ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

یاداشتی بر سریال «شاهگوش»

آرتنا: چندین گره کور در مجموعه «شاهگوش» گشوده نشده باقی مانده که معلوم نیست چه کسی باید آنها را باز کند و شاید هم به سخره گرفتن بیننده باب شده است.

zoom
یاداشتی بر سریال «شاهگوش»

نوشته: ایوب بهرام /خبرگزاری هنر «آرتنا»

مدت زمان زیادی از حضور مجموعه سریال هایی که از طریقه شبکه های مستقل ازصداوسیما و تحت عنوان ویدئوهای خانگی وارد بازار شده نمی گذرد که اگر بخواهیم به دانه درشت های آنها اشاره کنیم باید به ساخت ایران، قهوه تلخ، ویلای من، واین اواخر شاهگوش اشاره کرد.
اینکه بیشتر مجموعه های که با این روش ساخته شده اغلب ناتمام مانده است بماند البته غیر از شاهگوش که به سرانجام رسید!!
آقای داودمیرباقری کارگردانی است صاحب سبک که مجموعه های خوب واستخوان داری را از ایشان می توان یاد کرد. مسافر ری(79)،ساحره(76) و آدم برفی(73) ساخته های سینمای میرباقریست ولی ایشان در سریال های تاریخی نیز ید طولایی داردکه به مجموعه امام علی(ع)، مختارنامه، گرگ ها، رعنا و معصومیت از دست رفته باید اشاره کرد. و البته شاهگوش.
 شاهگوش مجموعه ایی بیست وهشت قسمتی است به نویسندگی و کارگردانی داود میر باقری و بازی های فرهاد اصلانی، محسن تنابنده، مرجانه گلچین،سیروس گرجستانی، حامدمیرباقری، رضا کیانیان، رضا رویگری و اکبرعبدی،طناز طباطبایی، حمیدرضا آذرنگ و... به تهیه کنندگی سیدمحمود امامی و موسیقی متن فردین خلعتبری به سال 1392.
این فیلم که در ژانر طنز ساخته شده به مسئله کشته شدن جناب رحمان شجاعت که کله پزی دارد می می پردازد. آقای رحمان شجاعت کله پز–اکبر عبدی-توسط یک ماشین زیر گرفته می شود و تنها نشانه ماشین پژوی سبز لجنی با سه حرف اول پلاک. این می شود سوژه کلانتری صدملت برای گرفتن ضارب و تمام پژوهای سبزرنگ لجنی با این مشخصات به این کلانتری خوانده می شوند و البته جناب اسد خفته شاهگوش -فرهاداصلانی- که هر صدایی را می شنود حتی ضعیفترین صداها و حتی نجواها خوب می درخشد!
در این مجموعه مانند همیشه جناب میر باقری ازبازیگران خود نهایت بازی را گرفته واز تمام قابلیت های آنان استفاده لازم را برده که به بازی های درخشان :اصلانی، گلچین،مهرانفر،حقیقت دوست،گرجستانی که به حق در بازی کم نگذاشته اند.البته به جز سکانس های باز داشتگاه .
معلوم نیست چه اجباری در گریز زدن های لوس است وچه اصراری در خلق این صحنه های داش مشتی قدیمی است که اینگونه است بازداشتگاه...وگریز زدن به دیالوگ های سوته دلان وطوقی والی آخر که هیچ سنخیت با ماجرا ندارد.
از کارهای دیگری که جزو سبک جناب میر باقری است استفاده از یک بازیگر در چند نقش است که جناب تنابنده از عهده ایفای چندین نقش خوب برآمده. آنهم نقش های متضاد.
در روند روایت فیلم که کشش و تعلیق قابل قبولی دارد بیننده که فیلم را دنبال می کند حلقه و قطعه هایی را در ذهن خود کنار هم می گذارد و با لایه های گم شده فیلم کلنجار می رود و این حس را خود کارگردان و نویسنده فیلم خلق می کند. و اینکه چه می شود که در اغلب فیلم ها یک دفعه همه چیز به هم می خورد و آنی می شود که دور از هر ذهنی است، باید پرسید چرا؟
چندین گره کور در این مجموعه، گشوده نشده مانده که باید پرسید چه کسی باید این ها را باز کند و شاید با عرض معذرت به سخره گرفتن بیننده باب شده و اهمیتی ندارد.
در جریان قتل رحمان کله پز تعداد زیادی ماشین بازداشت می شوند که نخ هرکدام به یک حادثه دیگر متصل می شود و همین باعث باز شدن پای افراد سرشناس به این پرونده می شود که حل نشده رها می شود.
در این میان چند اتفاق می افتد که بدون پاسخ مانده:
1-    سرباز خنجری-مهرانفر- گمشدنش چه گرهی در روایت داستان ایجاد می کرده که با باز شدنش می شد به روند فیلم کمک کند وعاقبت اوچه می شود چون او از نقش های پرنگ این مجموعه است و تماشاگر به نقش و تکیه کلام های او عادت کرده چرا باید حذف شود.
2-     گره های دانه درشت مضنونین اصلی مانند آقای نوسان، آقای قاف کاف، آقای عظیمی و دیگران بعد از پایان فیلم چه می شود.مگر می شود گرهی ایجاد کرد و لاینحل باقی گذاشت حداقل باید یک راه حل ذهنی معقول باید گذاشت یا این مجموعه در حد خنداندن و بازی های صحنه باقی می ماند.یک ساخت قوی وماندگار باید تمام عوامل یک ساخت فاخر را داشته باشد. چرا مجموعه ی امام علی (ع)تا الآن توی ذهن ها مانده. باید بررسی کرد. گره کور داستان پیداشدن قاتل رحمان کله پز است.اگر قرار بود به همین راحتی یک نفرتوی خیابان بلند شود و بیاید و بگوید من او را زدم وخلاص که کار هنری نکردیم به قول سرگرد سرخی -آذرنگ- می ایستادیم خودش می آمد نیازی به بگیر ببند نبود.
کاش بیشتر به فکر ساخته ها و نوشته هایمان باشیم. اگر خوب نگاه کنیم می بینم سنت عقیم ماندن مجموعه های ویدویی خانگی در این ساخته هم پی گرفته شده!!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید