تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

بوي برف و نظريه دريافت و بينا متنيت

آرتنا: حميد رضا اكبري نوشت: «بوي برف» يك رمان چند وجهي در ابعاد تاريخي و اجتماعي در فضايي رمزگونه و هوشيارانه مي باشد. نامي كه بر پيشاني كتاب آمده نيز خود نشانه اي است.

نوشته: حميد رضا اكبري شروه /خبرگزاری هنر «آرتنا»

رمان «بوي برف» نوشته شهلا شهابيان توسط نشر ققنوس در سال 1393 منتشر شد.
كتاب در خوانش اول با بوي برف آغاز مي گردد. از ديد نمادشناسي برف اسطوره اي ايراني ،پديده اي خجسته و با شكوه و اهورايي به حساب مي آيد و سفيدي برف از منظر ايرانيان فرخنده بوده است .در خوان هايي كه پهلوانان آييني از آنها مي گذرند تا به پاكي و پالايش برسند  ما به نماد برف برمی خوریم و در خوان هاي نهايي هنگامي كه پهلوان به فرجام نبرد و تلاش شگرف و دشوار خود مي رسد برف نمود يافته و رخ مي نمايد. پس نام كتاب خود نشانه است . تصاوير روي جلد كتاب نيز در حالت اول چنين نمودي را به من منتقل كردند كه البته خواننده در خوانش رمان و در لابلاي متن به تاويل هاي متفاوتي مي رسد كه اين از ابتكارات نويسنده به حساب مي آيد :.
"    هوا بوي برف مي دهد، بوي نفتالين يخ زده. بوي كمد لباس هاي زمستاني. بوي گلوله هاي سفيدي كه هميشه روزهاي آخر سال مادر و زن عمو طلاو عمه ها مي گذاشتند توي جيب كت ها و پالتوهاي پشمي و... ص9

نكته اي كه بايد در اينجا عرض كنم همانا تاويل هاي متني اين رمان در حوزه نظريه دريافت و بينامتنيت است .
نظريه دريافت در بوي برف :
قبل از هر سخني در اين باب بايد گفت پيدايش نظريه دريافت در مطالعات ارتباطي كه در مقاله رمزگذاري و رمز گشايي در گفتمان تلويزيوني اثر استوارت هال آمده، مطرح شده است .پارادايم دريافت كه هال آن را مطرح كرد در بردارنده نوعي انتقال از رويكرد فني به رويكرد نشانه شناختي  نسبت به پيام ها بوده است . زيرا پيام به منزله بسته يا توپي كه فرستنده براي دريافت كننده پرتاب مي كند تلقي نمي شود بلکه پيام بازخوانی رمان «بوي برف» نوشته شهلا شهابيان توسط توليد كننده ی برنامه رمزگذاري و سپس توسط دريافت كننده رمزگشايي و معنادار مي شود، از اين روي براي فهم اين رمان تاريخي و عشقي و اجتماعي كه داراي نوستالو‍ژ‍ي خاص خود مي باشد بر اساس نظريه ی كانون دريافت، نقش اصلي را خواننده متن ايفا مي كند و نه معناي منتسب به متن كه فرض وجودي دارد. لذا امتياز دهي به متن كار نادرستي به شمار مي رود چرا که اينجا نقش خواننده و اين مساله كه چگونه خوانندگان مختلف متن را تفسير مي كنند مورد توجه است .

بايد اذعان داشت بوي برف يك رمان چند وجهي در ابعاد تاريخي و اجتماعي مي باشد ودر فضايي رمزگونه كه البته نویسنده هوشيارانه در هر بخش در لابلاي متن به خواننده ی خود نشانه مي دهد و يا نامي كه بر پيشاني خودِ كتاب آمده نيز خود نشانه می-باشد.
-وقتي بو را شنيدی مطمئن باش ديگر راه برگشت نداري ،بدان در خونت حل شده، شده شيره جانت، آماده باش. حالاست كه راه بيفتد و تو را پا به پاي خود ببرد و يادها را برايت زنده كند و..... ص48
همچنین در متن داستان نقش گل گشنيز روي زمينه ی پارچه شايد به بيان خود نويسنده نوعي تداعي خون روي برف باشد و اين همان ارثي ست كه يحيي خان  آگاهانه براي جاجان بجا مي گذارد .
همانگونه كه گفتم در مقوله دريافت و رمز گشايي، پيام متاثر از زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي باورها و نگرش مخاطب است .
پس مي توان گفت نويسنده در نگارش اين رمان خود را به عنوان مخاطب قرار داده و بوي برف را پرحاشيه خلق كرده است .
لذا از اين رو و بر اساس مفاهيم بررسي شده در نظريه دريافت، لذت نقش موثري در اين رمان دارد زيرا توليد لذت مي كند و لذت از كنش هاي معناسازي برمي خيزد. لذت از رابطه ی خاص ميان معناها ناشي مي شود و اينجاست كه مي توان نقل جان فسيك را بيان داشت: بر اين رمان، لذت و قدرت بازي با فرايند نشانه شناختي حاكم است .

بينامتنيت وبوي برف :
در متن داستان؛ داستانهاي يحيي (داستانهای بی صاحب، یادداشت های بی صاحب...)  نيمه تمام رها مي شود و مرور خاطرات زن در زندان كه تداعي رمان روزی به درازای يك قرن نوشته چنگيز آيتیماتوف است نیز ما را با نظريه مدرن بينامتنيت مواجه مي كند كه به خوانش يك متن يا يك اثر در راستاي متون ديگر ارتباط پيدا كرده و نقش بسزايي در به لذت رساندن مخاطب در اين تداعي زنانه دارد زيرا از این رهگذر تداوم يا دگرگوني ميراث گذشته و ابداعات و نوآوري هاي روز در روابط و ساختار پنهان يك متن بررسي مي شود كه خود عاملي براي درك و دريافت متن و مهمتر از آن شناخت هويت و فرهنگ يك جامعه مي باشد، بر اين اساس كه هر متني می تواند حافظ سنت و ميراث پيشينيان در حوزه فرهنگي به شمار آيد. نكته ديگر اينكه از آن پنج قسم ترامتنيتي كه ژانت مطرح مي كند اين رمان در آن قسم قرار مي گيرد كه ارتباط دو متن بر مبناي رابطه حضوري و برجسته است. يعني يك عنصر از يك يا چندين متن در متن جديد حضور پيدا مي كنند ودر مواردي بيش متنيت قابل مشاهده است كه زماني اين رابطه ميان دو اثر برقرار مي شود كه درمتن دوم  نشانه هاي صريح از متن اول موجود باشد .متن هايي كه از متن هاي ديگر بر گرفته شده اند دامنه مطالعاتي  بيش متني را تشكيل مي دهد و اين در حالي است كه متن اول از جمله سرچشمه هاي اصلي دلالت براي متن دوم محسوب مي شود (آلن 2000-108-107(

-چرا شب هاي مرا پر از كابوس كردي و با من از زني حرف زدي كه سرماي كف سيماني سلول نمي گذارد تنش گرم بشود؟ ص164

در آخر خوانش رمان را به همگان توصيه مي كنم زيرا حرف هاي تازه اي در ساخت و فرم پيچيده خود دارد و رماني نو به حساب  مي آيد .

حميد رضا اكبري شروه – دی­ماه 1393

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

سلبی ناز رستمی
|
8دي ماه 1393
0
0
سلام
بسیار خرسند شدم از بودن چنین رمان هایی در عرصه ادبیات معاصر
دست شروه ی عزیز درد نکند.
پیدا کردم حتمن می خوانمش !

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید