ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

تب تند روزهای مجازی هنر لرستان

آرتنا: لرستان- «امیر دلفانی» نوشت: بهتر است با اندکی تفکر و اندیشه از امکانات مجازی بهره مناسب را بگیریم، در انتخاب کلمات و الفاظ وسواس به خرج داده، در هر مسئله ای بی اندیشه وارد بحث نشویم و وقت بیشتری برای دوستان حقیقی قائل شویم.

zoom
تب تند روزهای مجازی هنر لرستان

نوشته: امیر دلفانی/ دانش آموخته ادبیات دراماتیک و کارگردانی/خبرگزاری هنر «آرتنا»

این روزها در هر محفلی که بنشینی ، پیر و جوان ، زن و مرد ، بزرگ و کوچک به جای نقل قصه ها و متل های قدیمی و خودمانی ، گفتگو پیرامون اندیشه ها و اتفاقات مهم روز دنیا و هم نشین شدن با دوستان و آشنایان ، فضای مجازی تکیه بر مسند امور زده و دوستان مجازی ارزشی دو صد چند برابر دوستان حقیقی را پیدا کرده اند. گذشته را که بنگریم دل تنگِ نامه رساندن ها ، تلفن های عمومی ، تلفن های محلی (که فقط یک خانه از آن محله داشت و در اختیار دیگران می گذاشت) تلفن های هندلی و کامپیوتری و حتی محیط ساده ی فضای اینترنتِ کم سرعت می شویم. آینده را که می نگیریم اما... ترس از تنهایی قلبمان را در هم می شکند. دنیا زیر بال فضای مجازی چنان آدمها را از هم دور کرده است که حتی به فکر شازده کوچولو و روباه هم خطور نمی کرد
روباه گفت: تو اهل اين جا نيستی. پی چی می گردی؟
شازده کوچولو گفت: من پی آدم ها می گردم. اهلی کردن يعنی چه؟
روباه گفت: آدم ها تفنگ دارند و شکار می کنند. اين کارشان آزارنده است. مرغ هم پرورش می دهند و تنها فايده شان همين است. تو پی مرغ می گردی؟
شازده کوچولو گفت : نه؛ من پی دوست می گردم. نگفتی اهلی کردن يعنی چه؟
روباه گفت: اهلی کردن چيز بسيار فراموش شده ای است، يعنی علاقه ايجاد کردن...
علاقه ايجاد کردن؟
روباه گفت : البته . تو برای من پسر بچه ای بيش نيستی. مثل صدها هزار پسر بچه‌ی ديگر، و من نيازی به تو ندارم. تو هم نيازی به من نداری. من نيز برای تو روباهی هستم شبيه به صدها هزار روباه ديگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نيازمند خواهيم شد. تو برای من درعالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنيا يگانه خواهم بود...

فضای مجازی با وجود تمام نکات مثبت و جنبه های آموزشی ، تبلیغی و... آنچنان بخش منفی خود را در جان و روح مردم تزریق کرده که بیهوده نگفته ایم اگر استفاده بی رویه از آن را فوق العاده مخرب و ویرانگر بدانیم. محمد رحیمی و رودابه پرنده در مقاله ای تحت عنوان آسیب شناسی فضای مجازی و خانواده معتقدند که : (گسترش فضای مجازی در حوزه رابطه فرزندان و والدین نیز تغییراتی بوجود آورده است که از جمله آن به کاهش نقش خانواده به عنوان مرجع، کاهش ارتباط والدین با فرزند، شکاف نسلی به دلیل رشد تکنولوژی، از بین رفتن حریم بین فرزندان و والدین و ایستادن در برابر یکی از والدین یا هر دو را می‌توان نام برد.) البته واضح و مبرهن است که هدف نگارنده نگاه جامعه شناسی و ریز بینانه نیست و تنها بحث مورد نظر تلنگری کوتاه نه به افکار عامه ی مردم بلکه به هنرمندان و ورزشکاران هم استانی (و نه بیشتر) و جنبه های مثبت و منفی حضور آنها در گفتمان های شبانه است.
چندی پیش عبداله ویسی از سرمربیان شاخص لیگ برتر در گفتگویی مطبوعاتی از این روند شکایت داشت ، آن روز شاید خیلی ها حس ویسی را نمی فهمیدند ، اما امروز حداقل جامعه هنرمندان لرستان به خوبی می توانند اثرات مخرب استفاده نا به جا و غیر علمی را از فضای مجازی (به خصوص وایبر) را مثل گوشی های تلفن همراه عزیز خود لمس کنند. البته عنوان این مسئله منکر جنبه های سود مند فضاهای مجازی نیست اما تشکیل گروههایی که افکار یک دست ندارند و بدون توجه به شخصیت افراد حاضر در گروهها ساماندهی می شوند به خصوص برای جامعه هنر هر منطقه جغرافیایی خطر آفرین است. حال آنکه افراد شاخص و با تجربه تر کمتر سخن می گویند و بیشتر شنونده هستند و افرادی که برای بهتر دیده شدن جایی از بهتر این محیط ها پیدا نمی کنند متکلم می شوند. روی سخنم با آن دست از دوستانی است که گمان می برند گفتگوی مجازی چاره ساز حل مشکلهاست که صد البته برعکس ، دامن زدن به مشکلات کوچک بارها و بارها از طریق این خط ارتباطی ایجاد می شود و  هنرمند و ورزشکار را دچار روزمرگی و مثل بقیه شدن می برد. بله!!! مثل بقیه شدن ، چرا که همواره هنرمند و ورزشکار از عامه مردم فراتر بوده ، پس باید فراتر از او بیاندیشد. از سویی پرداختن به هر مبحثی در هر اجتماع و انجمنی، نیاز به آمادگی فکری و روانی تمامی افراد دارد. هرجلسه صورتجلسه ای می خواهد ، این امکانات در فضاهای مجازی ممکن نمی باشد و از سوی دیگر تنها حاشیه می آفریند. چرا که همه افراد به درستی از هدف خود اطمینان ندارند و از سویی هویت خود را نمی شناسند. استوارت هال نظریه پرداز فرهنگی انگلیسی / جاماکایی ، از سه مرحله ی تاریخی متفاوت برای هویت نام می برد: هویت روشنگری ، هویت جامعه‌شناختی و هویت پست مدرن (هال و دیگران، 1384: 91).
طبق نظریه ی هال، هویت یا سوژه ی روشنگری بر مفهومی از انسان به عنوان فردی تمام و کمال و یکپارچه استوار بود که ظرفیت‌هایی مبنی بر تعقل، آگاهی و عمل داشت. «مرکز» هویت روشنگری شامل یک هسته ی درونی بود که با تولد فرد برای اولین بار ظاهر و همراه آن شکوفا می‌شد؛ گو اینکه در سراسر زندگی فرد ذاتاً همان (همواره یا عیناً مانند خودش) باقی می‌ماند و مرکز ذاتیِ خود، هویتِ فرد بود. در هویت جامعه شناختی، همان طور که جوامع مدرن پیچیده‌تر شدند، اشکال اجتماعی‌تر و جمعی‌تری به دست آوردند و مفهوم اجتماعی‌تری از سوژه ظهور کرد که طبق آن فرد باید در درون صورت‌بندی‌ها و ساختارهای بزرگ حمایت‌کننده‌ی جامعه‌ی مدرن، مکان یافته‌تر دیده می‌شد.  بر طبق این رویکرد، هویت در «کنش متقابل» بین خود و جامعه شکل می‌گیرد. سوژه هنوز یک هسته و یا ماهیت درونی دارد که «من واقعی» است، اما من‌ واقعی در گفتگوهای مستمر با جهان‌های فرهنگی «بیرون» و هویت‌هایی که ارائه می‌دهد شکل می‌گیرد و تعدیل می‌یابد. (تاجیک، 1384: 93). مدل جامعه‌شناختیِ تعاملیِ مذکور با رابطه ی پایدارش میان «درون» و «بیرون» دستاورد مهمی برای نیمه ی اول قرن بیستم بود. با این همه، در همین دوره، تصویر آشفته‌کننده‌تر و آشفته شده‌ای از سوژه و هویت در جنبش‌های زیبایی‌شناختی و روشنفکری شروع به نمایان شدن می‌کرد. این بینش‌ها چیزهایی را که باید برای سوژه‌های دکارتی و جامعه‌شناختی در مدرنیته متأخر روی می‌داد، پیش‌بینی کردند. سوژه ی پست مدرن، هویتِ برجسته ذاتی و ثابت ندارد. هویت به یک «جشن مواج » تبدیل می‌شود که در ارتباط با شیوه‌هایی از نظام فرهنگی شکل می‌گیرد و متحول می‌گردد که ما را احاطه کرده‌اند و دائماً به وسیله ی آنها بازنمایی می‌شویم و مورد خطاب قرار می‌گیریم (هال‏‏، 1987).
پس می توان گفت این روزها این اماکن ارزش آدمی را نشانه می گیرند و به قول معروف کمال هم نشین (البته به صورت مجازی) در انسان اثر می کند. در این فضاست که حرمت ها شکسته می شود و خوانش های ما از نوشتار پیامکی دیگران متفاوت از ، سو تفاهم و سوء تعبیر پدید می آید و خانه هنری و ورزشیمان نه تنها آباد نخواهد شد، بلکه سرد و خاموش می شود. پس بهتر است با اندکی تفکر و اندیشه از امکانات مجازی بهره مناسب را بگیریم و اندکی در انتخاب کلمات و الفاظ وسواس به خرج داده، در هر مسئله ای بی اندیشه وارد بحث نشویم و وقت بیشتری برای دوستان حقیقی قائل شویم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید