ماه رمضان
تصویر برگزیده

«محمدرضا باطنی» در مراسم شب «سلیمان حییم»:

کار «حییم» فوق طاقت یک انسان است

آرتنا: شب «سلیمان حییم» با حضور بزرگانی همچون خاخام بزرگ جامعۀ کلیمیان، یونس حمامی لاله زار، حسن انوری، محمدرضا باطنی، آرش آبایی، غلامعلی حداد عادل، علی دهباشی، حورا یاوری، داود موسایی، سیامک مرصدق، همایون سامیح، کهن صدق، هارون یشایایی، لئا دانیالی 7 دی ماه 1393 برگزار شد.

zoom
کار «حییم» فوق طاقت یک انسان است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، شب سلیمان حییم صد و هشتاد و دومین شب مجله بخارا بود که با همکاری انجمن کلیمیان تهران، بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار عصر یکشنبه 7 دی ماه 1393 برگزار شد.
در ابتدای این مراسم علی دهباشی از سلیمان حییم چنین یاد کرد:
" سلیمان حییم در سال 1262 (1887 میلادی) در تهران و در یک خانوادة یهودی متولد شد. پدرش «حییم اسحاق» نام داشت و مادرش «خانم» که هر دو شیرازی بودند.
سلیمان حییم در سال 1906 وارد کالج آمریکایی شد که زیر نظر «جردن» اداره می‌شد. در آنجا با زبان انگلیسی آشنا شد و در سال 1915 پس از اتمام تحصیلات در همان کالج آمریکایی به تدریس پرداخت.
با ورود مشاوران اقتصادی خارجی و دکتر میلسپو به ایران حییم با سمت مترجم در وزارت دارایی به کار مشغول شد. بعد از مدتی ریاست دارالترجمة شرکت نفت را به عهده داشت. در همین دوران و شاید قبل‌تر بود که او نیاز به فرهنگ انگلیسی ـ فارسی را احساس کرد و روزی 18 ساعت عمر خود را به این کار اختصاص داد.
حییم در سال 1303 (1924 میلادی) ازدواج کرد و دارای شش فرزند شد.
حییم در پیدا کردن معانی واژه‌ها و اصطلاحات در زبان انگلیسی همت خاصی داشت، و همواره تلاش می‌کرد لغتی را بدون ارائة مشابه آنها در فرهنگ دوزبانة خود راه ندهد.
روایت می‌کنند که حییم در یکی از سفرهای خود به انگلستان نمونه‌هایی از «گِل سرشور» و «سنگ پا» و «سنجد» را با خود به انگلستان برد و از استادان آنجا خواست برای این لغات معادل بسازند.
حییم به ادبیات فارسی بسیار علاقمند بود. در آخرین روزهای زندگی که به بیمارستان منتقل می‌شد از فرزندان خود خواست که غزلیات سعدی و دیوان حافظ را همراهش کنند.
حییم نمونه‌هایی از رباعیات، دوبیتی، غزل، ترجیع‌بند و مثنوی بسیار سروده بود که مجموعه‌ایی از تجربیات شعری حییم نزد خانواده‌اش موجود است. نمونة یکی از اشعار حییم سروده‌ایی است که برای سنگ مزار خود سروده بود.
برادران و خانوادة‌ سلیمان حییم بنیان‌گذار کتابفروشی و چاپخانه و انتشارات حییم بودند که کتاب‌های سلیمان حییم توسط این انتشارات به چاپ می‌رسید.
حییم در خانواده‌ایی بزرگ شد که به موسیقی توجه خاصی داشتند. پدر سلیمان مرحوم حییم اسحاق صدای دلنواز و طرفداران بسیاری داشت. سلیمان نیز آشنایی کامل به تمام دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی داشت و علاقه به تار داشت و خوب می‌نواخت.
یکی دیگر از زمینه‌های ادبی سلیمان حییم این بود که نمایشنامه‌نویسی می‌کرد و به کار تئاتر علاقة خاصی داشت.
اولین نمایشنامه‌ای که نوشت، کمدی «خندة سوزمانی» نام داشت که حکایت یک خانوادة‌ یهودی بود که ماجرای دامادی فرزند خود را شرح می‌دادند. نمایشنامه‌های «یوسف و زلیخا» و «استرمرد خای» و «خشایارشاه» از دیگر کارهای او بود، که چندین مرتبه در سالن گراند هتل در لاله‌زار به اجرا درآمد. بانو لرتا در این نمایشنامه شرکت داشت.
در مراسمی که به مناسبت چاپ اول لغت‌نامة عبری  به فارسی در سالن مدرسة ابریشمی برپا شد، گروه کثیری از ادبا و فضلای وقت همچون دکتر رضازادة شفق، استاد پورداود و... حضور داشتند.
در آن مجلس سعید نفیسی طی سخنرانی مبسوطی دربارة آثار سلیمان حییم گفت: «مردم نگاه کنید، یک مشت پوست و استخوان با عدم امکانات یک‌تنه چه کارهایی انجام داده است.»
فرهنگ‌های حییم بویژه فرهنگ انگلیسی ـ فارسی سرآمد همة‌ فرهنگ‌ها بوده و همواره سرمشق فرهنگ‌نویسان بعدی قرار گرفته است. فرهنگ انگلیسی ـ فارسی عباس آریان‌پور از فرهنگ حییم بسیار بهره برده است و بسیاری از معادل‌های حییم در فرهنگ آریان‌پور عیناً نقل شده است. سال‌ها بعد و با گذشت زمان و تغییرات در زبان،‌ و بسیاری شرایط جدید، لازمة ویرایش تازه‌ایی از فرهنگ حییم حس می‌شد تا این فرهنگ برای دانشجویان و مترجمان بیشتر قابل استفاده شود. به همین منظور انتشارات فرهنگ معاصر دست به این کار زد و ویرایش جدید فرهنگ حییم بوسیلة دکتر محمدرضا باطنی و همکاران وی صورت گرفت. دکتر باطنی در مقدمة خود بر چاپ اول ویرایش جدید فرهنگ انگلیسی ـ فارسی حییم چنین می‌نویسد:
«غرض از این ویرایش این نبوده که ساختار فرهنگ حییم به کلی دگرگون گردد. بلکه هدف این بوده که ضمن حفظ هویت فرهنگ حییم، گَردِ زمان از چهرة آن پاک شود.»
سلیمان حییم سرانجام در 25 بهمن 1348 در سن 86 سالگی در تهران درگذشت."
سپس علی دهباشی از دکتر سید مصطفی محقق داماد دعوت کرد تا اولین سخنران این نکوداشت باشد.
و دکتر محقق داماد سخنان خود را چنین آغاز کرد:
" سلام بر تمام انبیای الهی، سلام بر ابراهیم، سلام بر موسی، سلام بر عیسی و سلام بر محمد بن عبدالله.
در آستانۀ هفتاد سالگی هستم . به خاطر دارم که چهارده ساله یا پانزده ساله بودم که با دیکشنری حییم آشنا شدم. دانستم که این کلمه به چه معناست. بعدها فهمیدم که این کلمه عبری است و نویسنده‎اش یکی از هموطنان و همشهریان عزیزمان، کلیمیان است. آنچه امروز خدمتتان ارائه می‎شود باز هم کار دیگری از این بزرگوار است . به نظر من ، روزی که من این کتاب را دیدم و دوستان عزیز آن را آوردند پیش من ، از آن روز تا به حال که آن را ورق می‎زنم و مطالعه می‎کنم، به نظر من کار بسیار لازمی بود این کار، انتشار این کتاب. برای این که  به هر حال بخشی از پاره تن کشورمان کیلیمان عزیز هستند. من خوشم نمی‎آید و اصلاٌ زشت می‎دانم که از کلمۀ اقلیت اصلاٌ استفاده کنم . اقلیت ، اکثریت اصلاٌ به چه معناست. همه ایرانی هستیم و مفتخر به ایرانی بودن.
قطع نظر از این مسئله، برای من به عنوان یک طلبه، طلبۀ اسلام خوان، زبان عبری نقش بسیار مهمی دارد. زبانی است بسیار نزدیک به زبان عربی. اگر کسی خوب بخواهد زبان عربی را خوب بفهمد،باید دستی در عبری داشته باشد . این جمله معروف است که این دو زبان به قدری به هم نزدیک‎اند که می‎گویند تفاوتی که بین دو کلمۀ عبری و عربی هست بسیار اندک است. از نظر حروف که تفاوتی با هم ندارند، جز حرف « ب» که در یکی قبل از « ر» است و در دیگری بعد از « ر» این قدر این دو کلمه به هم نزدیک‌‎اند. در مورد کلمات هم ، همانطور که شما خود تخصص دارید، می‎بینید. همین کلمه « حییم» از « حی» می‎آید که در عبری « حی» یعنی زنده. « حییم» یعنی حیات، یعنی زندگی. یا « حکیم» که در عربی هست و « خاخام» در عبری. « ثبت» در عربی و « شبت» در عبری. کلمات خیلی زیادند. و برای این که کسی خوب عربی را بداند ، بایستی عبری را خوب بداند. کسی نمی‏‎تواند مدعی دانستن ادبیات عرب باشد، بدون آن که از عبری آگاهی داشته باشد.
مطلب دوم این است که ،دوستان عزیز کلیمی، خانم‎ها و آقایان، در زمانی زندگی می‎کنیم که ادیان خشن، بد چهره و کریه در دنیا تلقی می‎شوند و ارائه می‎شوند، به دلیل کارهایی که از همۀ ما سر زده، به نام دین. ما برای این که بتوانیم چهره مهربان ادیان را نشان بدهیم، باید دو مرتبه الهیات را بازخوانی بکنیم. برای بازخوانی الهیات، زبان عبری در درجه اول لازم است. "
در بخشی دیگر دکتر محقق داماد با خواندن آیه‎ای از قرآن کریم افزود " مؤمنان با هم بردارند. و من در مقاله‎ای که اخیراٌ در حقوق بین‏الملل چاپ کردم، آنجا اثبات کردم که بنا بر قرآن مجید برادری جهانی از تعلیمات اسلام است. در قرآن هشت جا انبیاء برادر قوم خویش شمرده می‎شوند. قومی که مخاطبشان مشرک است. در قرآن مجید برادری جهانی وجود دارد. در قرآن مجید ما معتقدیم که دو برادری وجود دارد. یکی برادری ایمانی است و دیگری برادری انسانی. در قرآن مجید آمده که همسایه‏ات را دوست داشته باش. اما یک جمله‏ای در جملات امیرالمؤمنین آمده که مالک اشتر می‎فرماید که در دنیا یک حیوان درنده بر مردم نباش. مردم بر دو صنف بیشتر نیستند، یا برادر دینی تواند یا برادر انسانی تواند. انسان محترم است و انسان کبیر است. جملۀ مولاست. کوفی عنان در 1997 گفت که این جمله باید در بالای هر سازمان بین‏المللی نوشته بشود و یکی از منابع تشریع حقوق بین‏الملل شناخته شود. "
دکتر محقق داماد در ادامه با خواندن آیه‎ای از تورات به زبان عبری، چنین ادامه داد: " عده‏ای این آیه را این طور ترجمه کرده‏اند که « هم کیش خودت را مانند خودت دوست داشته باش.اگر همین باشد ، مهم نیست چون باز دوباره هم کیش یعنی هم دین خودت. باز دوباره درجه یک و درجه دو می‎شود. باز دوباره انسان خودی و غیرخودی می‏شود. بعضی کمی بهتر ترجمه کرده‏اند. گفته‏اند برای دیگری آن را بخواه که برای خودت می‏خواهی. اگر این باشد این همان جمله‏ای است که حضرت مولا ، البته پیغمبر اسلام هم فرموده، قبل از ایشان هم دیگران گفته‏اند. به قول معروف از یونان باستان است و به قول کانت قاعدۀ اخلاقی است . یعنی خودت را میزان قرار بده. این را کانت می‏گوید که قاعدۀ اخلاقی است. میزان اخلاق این است که آنچه را برای دیگری می‏خواهی برای خودت بخواه و آنچه را برای خودت نمی‏خواهی برای دیگری هم نخواه. این جملۀ عبری هم ممکن است همین معنا را داشته باشد. اما جناب آقای سلیمان حییم اینجوری ترجمه کرده‏اند و من خیلی دلم می‏خواهد که معنایش همین باشد. که هم نوع خودت را مانند خودت دوست بدار."
سپس حجت الله السلام علی یونسی، معاونت رئیس جمهور در امور اقلیت‎های قومی و دینی از انتشار این کتاب سخن گفت: " همانطور که شما در فهرست این برنامه می‎بینید نامی از من نیست و قرار هم نبوده که من برای شما فرهیختگان سخنرانی کنم ولی لازم است که من از این فرصت استفاده کنم و ارادت خودم را به محضر شما فرهیختگان، علما و دانشمندان و سرور خودم آیت الله دکتر محقق داماد و هموطنان کلیمی‎ام ابراز کنم.
اولین باری است که من به این مؤسسه ( بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار) می‎آیم. خیلی مختصر از آیت الله دکتر محقق که خود ایشان مؤسسه را به این وضعیت آراسته است و از شخصیتی مثل ایشان زیبنده است که چنین مکانی و نیز در مورد خوبی هم ، پاسداشت دانشمندان ایرانی که همۀ عشق و علاقۀ خود را برای پیشرفت علمی، حکمت، دانش و زبان و ادبیات و تمدن ایرانی به کار گرفته‏اند به نحوی که حق حیات به گردن همۀ ما ایرانیان دارند. هر ایرانی با این جلوه و با این لغت‎نامه و این دانشمند آشناست و برای همۀ ایرانیان مورد احترام هست . هیچ ایرانی به ذهنش خطور نمی‎کند که این دانشمند، حییم ، مسلمان هست یا کلیمی . دانشمند است و ایرانی. دین و معرفت سنخ خداست، سنخ آسمان است و به همۀ انسانها تعلق دارد. تمدن ایران زمین ، تمدن اسلامی، همۀ آنچه ما ایرانیان به آن افتخار می‎کنیم دست پخت دانشمندانی است که از همۀ ادیان توحیدی در آن نقش داشتند. و ایشان هم یکی از بزرگانی است که در پاسداشت و در بزرگداشت زبان و ادبیات فارسی نقش بزرگی داشتند. همۀ ما مدیون چنین شخصیت‏هایی هستیم و من تکریم می‎کنم این شخصیت بزرگ را و بر خود لازم می‎دانم که در این تکریم و بزرگداشت مشارکت کنم."
سپس نوبت به دکتر غلامعلی حداد عادل، ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسید تا به سخنرانی درباره سلیمان حییم بپردازد.
"بنده به سه دلیل اینجا در خدمت شما هستم.یکی اشاره دوست و همکار گرامی ما در مجلس، نماینده جامعۀ کلیمیان ایران، آقای دکتر سیامک مُرصدق بود که بنده را از برپایی چنین مجلسی مطلع کردند و رد درخواست ایشان برای من ممکن نبود.اما دوم من به اعتبار مسئولیتی که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی دارم و این جلسه برای رونمایی از فرهنگ لغت برپا شده است. و سوم این دینی است که شخص خود من به شخص حییم دارم.
بنده زبان انگلیسی را بیشتر به کمک فرهنگ لغت حییم آموختم. سیزده چهارده ساله بودم که همۀ عیدی‎هایم را جمع کردم که شد چهارده تومان و ایام عید که تمام شد راه افتادم در خیابان شاه آباد قدیم، جمهوری فعلی که راستۀ کتابفروش‎ها بود. تصمیم داشتم که تمام چهارده تومان را کتاب بخرم. حالا یا خودم اسم این فرهنگ را شنیده بودم یا کتابفروش با فرهنگی به من پیشنهاد کرد که این کتاب را بخرم. من با آن چهارده تومان پنج شش کتاب خریدم. و یکی فرهنگ حییم بود. از 1338 تا به حال که می‎شود پنجاه و پنج سال ، تمام سال‏های دبیرستان و تمام سال‏های دانشگاه ، این فرهنگ لغت کتاب دم دستی من بوده و حقیقتاٌ از آن استفاده می‎کردم و این کتاب را هم آوردم که گواه عاشق صادق در آستین باشد. آنقدر من از این فرهنگ لغت استفاده کردم که جلد اصلی آن مندرس شد، دادم صحافی کردند و از بس به این لبۀ صفحات سر انگشت کشیده بودم، لبه این صفحات مضرس شده، دندانه دندانه شده است."
دکتر حداد عادل در بخشی دیگر از سخنان خود به دانشنامه جهان اسلام و مدخل حییم در جلد هجدم آن اشاره کرد و شرح حال سلیمان حییم را از این مجلد برای حاضران خواند. و سپس از نامۀ مجتبی مینوی خطاب به یحیی مهدوی حکایت کرد که در آن نامه می‎گوید کسی را شایسته‎تر از سلیمان حییم برای نوشتن فرهنگ فارسی جدید نمی‎دانست.
و بعد از آن علی دهباشی از دکتر یونس حمامی لاله‎‏زار، خاخام بزرگ جامعۀ کلیمیان ایران دعوت به سخنرانی کرد.
دکتر حمامی لاله‎زار پس از سلام و سپاس از برگزارکنندگان و حاضرانی که برای رونمایی از کتاب فرهنگ عبری آمده‎اند و افزود: " مقدمات این کار را خود مرحوم سلیمان حییم فراهم کرد و نمونه‎‏های دست نویس خود او هم موجود است که بخشی از این دست نویس‏ها نیز در اینجا به نمایش درآمده است و من اکنون قصد دارم که او را بیشتر بشناسیم.
در یهودیت هم مانند سایر ادیان الهی تأکید فراوانی بر فراگیری علم وجود دارد و از نگاه دین ما کسی فقیر و مسکین است که بی‏سواد است. و ضرب‎المثلی در میان ما رایج بوده که می‎گوید کسی که دانش دارد همه چیز دارد و اگر این را ندارد چی دارد. "
دکتر لاله‎زار در بخشی دیگر از سخنان خود چنین گفت:« فرهنگی اکنون در اینجا رونمایی می‏شود، نزدیک به دوازده سال می‏شود که در این دوران اخیر ما روی آن کار کرده‏ایم تا در حد توان خودمان آن را به روز برسانیم. همانطور که گفتم پایه اصلی و شالوده آن را خود مرحوم شادروان سلیمان حییم گذاشته بود. و بزرگان دیگری هم کار ایشان را ادامه دادند و بعد هم به همت انجمن کلیمیان، آقای یشایایی این کار تداوم یافت و نهایتاٌ به امروز رسید. "
سپس دکتر محمدرضا باطنی از سلیمان حییم و فرهنگ‎نامه نویسی سخن گفت: " من واقعاٌ مفتخرم که در مجلسی که برای بزرگداشت دانشمندی در حد سلیمان حییم برگزار شده است شرکت می‎کنم . من به سه دلیل علاقمند بودم و هستم که در این مجلس شرکت کنم . یکی این که خودم فرهنگ نویس هستم، مخصوصاٌ در همان زمینه‎ای که حییم کار کرده است، یعنی فرهنگ دو زبانۀ انگلیسی ـ فارسی. دلیل دیگر این که من در مؤسسه فرهنگ معاصر کار می‎کنم که ناشر فرهنگ‎های مرحوم سلیمان حییم است. و سوم این که من شخصاٌ یکی از فرهنگ‏های سلیمان حییم را ویرایش کردم. ویرایش نه به معنایی که امروز به کار می‎بریم، یعنی این که نوسازی کردم. یعنی آن را به روز آوردیم.
فرهنگی که پنجاه سال پیش نوشته شده امروز کارآمد نیست. کلماتی مانند روغن چراغ و سفیداب و ملکی و آرخالق و این جور کلمات دیگر در زبان ما استفاده نمی‎شوند. کلماتی مثل خودپرداز، عابر بانک، کارت نقدی، کارت اعتباری آمده، کفش پاشنه تخم مرغی آمده و بسیاری چیزهای دیگر. و ما نباید دلخوش کنیم که فرهنگ پنجاه سال پیش حییم را داریم. آن فرهنگ بسیار ارزشمند است ولی یک چیز عتیقه است. خوشبختانه فرهنگ معاصر یکی از کارهای بسیار مفیدی که کرد این بود که دست زد به روزآمد کردن فرهنگ‎های حییم. تا آن جایی که حافظۀ من یاری می‎کند تمام فرهنگ‎های حییم روزآمد شده‏اند. لغاتی که بوی کهنگی می‎داد، برداشته شد و به جای آنها چیزهایی گذاشته شده که به درد مراجعه کننده می‎خورد. یعنی می‏‎تواند از آنها استفاده کند. "
و سپس دکتر باطنی با اشاره به این که فرهنگ‏نامه‎نویسی در دهه‎های اخیر بسیار فرق کرده، افزود: "ما امروز که کار می‎کنیم، در همان خطی که حییم کار می‎کرد، بیش از شش یا هفت فرهنگ یک زبانۀ معتبر در اینترنت داریم. شش یا هفت فرهنگ کاغذی معتبر دور و بر میزمان است. و هیچ کدام از این امکانات در اختیار حییم نبود. او باید به شمِ زبانی خودش مراجعه می‎کرد یا می‏پرسید که این لغت چه معنی می‎دهد. یا این که لغات معنی را خودش حدس بزند."
دکتر باطنی در بخشی دیگر از سخنان خود چنین گفت:" شعری دیدم که فکر کردم بیانش در اینجا خوب است. حاصل عمر نه این است که گنجی بنهی/ کار نیکی است که نامی ز تو بر جا بنهد. حییم این کار نیک را شروع کرد و به سرانجام رساند. واقعاٌ کاری که حییم کرد فوق طاقت یک انسان است. معلوم است که این کار را با تمام دلبستگی ، شور و زندگی‎اش انجام داده است. هیچ فرهنگ‎نویسی نیست که در کار نوشتن فرهنگ نگاهی یا نیم نگاهی به حییم نکرده باشد. در میان آدم‏هایی به سن و سال من هیچ کس نیست که به دورۀ لیسانس رسیده باشد و از فرهنگ‎هایی حییم استفاده نکرده باشد. من در دانشسرای عالی بودم و کتابخانه آنجا دو جلد از فرهنگ حییم داشت. و این کتاب اینقدر متقاضی داشت که یک کاغذ می‎چسباندند دم گیشه کتابخانه و بچه‏ها یکی دو ساعت قبل از آن که کتابخانه کارش را شروع کند می‎آمدند و نامشان را در آن کاغذ می‎نوشتند که اولویت با آنها باشد. و من خودم وقتی به عنوان شاگرد اول برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم فرهنگ‏های حییم را با خودم بردم. بنابراین من شخصاٌ وامدار حییم هستم.یکی از عللی که اینجا آمدم همین است، آمدم که این وام را ادا کنم.
آثار حییم آثار یک ایرانی فرهیخته است که کار نیکِ نوی او ، او را و نام او را سالها زنده نگه خواهد داشت."
دکتر سیامک مُرصدق، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی سخنران بعدی این مراسم بود و وی چنین گفت:
" من در اینجا فقط قصد دارم به یک نکته اشاره کنم و آن هم نقشی است که یهودیان در طول تاریخ بشر و به ویژه در ایران در فن ترجمه داشتند. به خاطر خصوصیتی که با شغل و پیشۀ یهودیان در طول تاریخ همراه بوده و جزو گروه‏هایی بودند که به خاطر شرایط خاص بیشتر از بقیۀ مردم در رفت و آمد بودند، بین فرهنگ‎های مختلف همواره پل زدند. ما حتی در دوران یونان و روم می‎بینیم که کسانی که فلسفۀ رومی را به جهان اسلام وارد می‎کنند، در واقع به نحوی دانشمندان یهودی هستند . حتی اگر به قدیمی‎ترین ایام از تاریخ فلسفه جهان اسلام برگردیم، می‎توانیم این رد پا را ببینیم. حتی در تاریخ معاصر ایران، یهودیان یک دریچۀ دو جانبه بودند. شاید جالب باشد بدانیم که اولین متون فارسی که به طور جدی مورد مطالعۀ مستشرقین قرار گرفته یک متن فارسی یهود بوده در رابطه با تجارت چند رأس گوسفند که به خط فارسی ـ یهود نوشته شده در محل فعلی افغانستان امروز. و از آن بارزتر نقشی است که ایرانیان یهودی در فن ترجمه داشتند. "
دکتر مُرصدق در ادامه سخنانش چنین افزود:" اما ما اعتقاد راسخمان این است که علم به کیش خاصی تعلق ندارد. علم ، فرهنگ و هنر میراث کل بشری است و تمام افراد بشر در آن سهیم‏اند. گاهی من فکر کردم که چقدر دعوای بی‎معنایی است که گاهی ما با ترک‏ها و یا عرب‏ها بر سر اصلیت مولوی داریم. مولوی مال کسی است که مولوی را درک می‎کند. حالا هر زبانی هم که داشته باشد. چون فرهنگ و هنر و زیبایی ملکیت بردار نیست. مرحوم سلیمان هم به همۀ مردم ایران تعلق دارد. "
دکتر مُرصدق در بخشی دیگر از سخنرانی‎اش چنین گفت،" شاید یکی از افتخارات فرهنگ ایران این است که ما در طول تاریخ هیچ وقت کشوری تک زبانی، کشوری تک مذهبی، یا کشوری تک نژادی نبودیم. همواره پیروان ادیان متفاوت، با گویش‏های محلی متفاوت ، با حفظ یک زبان رسمی به عنوان زبان مرجع کشور کنار هم دیگر زندگی کردند. و بی‎شک بخش عمده‏ای از باروری و رشد فرهنگی کشور ما مدیون این هم‎زیستی است که در طول تاریخ شکل گرفته است."
در پایان دکتر مرُصدق از علی دهباشی به عنوان کسی تشکر کرد که سبب شده وی از همان دوران مجله کِلک بیشتر و بعدها با مجله بخارا  با فرهنگ و ادب ایران آشنا شود.  
سپس نوبت به سخنان دکتر همایون سامیح ، ریاست انجمن کلیمیان تهران رسید که وی نیز چنین گفت:
"آنچه که باید گفته شد. من فقط از طرف دیگری به مسئله نگاه می‎کنم . سلیمان حییم در آن سالها، در دهۀ اول 1300 که بیشتر جامعۀ ایران بی‏سواد بوده‏اند، توانست فرهنگ لغتی را بنویسد که باعث ارتقای علم و دانش در ایران بشود. دستیابی دانشمندان ایرانی به علم غرب، به منابع غربی و همچنین منابعی که به زبان انگلیسی بود، باعث ارتقای دانش و همچنین فرهنگ جامعۀ ایرانی شد که مرهون این شخصی بودیم که در سال 1300 شروع کرد به تدوین فرهنگ انگلیسی ـ فارسی، فارسی ـ انگلیسی که خود موجب پیشرفت فراوانی در جامعۀ ایرانی شد. همچنین تدوین فرهنگ عبری ـ فارسی هم یکی از کارهای بزرگی بود که حییم انجام داد و وی در 1344 تصمیم گرفت فرهنگ فارسی به عبری را نیز به انجام رساند. چهار سال پیاپی نیز روی این فرهنگ کار کرد که متأسفانه اجل فرصت نداد، کار نیمه تمام ماند و موفق به چاپ آن نشد. و از آن زمان تا کنون افراد بسیاری در ویرایش این فرهنگ دست داشته‎اند و برای آن زحمت کشیده‏اند."
داود موسایی ، مدیر نشر فرهنگ معاصر سخنران بعدی این مراسم بود که از سلیمان حییم چنین یاد کرد:
" آشنایی من با نام زنده‎یاد سلیمان حییم به سال 1345 برمی‎گردد، هنگامی که در یک کتابفروشی در مقابل دانشگاه تهران مشغول به کار شده بودم. این نام از همان زمان و تا کنون همراه من بوده است.
قبل از انقلاب با توجه به این که در حوزه صحافی کتاب فعال شده بودم، برای دریافت کارهای چاپی و صحافی با زنده‎یاد بروخیم آشنا شدم. این آشنایی از سال 1350 شروع شد و تا زمانی که در ایران فعالیت داشتند برقرار بود و من از ایشان سفارش کار دریافت می‎کردم. کارهای صحافی همین فرهنگ‏هایی که در حال حاضر انتشارات فرهنگ معاصر مشغول به انتشار آنهاست. در آن زمان همان طور که با انتشارات بروخیم همکاری داشتم با دیگر ناشران هم همکاری می‎کردم ، از جمله انتشارات امیر کبیر و شاهد آن بودم که انتشارات امیرکبیر فرهنگ‎هایی با کیفیت‎هایی بسیار عالی منتشر می‎کند. برعکس انتشارات بروخیم که با کمترنی کیفیت ممکن این فرهنگ‏ها را منتشر می‎کرد. در طی مدت 8 ـ 7 سالی که با کتابفروشی بروخیم همکاری داشتم گاهی اوقات به علت هم مسیری با زنده یاد بروخیم ایشان را نیز می‎رساندم و طبیعی است که در طول راه گفتگوهایی انجام می‎شد، از جمله موارد که مرتب به ایشان گوشزد می‎کردم این بود که به زودی فرهنگ‏هایی حییم به علت قدیمی بودن و ارائه نامناسب از گردونه فروش خارج خواهند شد و ایشان ابراز می‎داشتند که همین‎ها خوب است و چندی پیش با یک نفر در این مورد صحبت کردم که مقداری لغت جدید به این فرهنگ اضافه کند. ولی ایشان برای هر لغت یک تومان درخواست کرده و این خیلی زیاد است . به هر صورت استنباط من این بود که ایشان پا به سنین پیری گذاشته و این کار انتشار فرهنگ برایش بیشتر جنبۀ سرگرمی دارد تا توسعه انتشارات. در صورتی که اصرار من این بود که اگر این فرهنگ به روز شود ، با توجه به سابقه بسیار خوبی که فرهنگ‎های حییم دارند، کسب و کار چاپ و صحافی من هم رونق می‎گیرد. ولی متأسفانه هر بار این که این مسئله مطرح می‎شد ایشان اذعان می‎کردند که همین‎ها خوب است و من که در آن روزگار جوان بودم و به دنبال آینده همیشه با خود می‎گفتم که اگر روزگاری چاپ این فرهنگ‏ها به دستم بیفتد باید آنها را احیا کنم. آرزویی تا حدی دست نیافتنی.
بعد از انقلاب اسلامی و تعطیلی کتابفروشی بروخیم من به جستجو پرداختم و از خانواده و ورثه زنده‎یاد حییم امتیاز چاپ و نشر این آثار را دریافت کردم که این خود داستانی شنیدنی دارد. و به هر حال طی مراحل قانونی که مدت زمان زیادی طول کشید امتیاز این آثار به فرهنگ معاصر واگذار شد. در سال 1360 اولین فرهنگ کوچک حییم به شکل بسیار مناسب با چاپ و صحافی بسیار خوب منتشر شد. از همان زمان پیگیر ایده‎های اولیه بودم. پس از این که دو سه سالی از انتشار این آثار گذشت، به دنبال افرادی بودم تا این فرهنگ را روزآمد کنند. شروع این کار با توجه به عدم وجود سنت‎های فرهنگ نویسی و روزآمد کردن در ایران بسیار دشوار بود. تا این که در اردیبهشت 1362 با همکاری اساتید زبان شناسی مانند استاد دکتر محمدرضا باطنی ، زنده‎یاد دکتر محمد علی حق شناس ، دکتر حسین سامعی، زنده یاد کریم امامی و افراد دیگر در یک واحد آپارتمان کوچک که محل کسب و کارم بود ـ واحدی به نام واحد پژوهش ـ دایر کردیم که یکی از اهداف آن روزآمد کردن فرهنگ‎های حییم بود. با همکاری دکتر محمدرضا باطنی و دکتر حسین سامعی و تنی چند از افراد حاضر در واحد پژوهش در سال 71 اولین ویرایش فرهنگ انگلیسی فارسی کوچک حییم منتشر شد  و طی سالهای بعد هم کلیه فرهنگ‎های حییم یک بار بازآرایی شده و 4 عنوان مهم آنها نیز روزآمد شدند که در اینجا از تمامی آنها که برای این امر همت گماشتند سپاسگزاری می‎کنم.
اما چرا من تا این حد اصرار داشتم که این فرهنگ مجدداً زنده و احیا شود؟ به یاد دارم هنگامی که با مرحوم بروخیم همکاری داشتم در یکی از روزهایی که کتاب‎های صحافی شده را به انبار ایشان منتقل می‎کردم، به طور اتفاقی روزنامه‏ای در کف انبار نظرم را جلب کرد که مصاحبه‏ای بود با مرحوم حییم. چیزی که از آن مصاحبه در ذهنم مانده است این بود که اگر من مردم نگذارید فرهنگ‎هایم بمیرند. و مشابه این گفته را مرحوم فرج الله سلیمان زاده ( خواهرزاده زنده یاد حییم و وصی قانونی ایشان ) می‎گفتند: « دایی‎ام روی تخت بیمارستان با دستان و صدای لرزان می‏‎گفت نگذارید فرهنگ‎هایم بمیرند. فرهنگ‏هایم را زنده نگه دارید.» من خوشحالم که در اینجا بگویم من به این وصیت انسانی، فرهنگی عمل کردم. شاهد آن مجموعه کاملی است که ملاجظه می‎فرمایید و اما در مورد زنده یاد حییم و کار بزرگ و کارستان ایشان:
حدود 34 سال است این مؤسسه تأسیس شده که 29 سال از آن در حوزۀ تحقیق و پژوهش بوده است. از این روست که می‎توانم اظهار کنم که کاری که سلیمان حییم انجام داده در حد و اندازه یک انسان معمولی نیست. اعتقاد شخصی‎ام این است که ظاهراٌ در هر 100 سال در هر زمینه‏ای فردی می‏آید که دست به کاری می‎زند که مثل هیچکس نیست. کار این انسان‎های فرازمینی به گونه‎ای است که با هیچ متر و معیاری قابل اندازه گیری نیست. در حوزه فرهنگ نویسی در ایران سلیمان حییم یکی از آنهاست. یک فرد به تنهایی یک مجموعه فرهنگ به نام‎های :
1. فرهنگ دو جلدی انگلیسی فارسی چاپ اول حدود 1500 صفحه در 1308
2. ویراست دوم همین فرهنگ در 1322 در دو جلد حدود 2800 صفحه
3. فرهنگ فارسی انگلیسی دو جلدی 2400 ص
4. فرهنگ یک جلدی انگلیسی فارسی آخرین چاپ ناشر قبل در حدود 1400 ص
5. فرهنگ یک جلدی فارسی انگلیسی1000 ص  
6. فرهنگ کوچک انگلیسی ـ فارسی چاپ اول حدود 700 ص در 1332
7. ویراست دوم همین فرهنگ 800 ص در 1335
8. فرهنگ کوچک فارسی انگلیسی چاپ اول 640 ص در 1333
9. فرهنگ کوچگ فارسی انگلیسی ویراست دوم 800 ص اسفند 1336
10. فرهنگ ضرب المثل‏‎های فارسی ـ انگلیسی  حدود 900 ص
11. فرهنگ فرانسه فارسی جیبی کوچک حدود 1000ص
12. فرهنگ عبری فارسی حدود 1000 ص
13. فرهنگ فارسی عبری که امروز رونمایی آن است و نمی‎دانم چند صفحه است که تعداد حدوداً 15000 صفحه را تألیف و تدوین تموده است، نمونه خوانی و غلط گیری کرده که به قول زنده یاد کریم امامی « فرهنگ‏‎های حییم از بی‎غلط ترین فرهنگ‎هاست» آن هم با امکانات حروف چینی دستی و کلیشه‎سازی در آن زمان. برای اهمیت کار ایشان همین بس که فرهنگ‏های انگلیسی ـ فارسی را تدوین نموده ، نمونه خوانی کرده و تمامی آنها در زمان حیات خودشان روزآمد شده‎اند. در مورد فرهنگ فارسی به انگلیسی وضعیت به گونه‏ای دیگر بوده است. تصور کنید 80 و اندی سال قبل نه فرهنگ دهخدا وجود داشت، نه فرهنگ معین ، نه فرهنگ عمید . این بزرگ انسان نخست لغات فارسی را که برای آن روزگار کاربرد داشته استخراج و جمع‎آوری نموده، سپس معادل سازی انگلیسی نموده و برای استفاده خارجیان تلفظ فارسی لغات را داده، یعنی شش عنوان فرهنگ انگلیسی فارسی و فارسی انگلیسی. یک جلد ضرب المثل‎های فارسی انگلیسی که برای اولین بار منتشر شده، فرهنگ کوچک فارسی ، فرهنگ عبری ـ فارسی و اکنون هم چشممان به فرهنگ فارسی عبری ایشان روشن می‎شود. بدون شک کار کارستان سلیمان حییم را عشق به کار پیش برد. چون با هیچ معیاری قابل اندازه‎گیری نیست، کپی قراردادهای زنده یاد با ناشرانش، برادران بروخیم در آرشیو ما هست . به عنوان ناشر و یک ایرانی نمی‎توانم قدردان او نباشم. استاد بزرگ فرهنگ نویسی امروز جناب آقای دکتر باطنی در میان ما حضور دارند و با توجه به کارهای تحقیقی که در طول 30 سال در انتشارات فرهنگ معاصر انجام داده‎اند فقط می‎توانند قضاوت کنند که چه کار مشقت باری را زنده یاد حییم انجام داده است."
در بخشی دیگر از این مراسم و در فیلمی ویدئویی اسماعیل جمشیدی حکایت دیدار و مصاحبه با سلیمان حییم را بازگفت:
" روزی که تصمیم گرفتم با آقای سلیمان حییم مصاحبه کنم، اول نگران بودم که با مردی بداخلاق و ترشرو و بی حوصله رو به رو شدم اما وقتی تلفن کردم استقبال خوبی کرد و وقتی به خانه اش رفتم این استقبال دو چندان شد.
برای من مهم بود که این مردی که را تا این اندازه در جامعه ما اهمیت داشت و به گسترش فرهنگ و دانش کمک کرده بود معرفی کنم.
حییم در همان چند دقیقه اول مرا فوق‎العاده تحت تأثیر قرار داد، با رفتار و گفته‏هایش. و برای ما خیلی زود معلوم شد که این آدمی که فکر می‎کردم خیلی بد اخلاق و ترشرو هست، شاعر است و موسیقیدان و بسیار دوست. برای ما تار زد و شعر خواند و مقدار زیادی از حرف‎ها و شعرهایش را به من داد و وقتی نگرانی‎ام را به او گفتم که نمی‎ترسد اینها را من به او برنگردانم. در جوابم گفت به درد شما بیشتر می‎خورد و وقتی چند سال بعد از آنها در جایی دیگر استفاده کردم پیش بینی او درست از آب درآمد. "
دکتر حورا یاوری نیز در بخشی دیگر از این فیلم ویدئویی درباره سلیمان حییم چنین گفت:
" آقای سلیمان حییم در دوره‎ای از تاریخ ایران به وجود آمده و زندگی‎اش را گذرانده که همه چیز در فرهنگ و سرزمین ما در حال تحول و دگرگونی بود. سلیمان حییم به آن گروه از تیزهوشان و باریک نگران جامعه ما متعلق است که متوجه این تحول و دگرگونی شد و با جدّیت تمام درصدد رفع برخی از نیازهایی که این تحولات و دگرگونی به وجود آورده برآمده است.
درک این که جامعه به دلیل برخورد با غرب و تمدن غرب ، نیاز به واژه‎ها و مفاهیم و اصطلاحاتی دارد که تا آن زمان مورد نیاز نبوده، آقای سلیمان حییم را به تدوین فرهنگ‎نامه‎هایی تشویق می‎کند که بسیاری از نیازهای آن زمان ایران را برآورده کرده برای کسانی که به این واژه‌‎ها و مفاهیم احتیاج داشتند و در عین حال راه را برگشوده برای پژوهشگران و محققانی که درصدد تکمیل این فرهنگ برآمدند.
نام سلیمان حییم به عنوان یک بنیان‎گذار و به عنوان یک راه گشا برای تدوین این فرهنگ‎نامه‎ها همیشه در فرهنگ ایران جاویدان خواهد ماند."
 و در پایان و در بخش رونمایی از فرهنگ فارسی ـ عبری حییم ، علی دهباشی از خاخام بزرگ جامعۀ کلیمیان، دکتر یونس حمامی لاله زار، دکتر حسن انوری، دکتر محمدرضا باطنی، مهندس آرش آبایی، داود موسایی، دکتر سیامک مُرصدق، دکتر همایون سامیح ، دکتر کهن صدق، هارون یشایایی، خانم لئا دانیالی، آقای دل رحیم، و آقای ابطحی دعوت کرد تا از این کتاب رونمایی کنند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید