ماه رمضان
تصویر برگزیده

پاسخ دستیار «بهاره رهنما» به توهین های منتشر شده در فضای مجازی:

«بهاره رهنما» همیشه سکوت کرده و به زمان فرصت داده تا حقیقت را نمایان سازد

آرتنا: «مریم جلالیان» گفت: آن چيزي كه در لحظه شكسته شدن دل انساني از قلب و روح و چشمش مي گذرد براي ويراني يك عمر زندگي كافيست.

zoom
«بهاره رهنما» همیشه سکوت کرده و به زمان فرصت داده تا حقیقت را نمایان سازد

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، «مریم جلالیان» دستیار «بهاره رهنما» در نمایش شکسپیر و زنان عاشق پس از انتشار مطالب توهین آمیز درباره رهنما در شبکه های اجتماعی، در دفاع از وی نامه ای را برای رسانه ها ارسال کرد که می خوانید:

قلب نمي دانم چيست ؟؟!
به نام خداوند مهربان
من مریم جلالیان –دستیار بهاره رهنما در نمایش شکسپیر و زنان عاشق که همین دوماه پیش در تماشاخانه ایرانشهر سالن استاد سمندریان بر صحنه رفت با توجه به توهین هایی که در شبکه های اجتماعی در چند روز گذشته به بهاره رهنما ،کارگردانی که یکسال گذشته را با او گذراندم لازم دیدم که  چند نکته را اول به خودم و بعد به جامعه خودم یاد آوری کنم .خطابم با شمائي است که به راحتی به انسانی فارغ از هر جایگاه اجتماعی توهین می کنید و فراموش می کنید که آدم ها از هم جدا نیستند این تصور شماست که فقط به بهاره رهنما توهین می کنید اما ما از هم جدا نبوده و نیستیم ،منظورم از ما ،انسان هایی است که در این هوا نفس می کشیم و تربیت شدیم که وقتی به حق دیگری تعرض می شود کنار هم بایستیم، اگر این تربیت این روزها کمرنگ شده دلیلش این نیست که فراموش شده ، فقط کمرنگ شده ،کافی است که به خودمان فقط این حمایت از حق را یادآوری کنیم .
کسی که این روزها شما تیر توهینتان  را به سمت او گرفته ايد را بر خلافتان خیلی خوب می شناسم. قبل از اینکه کلمه ای در مورد شخصیت واقعی او بگویم باید برای شما که نمی توانم حتی هموطن خطابتان کنم ،چون هموطن از نظر من کسی است که برای آرامش و حمایت از وطن و هموطن خود جان می دهد، اما شما آرامش و روح هموطنت را آنهم از جنس یک زن با قلم مردانه تان ! نشانه گرفته اید نمی دانم چه خطابتان کنم شاید «غریبه» مناسبتان باشد.
«غریبه» تمام ساعت هایی که شما پشت رایانه تان  نشسته بودید  و جملاتی که از نظرتان جمله است ولی از نظر من هتاکی است می نوشتید ، با تمام وجودم آرزو می کردم که بهاره رهنما در مقابل تمام بی حرمتی هایتان سکوت کند، چون شما را هیچ وقت از جنس مردان ،جوانمرد فکر، نمیدانم و روح بهاره رهنما را آنقدر بزرگ دیده بودم که با توجه به وجود تمام مشکلاتي كه براي کار کردن  یک زن در عرصه هنر هست  همیشه سکوت کرده و به زمان فرصت داده تا حقیقت را نمایان سازد.
اما حالا که شما به ظاهر موفق شدید که آنقدر روح او و خانواده اش را آزار بدهید که عکس العملش پاسخ به نوشته هایتان باشد که با توجه به شناختی که از ايشان دارم به دلیل توهین هایی بوده که به خانواده شان کرده اید باید مواردی را به شما و حتی خودم یادآوری کنم .
انسانی که شما این روزها خیلی راحت راجع به وی  به  ناروا صحبت می کنید، خیلی بیشتر از آن وقتی که صرف اهانت کردن به اوکرده ايد را برای کمک به هموطنان خودگذارنده است و  مي گذراند آن زمان كه براي رهاشدن زندانيان در بند ساعت ها پشت در مي ماند تا شايد بتواند كمكي باشد شما كجا بودي؟ نمي دانم شايد پشت رايانه تان در حال هتاكي به شخص ديگري بوديد.کمک کردنی که شاید از نظر شما نمادین باشد اما به نظر من کاملا قلبی بوده است چون هیچ فردی بدون میل باطنی خود کاری را انجام نمی دهد آنهم در فضای همدلی .«غریبه » حالا می خواهم راجع به  کلمه ای صحبت کنم كه بارها در نوشته هایتان به کار برده ايد ، کلمه «نمادین»، شما برای هموطنانت حتی به شکل نمادین چه کرده ای ؟ شما حتی احترام همکارانت را نگه نداشته ای و نمی دانی که این روزها با نوشته هایتان باعث شدید که قشری زیر سوال بروند که شاید از اینکه شما همکارشانباشید این روزها حس خوبی نداشته باشند ،چون آنها برخلاف شما آن روزی که این شغل را انتخاب کردندبا خود عهد بستند که ناحق نگویند و از حق دفاع کنند ،عهدی که انگار روز اول اصلا با خود نبسته اید که اگر بسته بودید  تمام روزها و ماه های گذشته ،وقتتان را صرف توهین به آدم های مختلف نمی کردید. تاکید می کنم آدم های مختلف به دلیل اینکه روزی که نوشته اول شما را خواندم ، بسیار تحقیق کردم که آیا مشکل شخصی شما با ايشان باعث نوشته تان شده است اما متوجه شدم که نه ! با همه گویا مشکل دارید،تنها عناوین آدم هاست که تغییر می کند.
این را نیز با نگاهی کوتاه به صفحه مجازی تان می توان دریافت .
چند خط بالاتر گفتم آرزو می کردم که بهاره رهنما جواب نوشته شما را ندهد چون نمی خواستم به آرزویتان  برسید که دیده شوید ! هر چند که الان هم معتقدم به تیرگی دیده شدید هرچند که همین تیره دیدن شدن هم برایتان به اندازه کافی جذاب بوده که ادامه دادید ولی نمی دانید که در تیرگی گم می شوید .
اشکال از شما نیست این در ساختار تفکرتان  نبوده که سفید باشید و انسان .
و اما جمله دیگری را هم از نوشته خودتان وام می گیرم «نان به نرخ روز خور»
سوالم این است که اگر دراین مملکت زندگی کرده اید و از همان نانی خورده اید که خانم رهنما خورده  و از آبی نوشیده اید که او نوشیده چه فرقی با هم دارید جز اینکه هر دو انسان هستیدو شرط اول انسانیت احترام به هم نوع است که فکر می کنم این هم در ساختار تفکری شما نبوده و نیست .همان طور كه احترام به اعتقادات انسان ها نيز در مرامتان نيست نمي دانم از نظر شما اينكه فردي معتقد به ائمه باشد چه ايرادي دارد البته تظاهر كردن ايراد دارد اما اگر اينطور هم فكر كرده ايد باز هم از عدم شناخت درست شما نسبت به ايشان بوده است چون سال هاست كه اينگونه هستند. بيان عقايد و مخالفت با افراد بدون بي احترامي ايرادي ندارد اما متاسفم كه اين خصومت شخصي باعث توهين به خانواده ايشان نيز شده است. " غريبه " قبل از اينكه چيزي در مورد من نيز بگوئي لازم است بگويم كه اين نوشته را به دليل اينكه كنار ايشان هستم ننوشته ام چون اين روزها به هر دليلي  كنار هم نبوده و نيستيم و نخواهيم بود به اين دليل نوشتم كه انسان بوده و هستم و آن زماني كه شما در اشتباهات خود بودي من اشك هايش براي هم نوعانش مي ديدم و الان هم لازم ديدم به عنوان يك هم وطن در كمال منطق و عقل گرائي و بدون هيچ گونه احساس گرائي اي واقعيت را نسبت به يك انسان منعكس سازم و اين نوشته برشت را به خودم ، شما و ديگر هموطنانم  گوشزد مي كنم  :
اول به سراغ یهودی ها رفتند، من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم، پس از آن به لهستانی حمله کردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم. آنگاه به لیبرال ها فشار آوردند، چون من لیبرال نبودم، اعتراضی نکردم، سپس نوبت کمونیست ها شد، من کمونیست نبودم و اعتراضی نکردم. سرانجام به سراغ من آمدند، من هر چه فریاد کردم دیگر کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

و این وصف حال کسانی است که در برابر ظلم هایی که به همنوعانشان می شود، بی تفاوت هستند به خیال آنکه هرگز به آنها آسیبی نخواهد رسید، غافل از اینکه دیر یا زود با تنگ شدن این حلقه، نوبت ایشان هم خواهد شد.  
و دوستانه به شما كه از ياد برده اي ياداوري  مي كنم كه آن چيزي كه در لحظه شكسته شدن دل انساني از قلب و روح و چشمش مي گذرد براي ويراني يك عمر زندگي كافيست و اي  كاش فراموش نكنيم كه از گندمزار ما تنها مشتي خاك مي ماند براي بادها.....
و نوشته ام را با اين جمله از نادر ابراهيمي به پايان مي رسانم :
اينكه قلب چيست بماند فقط اين را مي دانم قلب وسعتي دارد به اندازه حضور خدا ....

۱۵:۳۶ ::: ۱ / ۹ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> صداو سیما - سینما - روز نما -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید