ماه رمضان
تصویر برگزیده

در آیین پایانی نمایش «بازی نامه ی عشق امروزی» عنوان شد:

بزرگان را فراموش نکنیم تا فراموش نشویم

آرتنا: «محمد یوسفی» نویسنده و کارگردان نمایش کمدی موزیکال «بازی نامه ی عشق امروزی» گفت: «مصطفی عبداللهی» عزیز، تمامی هنرمندان مشتاقانه در انتظارند تا بازگشتت به صحنه ها را با فرشی از محبت مفروش کنند.

zoom
بزرگان را فراموش نکنیم تا فراموش نشویم

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، پنجشنبه 2 آبان 1393 آیین پایانی نمایش «بازی نامه ی عشق امروزی» به نویسندگی و کارگردانی «محمد یوسفی» در تماشاخانه ی سنگلج با حضور گرم و پرانرژی هنرمندان و تماشاگران و همچنین عوامل نمایش  برگزار شد.
در این آیین، محمد یوسفی از «عرفان پهلوانی»، «لیلی حسینی» و چند تن دیگر از هنرمندان تئاتر که با این نمایش همکاری صمیمانه و دوستانه ای داشتند با اهدای شاخه ای گل سپاسگزاری کرد و مجموعه ی اجراهای نمایش «بازی نامه ی عشق امروزی» را به هنرمند نام آشنای تئاتر و رادیوی کشور جناب آقای «مصطفی عبداللهی» که شوربختانه چند سالی است دچار بیماری سرطان شده است، تقدیم داشت.
در این آیین محمد یوسفی، نویسنده و کارگردان نمایش کمدی موزیکال «بازی نامه ی عشق امروزی»، نوشته ی زیر را خواند:
«(( نامت هیچ گاه از صحنه تیاتر ایران خالی نخواهد بود.))
این روزها اهالی کوچه ی تیاتر پریشان حالند. جوانان این دیار به کلمات، حرکات و رفتار بزرگان خود نگاه می کنند و آینده ی خود را در آن ها جست وجو می کنند. بزرگان بسیاری در طول سالیان متمادی با ایستادگی، صبر و امید به آینده چراغ صحنه ها را روشن نگاه داشتند و دست به دست به ما رساندند و این اثبات این مدعاست که نور جاودان صحنه با تمام بی مهری ها، هیچ گاه زوال پذیر نیست؛ زیرا غریزه ی تقلید، تفکر و احساس در بشر فنا شدنی نیست.
اکنون در این پریشان حالی عمومی، برخی پریشان حالترند؛ تعدادی از بزرگان هنر تیاتر ایران زمین همچون استاد حمید سمندریان، محمود استاد محمد، سعدی افشار و بسیاری دیگر را در نیافتیم و چه آسوده از میانمان رفتند. اینک یکی دیگر از برجسته ترین هنرمندان این مرز و بوم، سال هاست که مظلومانه، شرافتمندانه و بدون قیل وقال با بیماری هولناک سرطان دست به گریبان است. او هیچ گاه به آبرویش چوب حراج نزد، اما گویا گوش های امروزی که مملو از اخبار ناخوشایند هستند، از اطراف و از درون، فراموش کرده اند و یا عادت کرده اند که زبان-ها این گونه می چرخند: (خب برایش آرزوی سلامتی می کنیم!) همین؟!!!
به این وسیله و به بهانه ی تقدیم اجرایمان به مصطفی عبداللهی، از تمام هنرمندان، مسوولان و به خصوص مدیران فرهنگی تقاضا داریم به هر شیوه ای و هر قدر اندک، آن قدری که از عهده تان برمی آید، به یاریش بروید.
فراموش نکنیم که روزگاری نه چندان دور، مصطفی عبداللهی چون خورشید بر صحنه می درخشید، اما اینک چون ستاره ای بر تخت بیمارستان غنوده و از فرسنگ ها دورتر از جزیره ی تیاتر سوسو می زند و قلبش برای صحنه می تپد.
بزرگان را فراموش نکنیم تا فراموش نشویم.
در آخر با تو هستم؛ مصطفی عبداللهی عزیز، تمامی هنرمندان، مشتاقانه در انتظارند تا بازگشتت به صحنه ها را با فرشی از محبت مفروش کنند. پس بدان هیچ گاه نامت از صحنه ی تیاتر ایران خالی نخواهد بود، زیرا شاگردانت، دوستدارانت، همکاران و همقطارانت تو را هیچ گاه فراموش نکرده و نخواهند کرد».

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید