تصویر برگزیده

«نجفعلی میرزایی» مدیر عامل خانه کتاب در گفتگو با آرتنا:

آمارهای غیرواقعی باعث شده که مقامات عالی ما به عمق فاجعه پی نبرند

آرتنا: در برنامه های متنوع ملی آن گونه که برای بهبود ورزش و امثال آن هزینه و سرمایه گذاری می کنند برای رفع بحران کتاب و خروج آن از انسداد و بن بست، شاهد بسیج جدی امکانات نیستیم.

zoom
آمارهای غیرواقعی باعث شده که مقامات عالی ما به عمق فاجعه پی نبرند

«نجفعلی میرزایی» مدیر عامل خانه کتاب در خصوص وضعیت صنعت نشر به خبرنگار «آرتنا» گفت: اگر ما نتوانیم در یک نقشه کلی جایگاه و پایگاه وزن کتاب را ببینیم و نقد کنیم، اساسا نمی توانیم کتاب را توسعه دهیم. برای نمونه آیا تا به حال فکر کرده ایم که یکی از مهمترین علت رکود کتاب ایران گسست مناسبات دانشگاه و صنعت نشر است؟ شاید هرگز به این امر پرداخته نشده است زیرا الگوی مدیریتی فرهنگی ما غالباً تک بعدی و یک جانبه گرایانه است.
میرزایی در رابطه با چگونگی چاپ کتاب در کشور گفت: موضوع کتاب در ایران موضوع بسیار پیچیده ای است. کتاب در جمهوری اسلامی ایران از نظر اعتبار در عالی ترین سطح خود قرار دارد .همچنین از مهمترین محورها و کانون های تحولات فرهنگی در ایران به شمار می رود. هیچ حکومتی در دنیا به اندازه حاکمیت دولتی ما به نمایشگاه کتاب یارانه نمی دهد؛ با این حال یکی از نازل ترین آمارهای مطالعه در دنیا را داریم. حتماً ما باید ریشه معضلات صنعت نشر را در جایی متفاوت تر از آن چه غالباً در اظهار مواضع رسمی بیان می شود جست و جو نماییم.
وی در ادامه افزود: هیچ رهبری به اندازه مقام معظم رهبریانقلاب ما اهل کتاب و کتاب پژوهی نیست و به کتاب و کتاب آفرینان توجه خاص ندارد، حضرت آیت الله خامنه ای بی شک کتاب شناسی زبردست، کتاب خوانی حرفه ای و کتاب پژوهی ماهر است. همچنین، جامعه سیاسی ،جامعه عالی نظام و سطوح رفیع سیاست و فرهنگ ما یک سطح اهل کتاب و فرهنگ هستند. با این حال و با وجود تمدن و تاریخی چند هزار ساله و جامعه ای اسلامی که اساساً بر محور کتاب تشکیل شده است و نیز با وجود تاکید قرآن بر قلم که عنوان های مقدس و زیر ساختی تفکر و فرهنگ ما است؛ این روزها سوگمندانه، ما شاهد افول و رو به ضعف نهادن کتاب و کتاب خوانی هستیم. ما در شرایط خوبی برای شعار دادن نیستیم و باید عملا کاری کرد. مدیران فرهنگی و دولتی و نیز بخش های دلسوز و فرهنگی غیر دولتی، دست به دست هم برای رفع این معضلات و برون رفت وضعیت کتاب از این بحران های متنوع و گونه گون باید طرح ملی خروج کتاب از رکود تدوین کنند.
مدیر عامل خانه کتاب اظهار داشت: دردمندانه باید گفت که هم دولت و هم مردم و بخش های عامه فرهنگ کشور ما آن گونه که فقر و رکود اقتصادی را احساس می کنند و درد آن را می چشند، برای خروج آن از بحران تلاش نمی کنند. در برنامه های متنوع ملی آن گونه که برای بهبود ورزش و امثال آن هزینه و سرمایه گذاری می کنند برای رفع بحران کتاب و خروج آن از انسداد و بن بست، شاهد بسیج جدی امکانات نیستیم. حال این که، دست کم این جانب تردید ندارم که یکی از مهمترین ریشه های رکود فرهنگی و معضلات عرصه فرهنگ و عرصه های نرم کشور ما کتاب نخوان بودن اقشار مختلف و نامهربان بودن و انس نداشتنِ با کتاب در میان طبقات اثر گذار بر مردم است.
میرزایی در ادامه تاکید کرد: ما برای حل این بحران نیازمند مانیفستی جامع نگر و عملی در سطح ملی و با لحاظ تمام جوانب مرتبط با کتاب و بلکه صنعت نشر هستیم. پیداست که برون رفت از رکود خطرناک تمام شاخص های مرتبط با کتاب صرفاً با تکیه بر منابع مالیِ یکی از معاونت هایِ فقیرِ یکی از وزارتخانه هایِ تهیدستِ یکی از دولت هایِ بدهکارِ تاریخ انقلاب، امری شدنی و قابل تحقق نیست. تحول بزرگ در عرصه کتاب ایران، ارتقاء بخشیدن به شاخص های کیفی و کمی آن، ارتقاء شمارگان و مبارزه با پدیده های شوم صنعت نشرمانند: نشر زیرزمینی، نشر زرد، سرقت ادبی، کتاب سازی، مقاله های فروختنی و خریدنی، ناشران اجاره ای و پدیده های خطرناکی که در زمانه ما، همانند لشگر موریانه به این بنای فرهنگی حمله ور شده است و مقابله با آنها کاری ملی است و در توان معاونت فرهنگی و وزارت ارشاد نیست.

وی متذکر شد: البته این بخش کوچک از حاکمیت با منابع بسیار محدود انسانی و مالی اش می تواند به عنوان کانونی حمایتی عمل کند. شاید عده ای ندانند که همین مقدار منابع مالی معاونت فرهنگی وزارت خانه هم غالباً نه در فرمت ردیف بودجه بلکه در قالب کمک ها و حمایت هاست که  هر ساله شاهد تحولات غیر قابل پیش بینی است و در عمل همه چیز با فراز و فرود یک موج سیاسی ممکن است زیر و رو شود.
مدیر خانه کتاب با اشاره به چگونگی رفع موانع عنوان کرد: از شروط برنامه ریزیِ کارآمد، استقرار و ثبات منابع مالی است . چنین استقراری وجود ندارد. معلوم است که در این شرایط متزلزل و دستخوش تحولات روز به روز،  طرح مانیفست های ملی خروج از رکود کتاب بسیار سخت است. البته ما در خانه کتاب به خاطر شرایط جدید و امید آفرینی که در آن پدید آمده احساس توانایی می کنیم و انگیزه بالایی داریم .

میرزایی درباره وضعیت خانه کتاب گفت: تیم خوبی در خانه کتاب وجود دارد. چنین فضای مثبتی لازم است در ترازِ ملی مورد حمایت قرار گیرد. ثبات و استقرار منابع انسانی هم لازمه برنامه ریزی های میان مدت است و تغییر و تحولات در منابع مدیریتی و انسانی هم نباید استقرار سوز و ثبات شکن باشد. اگر مدیریت ها مدام در حال تحول باشند، برنامه ها هم مدام در حال تغییر و تحول و فراز و فرود خواهند بود. زمانی که ثبات در لایه منابع انسانی نباشد، ثبات در برنامه ها هم در خطر می افتد. تمام پدیده های آسیب زای عرصه صنعت نشر به برنامه ریزی ملی و جامع نگر و نیز همبستگی و همگرایی دستگاه های مختلف نیازمند است. طبیعی است که چنین مدیریت انسجام آفرین و هماهنگی با تغییر و تحولات گسترده و همزمان با تحولات مستمر سیاسی در تناقض خواهد بود.

آمارهای و سخنرانی های غیر واقعی و دل خوش کنک باعث شده که مقامات عالی ما به عمق فاجعه پی نبرند

وی در ادامه افزود: امور دیگری که مورد غفلت واقع می شود پرداختن های ناقص، جزئی و فرعی به مسئله کتاب است،به طور مثال نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تابعی از کل جریان نمایشگاهی با همه آسیب ها و ضعف ها و فرصت ها و تهدید هاست و تمام جریان نمایشگاه فرعی از فروع و تابعی از توابع کل کتاب و یکی از شاخه های کل جریان صنعت نشر و آن هم بخشی از تمام جریان فرهنگی و اقتصادی کشور است . هر گونه مدیریت غیر منسجم و جزیره ای نمایشگاهی و برنامه ریزی واگرایانه با دیگر بخشهای کتاب و فرهنگ و حتی اقتصاد و سیاست  مایه تضییع اموال و منابع و تحقق نیافتن اهداف اصلی نمایشگاهی است.
با کمی دقت آشکار می شود که وضعیت صنعت نشر و کتاب یکی از برون داد ها و توابع وضعیت تولید علم و اندیشه و تولید کتاب و تحقیقات در دانشگاه ها، حوزه های علمیه و مراکز تحقیقاتی کشور ماست. حال اگر به هر دلیلی اهل قلم کشور ما در این نهادها و یا حتی در بیرون از این نهادها از تولید و پدید آوری کتاب باز بمانند طبیعی است که چنین اتفاق خطرناکی که به نوعی ورشکستگی کتاب آفرینان واقعی به شمار می آید باعث رکود کیفیت و سقوط مطالعه و فروپاشی صنعت نشر خواهد شد. متآسفانه بیش از سی و پنج سال است که کتاب در دولت های ما ، در چرخه کاملی از مدیریت حاکمیتی دولت و هماهنگ با دیگر بخشهای فرهنگی و غیر فرهنگی حرکت نمی کند. هر سازمان و نهاد و گاهی هر وزارت و بخشی از دولت و بدبختانه گاهی هر بخشی از بخشهای داخل یک معاونت ساز خود را میزند. این الگوی مدیریتی سی و پنج ساله باعث شده است که هر سال شرایط ما از سال قبل بدتر شود. آمارهای دلربا و فریبنده و گزارش های رنگارنگ و سخنرانی های غیر واقعی و دل خوش کنک باعث شده که مقامات عالی ما به عمق فاجعه پی نبرند. البته الحمد لله چند ماهی است که با مدیریت خوب و حرفه ای جناب دکتر سید عباس صالحی و قدرت عالی ایشان در ایجاد انسجام و هم آوایی در عرصه فرهنگ و نشر شاهد تحولات مثبتی در عرصه کتاب ایران هستیم. شخصاً نسبت به تحولات آینده کتاب ایران خوشبین هستم.

آمار سازی های غیر واقعی از کتاب و فرهنگ مانند عاملی تخدیری مانع درک درست شرایط کتاب و فرهنگ شده است

میرزایی همچنین خاطر نشان کرد: حدود نیمی از آمار تولید کتاب ایران؛ کتاب های آموزشی و کمک آموزشی است . در نتیجه اگر بخواهیم آمار واقعی کتاب را بدهیم نباید از رقم سرسام آور شصت هزار عنوان کتاب ( چاپ اول و مکرر) در سال و سی هزار عنوان چاپ اول در سال سخن بگوییم زیرا وقتی آمار صنعت نشر واقعی است که نیمی از کتاب های آموزشی و کمک آموزشی و امثال آن را کم کنیم. آمار سازی های غیر واقعی از کتاب و فرهنگ مانند عاملی تخدیری مانع درک درست شرایط کتاب و فرهنگ شده است. ما در تیم جدید خانه کتاب اصرار داریم آمارهای واقعی را به مردم و مدیران نظام عرضه کنیم. مهم این نیست که چند میلیون نفر از نمایشگاه بازدید می کنند بلکه مهم این است که بدانیم چند نفر کتاب خریده اند و از نظر اقتصادی چه تحلیل دقیقی از اقتصاد نشر به مردم و دولت می دهیم. کاری که هیچ وقت رخ نداده است. امیدواریم این اتفاق مبارک در دولت فعلی بیفتد. بسیاری از مردم باور ندارند و نمی دانند که از مجموع یازده هزار ناشر کمتر از بیست درصد از آن ها فعالند و از مجموع این بیست درصد کمتر از پنج درصد موفق اند. پیداست که ناشران خوب در بین این همه ناشر کتاب ساز و غیر استاندارد فرصت رشد ندارند. حمایت های دولتی تقریباً به طور مساوی بین همه این ناشران پخش می شود و عملاً همه در جا می زنند. همچنین کتاب های معدودی که در رنکینگ کتاب واجد امتیازهای بالایی هستند در بین ده ها هزار کتاب کم ارزش گم می شوند. این ها آسیب هایی نیست که بتوان نادیده گرفت. بالاخره باید دست به تغییر و تحولات بنیادین عرصه نشر زد. اگر دلیرانه این اوضاع بسامان نشود صنعت نشر ما از این هم بدتر خواهد شد.
مدیر خانه کتاب در بخش دیگر سخنان خود خاطر نشان کرد: علت اینکه ما در بخشی از عرصه کتاب رشد داریم و در بخشی افول، ندیدن همه نقشه کتاب است. اگر ما نتوانیم در یک نقشه کلی جایگاه و پایگاه وزن کتاب را ببینیم و نقد کنیم، اساسا نمی توانیم کتاب را توسعه دهیم. چنان که اشاره شد، یکی از مهمترین علت رکود کتاب ایران گسست مناسبات دانشگاه و صنعت نشر است. اگر دانشگاه و صنعت، مناسبات خود را برقرار نکنند همچنان شاهد رکود کتاب ایران خواهیم بود و آبادی رونق کتاب ایران با آبادی و رونق نوشتن و کتاب آفریدن و تحقیقات محقق می شود.
وی در ادامه توضیح داد: متولی اصلی توسعه کتاب، تحقیقات دانشگاه و حوزه ها و مراکز پژوهشی هستند و آباد کردن کتاب و توسعه کتاب منحصراً باید از توسعه مناسبات دانشگاه و حوزه و صنعت نشر عبور کند. این مسئله ای است که باید طرح شود.
میرزایی در رابطه با وضعیت نویسندگان و اهل قلم گفت: اهل قلم عنوان حیاتی دیگر صنعت نشر به شمار می آیند. اهل قلم، در واقع، متولیان اصلی کتاب آفرینی اند. اگر با قدرت و کیفیت و شایستگی قلم بزنند و محصولات با کیفیت تولید نمایند آن گاه عوامل اصلی بهبود کیفیت کتاب ها، مسیر و معبرِ مبارزه با کتاب سازی، جلوگیری از سرقت ادبی و موانع اصلی ناشران زرد هستند. بدون اقتصادی کردن نوشتن برای اهل قلم و تقویتِ (اقتصاد تالیف)، بهبودی صورت نمی گیرد. میانگین زمان مورد نیاز آفریدن یک کتاب یک تا دو سال است. او برای آفرینش یک اثر خوب باید یک تا دو سال یعنی مبلغی در حدود بیست تا سی ملیون تومان برای زندگی خود هزینه کند. حال اگر قرار باشد این فرد پس از این همه هزینه پیش ناشری گردن کج کند تا ده درصد پشت جلد کتاب هزار تیراژی خود را پس از چند ماه از نشر که در حدود دو تا سه میلیون است دریافت کند باید گفت این یعنی پایان خط صنعت نشر و کتاب آفرینی و نقطه اوج و شکوفایی و رونق کتاب سازی و انتحال و زرد نویسی و تخریب نشر ایران. دلسوزان کتاب و نشر باید به فکر بازنگری جدی در نوع نگاهشان به جایگاه کتاب آفرینان در نقشه کلی فرهنگ و نشر باشند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید