تصویر برگزیده

در دومین نشست پژوهشی همایش «سوگ‌نامه‌ها و سوگ‌چامه‌ها» مطرح شد؛

تئاتر، نزدیك‌ترین هنر به حوزه‌ دین است

آرتنا: دومین نشست پژوهشی همایش «سوگ‌چامه‌ها و سوگ‌نامه‌ها» با حضور منصور براهیمی و فارس باقری و جمعی از علاقه‌مندان در سالن اوستای حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، سیاوش قائدی دبیر دومین همایش «سوگ‌چامه‌ها و سوگ‌نامه‌ها» در ابتدای این نشست گفت: با توجه به تعاریف موجود در حوزه‌ دین و تئاتر، به نظر سخت می‌آید كه اساسا بتوان به سادگی به دسته‌بندی تئاتر دینی و غیر دینی دست یافت. در همین راستا با توجه به كاركردهای مشترك این دو پدیده، شاید بتوان به نسبت‌های این دو پدیده‌ اجتماعی اشاره نمود.
این كارشناس ارشد تئاتر، در ادامه به طرح این پرسش پرداخت كه با توجه به كلیت تعاریف نهاد دین و تئاتر، چگونه می توان نمایشی را دینی و نمایشی را غیر دینی محسوب كرد و آیا با توجه به رویكردهای نظری موجود در باب تئاتر و دین، می‌توان ادیان توحیدی به خصوص اسلام را مغایر و متضاد با تئاتر و شكل‌گیری آن دانست؟
تئاتر دینی نیازمند بازشدن فضای اندیشه است
منصور براهیمی، مولف، مترجم و استاد دانشگاه، در پاسخ به این پرسش‌ها گفت: من همچنان در فضای پرسش هستم. پاسخ‌های حاضر و آماده برای پرسش‌هایی كه بسیاری از نظریه‌پردازان را زمین گیر كرده، ندارم. فكر می‌كنم حوزه تئاتر دینی در كشور ما نیازمند بازكردن فضای اندیشه است به جای تعریف بوروكراتیك كه برای آن از سوی مسئولان تحت عنوان تئاتر عاشورایی و... مطرح است. در این فضای نظری، باید بیشتر طرح پرسش كرد و فضای اندیشه را گشود.
وی تصریح كرد: دو نگرش وجود دارد. دیدگاه اندیشمندان پیرو نظریه دكارتی و دیدگاه پدیدارشناسان. در دیدگاه این اندیشمندان گویی امتناع جدی در جمع كردن دین و تئاتر در كنار هم وجود داد. گاهی این تفكر ناشی از فروبستگی خود اندیشه است. به هر حال، این ایراد را پدیدارشناسان در غرب علیه نظریه دكارتی دارند و متالهین ما به خصوص صدرایی‌ها نیز این نظر را علیه تفكر غربی دارند. علیه دوگانگی و دوگانه انگاری عین و ذهن. تا زمانی كه اندیشه قائل به این دوگانگی باشد، نظریه عملا در جمع كردن این دو تجربه ناتوان است. نسبت تئاتر و دیدن را در اندیشه غربی اگر بخواهیم دنبال كنیم، باید بگویم كه آن‌ها جلوتر از ما هستند. آن‌ها می‌گویند جمع این دو (تئاتر و دین) امكان پذیر است و ما می‌توانیم از تئاتر دینی صحبت كنیم. اما به شرطی كه ما اول تعریفی از دین داشته باشم و بعد تعریفی از تئاتر داشته باشیم و سپس تجربه دینی و تجربه تئاتری را بررسی كنیم. یكی از اصول پدیدارشناسان در حوزه‌ تئاتر، این است كه نمی‌توان تفكیك جدی بین مشاهده‌كننده و مشاهده‌شونده قائل شد. یعنی میان پژوهشگر و امر مورد پژوهش. در مثالی كوتاه، وقتی خواستند «خندیدن» را مورد آزمایش قرار دهند، فرد آزمایش‌شونده به محض قرار گرفتن در موقعیت آزمایش، از خنده امتناع می‌كرد. آن‌ها به این مهم دست یافته‌اند كه نفس آزمایش و پژوهش، پدیده را تحت شعاع قرار می‌دهد و پژوهشگر نمی‌تواند مشاهده كند. لذا پژوهشگر باید تجربه‌ حضوری خودش را مبنا قرار دهد. فلاسفه ما می‌گویند تفاوتی میان عاقل و معقول و عالم و معلوم وجود ندارد و معرفت‌شناسی از این راه است كه حاصل می‌شود.
دین ابعادی است كه شما را به مشاركت در كنش الهی دعوت می‌كند
این استاد دانشگاه افزود: این نظریات مخالفانی هم دارد. در همین جهان اسلام اندیشمندانی وجود دارند كه می‌گویند شناخت خداوند می‌تواند از راه جدایی عاقل و معقول نیز حاصل شود. این‌ها نشان می‌دهد كه پاسخ مشخص و شفافی وجود ندارد. موضع من، موضع پدیدارشناسان است. می‌خواهم بگویم در تجربه دینی ما درك خود را به مشاركت دعوت می‌كنیم. دین نهاد نیست. این‌گونه نیست كه ما بگوییم فلان نهاد، فلان اندیشه را برای دین دارد، پس دین این چیزی است كه او می‌گوید، یا در غرب بگوییم دین چیزی است كه كلیسا می‌گوید. دین ابعادی است كه شما را به مشاركت در كنش الهی دعوت می‌كند.
براهیمی خاطرنشان كرد: از این جهت فكر می‌كنم كه تئاتر، نزدیك‌ترین هنر به این حوزه است. تئاتر از تماشاگرش می‌خواهد كه مشاركت كند. نمی‌خواهد تنها گیرنده یا تنها بیننده باشد. تئاتر در اوج‌های تاریخی خودش همواره به بهترین مشاركت بین تماشاگر صحنه و اجرا نائل آمده است. نمونه‌ اوجش در دهه‌ ناصری در هنر تعزیه، مشاركت، بخشی از اجرا می‌شود. همین مشاركت است كه مستشرقین را شگفت زده می‌كند. مشاركت را نمی‌توان از تجربه آیینی آن اجرا جدا كرد. از این جهت من فكر می‌كنم پیوند جدی میان تئاتر و دین وجود دارد و هرچه ما این پیوند را به سمت تجربه دینی سوق دهیم یا به سمت تجربه كاملا سكولار، آن ماهیت مشاركت را نمی‌شود از تئاتر گرفت. حتی در سكولارترین اجرا، ما‌به‌ازای دینی وجود دارد. خود دین و دین ورزی ممكن است وجود نداشته باشد، اما ما‌به ازای دین وجود دارد.
وی گفت: امام حسین(ع) وقتی دید، دین خدا در خطر است، هر آنچه داشت از مال و فرزند و جانش را به مشاركت با خدا گذاشت. در گنج الاسرار داستان زیبایی است. در آنجا اشاره می‌شود كه امام حسین تنها كسی است كه شراب ناب الهی را لاجرعه سر می‌كشد. اوست كه فرزندش را فقط به قربانگاه نمی‌برد، بلكه او را در راه خدا قربانی می‌كند. اوست كه جانش را در حفظ دین خدا تقدیم می‌كند. امام حسین(ع) بزرگ است چون درصد مشاركتش با خدا، بالاست. هر چه مشاركتش بالاتر باشد به مقام بالاتری می‌رسد. اگر می‌خواهید حسینی باشید باید میزان مشاركت را تعیین كرد. آیینی مثل تعزیه، ما را به این مشاركت دعوت می‌كند. تعزیه، نوعی تجربه‌ جانشین است. این تجربه جانشین می‌تواند انسان را سبك بار كند.
پیوند ادیبان و هنرمندان ما با قرآن محرز است
منصور براهیمی توضیح داد: ممكن است تئاتری باشد كه تجربه دینی نداشته باشد، اما می‌تواند دینی باشد چون تجربه‌ اخلاقی دارد. بحث بر سر تضاد میان سكولاریسم و دین نیست. هر تجربه‌ای كه معنا‌دار باشد در حوزه دین می‌گنجد. ادیان با هم مشابهت دارند. در كتاب «نوشتن با تنفس آغاز می‌شود» كه با نگرش بودیسم نوشته شده، می‌توان ردپایی از این تشابهات را دید. در این كتاب گفته می‌شود كه نگارش از تجربه‌ دینی جدا نیست. بر اساس نظر نویسنده این كتاب، حتی نوشتن می‌تواند سلوك دینی باشد. هنر دینی، هنر پرتكاپویی است. پیوند ادیبان و هنرمندان ما با قرآن محرز است. آثار سعدی و حافظ موید این ادعاست. در آثار این‌ها هیچ كدام به نقطه پایان نرسیدند. چون در تكاپوی دینی نقطه‌ پایانی وجود ندارد.
تئاتر هنر تفسیر است و آیین، شكلی از تعبیر است
در ادامه‌ این نشست، فارس باقری مدرس و پژوهشگر تئاتر، به بحث جدایی آیین و تئاتر از هم پرداخت و تصریح كرد: هر كتاب مقدسی شكلی از بیان است. شكل بیان در آیین و تئاتر از هم متفاوت است. تئاتر هنر تفسیر است و آیین شكلی از تعبیر است. باید پرسید، نظام تولید و توزیع تئاتر دینی در یك كشور اسلامی كجاست؟ جامعه‌شناسان می‌گویند در زمانی می‌شود به یك اثر هنری این لفظ هنری را الحاق كرد كه مردم آن را ببینند. نمایش دینی از سوی چه كسی باید تایید شود؟ مردم یا نهادهای دینی؟ هیچ جامعه‌ و فرهنگی را در غیاب دین نمی‌توان متصور شد. در این جا دو نظریه را مورد بررسی قرار می‌دهم. نظریه‌ بازتاب و نظریه‌ شكل‌دهی. نظریه‌ بازتاب می‌گوید كه هر اثری بازتاب دهنده جامعه است. باید دید آن اثر هنری بازتاب چه بخشی از جامعه است. تئاتر دینی بازتاب دهنده‌ چه چیزی است؟ این چیزی كه به عنوان تئاتر دینی می‌بینیم، تعبیر است تمثیل است یا تبیین؟ تئاتر می‌تواند طرح پرسش كند. تئاتر به امر پیشین خودش رجوع نمی‌كند و نسبت این پدیده با لحظه اكنون است. تئاتر، باز بیان چیزی است. تئاتر، تفسیر نویی ارائه می‌دهد.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: در نظریه‌ شكل‌‌دهی، اثر هنری می‌تواند جامعه را شكل دهد. نهادهای ما بیشتر بر این نظریه متمركز هستند. از منظر ایشان، تئاتر می‌تواند فضای دینی را زنده كند و هنری اثرگذار است. در طول تاریخ دیده شده كه دولتمردان معمولا تئاتر یا نمایش دینی را در مكان‌های حاشیه قرار داده‌اند. بنا به همین رویكرد است كه تعزیه را كه به عنوان معترض‌ترین شكل هنر دینی شناخته می‌شود را به حاشیه می‌رانند و به نوعی آن را بی‌خاصیت می‌كنند. الان نهادهای ما، خودشان را بی‌نیاز از تعزیه می‌دانند. آن‌ها با برچسب دینی زدن به نمایشی آن را دینی می‌كنند. آن‌ها تئاتر را به امری مناسبتی تبدیل كرده‌اند. تئاتر را بنا به مناسبت‌های تقویمی مصرف می‌كنند. از این رو تئاتر به كالا تبدیل می‌شود.
نهادهای دولتی آیین‌های نمایشی را خصوصی كرده‌اند
وی افزود: این رویكرد با ذات تئاتر منافات دارد. تئاتر از تزئینی بودن فرار می‌كند. اما نهادها این كار را با تئاتر كرده‌اند. نهادهای دولتی آیین‌های نمایشی را خصوصی كرده‌اند. الان تولید‌كننده، خودش توزیع‌كننده است و در مكان‌های محدود به مخاطب‌های محدود آثار مد نظرش را نشان می‌دهد. اما تئاتر نمی‌تواند این گونه باشد. آیین‌ها به قالب مناسبت‌ها درمی‌آیند، اما تئاتر هر كجا برود قالب‌ها را از بین می‌برد؛ چراكه تئاتر بدون تغییر می‌میرد.
فارس باقری تصریح كرد: كجای جامعه می‌توان اشاره كرد و دست گذاشت و گفت دین اینجا حاضر است؟ كجای جامعه می‌توان دست گذاشت و اشاره كرد كه دین اینجا حاضر نیست؟ در مناسكی كه انسان‌شناسان از انسان ارائه می‌‌دهند، یعنی از تاریكی زهدان تا تاریكی قبر، یك مراحلی از گذار تعریف شده است. در هر كدام از این مراحل، بخش‌هایی از آموزش وجود دارد. در كشور ما فرد در این مراحل گذار، گفتمان دینی را می‌آموزد. در نتیجه در هر تئاتری كه تولید می‌شود دین به عنوان یك پدیده‌ اجتماعی در آن وجود دارد. نمی‌شود انتظار داشت كه تئاتر فقط دین را منعكس كند. تئاترهایی كه همین وجود دارند توسط آدم‌هایی خلق شده‌اند كه دغدغه‌های اجتماعی دارند و این بخشی از دین است. اگر به دین به عنوان یك نهاد نگاه كنیم كه صرفا بخواهیم آن را در تئاتر منعكس كنیم, این نگرش كمی غریب است. كدام تئاتر را می‌توانید در ایران نام ببرید كه تفكر دینی ما در آن نباشد؟ تمام چارچوب‌های اجتماعی ما بر مبنای دین است. دین در ما وجود دارد. دین در ما حاضر است. نگرش این كه فقط و فقط دین را به نمایش بگذاریم نگرشی تك ساحتی است كه البته امكان پذیر نیست. این نهادها هستند كه پرسش‌های متناقض دارند وگرنه تكلیف تئاتر با خودش مشخص است.
گفتنی است، نشست پژوهشی «آسیب‌شناسی نسبت متضاد رشد كمی و كیفی آثار نمایشی دینی پس از انقلاب اسلامی» با مشاركت و پرسش و پاسخ فعال حاضرین و سخنرانان همراه بود.
شایان ذكر است، دكتر فرهاد مهندس‌پور نیز جزو مدعوین سخنران بود كه بنا به مشكلات شخصی نتوانست در این نشست حاضر شود.
خاطرنشان می‌شود، دومین همایش سوگ‌نامه‌ها و سوگ‌چامه‌ها از هشتم تا سیزدهم آذرماه با اجراخوانی شش نمایشنامه و برپایی دو نشست پژوهشی، در حوزه هنری میزبان علاقه‌مندان است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید