تصویر برگزیده

با ویراستاری انگلیسی «رونالد برگن»؛

«گفت‌وگو با تروفو» منتشر شد

آرتنا: نشر «شورآفرین» در ادامه‌ی انتشار مجموعه گفت‌وگو با کارگردانان جهان، «گفت‌وگو با تروفو» را با ترجمه‌ی آرمان صالحی در زمستان 93 منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، تروفو را در ایران با نخستین فیلمش «چهارصد ضربه» می‌شناسند؛ فیلمی که برای تروفو جایزه‌ی بهترین کارگردانی از جشنواره‌ی فیلم کن 1959 را به ارمغان آورد. این فیلم یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های سینمای موج نوی فرانسه به شمار می‌رود؛ فیلمی که بسیاری از ویژگی‌های این انقلاب سینمایی را دربردارد. این فیلم در قالب یک داستان ساده، زندگی پسری به نام آنتوان دوآنل را که در آستانه‌ی بلوغ قرار دارد به شکلی روان و طبیعی روایت می‌کند. شخصیت آنتوان ژان پیر لئو از زندگی خود تروفو گرته‌برداری شده و با ظرافتی کم‌نظیر پرداخته شده‌ است.
نشر «شورآفرین» در ادامه‌ی انتشار مجموعه گفت‌وگو با کارگردانان جهان، «گفت‌وگو با تروفو» را با ترجمه‌ی آرمان صالحی منتشر کرد. سری کتاب‌های گفت‌وگو با کارگردانان بزرگ سینمای جهان، دریچه‌ی دیگری است به سینما، تا دنیای فیلم‌ها، قصه‌ها و کارگردان‌ها را از زاویه‌ی دید خالق‌شان بهتر بشناسیم، و با آن و در آن، زندگیِ خود و دیگری را ببینیم. گفت‌وگو با کارگردانان، سری کتاب‌هایی است که دانشگاه می‌سی‌سی‌پی آن را گرد آورده، و ترجمه‌های فارسی آن توسط آرمان صالحی و از سوی نشر «شورآفرین» منتشر شده. این کتاب‌ها، مجموعه گفت‌وگوهایی است با کارگردانان تاثیرگذار سینمای جهان از آغاز تا امروز؛ فیلمسازانی که واجد بینش خاصی درباره‌ی دنیا و نحوه‌ی به‌فیلم‌درآوردن آن هستند: از چارلی چاپلین گرفته تا اینگمار برگمان، آندری تارکوفسکی، فرانسوا تروفو، لوییس بونوئل، میکل آنجلو آنتونیونی، فدریکو فلینی، تئو آنجلوپولوس، دیوید لینچ، آرتور پن، برادران داردن و... و وودی آلن. مجموعه‌گفت‌وگو‌های کارگردانان جهان، مجموعه‌یی است بی‌نظیر برای درک و بنیش بهتر در ارتباطی دو سویه با کارگردان‌هایی که دوست‌شان داریم. مجموعه گفت‌وگو با کارگردانانِ نشر «شورآفرین»، رهنمونی است به دنیای شخصی و هنری این آدم‌های خاص، به‌ویژه برای برای خواننده/ببننده‌یی که می‌خواهد از مولفه‌های گوناگون تشکیل‌دهنده یک فیلم و کُلیتی که این عناصر را شکل می‌دهد به دریافتی روشنگر و هنرورانه نایل آید. همین شناخت است که موجب می‌شود خواننده/بیننده راه‌های ورود به دنیای فیلمساز و ادراکِ فیلم را کشف کند تا بتواند به داستان و کاراکترهای فیلم نزدیک شود: دست‌یافتنی که لذتِ فیلم را همراه با آگاهیِ فیلم برای او دوچندان می‌کند؛ چراکه این‌بار این درک و نزدیکی، دیگر یک لذت صرف نیست، بلکه همراه با شناختی است که ورود به دنیای فیلم را برای او ممکن می‌سازد که آن چیزهایی که می‌خواهد را یاد بگیرد.
نشر «شورآفرین»، بعد از انتشار کتاب‌های گفت‌وگو با چاپلین، تارکوفسکی، وودی آلن، اکنون کتاب «گفت‌گو با تروفو» را منتشر کرده است. فرانسوا تروفو (1984-1932) فیلمساز، فیلم‌نامه‌نویس و نظریه‌پرداز و منتقد برجسته فرانسوی است که از پیشروان جریان موسوم به «موج نو»ی فرانسه به‌شمار می‌آید. از شاخص‌ترین فیلم‌هایش می‌توان به «چهارصد ضربه»، «به پیانیست شلیک کن»، «ژول و ژیم» و «سرگذشت آدل -ه» اشاره کرد.

تروفو، شخصیت جالبی داشت. شاید نمای کلی از دفتر کارش را بتوان بازنمای شخصیت این کارگردان فرانسوی دانست: پوستر فیلم‌های خود و کارگردانانی که می‌ستود از جمله ژان رنوار، آلفرد هیچکاک، روبرتو روسلینی، هاوارد هاکس و اُرسن ولز را بر دیوار دفتر کارش زده بود. تصویری بزرگ از عنوان مقاله‌یی در یک روزنامه درباره فیلم مورد علاقه‌اش «همشهری کین» ساخته اورسن ولز بر گوشه‌یی از دیوار جای گرفته بود. روی میز دفتر کارش و بر تاقچه‌یی در بالای یک شومینه‌ی زیبا اشیایی قرار گرفته بود که مطمئنا تک‌تک آن‌ها برای تروفو اهمیت ویژه‌یی داشت: یک پرنده‌ی پارچه‌یی از فیلم «روانی» هیچکاک، یک جعبه‌ی سیگار متعلق به روسلینی و فیلم‌نامه‌یی ساخته‌نشده از رِنوار. در قفسه‌ها صدها کتاب دیده می‌شد با موضوعاتی متنوع که تروفو از اکثر آن‌ها در فیلم فارنهایت 451 استفاده کرده بود تا آن‌طور که خود در مصاحبه با اکسپرس می‌گوید فیلمی بسازد با موضوع «سوزاندن کتاب به منزله‌ی سوزاندن انسان‌ها. من نمی‌گویم که در این راه موفق شدم، اما هدفم این بود که فیلمی درباره‌ی اهمیت ادبیات بسازم.» یک نگاه به قفسه‌ها کافی بود تا «کمدی انسانی» بالزاک و «مادام بواری» فلوبر را بازیابیم. «حس من (عشق من به ادبیات) در آن صحنه از چهارصد ضربه آشکار می‌شود که آنتوان شمعی را در برابر تصویر بالزاک روشن می‌کند.» او در مصاحبه با مجله‌ی نیویورک‌تایمز در 1969 اعتراف می‌کند: «من نسبت به کشمکش‌های عاشقانه‌ی اطرافم به شدت حساس بودم. به روابط زوج‌ها، به روابط آشکار و نهان میان آدم‌ها و البته خیانت‌ها و بی‌مهری‌ها. بنابراین زمانی که مادام بواری را خواندم، او را به‌طور کامل باز شناختم. او برایم به شدت آشنا بود، زیرا آن زن نیز هم‌چون من مشکل مالی داشت، هم‌چنین مخفیانه به دیدار معشوق خود می‌ر‌فت؛ درست شبیه من که مخفیانه به سینما می‌رفتم.» در میان کتاب‌ها طبیعتا کتاب‌هایی دیده می‌شد که او اقتباس سینمایی آن‌ها را ساخته است: فارنهایت 451، رمانی از ری برادبری با امضای نویسنده بر آن، ژول و ژیم  و دو دختر انگلیسی، هر دو رمان نوشته‌ی هنری پیر روش، که مستقیما به تروفو اهدا شده بود. علاوه بر این‌ها حضور نوول‌های آمریکایی درجه دو نیز کاملا مشهود بود: آن پایین اثر دیوید گودیز (به پیانیست شلیک کن)؛ عروس سیاه‌پوش و والس در تاریکی اثر ویلیام آیریش (پری رودخانه‌ی می‌سی‌سی‌پی)؛ بچه‌ی باحالی مثل من، اثر هنری فارل و شنبه‌شب طولانی از چارلز ویلیامز (ارادتمند شما محرمانه).

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید