صلوات خاصه امام رضا علیه السلام
تصویر برگزیده

«حمید افسرده ریوار» در گفتگو با آرتنا:

سوژه عامل تخریب جشنواره ها است

آرتنا: «حمید افسرده ریوار» معتقد است که تعیین موضوع در جشنواره مخرب است چرا که با تحمیل موضوع، موضع نیز مشخص می شود. ادبیات باید برای ماندگار شدن از سوژه و موضوع بیرون بیاید و آزادی اندیشه به عنوان ضرورت محترم شمرده شود.

zoom
سوژه عامل تخریب جشنواره ها است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، «حمید افسرده ریوار» متولد 30 شهریور 1360، تحصیل کرده در رشته ی معماری، نویسنده رادیو، شاعر، ترانه سرا و نمایشنامه نویس باشد. از سوابق وی می توان به مسئول انجمن شعر و ادب بسمعل رامسر در سالهای 80 تا 83 ، موسس انجمن هم اندیشی ادبی رامسر و داور بخش شعر کلاسیک جایزه ادبی شازده کوچولو اشاره داشت.
از مجموعه های در دست چاپ افسرده ریوار نیز می توان «مجموعه غزل»، «خبر» و «چگونه روی نبودت حساب باز کنم» را نام برد. برای آخرین فعالیتش (داور جایزه ادبی شازده کوچولو) با وی گفتگویی داشتیم که می خوانید:  

جناب آقای افسرده ریوار با توجه به این که بخش های خصوصی اقدام به برگزاری جشنواره هایی کرده اند، به نظر شما این رویکرد چه مزایا و معایبی می تواند داشته باشد؟
من از تمامی برگزار کنندگان جشنواره ها بخصوص جایزه ادبی شازده کوچولو تشکر می کنم. شاید جشنواره دولتی که با حامیان مالی و امکانات دولتی اتفاق می افتد از نظر مالی جوایز بالاتری داشته باشند اما قاضی اصلی زمان است که می گوید چه کسی می ماند و چه کسی می رود. حسن بالایی که جشنواره ها بخصوص در ژانر کودک یا نوجوان دارند این است که در ادبیات از پایه استعدادیابی می شود، با توجه به این که تمام فرهنگ های موجود از ادبیات و هنر سرچشمه گرفته اند.
از معایب این جشنواره ها هم می توان به عدم وجود بستری مناسب برای پرورش استعدادها اشاره داشت. در هر جشنواره آثار جمع آوری شده، داوری انجام می گیرد و بعد ازمعرفی بهترین ها به آنها جوایزی داده می شود اما بعد تا یک سال آینده همه چیز به حال خود رها می شود. در حقیقت شمعکی روشن می شود، این استعدادها کشف شده تا جشنواره ای دیگر به امان خدا رها می شوند. برگزارکنندگان این جشنواره ها باید با جایزه های ادبی دنیا مانند آلمان، سوئد، ایتالیا و... ارتباط برقرار کنند، اشعار را ترجمه کرده و برای آنها بفرستند تا تبادل فرهنگی و ادبی برقرار شود و این بچه ها به جهان معرفی شوند؛ حداقل کاری که دبیران جشنواره ها برای کشف و معرفی می توانندانجام بدهند. خوشبختانه در اروپا این بستر وجود دارد که با این استعدادها چه کنند تا هدر نشوند. مثلا شعر یک کودک 9 ساله که درباره ی مبارزه با نژادپرستی بود را به گوش همه ی مردم دنیا رساندند.
شعری از یک کودک سیاه پوست راجع به نژاد پرستی که کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده و با این مضمون بود:
     When I was born, I was black
When I grew up, I was black
When I get hot, I am black
When I get cold, I am black
When I am sick, I am black
When I die, I am black
 
When you were born, You were pink.
When you grew up, You were white.
When you get hot, You go red.
When you get cold, You go blue.
When you are sick, You go purple.
When you die, You go green
AND YET YOU CALL ME COLORED؟
 
ترجمه:
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم،
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی،
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای،
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی،
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟
 
چه تمهیداتی برای بهتر شدن جشنواره ها باید اندیشید؟
ما در بخش آموزش مشکل داریم. باید NGO در ایران تشکیل شود. نشستی بگذارند و بستری برای این استعدادها فراهم شود تا ادبیات و هنر ما تاثیرگذار باشد و ما هم در این تاثیرگذاری نقشی داشته باشیم. بچه هایی که از پایه شروع می کنند با همکاری برگزارکنندگان با NGO های مختلف ارتباط برقرار می کنند. اتفاق بدیعی برای ایران می تواند بیفتد که سالیانه حداقل یک پکیج ادبی با حمایت، همنشینی و هم اندیشی دست اندرکاران جایزه های مختلف ادبی ایران برای یونیسف در جهت مبارزه با گرسنگی، ادبیات جنگ و ضد جنگ، ادبیات صلح و... تهیه و ارائه شود. این تنها کاری است که ما می توانیم برای این کودکان شاعرو ادیب انجام دهیم. البته ما ارتباط هایی را با جایزه ادبی سوئد که معتبرترین جایزه ادبی دنیاست، برقرار کرده ایم و منتظر ترجمه آثار هستیم تا بچه ها به دنیا معرفی شوند و بتوانند آینده ی خوبی داشته باشند.
 
این جشنواره ها چقدر می تواند در شکل گیری کودکان و نوجوانان کشور تاثیر داشته باشند؟
جهان شعر، جهان اندیشه است. این اندیشه با ساده گویی جذاب تر می شود و مخاطب براحتی می تواند دنیایش را با دنیای سادگی ربط دهد. در بین شاعران امسال اشعار منحصربفردی وجود داشت مانند شعر «مسیحا رهبری» که در زمره  ادبیات ضد جنگ  قرار می گیرد. وظیفه ی برگزارکنندگان بعد از جشنواره سخت تر می شود چرا که پیام و حرف این کودکان را باید به گوش جهانیان برسانند. ما شعر «مسیحا رهبری» را به انگلیسی و سوئدی و کردی ترجمه کرده ایم.
 
آیا چنین جشنواره هایی هنرمندان و نوجوانان را به عنوان هنرمند جشنواره ای بار نمی آورد؟
به واقع بنده با جشنواره و کنگره با هراسم و نامی موافقم اما معتقدم که اگر در جشنواره ای موضوعاتی تعیین و تعریف شود، می تواند مخرب باشد. وقتی در جشنواره ای قرار باشد سوژه ای کار کنند، این خود عامل تخریب می شود چرا که کار توصیفی می شود. با تعیین موضوع حتی ایدئولوژی را هم می توان تحمیل کرد. وقتی در جشنواره ای موضوع تعیین شود، سوژه متن را از شعریت درمی آورد و به نظم می رساند. به نظر من نظم و متن از نظر زبانی و جغرافیایی در سطح پائین تری از شعر هستند. یعنی زبان را در موقعیتی قرار می دهند که ذهن هم باید در آن موقعیت برود به نوعی با تحمیل موضوع موضع  نیز مشخص می شود. پس چه چیز بدیعی در شعر با یک موضوع خاص می تواند باشد که جذابیت را در متعدد بودن جشنواره ها بیشتر کند؟ آنگاه سطح کارها فقط در حد جشنواره می شود. شعر و ادبیات باید برای ماندگار شدن از سوژه و موضوع بیرون بیاید و آزادی اندیشه باید در نویسنده و مخاطب به عنوان ضرورت محترم شمرده شود.
 
در خاتمه اگر نظر خاصی دارید، بفرمائید.
تشکر می کنم از خبرگزاری هنر آرتنا برای اطلاع رسانی و پوشش دادن اخبار و امیدوارم اتفاق های خوبی در ادبیات بخش های کودکان و نوجوانان کشور بیفتد. شعر بی مرز است، شعر هنر کلام است و به نظر من حتی خوانش شعر باید از طریق شاعر انجام بپذیرد. نکته ی دیگر این که هنر در ذات تمام گونه های مختلف زیستی ما تاثیرگذار است. ادبیات در فرهنگ و فرهنگ سازی معجزه می کند. پس بهتر است تدریس ادبیات و هنر از سن پایه بصورت آکادمیک اتفاق بیفتد مثل مدرسه هایی که فقط مخصوص ادبیات باشند. آنگاه در هنر و ادبیات همتایی نخواهیم داشت.

ترجمه شعر ضد جنگ مسیحا ی هشت ساله پدیده اولین دوره جایزه ادبی احمد شاملو – شازده کوچولو به انگلیسی و سوئدی و کردی...تقدیم به کودکان در کوبانی و غزه:

I'm afraid of darkness
Darkness has no fear
It can be light
I'm afraid of fire
Fire has no fear
It can be turn off
I'm afraid of fight
Fight has no fear
It can be finished!
Masiha rahbari 8 years old
من میترسم از تاریکی
تاریکی که ترس ندارد میشود روشنش کرد
من میترسم از آتش
آتش که ترس ندارد میشود خاموشش کرد
من میترسم از جنگ
جنگ که ترس ندارد میشود تمامش کرد
مسیحا رهبری
Jag är rädd för mörkret
Man behöver inte vara rädd för mörkret,för det går att lysa upp
Jag är rädd för elden
Man behöver inte vara rädd för elden,för det går att släcka
Jag är rädd för krign
Man behöver inte vara rädd för krig,för det går att avsluta
Masiha rahbari
من ئه ترسي م له تاريكي
تاريكي خو ترسي نيه,ده كري روناكي كه ي
من يه ترسي م له ياور
ياور خو ترسي نيه,ده كري بي كوژي نيوه
من يه ترسي م له شه ر
شه ر خو ترسي نيه,ده كري ته واوي كه ي

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید