ماه رمضان
تصویر برگزیده

«سیاوش تیموری» در گفتگو با آرتنا:

معماری هنر اُخت شدن با طبیعت است

آرتنا: دکتر «سیاوش تیموری» عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به وضعیت معماری در ایران گفت: معماری هنر اُخت شدن با طبیعتی است که خداوند در اختیار ما قرار داده است.

zoom
معماری هنر اُخت شدن با طبیعت است

 دكتر سیاوش تیموری متولد تیرماه 1316 در تهران است ، تحصیلات ابتدایی را در دبستان فیروزكوهی و متوسطه را در كالج البرز به پایان برد و پس از آن در سال 1335 موفق به ورود به دانشكده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران برای تحصیل در رشته ی معماری شد و در سال (1962) با احراز رتبه ی اول از آنجا فارغ التحصیل و با بورس دولت فرانسه برای گذراندن دوره ی دكترای معماری در مدرسه ی بزار پاریس عازم آن كشور شد. پس از اخذ دكترای معماری و در پی چند سال فعالیت حرفه ای موفقیت آمیز و پر از خلاقیت در اروپا و آفریقا بنا به دعوت پرفسور رضا ، رییس وقت دانشگاه تهران ، برای همكاری و قبول سمت آموزشی در سال 1348 به ایران مراجعت كرد و به صورت رسمی و تمام وقت در دانشكده ی هنرهای زیبا در رشته ی معماری به تدریس پرداخت .
  دكتر تیموری یكی از استعدادهای هنری مملكت می باشد كه كروكی ها و طرح هایش در ردیف آثار هنری ارزنده در سطح بین المللی به شمار می رود  و این نشان دهنده ی ارتباط فكریش بین حرفه ی اصلی او ، و با گریزگاه هنری او ، طی سال های 1962 تا 1968 – (1341- 1347 ) – كه در حقیقت فعال ترین سال های هنری حرفه ایش شناخته می شود. وی که نامش در دایره المعارف معماران  نیمه ی دوم قرن بیستم  ثبت است از مفاخر معماری در جهان به شمار می رود.

چندی پیش فرصتی پیش آمد تا وی پاره ای موارد معماری، شهر و فعالیت های وی به گفتگو بنشینیم.

لطفا از فعالیت های خود در زمینه معماری در فرانسه و ایران بگویید؟
بنده از کودکی عاشق معماری بودم و علت اصلی آن هم وجود خانه ای بزرگ بود که در آن زندگی می کردیم و همسایه های ما از اقلیت ها بودند و یکی از آنها به دانشکده هنرهای زیبا دانشکده معماری می رفت و من هر روز به خانه آنها می رفتم و با ذوق به کار او نگاه می کردم و علاقه داشتم در این رشته کار کنم، تا اینکه با بدست آوردن رتبه یک در کنکور وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم و بعد از فارغ التحصیلی بورسیه دانشگاه پاریس شدم و به مدت هشت سال در فرانسه بودم تا اینکه پروفسور رضا مرا به ایران فرا خواند و من در دانشگاه مشغول به تدریس شدم و در سال 1353 « مهندسین مشاور فرموم » را بنیان نهادم و فعالیت های عملی را در بخش خصوصی دنبال كردم كه تا این تاریخ متجاوز از 80 پروژه را در كشور طراحی و بر اجرای آن نظارت كرده ام كه بسیاری پروژه های بیمارستان ، برج های مرتفع ، مراكز تحقیقات ، كارخانه ، هتل ،مسكن ، بانك و طرح های نظامی از آن جمله اند .
بنده ضمن اشتغال به تحصیل در انستیتو شهرسازی وابسته به دانشگاه پاریس با ارایه طرح ها و ایده های تازه شهرسازی ، بندرسازی ،استادیوم های ورزشی و ساختمان بیمارستان ها و بالاخره استخرهای سرپوشیده بسیار جدید ، فعالیت زیادی در كشور فرانسه داشته ام . از جمله طرح های مربوط به استخر سرپوشیده ی كازینوی Deauville   (با پوسته ی نازك بتنی پیش كشیده ) و استخرهای تجربی كه خود ابداع كننده و پیشنهاد دهنده ی آن بوده ام.
 من با همكاری فرای اوتو F.Otto  ( به عنوان مشاور و مهندس محاسب از كشور آلمان ) با سازه ی  كامل  و  پوشش  P . V . C در بولوار Carnot  در ناحیه ی دوازدهم پاریس و استخر Rue David d Angers در ناحیه ی نوزدهم همین شهر کارهای بسیاری از این دست در فرانسه انجام داده ام.
پس از عملی شدن طرح استخرهای یادشده كه سقف های آن ها در مدت 10 دقیقه قابل جمع شدن و باز شدن بود ، از طرف دولت فرانسه تهیه ی طرح  و اجرای 300 استخر سرپوشیده مشابه در سراسرآن كشور به بنده واگذار شد كه یك نمونه ی آن نیز در الجزایز ، به سفارش هواری بومدین ریاست جهموری وقت تهیه و پیاده کرده ام .
وی در ادامه گفت: همچنین كازینو و هتل Juan les Pins در ساحل مدیترانه نزدیك شهر Antibes  و استادیوم ورزشیPrinces Parc des در ناحیه ی شانزدهم پاریس نیز از طرح های بنده است .

ارزیابی خود را از وضعیت معماری در ایران بفرمایید؟
به تحلیل بنده وضعیت معماری در ایران بسیار پریشان احوال است چرا که معماری هنر است ، هنری که منطق فیزیکی دارد.معماری ساختن فضا های مورد نیاز انسان ها است که با مصالح تهدید می شود و هندسه وسیله کنترل معماری است.بنابراین معماری اُخت شدن با طبیعتی است که خداوند در اختیار ماقرار داده است.
فضایی هایی مانند طبیعت باعث راحتی ما می شود دلیل آن این است که خداوند همنشینی، تعادل و توازن راحفظ کرده است بنابراین با وجود ناهماهنگی های موجود در اطراف شهر ما وضعیت معماری در حال حاظربسیار پریشان و ناگوار است .
یک شهر زیبا از نظر معماری شهری است که مردم در آن پیاده راه بروند نه شهری که در بین وسایل نقلیه دود زا محاصره شده باشد.

دلیل این پریشانی چیست؟
 متاسفانه تدریس معماری در دانشگاه ها رضایت بخش نیست و سیستم تدریس بسیار ضعیف است و معماری ما معماری شعاری شده است و تجربی نیست، برنامه های دانشکده معماری باید مورد تجدید نظر قرار بگیرد و معماری را باید از کودکی به افراد آموخت تا با آن اُخت بگیرند .
  دومین دلیل عدم فرهنگ صحیح در ایجاد ساختمانها و فضاهای موردنیاز است.فرهنگ یعنی فرهیختگی انسانها و اخلاق و منطق می شود فرهیختگی که مجموع این ها هنر را خلق می کند .
دلیل سوم عدم برنامه ریزی مناسب درتولید و ایجاد انواع ساختمان ها است و برنامه ریزی های شهرداری برای فضای معماری شاخصی ندارد و مناسب نیست ، همه این مشکلات باعث به وجود آمدن انواع ساختمان های برجی شکل می شود که منظره زیبایی ندارند و جلوی نور،رد و بدل شدن هوا را می گیرند.

کدام دوره تاریخی در ایران بهترین دوره از نظر معماری بوده است؟
به نظر من بهترین دوره متعلق است به دوره قاجار که بافتی منحصر به فرد دارد نمونه آن معماری خانه بروجردی ها و طباطبایی ها  در کاشان است که بینظیر است. البته همه دوره ها در ایران معماری، سبک خاص خود را داشته است اما رفته رفته که به دوره پهلوی نزدیک می شویم از بافت بومی رنگ می بازد و رو به ازحملال می رود تا به این دوره که تمام ساختمان ها تقلیدی از غرب می شود.
زمانی که در فرانسه بودم عکس خانه های کاشان و یزد را به همکارم نشان دادم اشک ریخت و گفت کاش من در ایران بودم!
هر دوره ای از زندگی معماری خاص خود را می طلبد اما نباید خانه های قدیمی را خراب کنیم و به سمت برج سازی برویم به خیال اینکه مدرن شده ایم، در صورتی که خانه های قدیمی مثل بچه های ما هستند و ما باید آنها را به خوبی نگه داریم تا به نسل های بعدی برسد.
بافت های کهن ما الهام گرفته از انسانیت بود و سعدی و حافظ در این مکان ها به دنیا آمدند و ماندگار شدند ، اخلاق با معماری هم ریشه است و نمی توانیم منکر آن شویم، ما باید به پرنده ای که بر روی درختی لانه دارد احترام بگزاریم چرا که آنها مظاهر الوهیت خداوند است اما درختان را قطع می کنیم تا بتوانم راحت زندگی کنیم.
در ادامه گفتگو آقای دکتر ما را دعوت کرد به دیدن درختی که کنار درب خانه اش بوده است و حتی برای ساختن خانه اش آن را قطع نکرده است بلکه به طور زیبایی دور آن را قاب شیشه ای گرفته بود و از درون پذیرایی سر درآورده بود ما را شگفت زده کرد.

چرا اکثر آثار معماری تقلیدی از غرب شده است؟
معماری غرب وارد تمدن ما شده است و از آن گریزی نیست ،اما عدم فرهنگ مناسب باعث شده است که ما تشخیص ندهیم این نوع معماری خاص بافت کشورهای اروپایی با آن بافت اجتماعی و تکنولوژی خاص آنها است و بافت اجتماعی ما چیز دیگری را می طلبد.
بافت اجتماعی مردم ایران درون گرا است و دارای کیفیتی چون فلسفه عرفانی ،بنابراین با بافت اجتماعی غرب کاملا متفاوت است.
خانه های ما باید اندرونی و بیرونی داشته باشد ، چرا که خاص بافت ما است .
همچنین  تهران شهر گسترده ای است چرا باید در آن ساختمانهای بلند بدون هماهنگی با یکدیگر ساخته شود!؟

یکی از دغدغه های مردم بخصوص در سال های اخیر بهینه مصرف کردن انرژی است چه نوع معماری می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد؟
انرژی خورشیدی مهمترین و پاکترین انرژی برای بهینه مصرف کردن است و یکی از شاخصه های معماری خوب در نظر گرفتن انرژی مصرفی به طور بهینه است. در کشور ایران ما خورشید را گرد نمی بینیم بلکه به صورت شعله های آتشین می بینیم و این فرصتی است که خداوند به ما داده است تا به نحوی موثر از آن بهره مند شویم.

و سخن پایانی ؟
باز هم می گویم معماری هنر است و تجربه نه شعار و حرف.

۱۵:۲۸ ::: ۷ / ۸ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> معماری - گفتگو - بین الملل -

تگ ها:

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید