ماه رمضان
تصویر برگزیده

«عبدالحسين بنافيان» در گفتگو با آرتنا:

هنرمندان دستاويز مسئله ی بازار و اقتصاد هنر قرار نگيرند

آرتنا: «عبدالحسين بنافيان» معتقد است: هنرمندی كه اثر هنری خود را صرفا به منظور فرايند بازار و اقتصادي آن خلق كند، به مرور زمان ارزش آثار خود را تنزل خواهد داد.

zoom
هنرمندان دستاويز مسئله ی بازار و اقتصاد هنر قرار نگيرند

گفتگو: سهیلا یاراحمدی /خبرگزاری هنر «آرتنا»

عبدالحسين بنافيان نقاش و مجسمه ساز و فارغ التحصیل کارشناسی ارشدرشته انیمیشن از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران است .
بنافیان در حال حاضر به عنوان استاد در مراکز آموزشی هنر تهران، دانشکده های دانشگاه آزاد تهران، دانشگاه آزاد استان بوشهر و... در حال تدریس می باشد.
وی تا کنون 27 نمایشگاه نقاشی انفرادی در گالری های تهران و مراکز فرهنگی هنری استان بوشهر داشته است.
بنافیان علاوه بر موارد یاد شده؛2 نمایشگاه نقاشی انفرادی در کشور امارات و رومانی نیز داشته است.
به بهانه آخرین نمایشگاهش تحت عنوان «از نقش تا هميشه» در گالری 7 ثمر فرصتی پیش آمد تا با وی به گفتگو بنشینیم.

مدت زمانی هست که گالری دارها و برخی دلالان آثار هنری توجه خاصی به گردآوری و کالکت کردن آثار نقاشی برای فروش دارند. آیا این روند می تواند عاملی برای آشتی دوباره مردم با هنر باشد یا نه اینکه این حرکت و روند مدیومی را در بازه ای از زمان خلق خواهد کرد که هنر نقاشی کشور را کم کم از مانی بودن به آنی بودن بصری به لحاظ شکل، فرم، رنگ و... برای یک مخاطب خاص سوق می دهد. نظر شما درباره این اتفاق شکل گرفته در کشور چیست؟
اين رويكرد توجه و اهتمام به هنرهاي تجسمي را يك اتفاق خوب و ارزشمند مي دانم و به اين موضوع خوشبين هستم چون باعث رونق هنر خواهد شد. آثار هنرمندان از مهجوريت و خاك خوردن در انبارها و كارگاه هايشان بيرون مي آيد و در نهايت به جايگاه و مكان مناسب تر و در خور شأن اثر ، خواهد رفت. همانگونه كه اشاره كرديد، باعث و عاملي هم براي آشتي مردم با هنر خواهد شد. البته شايد اين روند تاثيرات منفي اندكي روي خلق آثار بعضي از هنرمندان به لحاظ "صرفا به قصد فروش" بگذارد و به آني بودن توجه نداشته باشند، ولي ما بايد از لحاظ راهبردي به افق بلندتري بيانديشيم. اثر هنرمند نبايد در مهجوريت و گمنامي بماند تا از بين برود. و از سويي شرايطي را فراهم سازيم تا هنر غني و فاخر اين مرز و بوم را بيشتر معرفي كنيم.

اگر چه مسئله اقتصاد هنر مهمترین مبحث در شکل گیر آثار هنری بوده و هست. به نظر شما چه راهکاری را باید اتخاذ کرد که آثار هنری دستخوش رنگ و لعاب و مقوله فرمیک فراخور میل دلالان آثار هنری قرار نگیرد؟
ساده ترين راهكار آگاهي بخشي به هنرمندان و دانش بصيرتي هنرمندان در كنار مقوله ي هنرشان است. با اين هدف كه هنرمندان هوشيار باشند و با تيزبيني و درك عميق خاص هنري خودشان، دستاويز مسئله ي بازار و اقتصاد هنر قرار نگيرند. بديهي است كه عامل اقتصاد در همه ي حرفه ها و مشاغل مسئله ي مهمي براي رونق كسب و ادامه حيات كاري و شغلي در تمام جوامع است، اما هنرمندي كه اثر هنري خود را صرفا به منظور فرايند بازار و اقتصادي آن خلق كند، به مرور زمان ارزش آثار خود را تنزيل خواهد داد و گذر زمان و تاريخ درباره ي اثر قضاوت خواهد كرد.

طی این چند ساله گذشته تا کنون با یک گالری گردی یک ماه به این نتیجه می رسید که آثار خلق شده دچار یک دلشیفتگی مدرنیسم بدور از چارچوب و اسلوبی که خیلی از نقاشان کلاسیک توانستند از آن گذار کنند، دیده می شود. اگرچه اکثر آثار خلق شده در یک دور تکرار و بدور از خلاقیت و درون مایه اصیل بومی شکل گرفته شده اند... جناب بنافیان به نظر شما این روند هنر آینده کشور به خصوص نقاشی را به کجا سوق خواهد داد؟ چه راهکاری را می توان برای بهینه شدن آن پیشنهاد داد؟
اين دلشيفتگي مدرنيسم شامل همه ي هنرمندان نمي شود. هنرمنداني هستند كه با شناخت و پختگي در راه خلق آثار، قدم نهاده اند و توالي و تكامل آثار خود را در طي زمان و سنين عمرشان دست يافته اند. جهش و پرش در هنر ره به جايي نمي برد، در هنر راه ميان بري وجود ندارد. هنر زاييده ي خصيصه ذاتي هنرمند است كه ظهور و بروز كرده و شكل و فرم ديداري به خود گرفته است. هنرمنداني كه آثارشان دچار معضل گالري پسند قرار گرفته، مصيبتي است كه متاسفانه گريبان گير بعضي از هنرمندان شده است و آنان مجبورند باب طبع و ميل گالري دار عمل كنند. ادامه ي اين روند در نهايت به هنرمند و هم به گالري دار صدمه خواهد زد. اميدوارم در آينده ي افق روشن هنرهاي تجسمي كشورمان، هنرمندان به اين درك هنري برسند كه فقط آنچه مورد نظر و سليقه خلاقانه ي خودشان است اثر بيافرينند و گالري دار را نيز توجيه حقايق نمايند، كه شاهد اين آشفتگي هنري در بعضي موارد نباشيم. از نظر دور نماند که طرف دوم رابطه فروش تقاضا میباشد که باید روی قضیه بالا بردن سلیقه مردم بعنوان خریدار یا بیننده آثار هنری کار شود. ازآنجا که به لحاظ شرایط اقتصادی نامناسب، خرید آثار هنرهای تجسمی سهم ناچیزی در سبد خرید را دارد، باید از راه های دیگری هنر را به میان مردم برد. این مهم با کمک دستگاه های متولي فرهنگ و هنر دولتی امكان پذير است. معرفی هنر محض بدون توجه به ضوابط تعیین کننده بازار به تنهایی در توان هنرمند نيست و حمایت، برنامه ریزی، پشتیبانی مالی و سازماندهی مراکز دولتی باهمکاری هنرمندان را می طلبد. برای بالا بردن سلیقه عمومی باید هنر را به میان مردم برد. مگر ماهانه چند درصد از مردم سری به گالری ها و نگارخانه می زنند؟ برای این امر منابع بسیاری امكان اجرايي شدن را دارد؛ از جمله راه اندازي یک شبکه ي رسانه اي هنرهای تجسمی، که هنرمند معاصر امکان نمایش اثر خود و به اشتراک گذاشتن دیدگاه ها و اندیشه هاي خود را داشته باشد، شما ببينيد بیشترین زمان عمر مفید افراد، در مکان های کاری و اداری و دولتی و عمومی می گذرد. تخصیص بودجه ای در ارگانها و ادارات دولتی جهت خرید و نمایش آثار هنری علاوه بر اینکه تاثیرات مفيد زيادي كه در تلطیف روح و روان افراد در زندگی پر مشغله شهری دارد ما را در رسیدن به هدفمان کمک خواهد کرد. متاسفانه به دلایل گوناگون به این امر توجه کمی شده، در صورت توجه و انجام این گونه طرح ها، در دراز مدت شاهد تاثیرات مثبت آن خواهیم شد، ضمن اینکه مجالی برای رونق کار و تشویق هنرمند معاصر خواهد شد. قرار دادن آثار در مکان های مناسب و عمومي مثل پیاده راه ها و... ما را در رسیدن به اهدافي كه بيان كردم کمک خواهد کرد و در دراز مدت هنر تجسمی با اقبال عمومی مواجه خواهد شد.

شما در تازه ترین نمایشگاه خود از نقشینه های بومی استفاده کرده اید. این عاریه گرفتن های نقشینه ها چقدر می تواند به هنرمند در خلق آثار هنریش کمک کند؟
رويكرد من به داشته هاي تمدني و فرهنگ اصيل و فاخر خودمان بوده و افتخارم اين است كه تمدني سرشار و غني فرهنگي هنري داريم. نقشينه هايي كه در آثارم متبلور مي شوند ريشه در خود من دارند و جداي از من نيستند. من اين نقشمايه ها را به عاريت نمي گيرم، بلكه بخشي از ذهنيت هاي عجين و آميخته شده ي من است كه ظهور و بروز كرده اند و در آثارم فرم و شكل ديداري به خود گرفته و متجلي شده اند.

توالی و کارکرد آثارتان در نمایشگاه تازه ی جنابعالی تحت عنوان «از نقش تا هميشه» چقدر با آثار گذشته تان ارتباط داشته و چقدر خواستی به جلو دورخیز نمایید؟
اين نمايشگاه با شكل و طرحي تازه و نو تر در امتداد و توالي همان كارهاي قبلي من است. نمايشگاه قبلي من با عنوان "داستان نياكان" بود كه بر گرفته از ارزشهاي بصري نقشمايه هاي ميراث كهن و ماندگاري بود كه از نياكان مان به ما رسيده است. در نمايشگاه حاضر «از نقش تا هميشه » من از همان نقشمايه ها و موتيف هاي جاودانه و هميشه ي تاريخ پربار هنري كشورمان در آثارم بكار گرفته ام و در حقيقت اداي احترام دوباره اي كرده ام به پيشينيان ارزشمند سرزمين خودمان.

چقدر توانسته اید این موتیف ها و نقشینه ها را در نقشمایه جدید درست ریخته گری نمایید که بشود مخاطبین عام را با خود همراه نمایید. ضمن اینكه از مقوله اقتصاد هنر دور نمانید؟
آثار من در طول سوابق هنري ام، چه در گذشته ( دوره ي دفاع مقدس ) و چه تا امروز ، رنگ و بوي خودي داشته، هميشه تلاش نموده ام از عناصر نمادها و نقشينه هاي بومي و اسطوره ها و رويكردي اصالت دار در آثار خودم ايجاد كنم و پديد بياورم. لزوما، از قبل از شروع كار به اين فكر نبوده ام كه اثرم مورد طبع و خوشايند چه گروهي قرار بگيرد ( عوام و خواص مورد نظرم نيست) . هميشه سعيم بر اين بوده كه كار خودم را و آنچه از دل و انديشه ام بر مي آيد خلق كنم به اميد اينكه بر دل ديگران هم اثر كند. به مقوله ي بازار هم حساسيتي ندارم و زياد خودم را درگير موضوعش نمي كنم، چون حداقل در مورد خودم اينگونه معتقدم؛ آنچه از بالا براي من روزي مقدر باشد به همان اندازه هم سهم من خواهد شد.

و حرف آخر...؟
حرف آخر اينكه ؛ آرزو مي كنم هنرمندان و هنرپژوهان ما در كنار كارها و مطالعاتي كه دارند رجوع كنند و تجديد نگاهي داشته باشند به فرهنگ و هنر سرشار و "پر و پيمان" خودمان. ما در زمينه هنر هيچ چيز كم نداريم و اين معدن هنر تاريخي ما بي نظير است. اگر به دوره هاي تمدن و تاريخ هنر كشورمان نيم نگاهي داشته باشيم به عظمت و بزرگي آن پي مي بريم. از كهن ترين دوره ي قبل از " هخامنشي" گرفته تا دوره " اسلامي" همگي ممتاز و بي نظير است. خوشبختانه اين رويكرد تا اندازه اي در هنرمندان ايجاد شده است، اما تقاضاي من از مسئولان و متوليان امر فرهنگ و هنر اين است كه نسبت به اين موضوع با تدابير راهبردي بهتر و با عوامل و مشوق هاي لازم و انگيزشي براي هنرمندان عرصه ي هنرهاي تجسمي اهتمام بيشتري داشته باشند. و ... باسپاس از شما

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید