ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

ناگهان شعارزدگی / نگاهی به نمایش «ناگهان پیت حلبی»

آرتنا: نمایش «ناگهان پیت حلبی» کار «کورش سلیمانی» قصه‌ای ندارد جز کاریکاتور نمودن شخصیت‌های تاریخی و ادبی. تئاتر امروز نیاز به نوع روایتی تازه دارد، نه حتی قصه و قصه‌پردازی.

zoom
ناگهان شعارزدگی / نگاهی به نمایش «ناگهان پیت حلبی»

نوشته: میم. نون / خبرگزاری هنر «آرتنا»
«ناگهان پیت حلبی» یک کمدی است که با هجمه‌ای از جملات موزون سعی می‌کند داستان بگوید. بزرگ‌ترین معضل این کار هم از همین‌جا آغاز می‌شود. آیا مخاطب امروز در جهان مدرن حوصله‌ی شنیدن روایت را دارد؟ آن‌هم راوی‌ای که با جدیت در یک کار کمیک داستان را روایت می‌کند.
راوی در تئاتر امروز _نه تئاتر دهه‌ی 40و50_ جایی ندارد و اگر حس نوستالژی به کار «شهر قصه» که سعی شده از آن تقلید شود، را کنار بگذاریم باید خاطرنشان کرد که تئاتر امروز نیاز به نوع روایتی تازه دارد، نه حتی قصه و قصه‌پردازی. که به‌واقع «ناگهان پیت حلبی» قصه‌ای هم ندارد جز کاریکاتور نمودن شخصیت‌های تاریخی و ادبی. کاریکاتوری که صرفاً مخاطب را به خنده می‌اندازد که ای کاش این خنده‌ها عمیق‌تر و کار حرفی بیش‌تر برای گفتن داشت.
کاری که کارگردان می‌توانست با انجام آن بخشی از متن را نجات دهد، این بود که راوی را حذف کند و روایت را در دل ماجرا بیندازد، به‌طوری که کاملاً دراماتیک، اتفاق روایت را به‌همراه آورد نه این‌که راوی بیاید و صحنه‌ها را به‌هم وصل کند. شاید این‌طور می‌توانستیم روایت مدرنی داشته باشیم از این کار، نه صرفاً یک کپی‌کاری روایت‌گونه و نخ‌نما از شهر قصه.
شخصیت‌های کاریکاتورگونه‌ی این نمایش با گفتن دیالوگ‌های آهنگین که به نقد فضای فرهنگی جامعه می‌پردازد در بخش‌هایی از کار به‌شدت مخاطب را دچار شعارزدگی می‌کنند. در جایی لازم است مستقیماً و به‌صراحت و با زبانی تند و گزنده حرف‌ها از زبان شخصیت‌ها گفته شوند حتی اگر کار محکوم به شعار دادن شود اما این در مورد یک نمایش «طنز» صادق است که قصدش به فکر انداختن مخاطب باشد و نه صرفاً خنداندن و به‌سخره گرفتن شخصیت‌ها و این‌که بگوییم جامعه‌ی ما دچار این مصائب و مشکلات هست متاسفانه و همین و تمام. در این نمایش حجم بالای این شعارها آزاردهنده نیست و چه‌بسا که لازم است. اما باید پرسید می‌توان در این برهه از زمان، به این دست کارها، عنوان «نمایش» و «تئاتر» داد یا خیر؟
استفاده از موسیقی ایرانی و سنتی در فضای مدرن «ناگهان پیت حلبی» عنصر دیگری‌ست که ناهمگون و نادرست استفاده شده است. کاری که کارگردان می‌توانست انجام دهد، انتخاب موسیقی تلفیقی برای این کار بود. هرچند در بخش‌هایی از متن، شعرهای موسیقی‌ پاپ امروزی از زبان شخصیت‌ها بیان می‌شود اما در نهایت کمک چندانی به کار نمی‌کند.
در نهایت سوال اساسی این‌جاست. آیا می‌توان از این قصه‌ی کمدی یک درام درآورد و به‌روی صحنه برد؟  درامی که اگر چشمانت را ببندی و به صندلی‌ات تکیه بدهی، نمایش کار را از دست بدهی و با یک نمایش رادیویی مواجه نباشی. و پاسخ را شاید در این نقل قول قدیمی باید جست‌وجو کرد که:
«بهترین متن و نمایشنامه‌ی دنیا را اگر به یک کارگردان بد بدهیم ممکن است نتواند عالی اجرا کند اما در نهایت کار متوسط خوبی خواهد شد اما اگر متنی که قابلیت به درام درآوردن نداشته باشد را به یک کارگردان خوب بدهیم، هیچ‌کاری نمی‌تواند با آن بکند.»  

عوامل نمایش «ناگهان پیت حلبی» عبارتند از:
کارگردان: کورش سلیمانی
نویسنده: امیر علی نبویان
بازیگران (به ترتیب ورود به صحنه): مسیح کاظمی ، وحید آقاپور, محمد طیب طاهر، علی عامل هاشمی ، ارسطو خوش رزم، سینا کرمی
طراح صحنه: سینا ییلاق بیگی
طراح لباس: مژگان عیوضی
طراح نور: رضا حیدری
دستیار نور: رویا مرادی
طراحی و ساخت ماسک: سمیه فراهانی
موسیقی: تومیک تاروردیانس
نوازدنده گیتار: داریوش مشکین
گرافیست: سینا افشار
عکاس: پریناز آل آقا
دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: آریان رضائی
دستیار دوم کارگردان: امین رضا اولیا
روابط عمومی و تبلیغات: آریان رضائی
تبلیغات مجازی: گروه های جارچی
تهیه کننده: کورش سلیمانی

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

مسعود عطری
|
26فروردين ماه 1395
0
6
با سلام . نمیدونم نویسنده این مطلب کیه ولی هر کسی که هست بنظرم دو حالت داره یا نمایش رو اصلا ندیده که اینچنین یک نمایش یکساعته مفرح و جالب رو زیر سوال می یره یا رسما میخواد ادای مسعود فراستی رو در نقد سینمایی در بیاره . شما از یک نمایش یکساعته به اندازه یک فیلم 4 ساعته ایراد گرفتید ؟ اونجایی که نوشتید راوی در تاتر امروز جایی نداره !!! این جمله رو کدوم شخصیت تیاتری بزرگ دنیا گفته که شما بهش استناد میکنید و آیا جز یک برداشت شخصی شماست ؟ عین این می مونه که من هم بگم نقد در دنیای امروز جایی نداره ... در جای دیگری نوشتید که این نمایش قصه ای ندارد ؟!!! اگر قصه ندارد که شما یک صفحه از چیش انتقاد کردید ؟ باز نوشتید شخصیت های تاریخی رو کاریکاتور کردید تا مردم رو به خنده بندازید که اصلا این رو قبول ندارم و بر فرض حتی اگر درست هم باشه خوب کجای این کار بده ؟؟ الان شخصیتی مث امیرکبیر کجاش کاریکاتور بود ؟؟؟ بر عکس این نمایش بیشتر از اینکه مخاطب رو بخندونه به مخاطب تلنگر میزد که مشاهده کنه چه چیزهایی رو در این زمونه از دست دادیم و چه چیزهایی رو بدست آوردیم . به موسیقی کار هم گیر دادید و نوشتید موسیقی سنتی در فضای مدرن این کار ؟؟؟ یا ما تو سالن نبودیم یا شما ... فضای صحنه ای که نهایتا با چهارتا میز و صندلی و نیمکت پر میشد کجاش مدرنه ؟؟؟ بعد بر فرض مدرن بودن آیا موسیقی سنتی منافاتی با دنیای مدرن داره >>>> در نهایت سوالتون رو هم بعنوان یک مخاطب علاقه مند پاسخ میدم . نوشتید : در نهایت سوال اساسی این‌جاست. آیا می‌توان از این قصه‌ی کمدی یک درام درآورد و به‌روی صحنه برد؟ بنظر من بیننده قصه این کار شاید نو نبود ولی در نوع خودش جالب بود و دیلالوگ ها و متن ها بسیار روی کار سوار بود . بعنوان یک نمایش یکساعته بسیار آموزنده بود و هم مفرح و مهم تر از همه اینکه زیاد ذهن مخاطب رو درگیر نمیکرد و فقط تلنگری بود برای مردم امروزی جامعه ما ... نهایتا پایان هم داشت و بنظرم درام و یا کمدی و یا هرچیز دیگری که اسمش رو بگذارید شکل گرفت و مخاطب هاج و واج نبود که چی شد و چی نشد . در پایان امیدوارم همونطوری که نقد میکنید و روی سایت منتشر میکنید نقد من از مطلبتون رو هم روی سایت منتشر کنید تا متوجه بشم بی طرفانه و جانبدارانه مطلب نمی نویسید . با تشکر . مسعود عطری از علاقه مندان تاتر

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار