تصویر برگزیده

احمد طالبی‌نژاد در برنامه سینماتک:

هشدارهای بیضایی در مورد ازخودبیگانگی انسان‌ها به‌وقوع پیوسته است

آرتنا: دو فیلم از بهرام بیضایی و یک فیلم از شاپور قریب در خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، در هشتادمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 15 دی فیلم‌های «عمو سبیلو» و «سفر» از بهرام بیضایی و فیلم «هفت‌تیرهای چوبی» از شاپور قریب به نمایش گذاشته شدند و پس از آن نشست نقد و بررسی فیلم با حضور احمد طالبی‌نژاد منتقد سینمایی و کیویان کثیریان مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

طالبی‌نژاد در بخش آغازین سخنان خود با اشاره به فیلم‌های تولید شده در کانون پرورش فکری کودکان در دوران قبل از انقلاب اسلامی گفت: این فیلم‌های به اصطلاح کانونی، الگویی در اروپای شرقی و کشورهایی هم‌چون بلغارستان، مجارستان و.. داشتند. در این کشورها علاوه بر انیمیشن‌های باکیفیت، فیلم‌های کودک و نوجوان با همین حال و هوا و پرداختن به داستان مردم محروم و حاشیه‌نشین و برانگیختن بلندپروازی کودکان ساخته می‌شد. هم در سینمای کودک و نوجوان اروپای شرقی و هم در فیلم‌های کانون پرورش فکری، جهت‌گیری به‌سوی تعلیم و آموزش مفاهیمی مثل مقاومت، ایستادگی، تلاش و.. بود. نگرش حاکم بر چنین فیلم‌هایی رئالیستی است و چنین لحن و شیوه‌ی فیلم‌سازی را می‌توان در کار افراد دیگری هم‌چون ابولفضل جلیلی، کیانوش عیاری، مجید مجیدی و.. هم مشاهده کرد.

در ادامه نشست کثیریان با اشاره به نمادگرایی و استعاره‌های موجود در فیلم «سفر»، از طالبی‌نژاد در خصوص فاصله گرفتن این فیلم از فیلم‌های «عمو سبیلو» و «هفت‌تیرهای» چوبی پرسید. طالبی‌نژاد در پاسخ به این سوال ابتدا به شرایط حاکم بر دوران پیش از انقلاب اسلامی کانون پرورش فکری اشاره کرد و ابراز داشت: در آن زمان گروهی از افراد در کانون پرورش فکری گردهم آمدند که گرایش سیاسی مخالف رژیم شاهنشاهی داشتند و شرایط اجتماعی و سیاسی آن روزگار را نقد می‌کردند. اگرچه در فیلم «عمو سبیلو» خام‌دستی‌هایی دیده می‌شود، اما در فیلم «سفر» با نگرش کمابیش سیاسی بیضایی روبرو هستیم. اگرچه فیلمی همچون «سفر» ممکن است برای بچه‌های با سن و سال پایین جذاب نباشد و فیلم «عمو سبیلو» را بیشتر بپسندند. اما نباید فراموش کنیم که چنین فیلم‌هایی اساسا درباره‌ بچه‌هاست، اما مخاطب اول آنها خودِ بچه‌ها نیستند. پس از انقلاب نیز سفیران سینمای ایران در جشنواره‌های بین‌المللی، فیلم‌هایی درباره کودکان اما با لحن و زبانی قابل درک برای بزرگسالان بودند و چنین فیلم‌هایی با موفقیت‌های حیرت‌انگیزی نیز روبرو شدند؛ به‌عنوان مثال فیلم‌های دونده، خانه‌ دوست کجاست، باشو و.. در واقع فیلمی را می‌توان فیلمی برای بچه‌ها در نظر گرفت که بچه‌ها بتوانند بدون هیچ اجبار و بدون نیاز به راهنمایی و در کمال راحتی به تماشای آن بنشینند.

این منتقد سینمایی سپس به ویژگی‌های سینمای بیضایی پرداخت و گفت: امشب در فیلم «عمو سبیلو» نشانه‌هایی بیضایی‌وار مشاهده کردم؛ یکی از این نشانه‌ها، لحظات و حرکات نمایشی موجود در فیلم است که در واقع می‌توان گفت بیضایی اغراق موجود در کار تئاتر را وارد سینمای خود کرده است. این سبک بیضایی ریشه در تئاتر و تعزیه دارد و در کارهای بعدی او نیز شاهد چنین صحنه‌هایی هستیم. بیضایی با همین تکنیک‌ها دارای تشخص می‌شود، اگرچه ممکن است عده‌ای چنین سبکی را نپسندند.

مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران در ادامه به لحظاتی از فیلم «سفر» اشاره کرد که به گفته‌ وی در فیلم گم شده و دنبال نمی‌شوند و نظر طالبی‌نژاد را در این‌باره جویا شد. طالب‌نژاد ضمن بیان اینکه چنین صحنه‌هایی در فیلم اهمیت چندانی ندارند، گفت: در واقع در فیلم سفر آنچه اهمیت می‌یابد خودِ سفر است که می‌توان آن‌ را سفری انتقادی و در عین‌حال اشراقی دانست. پیدا کردن خانواده در واقع بهانه‌ای برای گشت‌وگذار در جامعه‌ای ازهم‌پاشیده و رو به اضمحلال است. بیضایی ماجرای نوسازی ایران به‌دنبال افزایش قیمت نفت را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه در فضای مدرن در حال شکل‌گیری، انسان‌ها هویت خود را گم می‌کنند. به‌طور کلی بحران هویت یکی از محورهای فیلم‌های بیضایی است و در این فیلم او به‌طور هم‌زمان چیزهایی هم‌چون سقاخانه‌ها، پرده‌های مذهبی را مقابل دیدگان ما قرار می‌دهد که در آن شرایط در حال از دست رفتن هستند. بیضایی مسیر حرکت انسان‌های جامعه به‌سوی ازخودبیگانگی را نشان می‌دهد و به ما هشدار می‌دهد که این سرنوشت آینده‌ ماست، چنان‌که اکنون شاهد به وقوع پیوستن آن هشدارها هستیم؛ از خودبیگانگی در زندگی ما رسوخ کرده و ریشه دوانیده است.

در ادامه این کثیریان بود که از تفاوت چشمگیر دو فیلم «عمو سبیلو» و «سفر» به لحاظ تکنیکی پرسید و اینکه چگونه در عرض دو سال می‌توان شاهد چنین رشدی بود. طالبی‌نژاد چنین رشدی را به مهارت مهرداد فخیمی در فیلمبرداری مرتبط دانست و این‌که او به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلمبرداران ایران با حضور در کنار بیضایی توانست به چنین تحولی در کار او یاری رساند. وی سپس به سبک بیضایی اشاره کرد و گفت: سبک بیضایی همیشه همراه با نوعی شعار دادن و بزرگ‌نمایی است، در این فیلم‌ نیز اشاره‌هایی فرامتنی به یک جامعه‌ خواب‌زده و رو به ویرانی دارد. فیلم‌های کانونی فرصتی بود برای برخی حرف‌ها که در سینمای رسمی مجال بیان نداشتند. اگر کتاب‌ها و موسیقی آن زمان کانون را هم نگاه کنیم می‌بینیم که سرشار از استعاره‌های سیاسی است. در واقع کانون پرورش فکری تبدیل به پاتوقی برای دگراندیشان چپ‌گرا شده بود و محصولات آنها هم به نمایش درمی‌آمد و تکثیر می‌شد.

طالبی‌نژاد در ادامه‌ نشست به فیلم «هفت‌تیرهای چوبی» پرداخت و گفت: این فیلم نیز توانست جوایز داخلی و خارجی زیادی کسب کند. بخشی از جذابیت این فیلم نیز به موضوع آن باز می‌گردد. شاپور قریب در کارش شیوه‌ای بینابینی داشت، به این معنا که هم فیلم‌فارسی می‌ساخت و هم با وجود اینکه چندان متفکر و نوجو نبود اما علاقه داشت کارهایی متفاوت از خود ارائه دهد. چنین فرصتی برای او فقط در کانون می‌توانست به‌وجود بیاید. شاید بتوان «هفت‌تیرهای چوبی» را یک فیلم‌فارسی کودکانه دانست که تاثیر رسانه‌ها بر اذهان عمومی را مطرح می‌کند. این فیلم اگرچه چندان پرکشش و درخشان نیست و از نظر تکنیکی نیز شاخص نیست، اما گرمای بیشتری نسبت به دو فیلم بیضایی دارد.

این منتقد سینمایی سپس در پاسخ به پرسشی در خصوص تجانس موسیقی فیلم «سفر» با مضمون آن گفت: موسیقی ترکمن هم‌چون ناله‌ها یا آواهای آدمی است که قادر به سخن گفتن نیست و در واقع گویی حس و حال و درد درونی چنین آدمی را با آواهایی نامفهوم بیان می‌کند. در این فیلم با کودکی مواجه هستیم که احتمالا پدر و مادری ندارد اما در ذهن خود آنها را شکل می‌دهد و سپس به جستجوی آنها برمی‌آید. به نظر من موسیقی فیلم آگاهانه انتخاب شده است تا به حس و حال آن کمک کند.

طالبی‌نژاد در پایان گفته‌های خود و در پاسخ به سوال یکی از حضار در باب برخی ایرادات در فیلم‌های بیضایی گفت: قصد تابوسازی از بیضایی را ندارم اما در نقد این فیلم‌ها باید چند نکته را مدنظر قرار داد. نکته نخست توجه به سال ساخت این فیلم است که به بیش از چهل سال پیش بازمی‌گردد. مساله دیگر این است که این فیلم جزو اولین فیلم‌های بیضایی به‌شمار می‌رود و چنین ایراداتی در نخستین فیلم‌های بزرگ‌ترین فیلم‌سازان جهان هم به چشم می‌خورد. در واقع نمی‌توان با نگاه امروز به ارزیابی گذشته‌ نشست و هر اثر هنری را باید در ظرف زمانی خودش بنگریم. بیضایی دنیای خودش را دارد که دنیایی نمایشی است و ساده‌ترین موضوعات زندگی را به پیچیده‌ترین شکل ممکن به نمایش می‌گذارد، برخلاف کسی مثل مهرجویی که پیچیده‌ترین مباحث زندگی را به ساده‌ترین زبان بیان می‌کند. این امر در فیلم‌های بیضایی را نمی‌توان به‌عنوان عیب در نظر گرفت، او فیلم‌سازی مولف است که در نمایشی کردن واقعیت‌ها به یک سبک انحصاری دست پیدا کرده است؛ سبکی که ممکن است عده‌ای آن‌را دوست داشته باشند و عده‌ای دیگر آن‌را نپسندند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید