ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

تابلوهایی مقید به قافیه یا کتیبه هایی وامدار از نیما

آرتنا: به یاد دارم که چگونه «عبدالحسین بنافیان» در دهه شصت در قامت یک هنرمند رزمنده تابلوهایی را برای تلطیف کردن چهره زمخت جنگ و روحیه دادن به سربازان می آفرید و حالا در دهه نود یک گالری شاهد نقشینه های نو و ریشه دار در سنت در کادرهای مربع های جادویی می شود.

zoom
تابلوهایی مقید به قافیه یا کتیبه هایی وامدار از نیما

نوشته: غلامحسین دریانورد / خبرگزاری هنر «آرتنا»

اگر بخواهیم نقاشی های عبدالحسین بنافیان را به شعر تشبیه کنیم بی شک نقش و نگاره های او به شعر آزاد شباهت دارد، همان شعری که به شعر نیمایی موسوم است؛ شعری که وزن دارد، شعری هنوز مقید به قافیه، شعری که هنوز کاملا از سنت نگسسته است، شعری که مدرن است اما نمی تواند از ارزش ها و شکوه سنت چشم پوشی کند. نقاشی هایی که درست و فیکس در چارچوب مربع های خود جا می گیرند و خود را استوار در قالب یک رباعی جای می دهند. گاهی حس می کنیم داریم یک غزل می خوانیم و گاهی نیز سادگی ها و بدویت دوبیتی دارد و البته به معنی این نیست که بنافیان یک شاعر سنتی است. نه همانطور که گفتم او یک نقاش نیمایی است که دوست دارد رنگ قافیه در تابلو هایش طنین انداز باشد و اندیشه های خود را بدون ابهام و پیچیدگی بیان کند.او می خواهد شعر نقاشی هایش بیننده داشته باشد. او با فرهنگ و سنت پیشینیان خود کاملا آگاه است و سعی دارد ما جلوه هایی از این سنت را در نقشینه هایش ببینیم. گویا  او می خواهد قصه گوی نیاکانش باشد .البته با روایتی جدید و قالبی که از نیما وام گرفته است. او همچون نیما، اخوان و... راوی اسطوره ها و نمادهای این کهن بوم و بر است. هر تابلوی این نقاش یک کتیبه است که با تلفیق فضای کلاسیک و دنیای زنده معاصر ما را به شگفتی وامی دارد.

اگر بخواهیم برای نقاشی های وی گرایشی تعیین کنیم باید وی را یک نقاش نوگرا و در ادامه هنر نقاشی نو ایران قلمداد کرد. نقاشی که با اشتیاق جویای راه های نو در هنر است. او با چیره دستی کامل، اسلوبی را به کار می بندد که اصول آن را کاملا می شناسد و با توسل به مولف های ایرانی –اسلامی ما را دعوت به حال و هوایی می کند که گویا ما با آن سال هاست آشنا هستیم.
بنافیان با تجربه های ذهنی و ناخودآگاه خود و پرهیز از تقلید از طبیعت، نقشینه های نو و البته ریشه دار در سنت می آفریند و در کادر مربع های جادویی خود جا میدهد.
نقاشی های بنافیان انتزاعی نیست اگر چه دوست دارد در برخی از تابلو های خود این گرایش هنری را نیز دنبال کند.
تابلو های این نقاش واقعا ضیافتی از رنگ ها و نمادهاست. رنگ هایی که هر کدام یادآور دوره های مختلف تاریخی این زادبوم است. اخرایی، فیروزه ای، سبز آبی و...
در برخی دیگر از تابلوهای این نقاش نوعی ترکیب بندی زیبا و چشم نواز با حروف می بینیم که باز حکایت تسلط وی با هنرهای اصیل ایرانی دارد.
اگر بخواهیم بنافیان را با هنرمند یا نقاشی و یا انسانی شبیه بدانیم، او شبیه خودش است؛ مهربان و دوست داشتنی. این را به واسطه دوستی و شناخت سی ساله ام با او می گویم به خصوص در سالیان دوری که تازه با او آشنا شدم؛ سال های جنگ را می گویم که می توان در این رهگذر هر کسی را به خوبی شناخت. او در آن زمان نوجوانی بیش نبود و البته نقاش و خوشنویس و هنرمندی که از سن و سالش خیلی جلو زده بود. خوشبختانه خیلی زود متوجه شد که تجربه های خود را باید با علم توام کند و به همین دلیل عطش آموختن هنر آکادمیک خود را جبران نمود و به دانشگاه هنر پیوست تا چند سال بعد در قامت یک نقاش، انیماتور و مجسمه ساز موفق ظاهر شود. تا من همچنان به دوستی او افتخار کنم و به یاد آورم که چگونه در دهه شصت در قامت یک هنرمند رزمنده تابلوهایی را برای تلطیف کردن چهره زمخت جنگ و روحیه دادن به سربازان دین و میهن می آفرید و حالا هم در دهه نود یک گالری دیگر شاهد تابلوهای او با بن مایه ها و نقش های ایرانی و اسلامی ست تا ما در ضیافتی از رنگ و نماد و نقش  میهمان این عزیز هنرمند باشیم.
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار