی در راستای نظام کار می‌کنند
ذبیحی: نه تنها این اتفاقات نیافتاده؛ بلکه خیلی از کارهایی که بچه‌های خیابانی انجام داده‌اند، در راستای اهداف نظام بوده و امور نظام را پیش برده است. آقای شفیعی بحث غزه را کار کردند، کدام کار صحنه‌ای به مسئله غزه پرداخت؟ یک نمونه مثال بزنید. کارهای دفاع مقدسی را دنبال می‌کنیم. سه شهید شاخص داریم که یکی از آن‌ها یک شهیده است. ما تولید تئا‌تر خیابانی برای این بانوی شهیده داشتیم. کدام کار صحنه‌ای در این رابطه ورود کرده است؟ نمی‌خواهم بگویم بین صحنه و خیابانی یک خط فرضی وجود دارد. می‌خواهم بگویم ما داریم کار را پیش می‌بریم. این دغدغه ماست. در سال 1390 تعداد تماشاگران را جمع بزنید. ما در راستای اهداف نظام حرکت می‌کنیم؛ در حالی که می‌توانستیم خیلی چیز‌ها را بزرگ کنیم و بگوییم فلان مورد را در فلان جا نشان دهیم.
شفیعی: این بدین معنا نیست که ما نقد نکرده‌ایم. اتفاقاً در فضای اجتماعی و هم سیاسی کار کردیم. در کار اخیرم دولت آقای روحانی را نقد کردم؛ ولی در فضای سالم. نه اینکه فقط کار دینی و دفاع مقدس کرده باشیم. حرف ما این است که ثابت کردیم در طول سال‌ها این گونه بودیم و با صداقت جلو آمدیم. اگر چیزی را نقد کردیم برادرانه نقد کردیم. نه اینکه از فرسنگ‌ها آن سو‌تر از کشورهای بیگانه به سیاه‌نمایی بپردازیم. این سرزمین برای خودمان است و درددل‌هایمان را کردیم و به همین دلیل آن چیزی که بر دل آمده، بر دلم نشسته و در این سال‌ها هیچ مسئولی اعتراض نکرده است، در حالی که در کوچک‌ترین اجراها ارگان‌ها و نهادهای مختلف اعتراض می‌کند، چون نگاه‌ها مسموم است. چطور می‌شود در نمایشی در فضای باز با آن همه تماشاگر ناشناخته چنین چیزی رخ نمی‌دهد؟ بسیاری از روحانیون به تماشای تئا‌تر خیابانی نشسته‌اند.
صمیمی: دقیقاً. یکی از روحانیون یک اجرای دفاع مقدس بنده را در فضای باز دیده بودند و هر سال در هفته دفاع مقدس با من تماس می‌گیرند که‌‌ همان کار را اجرا کنم.
ذبیحی: موضوعاتی که تئا‌تر خیابانی دست مایه کار خود می‌کند، موضوعات نابی هستند. برای مثال امروز با من تماسی گرفته شد تا درباره وقف کار کنیم. کدام هنر به سمت وقف رفته است؟
مشکلات ما بسیار زیاد است. نه تنها در مورد پول و مدیریت. مثلاً ما انتشارات نمایش را داریم که در حال فعالیت است و آثار منتشر شده‌اش نیز مشخص است. تحقیق کنید در حوزه تئا‌تر خیابانی چند کتاب منتشر کرده است؟ چند طرح خیابانی را چاپ کرده است؟ اصلا نداریم، هنرمندی که تازه به این عرصه پا می‌گذارد متنی ندارد که براساس آن کار کند.
شفیعی: فقط دو سه کتاب موجود است. کتاب شیرین بزرگمهر و کتاب منوچهر اکبرلو و یک مورد دیگر.
ذبیحی: ما به مدیرکل ارشاد کرمانشاه گفتیم یک ریال پول نمی‌خواهیم؛ حتی کمکتان هم می‌کنیم. دیگر از این بهتر!!؟ ولی شما در مقام ارشاد وظیفه‌اتان را انجام دهید و این بودجه‌ها را جمع‌آوری کنید. آموزش و پرورش، توانیر، وزارت نفت. شما که در استانداری در جلسه استانی شرکت می‌کنید از این موقعیت مقتضی استفاده کنید. این‌ها ردیف بودجه دارند. این‌ها را یک کاسه کنید. در مقیاس بزرگ‌تر هم در مرکز هنرهای نمایشی چنین اتفاقی رخ نداده است.
شفیعی: من فکر می‌کنم وظیفه انجمن هنرهای نمایشی است که به نظرم در برنامه آقای طباطبایی وجود دارد. یعنی انجمن هنرهای نمایشی به عنوان یکی از بخش‌هایی که می‌تواند چنین کاری را قبول کند. صحبت‌هایی که من با او داشتم و شنیدم به نظر چنین برنامه‌ای دارند تا برای کل تئا‌تر کشور اعمال کنند.

می‌خواهم پیش از ورود به دیگر بحث‌ها تا اینجا یک جمع بندی داشته باشیم.
صمیمی: من شخصاً همه چیز را از مدیریت می‌بینم. با تغییر مدیریت دچار رکود شدیم. هر روز بی‌اهمیت‌تر شدیم. در سال 91 در جشنواره دربندگان عراق، من بازیگر آقای شفیعی بودم. تازه یک ماه بود که مدیریت عوض شده بود. آقای شفیعی کارگردانی برگزیده و من بازیگر دوم شدم. در بازگشت هیچ اسمی از ما نبردند. سال بعد در نمایشی دیگر بازی کردم و در این جشنواره شرکت کردم که برنده جایزه اول بازیگری شدم. در بازگشت باز حتی یک تبریک هم نشنیدم. به نظر مساله خصومت است. خیلی زشت است که مدیری با کسی خصومت پیدا کند. در این وانفسا بیکاری مجبور شدم مدال طلایم را بفروشم. چرا باید به این اتفاق برسم؟ من به جشنواره لاهیجان رفتم، نان مرا می‌برند. کارم را از جشنواره درمی‌آورند، درحالی که از این راه پول درمی‌آورم، من هم باید کرایه خانه بدهم. این حق الناس است.


شفیعی: اگر به حرف حضرت آقا گوش می‌کردیم الان در قله بودیم
شفیعی: اگر اجرای عموم باشد نیازی به فروش جوایزمان نیست. سوال من این است که صحبت‌های مقام معظم رهبری درباره تئا‌تر خیابانی که پیش از شروع جلسه اشاره کردید، مربوط به چه سالی است؟ سال 64، یعنی ایشان 29 سال پیش به تئاتر خیابانی توجه داشته‌اند و روی آن تاکید دارند. اگر از همان زمان به این نکات توجه می‌کردیم، الان در قله بودیم.
ذبیحی: متاسفانه برعکس حرکت می‌کنیم.


صمیمی: مدیریت شهرام نوشیر موجب تفرقه میان خانواده تئا‌تر خیابانی شد
شفیعی: چه اجراهایی بوده، چه روندی بوده؟ ولی چرا الان صحبتی نیست؟ چرا حرفی زده نمی‌شود؟ چون ما از این سال‌ها فاصله گرفتیم و سقوط کردیم.

درباره مدیریت در تئا‌تر صحبت کنیم. رییس دفتر تئا‌تر خیابانی چگونه انتخاب می‌شود و نظر شما در مورد مدیریت تئاتر در دو سال اخیر چیست؟
شفیعی:  انتصابی است و از طرف مدیرکل هنرهای نمایشی و بدون مشورت با هنرمندان عرصه خیابانی انتخاب می‌شود. البته سه مدیر قبلی ضعف داشتند، قوت هم داشتند؛ ولی خصومت نداشتند و حد فاصل و احترام میان خود و هنرمند را رعایت کردند.
صمیمی: مدیریت شهرام نوشیر موجب تفرقه میان خانواده تئا‌تر خیابانی شد. یکی از هنرمندان به دفتر او مراجعه می‌کند و گفته بود که به پول نیاز دارم. گفته بود برو کار دیگری بکن. مثل اینکه شما بروید بانک و قصد نقد کردن چک را داشته باشید و بانک به شما بگوید برو یک بانک دیگر. ما نیاز به تشویق داشتیم.
ادامه دارد...
 

۱۰:۳۰ ::: ۷ / ۷ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> تئاتر - وب نما -

منبع خبر : خبرگزاری تسنیم

تگ ها:

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید