ماه رمضان
تصویر برگزیده

برای اولین بار در ایران؛

«گروه تئاتر لوگوس» درام فلسفی را روی صحنه می برد

آرتنا: «لاخس»؛ نمایش فلسفی از افلاطون با اجرای گروه تئاتر لوگوس به کارگردانی «پژمان گلچین» از 19 مهرماه در باغ موزه قصر روی صحنه می رود.

zoom
«گروه تئاتر لوگوس» درام فلسفی را روی صحنه می برد

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، «لاخس» نمایش فلسفی از افلاطون با اجرای گروه تئاتر لوگوس، در باغ موزه قصر روی صحنه می رود. این نمایش به کارگردانی «پژمان گلچین» از 19 تا 23 مهرماه ساعت 7 اجرا می شود.

«پژمان گلچین» کارگردان این نمایش در توضیح  آن گفت: متنی که مورد خوانش به عنوان رساله قرار می گیرد، با دخل و تصرفی محدود و ضمن تعهد به متن اولیه، درباره ی مبحثی عمومی به نام "تربیت" است. رساله‌ی اصلاح شده‌ی فوق، اولین متنی در ایران است که، به صورت چیزی شبیه درام فلسفی، بر روی صحنه می رود و با موسیقی فاخر کلاسیک اروپائی تلفیق می گردد. اعضای این گروه به دو دسته‌ی متن خوانها و بخش موسیقیائی کار تقسیم می‌گردند.

 به واقع، مسئله ی ما در این کار توجه به جایگاه اندیشه در زندگی روزمره است که موضوع "شجاعت" بهانه ایست برای یک آغاز، شاید بتوان گفت: این کار صرفا آغازیست برای یک آغاز.

هم چنین در توضیح نمایش افلاطون آمده است:

متن "لاخس" یکی از متن های فلسفی افلاطون، مرتبط به دوره ی سقراط جوان است. افلاطون به عنوان اولین فیلسوف رسمی آتنی؛ که دغدغه اش رسیدن به موضوعی  بنام "خود چیزهاست"، در این رساله مخاطب را به دیالوگ می طلبد، این خود همان "ایده" است.   نزاع اصلی بر سر موضوعی است که یک اشراف زاده¬ی آتنی به نام "لوسیماخوس" برای تربیت فرزندانش، او را درگیر کرده است. او به ناچار برای اینکه بتواند فرزندانش را تربیت کند نیازمند این است تا بداند: به واقع تربیت خوب چیست و آنچیزی که می تواند فرزندانش را با فضیلت بار بیاورد چگونه چیزی خواهد بود؟ لذا برای درک این مسئله، به پیش دو سردار آتنی به نامهای "لاخس" و "نیکیاس" می رود، چون به واقع آنها از بخشی از فضیلت، که شجاعت است، آگاهی دارند. زیرا در فرهنگ عامه کسی که جنگ آور یا نظامی است نزدیکی بیشتری با مفهوم شجاعت خواهد داشت. این مراجعه به نزد دو سردار، باعث می شود که با راهنمائی آنها، "لوسیماخوس" با "سقراط" آشنا گردد و به توسط "سقراط" برای تربیت فرزندانش؛ آنطور که به اصل ِ حقیقتِ "تربیت" نزدیک است، به گفتگو بپردازد، که به واقع سقراط در این رساله پارا فراتر گذاشته و به این مسئله که چه کسی نیاز به تربیت دارد می‌پردازد. از سوئی دیگر، پرسش مرکزی متن فوق این است: به واقع شجاع کیست و شجاعت چیست و حال با مواجهه با این پرسش بایستی پرسید چه کسی صلاحیت آموزش چنین چیزی را دارد؟ و نهایتاً این پرسش نیز به ذهن خطور خواهد کرد: آیا به واقع و به نظر شما شجاعت آموزش پذیر است یا خیر؟

رساله ی فوق، دیالوگی در باب توجه به "خود فضیلت" یا بخشی از آن، یعنی "خود شجاعت" است؛ او فضیلت را واجد اجزایی می داند چونان حکمت، شجاعت، اعتدال و عدالت. همانطور که گفته شد، در این رساله ما با چهار شخصیت  روبرو می شویم که شامل سه قشر مختلف اجتماع هستند:  اشراف زاده، سردار نظامی و جوانی که در شهر به اندیشیدن می پردازد. نکته ی حائز اهمیت این است که فارغ از وضعیت فرهنگی و رفتاری هر قشر، هر چهار شخصیت، از چیزی بیرون از خود تبعیت می کنند. به عبارتی دیگر، آنها از "خود منطق گفتگو" پیروی می کنند، که هیچ کس در آن، برتر از دیگری نیست، مگر آنکه بتواند جایگاه خویش در گفتگو را به آن "خود" مفروض نزدیک کند.

۱۱:۰۲ ::: ۱۴ / ۷ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> تئاتر -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید