ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«مژده الفت» و چند صدایی زبانی اجتماعی

آرتنا: «حمید رضا اکبری» معتقد است که «گرامافون» اثر «مژده الفت» صدای اعتراض نویسنده به پیرامون خود است که بر اساس یک سری ایده های ناب اجتماعی نگاشته شده اند که زبان واقعیت اجتماعی امروز به شمار می آیند.

zoom
«مژده الفت» و چند صدایی زبانی اجتماعی

نوشته: حمید رضا اکبری (شروه) / بوشهر / خبرگزاری هنر «آرتنا»

مجموعه داستان کوتاه «گرامافون» را «مژده الفت» با همکاری نشر همشهری در سال 1392 منتشر کرد.
مجموعه داستان کوتاه «گرامافون» اگرچه در جرگه مجموعه داستانهایی می باشد که از تکنیک های مدرنیتی مطرح کنونی بهره ای نبرده است ولیکن دارای ایده های خوبی می باشد که این موضوع ایده پردازی خوانش داستانها را مضاعف می کند. هر چند که نویسندگان فنی نیز در این زمانه فراوان یافت نمی شوند. اما نویسندگا ن ایده پرداز نیز کم یاب می باشند.
از این سخنان گذشته گرامافون مجموعه ای ست از نشانه ها. همین نام کتاب توسط نویسنده به ضم من حرفه ای انتخاب شده است. گرامافون صدای اعتراض نویسنده به پیرامون خود است که بر اساس یک سری ایده های ناب اجتماعی نگاشته شده اند که زبان واقعیت اجتماعی امروز به شمار می آیند. چرا که درونمایه اغلب داستانها بر پایه رئالیسم اجتماعی چرخ می خورند و خواننده خوب باید این موضوع را درک نماید که واقعیت اصیل در زبان نویسنده شکل می گیردو منطق زبان همانا معیار واقعی بودن کلام است.
نویسنده کتاب با زبان زنده طبقات اجتماعی این مجموعه را خلق کرده و واقعیت را به نمایش می گذارد و با کاربرد زبان ساده خویش ما را به متن واقعی جامعه هدایت می کند و با شگرد چند صدایی که در آن هر شخص با زبان طبقه خودش سخن می گوید خواننده را به ذات واقعیات درون داستانی اش هدایت می کند.
-راستش مریض اصلا مهم نبود ، اما پسره خیلی جیگر...وای ببخشید تو از این ججو کلمات خوشت نمی آید . باید بگویم خوش تیپ بود. گفتی : یه دختر با شخصیت نمی گه جیگر ،توپ ، خدا ،بیست، عسل ..... ص-13
الفت در این مجموعه با واقعگرایی ادبی به ایده هایی می پردازد که هر کدام مشکلی جاری در جامعه امروزی و یا هر جامعه دیگری به حساب می آید .مثلا در خود داستان گرامافون رابطه دوستی زن ومردی را واکاوی می کند که به نوعی به بن بست رسیده اند .  به نظر من مژده الفت روایتگر جهت گیریهای اجتماعی نیز می باشد . جهت گیریهایی  که شاید به نظر دیگران در داستانهای این مجموعه به عنوان یک اتفاق خاص رخ ندهند ؛اما در این بی اتفاقی خود می توان اتفاقها جستجو کرد و کاشف شد . در داستان عبور موقت نیز موضوع مرگ و تجاوز با نثر روان و زنده نویسنده دیگر بار موضوعی اجتماعی را روایت می کند در حالی که به عقیده دیگران شاید اتفاق خاصی برای خواننده در متن داستان رخ نداده باشد .
اما موضوع دیگر را با بیان نظرات سوسور و پرس آغاز می کنم :
سوسور بر این باور بود که زبان نظامی از نشانه ست و زبان را به قلمرو نشانه شناسی عمومی منتسب می دانست ازسوی دیگر پرس به نشانه سازی کاربردی توجه نشان می داد و به رابطه ی میان زبانها ی طبیعی و نظام نشانه ها می پرداخت .با این بیان به سراغ مجموعه گرامافون می رویم .
درکلیت مجموعه  گرمافون رابطه ی مدلول با ارجاع به شناسایی اجزای نشانه معلوم می شود . بدین معنی که نشانه را متشکل از بازنمودن ،موضوع و تفسیر باید دانست و همچنین دال و مدلولهای این مجموعه در جاهای دیگری  از اجزای یک تصور  به شمار می آیند . با این توصیف بانو الفت با مفهوم نشانگی امکان حضور ایده های مختلفی را که باعث گسترش نشانه  شناسی ادبی می شوند را فراهم نموده که در سطح کاربردی داستانهایش به خوبی حس می شوند . و از سوی دیگرموجب انسجام متنی در کار هایش می شود .به عقیده بنده کاربرد شناختی در برخی از کار های این مجموعه جایگاه مثبتی دارد  به نحوی که خواننده را در پر کردن جاهای خالی به منظور معناسازی کمک می کند.
-گرمافون قدیمی با خش خش،ترانه ای از داریوش رفیعی پخش می کرد : شب به گلستان تنها ، منتظرت بودم ..... ص-57
در بحث زمینه داری و زمینه گرایی که مورد توجه نحله های سوبژکتیودر تفسیر به ویژه شالوده شککنی قرار دارد دقیقا بر مبنای این موضوع از زمینه بنا شده است که موقعیت و زمینه ای که خواننده در آن قرار می گیرد ،سهم اساسی در فهم متن دارد ککه این خود یگانه و امری می باشد ککه اشتراک پذیر نیست و بدین خاطر سبب فهم های گوناگگون از یک متن خاص می شود .با طرح این مطلب می خواهم بیان کنم نام گرامافون بر پیشانی کتاب و برخی جریانات درون متنی مجموعه به تعبیر های گوناگونی می توان تفسیر و هم ذات پپنداری اجتماعی  کرد.
و آخر اینکه : شخصیتها و فضای مجموعه گرامافون در خدمت کنش داستانی قرار دارند چون در اصل فضا و شخصیت های داستانی این مجموعه هر کدام دارای ویژگیهای روایی می باشند که از طریق رمزگان خود به اصطلاح سیمیک / معناشناسانه مجال بروز می یابند.
-ببین ولم کن تورو خدا ،حوصله ندارم نصفه شبی با دکترجماعت اختلاط کنم.تشکر هم نخواستم .من واسه دل خودم نوشتم اصلا. اجرم با پروردگار . دیگه برو کنار بذار بخوابم.
ویزززززززززززززززز!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید