تصویر برگزیده

قطب الدین صادقی:

ورکشاپ «کاترین ون بوردن» فرصت خوبی برای بازیگران و هنرجویان ایرانی است

آرتنا: دکتر قطب الدین صادقی گفت: ورکشاپ بین المللی خانم «کاترین ون بوردن» که به نوعی ادامه دهنده راه پیتربروک و یوجین باربارا ست، فرصت خوبی برای بازیگران و هنرجویان ایرانی است.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، "کاترین ون بوردن" مدرس بین المللی کمدیا دلآرته و سرپرست گروه تئاتر هتل کارج هلند، که از چندی پیش سفر آموزشی، پژوهشی خود را به اقصی نقاط دنیا آغاز کرده و پس از اروپا، امریکا و آفریقا وارد آسیا شده است، به صورت مکاتبه ای تمایل خود به برگزاری ورکشاپهای آموزشی و پژوهشی در ایران را عنوان نموده اند. "مرکز آفرینش‌های هنری تئاتر مان" در راستای اهداف آموزشی خود، این توفیق را به دست آورد تا میزبان کاترین ون بوردن و هیئت همراهشان در ایران شود.

خانم ون‌بوردن و کمپانی "هتل کارج" تصمیم به برگزاری فستیوالی با نام "هتل کارج" در سال 2016 در شهر آمستردام هلند دارند که در این فستیوال بازیگران منتخب از دل کارگاههای بین المللیخود را از سراسر دنیا گردهم‌می آورند و در هتلی خیالی با توجه به آموزش‌های دریافتی نمایش‌هایی را ارائه می‌دهند. وی با همکاری تئاتر مان از میان هنرجویان خود در کارگاه آتی تعدادی را انتخاب کرده و به این فستیوال دعوت می‌کنند. این ورکشاپ از 26 مهرماه تا 3 آبان در تماشاخانه استاد مشایخی واقع در ضلع شمالی چهارراه ولیعصر تشکیل خواهد شد که ثبت نام محدودی دارد.

دکتر قطب الدین صادقی کارگردان پیشکسوت تئاتر و استاد دانشگاه نیز به عنوان مشاور دوره با این گروه همراه خواهند بود. جویای چگونگی کار این ورکشاپ بین المللی شدیم.

آقای دکتر صادقی در جریانیم که شما با گروه تئاتر هتل کارج هلند و شیوه کار خانم ون بوردن آشنا هستید و پرونده ی کاری ایشان رامطالعه کرده اید. شیوه ی عملکرد این گروه را چطور توصیف می کنید؟
- این گروه یک گروه تئاتر بین المللی هستند که هسته ی آن در اروپا شکل گرفته است ولی در کانادا، آمریکا و دیگر کشورها نیز فعالیت دارند. اساس کار آنها بداهه پردازی مبتنی بر کمدیا دل آرته است، که یک نوع بازیگری شیوه گرایانه بر اساس زیباییِ بیرونی و ژستهای پایانیِ بازی را می طلبد و با بازیگری رئالیست یا تراژدیک فرق دارد. این نوع بازیگری تکنیک خالص است و بازیگر برای رسیدن به آمادگی کامل نیاز به تربیت خاصی دارد و چون شکل گرایانه و بیرونی ست، احتمالا تفاهم خیلی بیشتر در آن جریان دارد. زیرا  الگوهای رفتاری و کدهای حرکتی کمدیا دل آرته رسم العین است و بازیگران باید بر اساس آن رسم العین عمل کنند. به نظر من همین که چند نفر از چند کشور مختلف می آیند و مشترکن تجریه ای را به سرانجام می رسانند، برای بازیگران ما بسیار مفید است. هم صاحب یک تجربه ی جهانی و در تعاریف آنها سهیم می شوند و هم اینکه می آموزند با دیگران چگونه بازی کنند و فقط به تجربیات و داشته های درون کشوری خود بسنده نکنند. از آنجایی که در شرایط کنونی بازیگران و علاقه مندان به بازیگری امکان کمتری برای سفر به کشورهای دیگر و ارتباط و تجربه همکاری با گروههای خارجی دارند تشکیل این دست ورکشاپ ها اندکی در راستای جهانی تر شدن تئاتر معاصر ماست. ارتباط با تئاتر فرامرزی ایران حتما به سود جامعه تئاتری و خاصه جوانترهاست و تجربه ای منحصر به فرد خواهد بود.

تشکیل چنین کارگاهی به جز ارتباط ما با تئاتر خارج از ایران، چه لزوم اجرایی دیگری دارد؟ با توجه به این که بازیگرانهر کشوری ابتدا به ساکن می خواهند هنر خود را به هموطنانشان عرضه می کنند.
- الان دیگر هنر بخصوص هنر تئاتر محدود به داشته ها و تجربیات درون یک فرهنگ نیست. ما کم کم به سوی یک زبان مشترک جهانی حرکت کرده ایم و اتفاقا مشابهات داخلی بسیاری هم با کمدیا دل آرته داریم. به عنوان مثال نمایش تخته حوضی خودمان. این تکنیکها و دستاوردهای مشابه می تواندزمینه های تفاهم فرهنگی را ایجاد کند. ولی آنچه که من همچنان بر آن تاکید می کنم، فرا رفتن از داشته های معمول و جسارت تجربه کردن شیوه و تکنیک های نو با دیگران و به صورت زنده است. این هم افق دید بازیگران ما را از نظر تعریف باز و تکنیک آنها را به روزتر می کند و هم بازی صحیح تر را به آنها می آموزد. خصوصا که بازیگران ما اغلب بازی حسی دارند و تصور می کنند آن چیزهایی که در مسیر ساخت نقش به دست آورده اند بسیار بزرگ است، در حالی که به نظر من بزرگترین چیزی که ما امروز می توانیم به هنرجویانمان بیاموزانیم این است که بر خودآموزی های مبتنی بر داشته های بومی خیلی بسنده نکنند. ما باید به جریانهای بزرگ آکادمیک و جریانهای بزرگ تجربی دنیا چنگ بیندازیم و هر چه می توانیم از آن صید کنیم. به نظر من این ورکشاپ ها و امکان اجراهای مشترک اقبال خوبی ست برای بازیگران ما تا از حد توانایی خودشان پا را فراتر بگذارند. البتهاین گروه اولین گروه نیست که برای اجراهای بین المللی به ایران آمده است، مشکل آنجاست که دیر به دیر چنین اتفاقی می افتد. پیتربروک سال 48برای نمایش ارگاست به ایران آمد و 50 بازیگر از 30 کشور جهان را با خود به ایران آورد. آنها نیز حول همین مفاهیم دور هم جمع شده بودند تا ببینند در ناخوداگاه قومی خود راجع به ترس، تاریکی، نور، احساسات و عواطف مختلف چه برخوردهایی دارند. هم اکنون نیز در تئاتر آتروپولوژی یوجینیو باربا همین روند دنبال می شود. آنها تمام کدهای حرکتی فرهنگ های گوناگون را مطالعه می کنند. از هند و ایران گرفته تا فرانسه و آفریقا تا بفهمد که بشر برای بیان احساسات و مکنونات قلبی و اعتقاداتش چه روشها و ابداعاتی دارد و چگونه میتوان این رفتارهای طبیعی را استلیزه کرد، تراش و تغییر داد وبه تئاتر تبدیل نمود. کمپانی هتل کارج نیز این کار را بر اساس اشتراکات بین فرهنگی کمدیا دل آرتهشروع کرده و غنای زیادی دارد. این گروه به کار خود اشراف کامل دارد و بدور از اداهای بی بنیانبه تجربیات خود می افزاید.

عنوان ورکشاپ خانم کاترین ون بوردن "تجسم بدن در بازیگر" است. اگر ممکن است این عنوان را بیشتر توضیح دهید.
- تجسم بدن یک تکنیک است. کمدیا دل آرته مجموعه ای از تعالیم حرکتی سازمان یافته است. این تکنیک نیاز به دقت و ممارست بسیار دارد. حس درونی ندارد. ریزه کاری هایی که مربوط به لایه های پنهان روح و روان باشد، ندارد. مجموعه ای از فیگورهای بیرونی، کدهای حرکتی و تکنیک های بیان بدنی خاص است که پشت آن تجربه چندین قرن تئاتر اروپا وجود دارد. بازیگران ما باید یاد بگیرند همه چیز را بازی کنند. از کمدی تا تراژدی، از ملودرام تا بازی های اکسپرسونیستی، از تئاتر سمبولیست تا تئاتر آنتروپولوژی باربارا. باید تجربیات عملی و فهم خود را از تئاتر توسعه بدهند. مهم نیست که آیا از آن استفاده خواهند کرد یانه، ولی یک بازیگر موظف است همه چیز را تجربه بکند و ابزارهای مختلف بازیگری داشته باشد. حتی از مناسک درویش فرقه قادریه در خانقاه باید استفاده بکند. باید بداند که تکنیک بیان و بدن او چگونه است. اینها مصالح و ابزار کار یک بازیگر هستند. به خصوص که تکنیک خانم ون بوردن یک تکنیک نمایشی بسیار پیشرفته اما اصالت دار است. کمدیا دل آرته پر از تکنیک و روش است. هر کدام از نقشهای این نمایش، کدهای حرکتی منحصر به فرد خود را دارد و به قدری پیشرفته و پر از ریزه کاریست که مطالعه آن برای هر بازیگری لازم است. ما دو نوع خلاقیت داریم. یکی تکرار موبه مو و دقیق همه دستاوردهای گذشته در تئاترهای سنتی هر ملت که آن را تنها با دقت و ظرافتی مینیاتوری میتوان دوباره زنده کرد و دیگری ابداع در بازی یک نقش است. به عنوان مثال شما هملت را به گونه ای بازی می کنید که تا کنون دیگری نکرده است. به نظر من نوع اول، از این نوآوریهای هملت گونه خیلی دشوارتر است چون در این چهارچوب تعریف شده دیگر نمی توان با تکیه بر بازیهای به اصطلاح مدرن که معیار سنجش ندارد و بر اساس ایهام است، تقلب کرد.

- من از تشکیل این ورکشاپ بین المللی در ایران بسیار خوشحالم. چرا که برای دو نمایش "باغ شکرپاره" و "طلسم سوگل" مدت زمان زیادی برای آموزش این سه اصل اساسی گذاشتم. 1- بازیگر قبل از هر چیز باید با بدنش صحبت کند نه با زبان.2-همه بازیگران باید مثل یک ارکستر سمفونی عمل کنند وارتباط ارگانیک در بازی داشته باشند. 3-  هر ژستی منجر به یک حالت زیبای پایانی ست. یعنی پایان یک ژست یا حرکت باید به گونه ای باشد که یه عکس زیبا به نظر برسد. من مطئنم با شناختی که از این گروه هلندی و نمایش کمدبا دل آرته دارم این سه مورد حتما درون برنامه این گروه گنجانده شده است. امیدوارم با تلاش مرکز آفرینش های هنری و دست اندرکاران آن این ورکشاپ به خوبی برگزار شده و هنرجویان و بازیگرانی که جویای هنر ناب هستند با استفاده از آموزه های این گروه تفکر درستی را در راستانی اعتلا بخشیدن به تئاتر این سرزمینپیش بگیرند.

لازم به ذکر است که خانم کاترین ون بوردن و هیئت همراهشان قرار است یک روز در مدت اقامتشان به مریوان رفته و از جشنواره خیابانی مریوان دیدار به عمل آورند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید