ماه رمضان
تصویر برگزیده

«جابر رمضانی» کارگردان نمایش «صدای آهسته برف»:

هر نوع صدایی، باعث زنده به گور شدن آدم‌ها می‌شود!

آرتنا: «جابر رمضانی» گفت: شاید عناصر و بازی در نمایش «صدای آهسته برف» سردی بیرونی را به مخاطب بدهد که به دلیل عدم ارتباط، سردرگمی و حیرانی کاراکترهای نمایش است. ما به‌ عمد، در پی انتقال این حس و اتمسفر به مخاطب بودیم.

zoom
هر نوع صدایی، باعث زنده به گور شدن آدم‌ها می‌شود!

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، جابر رمضانی در پاسخ به این سوال که چرا  همه چیز حتا حرکت بازیگران نمایش «صدای آهسته برف» با کندی و لَختی انجام می‌شود، گفت: این نوع حرکات به اقتضای نمایشنامه، بی‌صدا اجرا می‌شود به دلیل اینکه هر نوع صدایی باعث ایجاد بهمن و مرگ روی کوهستان می‌شود.  

وی در بخش دیگری از  سخن خود در خصوص تولد یک کودک در نمایش که به نوعی کورسویی از امید در فضای یخ‌زده ایجاد می‌کند؛ اظهار داشت: حتی این مسأله‌ی تولد، در فضای ناامیدی هم خوش‌یمن نیست؛ زیرا بچه، تولید صدا می‌کند و "صدا" چالش نمایشنامه است. در این خانه‌ی روی کوهستان، هیچ روحی وجود ندارد و صدای بچه باعث مرگ می‌شود پس باید از بین برود.

کارگردان نمایش‌هایی چون «اسکیس» و «رضا» در ادامه، تصریح کرد: شرط بقای آدم‌های نمایشنامه، این است که غذا بخورند، بخوابند و هیچ صدایی تولید نشود. هرگونه اصطکاک و ارتباطی باعث زنده به گورشدن این افراد می‌شود.

وی در مورد دلیل سردی فضا، دکور و حتا دیالوگ‌ها را به سردی خود فضا نسبت داد و تصریح کرد: شاید عناصر و بازی، در این نمایش یک سردی بیرونی به مخاطب بدهد که به دلیل عدم ارتباط، سردرگمی و حیرانی کاراکترهای نمایش است. ما به‌ عمد، در پی انتقال این حس و اتمسفر به مخاطب بودیم.

جابر رمضانی درخصوص شیب‌دار بودن صحنه نمایش، که بازی بازیگران را با سختی مواجه می‌کند، اظهار داشت:  سقوط و ناامنی از خصوصیات بارز این نمایش است وقتی شیما حمیدی، طراح صحنه نمایش، صحبت کردیم به صحنه این چنینی رسیدیم. صحنه‌ای که بازیگر را مدام به کج راه رفتن ترغیب می‌کند و همه وسایل صحنه هم در حال افتادن است؛ درست همان حالتی که روی سطح شیب‌دار کوهستان راه می‌رویم.

وی ضمن استقبال از عوض شدن سالن اجرا و انتقال به سالن سمندریان، گفت: ما برای اجرای خوب، نیاز به یک سالن بلک باکس داشتیم، الان در سالنی با ابعاد 10 در 12 یک صحنه با ابعاد 3 در 3 داریم که به نوعی همان خشکی و عدم انعطاف که مدنظر بود، را القا می‌کند. یک خانه کوچک و خشک از برف بیرون زده، تداعی کننده قبر است . این سطح شیب‌دار به ما اجازه می‌داد براساس نمایشنامه، هر صدایی در قبر، زنده به گور شود. درست همان اتفاقی که برای بچه رخ می‌دهد. کانسپت "تولد" و "قبر" یک تضاد درونی دارد. ما شاهد تولد کودک در قبر هستیم.

وی ضمن اشاره به اجراهای جوانان در تماشاخانه ایرانشهر اشاره کرد و گفت: طراحی فصل جوان تماشاخانه، از روی درایت مجید سرسنگی سرچشمه گرفته و الزام این امر، در مجموعه تیاترشهر بیشتر محسوس است؛ چون وزارت ارشاد موظف به حمایت از هنرمندان تیاتر است. باید به نسل جدید هنرمندان تیاتر اعتماد کرد. جوانان نیز باید با اجرای باکیفیت و فروش خوب، جواب اعتماد مدیران (خصوصا مراکز خصوصی) را بدهند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به مدیران سایر نهادها و ارگان‌ها یادآور شد: این نسل جوان تیاتر، در حال عرض اندام هستند و عقاید خود را به رخ می‌کشند؛ چه ما از آنها خوشمان بیاید و چه نیاید؛ بهتر است از توان و انرژی آنها استفاده شود. از جسارت آنها استفاده کنید.

رمضانی در پایان از هنرمندان جوانی که درخشیده‌اند و گاه رقابت تنگاتنگی با نسل قبل از خود داشته‌اند؛ نام برد و گفت: هوتن شکیبا، نوید محمدزاده، مرتضی میرمنتظم، بابک مهری، پیام لاریان، سمانه زندی‌نژاد و .... جوانانی هستند که با استفاده از یک موقعیت کوچک، توان و تبحر خود را نشان دادند، پس این اجراها باید شروعی باشد برای اجرای جوانان در سایر تالارهای دولتی و خصوصی.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید