ماه رمضان
تصویر برگزیده

محمد‌رضا خاکی:

تئاتر حرفه‌ای در ایران یک شوخی است

آرتنا: دکتر محمدرضا خاکی می‌گوید: همه ما برای چیزی تلاش می‌کنیم که نام آن تئا‌تر است، دوستش داریم و می‌خواهیم از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، اما تئاتر در فقدان برنامه شکل نمی‌گیرد.

zoom
تئاتر حرفه‌ای در ایران یک شوخی است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، محمدرضا خاکی از جمله کارگردانانی است که وجهه دانشگاهی‌اش بسیار پر رنگ است و به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها در کارنامه هنری‌اش می‌درخشد. او این روز‌ها نمایشنامه «دیده‌بانان» را - که خود ترجمه آن را نیز برعهده داشته است - همراه با یک گروه اجرایی جوان در سالن چهارسو مجموعه تئا‌تر شهر به صحنه برده است.
نشست نقد و بررسی این نمایش با حضور دکتر محمدرضا خاکی، کارگردان، علیرضا ناصحی، سارا افشار، بهنام شرفی و بیژن محرمی، بازیگران این نمایش و بهرام تشکر به عنوان منتقد برگزار شد.


چه اتفاقی سبب می‌شود تا مترجمی به سراغ یک اثر نمایشی برود؟ البته اغلب نمایشنامه‌هایی هم که شما آن‌ها را ترجمه کرده‌اید، از حجم دیالوگ بسیار بالایی برخوردار هستند.
محمدرضا خاکی: نمایش یعنی دیالوگ.
بهرام تشکر: منظورم حجم بالای اطلاعات است. شخصیت‌ها اطلاعات بسیاری را در دیالوگ‌هایشان رد و بدل می‌کنند.
خاکی: من از نویسندگان مختلف ترجمه داشته‌ام. طبیعتا باید در مورد آن نویسنده بدانیم و شناخت داشته باشیم. از سوی دیگر، کلیه نمایشنامه‌ها بر اساس دیالوگ هستند، بنابراین دیالوگ بخش مهمی از ادبیات نمایشی است. تا آنجایی که می‌دانم دیالوگ عنصر اساسی هر نوع نمایش یا هر شکل دراماتیک است. دیالوگ از یونان باستان تاکنون یک عنصر اساسی بوده است، مگر آنکه بخواهیم در مورد شکل‌های متفاوت هنری و مدرن مانند رقص مدرن یا تئاترهایی که بعد از دهه ۶۰ در اروپا به وجود آمد و نوعی تلقی فلسفی در رابطه با بی‌مفهوم بودن کلام را به وجود آورد سخن بگوئیم؛ ابزوردنویسی‌هایی که در مورد آن‌ها بسیار نوشته شده است و اکنون دیگر از آن‌ها عبور کرده‌ایم.
 
ترجمه ساختار مشخصی دارد؟
خاکی: ترجمه در ایران هیچ ساختار مشخصی ندارد. تعداد بسیاری نمایش بدون هیچ دلیلی چاپ می‌شوند. بسیاری از آن‌ها توسط دارالترجمه‌ها یا پایان‌نامه‌های دانشجویان شکل می‌گیرد. در بسیاری از دانشگاه‌ها دانشجو باید نمایشنامه بنویسد. نمایشنامه کار خلاقه است. اگر اینگونه بخواهیم حساب کنیم باید در دانشگاه ادبیات می‌گفتند: پایان کارتان چند قصیده و غزل بسرائید. دوستان متوجه نیستند که امکان دارد در یک کشور طی سی سال به تعداد کمتر از انگشتان دست نمایشنامه‌نویس داشته باشیم. دانشگاه‌های ما این کار را انجام می‌دهند و به وفور نمایشنامه بیرون می‌آید. تعدادی از ناشرین هم بدون دادن حق‌الزحمه‌ای آن‌ها را بدون بررسی چاپ می‌کنند.
 
چرا این نمایشنامه ترجمه شد؟ ضرورت اجرایی آن در این برهه زمانی چه بود؟
خاکی: آینده‌نگر نیستم. نمایشنامه‌های متعددی را ترجمه کرده بودم و قصد نداشتم این نمایش را کار کنم. شرایط حاکم بر تئا‌تر امروز، ما را مجبور می‌کند تا سلیقه‌هایمان را کنار بگذاریم. وضعیت امروزمان تشویق‌کننده برای اینکه به بهترین شکلی که می‌اندیشیم کار کنیم نیست. تئا‌تر ما سال‌هاست از چنین روندی فاصله دارد و این وضع تبدیل به چرخه اجرایی نمایش‌ها شده است. با شرایطمان کار می‌کنیم نه دلایلمان. امروز به بن‌بست رسیده‌ایم. تولید نمایش در یک وضعیت بی‌هدفی شکل می‌گیرد.

آیا اکنون شما می‌توانید الگو و تعریفی در مورد پنج سال آینده تئا‌تر کشور ارائه بدهید؟! چشم‌انداز، برنامه‌ریزی و آینده‌نگری وجود ندارد. زمانی که در محدودیت‌هایی کار می‌کنید باید از ایده‌آل‌هایتان بگذرید. من، عمرم را در این راه گذاشتم، درس خواندم و به خوبی ایده‌آل‌ها را می‌شناسم. می‌توانم از ۵۰ سال قبل در مورد تئا‌تر حرف بزنم. در هیچ کجای دنیا یک نفر به عنوان کارگردان نمی‌تواند مسئولیت همه چیز را برعهده بگیرد. پس می‌بایستی واقعیت، ظرفیت‌ها و امکانات تئا‌تر را بسنجیم. تماشاگر ما روزبه‌روز تربیت می‌شود، این سلیقه از کجا می‌آید؟ به طور حتم از مدرسه نخواهد بود. افرادی برحسب اتفاق به این رشته می‌روند و بازهم برحسب اتفاق از میان آنان افراد فرهیخته‌ای بیرون می‌آیند. چرخه کار معنی ندارد. این مسئله مانند نقد تئا‌تر می‌ماند. ما اکنون در مورد نقد صحبت می‌کنیم، شما می‌توانید به من بگوئید نقد تئا‌تر در ایران چیست؟
تشکر: نقد تئا‌تر در ایران تعریف مشخصی ندارد و مسئله‌ای کاملا سلیقه‌ای است. چیزی از درون آدم‌ها می‌جوشد و به روی کاغذ می‌آید.
خاکی: دقیقا. همه ما برای چیزی تلاش می‌کنیم که نام آن تئا‌تر است. دوستش داریم و می‌خواهیم از وضعیت مناسبی برخوردار باشد. این را می‌دانیم که باید تلاش کنیم که شرایط مناسب‌تری برای آن ایجاد کنیم.
تشکر: شما از دانشگاه می‌آیید و اغلب مخاطبان تئا‌تر شما را به عنوان چهره دانشگاهی می‌شناسند. دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه تا چه اندازه می‌توانند در تولیدات حرفه‌ای سهم داشته باشند؟
خاکی: تئا‌تر در هیچ جای دنیا در فقدان برنامه‌ریزی شکل نمی‌گیرد. وقتی به عوامل اجرایی مختلف رجوع می‌کنید از برنامه دو سال آینده‌شان اطلاع دارند. همه اتفاقات برنامه‌ریزی شده، به همین دلیل می‌توانند برای آینده چشم انداز ترسیم کنند. بخش اعظمی از بدنه تئا‌تر ما را دانشجویان تشکیل داده‌اند. در شهرستان‌ها رشته تئا‌تر و مراکز دانشگاهی داریم، اما سالن اجرایی وجود ندارد. این فضا‌ها متناقض است. بودن علاقه در جوانان طبیعی است. در شهر تهران مؤسسات خصوصی بسیاری وجود دارند که نمایش آموزش می‌دهند، اتاق‌های زیرزمینی بسیاری به پلاتو تبدیل شده‌اند و اکنون فعالیت می‌کنند. این به خودی خود بد نیست. اما تمام این فعالیت‌ها بدون برنامه است و آینده مبهمی را پیش رو دارد. روزی برای خرید میز به میدان حسن‌آباد رفتم. یکی از دانشجویان سابقم را در آن منطقه دیدم. از او سؤال کردم: برای خرید میز آمده‌ای؟ و پاسخ او این بود که نه، من اینجا کار می‌کنم! او دانشجوی بسیار خوبی بود و برای من بسیار ناراحت‌کننده بود که به اجبار برای ادامه زندگی در یک فروشگاه مشغول به فعالیت است.
 
یعنی این مسائل را می‌توان با برنامه‌ریزی از میان برد؟

خاکی: همه این‌ها در گرو برنامه است. دستگاه تئاتری ما با تئا‌تر بیگانه است و تلاشی در این جهت ندارد. کلمه تئا‌تر حرفه‌ای در آن چهارچوبی که می‌دانم و مصداق‌های بیرونی که دارد شوخی است. تئا‌تر حرفه‌ای معنی دارد. ما چنین چیزی را نداریم. کسانی تنها در مورد آن حرف زدند. بزرگ‌ترین ارزش تئا‌تر به ساختمان و مکانش است. تئا‌تر یعنی میلیارد‌ها پول ملی. در اروپا وقتی تئا‌تر خصوصی می‌بینید، در سالن‌هایی است که ۴۰۰ سال است ساخته شده و نسل به نسل منتقل شده‌اند. این مبحث بسیار وسیع است و ما باید به ظرفیت‌های موجود بازگردیم. تئا‌تر ما جوانی است که خیلی زود مصدوم شده، اما باز هم تلاش می‌کند. این تصویر خوب نیست، هشدار دهنده است.
در اینجا از جایگاه یک مدرس حرف می‌زنم. من زندگی‌ام با تدریس آمیخته شده است. باید در جهت به‌سامان کردن تئا‌تر حرکت کرد. نمی‌دانم تئا‌تر کشور از کجا می‌خواهد خود را بازسازی و تامین منابع کند و به‌روز باشد. در ایران پتانسیل خوبی برای تئا‌تر وجود دارد، قابلیت‌های بسیاری است اما در کنار آن نظام به‌سامان و برنامه‌ریزی شده‌ای وجود ندارد. متاسفانه، اگر گاهی اتفاقی می‌افتد، اتفاق‌های منفرد است که حاصل صد‌ها فاکتور دیگر است. تئا‌تر ما نیازمند نظام جدید تئاتری است. این نظام بایستی واقع‌بینانه به نیاز‌ها، امکانات، گستردگی و جایگاهی که می‌توانیم در فرهنگ جهانی داشته باشیم بنگرد. ما با افرادی در مقام مسئول مواجهیم که صفرکیلومترند. داستان ما همانند اسطوره سیزیف است. سنگی را مرتب از کوه بالا می‌بریم و دوباره به پائین می‌غلتانیم و این سیر ادامه پیدا می‌کند. در این روند من به عنوان مدرس تلاش می‌کنم. وقتی راجع به تئا‌تر کشور حرف می‌زنیم، باید مسئولانه‌تر برخورد کنیم. بی‌پولی پاسخ مناسبی برای وضعیت تئا‌تر نیست. در تمام دنیا بخش‌هایی که تولید فرهنگ می‌کنند جزو مرفه‌ترین طبقاتند. هنرمند نباید دغدغه نان داشته باشد زیرا در این صورت نمی‌تواند هنر تولید کند. من دنبال مجرم نمی‌گردم. تنها می‌گویم نیازمندیم به واقعیت‌ها بنگریم. بزرگ‌ترین سرمایه هر فردی عمر است و زمانی که عمر و جوانی در این زمینه گذاشته می‌شود باید برایش امکاناتی را فراهم کرد.
 
ژان ویلار یکی از شخصیت‌های برجسته فرانسه می‌گوید: «دولت‌ها موظفند به‌‌ همان اندازه که بهداشت، بیمارستان و مدرسه را مهیا می‌کنند تئا‌تر درست کنند.» وقتی می‌گوییم تئا‌تر، یعنی فضاهای عمومی که مردم در آن جمع می‌شوند تا بتوانند از روزمرگی‌ها خارج شوند و لحظاتی برایشان شکل بگیرد که بتوانند در مورد اموری فرا‌تر حرف بزنند. جامعه‌ای که از چنین فضایی برخوردار است حتما آسوده‌تر خواهد بود و جمع‌های انسانی در آن تقویت خواهند شد. به این طریق تعادلی میان انسان و جهان پیرامونش ایجاد می‌شود.

۱۴:۱۷ ::: ۸ / ۱۰ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> تئاتر -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید