تصویر برگزیده

«رضا غنی» در گفتگو با آرتنا:

اگر رويکردی تازه بر جشنواره ها حاکم نشود، دچار تکرار، افت و اضمحلال می شوند

آرتنا: رضا غنی گفت: وقتي يک سازمان به اوج کمال و موّفقيّت مي‌رسد، در همان موقع خطر رکود، آن را تهديد مي‌کند. اکثر سازمان‌ها به دليل فقدان رويکرد تحول‌گرايانه و نوآوري، درست پس از اوج موّفقيّت دچار رکود و شکست مي‌شوند.

گفتگو: سودابه امینی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

* جناب آقای غنی لطفاً کمي درباره خودتان بفرماييد؟

ـ «رضا غنی» بازنشستهي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان هستم. در حال حاضر هم مدرس دانشگاه هستم.

سوابق شغليام: مربي فرهنگي، کارشناس فرهنگي استان اصفهان و کارشناس مسؤول معاونت فرهنگي کانون کشور و مدير استان اصفهان.

سابقهي بيش از بيست سال تدريس در دانشگاههاي جامع علمي کاربردي، علوم بهزيستي، پيام نور، آزاد اسلامي، آموزش و پرورش، مرکز آموزش کانون و... دارم.

تأليفات و تحقيقات: اصول و روشهاي قصّهگويي، بازي، دريچهاي به دنياي کودکان، اصول و مباني طراحي و فضاسازي، فعّاليّتهاي علمي کودکان و نوجوانان (سه جلد)، فعّاليّتهاي پژوهشي کودکان و نوجوانان، گزارشنويسي، کندوکاوي پيرامون آموزشهاي پيشدبستاني، بررسي وضعيت برنامههاي اوقات فراغت استان اصفهان و مقالاتي در نشريات داخلي و خارجي. 

* با توجّه به اينکه شما يکي از کارشناساني بوديد که پيشنويس طرح جشنواره قصّهگويي درکانون را نوشتيد، بفرماييد که فکر اوّليه برگزاري اين جشنواره از کجا آمد و در اين پيشنويس چه محورهايي مدّ نظر شما و همکارانتان بود؟

ـ پيشينهي درخشان کانون در طول سالهاي متمادي قبل و بعد از انقلاب اسلامي بر کسي پوشيده نيست و همگان بر اين واقعيت اذعان دارند که کانون بهرغم دارا بودن ساختار سازماني کوچک، از تجربيات و روشهاي منحصر به فردي برخوردار است که ثمرهي سالها کوشش تخصّصي و کارشناسانه در عرصهي کار کودک و نوجوان است و آن را به يک سازمان موّفق و چابک مشهور کرده است. موّفقيّتهاي کانون پيوسته موجب شده تا اکثر دستاندرکاران و علاقهمندان کارهاي فرهنگي هنري در حوزه کودک و نوجوان، اين سازمان را الگو قرار داده و از تجربيات آن بهره بگيرند. به عقيدهي من رويکردها و تحوّلات کانون پس از پيروزي انقلاب اسلامي را ميتوان به سه دهه 60،70 و 80 تقسيمبندي کرد. اين سه دوره در عين پيوستگي، ويژگيها و استراتژيهاي خاص خود را دارند که ترکيب آنها موجب تکامل و تحوّلات کمّي و کيفي سازمان شده و کانون امروز تجربهي اين تحولات را در خود دارد. دههي 60 که مصادف با جنگ هشت ساله و دفاع مقدّس بود را بيشتر ميتوان دوران تثبيت کانون و توجّه به کيفيت توليدات و خدمات مبتني بر معيارهاي تخصّصي ناميد. در دههي70 ضمن تثبيت دستاوردهاي دوره قبل، بر گسترش و توسعهي آنها و نيز بر علميکردن فعّاليّتها تأکيد شد و با برنامهريزيهاي گسترده، ارتباط بين کانون و جامعه به شدت تقويت شد. موّفقيّتهاي سازمان در توسعهي مراکز و فعّاليّتهاي آن بسيار درخشان بود.

دههي 80 را ميتوان دوران ثمردهي و بهرهگيري از کوششها و دستاوردهاي حاصله در طول سالهاي گذشته قلمداد کرد که با ادامهي تحولات دهههاي قبل همراه بود.

گرچه پرداختن بهاين مبحث در مجال اين مصاحبه نميگنجد و ضرورتي هم براي طرح آن وجود ندارد، ولي بيان اين مقدمه به منظور يادآوري براي مخاطبان آشنا با فضاي کلي تحولات دهه 70 به بعد بود، که به عقيده بنده زمينهساز تهيه جزوات آموزشي و کاري، آموزشهاي تخصّصي و برگزاري جشنوارهها بهعنوان بخشي از استراتژيها و راهبردهاي تحوّلات مد نظر قرار گرفت. اين رويکرد بيشتر بهمنظور تقويت سبقه علمي فعّاليّتها و گسترش آنها که پيش از آن بيشتر به صورت تجربي و سينه به سينه انتقال مييافت و برد آن با شرايط جامعهي مخاطب همخواني نداشت، انتخاب شد.

از اوايل دههي 70، تهيهي جزوات آموزشي در زمينههاي مختلف بهصورت جدي در حوزهي معاونت فرهنگي دنبال شد. يکي از جزوات مذکور، جزوهي «اصول و روشهاي قصّهگويي» بود که توسط حقير و با راهنماييهاي دوستان عزيز کارشناس و آقاي مهندس کريمي تهيه شد و پيامد آن، پيشنويس طرح نخستين جشنواره قصّهگويي در حوزهي معاونت فرهنگي مورد بررسي و تصويب قرار گرفت و اوّلين جشنواره پس انجام مراحل مقدماتي کار در استان گيلان به اجرا در آمد و از آن پس هرساله به همت همهي دوستان ادامه يافته و سير تحولي خود را طي کرده است.

* جشنواره قصّهگويي کانون را با چه سياست و انگيزهاي آغاز کرديد؟

ـ اگر مقايسهاي تحليلي در محتوا و اجراي جشنوارههاي برگزارشده در طول اين سالها داشته باشيم، به خوبي متوجّه خواهيم شد که در فرايند اجراي جشنوارههاي مختلف که به صورت استاني، منطقهاي و کشوري و بينالمللي برگزار شده، هم خود جشنواره بسيار تکامل يافته و هم قصّهگويي در بين قصّهگويان، بهصورت علمي و هنرمندانه از کيفيت بسيار قابل قبولي برخوردار شده است. در سالهاي اوّليه بسياري از مربيان حتي تفاوت چنداني بين  قصّهگويي، نمايش، قصّهخواني و... قائل نبودند و معني و مفهوم درستي از قصّهگويي در ذهن نداشتند، ولي اکنون تحولات ايجادشده هم در آموزشها، هم در نوشتهها و هم در اجراها کاملاً مشهود بوده و نگاه همگان به اين هنر تخصّصيتر شده است. بهتدريج با تحوّلاتي که هرساله در شيوهنامهها ايجاد شده و روشهاي تازه و متنوعي که جايگزين شيوههاي سادهي قبلي گرديد، رشد چشمگيري در توانمنديهاي قصّهگويان پديد آمده است. حضور قصّهگويان بينالمللي، آموزشهاي مستقيم و غيرمستقيم، ارائه مقالات علمي و برگزاري کارگاههاي آموزشي در جشنوارهها را هم ميتوان بهعنوان مهمترين عوامل اين تحول نام برد. از طرف ديگر قصّهگويي بهعنوان يک هنر شفاهي در اجزاء نهادهاي جامعه از جمله رشتههاي تحصيلي دانشگاهي، رسانههاي آموزشي و تربيتي، بهويژه پايگاهاي مذهبي جايگاه خود را بازيافته است و از آن بهعنوان محملي براي انتقال مفاهيم بهرهبرداري ميشود. 

* تحولات در جشنوارهها را چگونه ميبينيد؟

 در سالهاي آغازين، جشنوارهها، طي يک فرايند ساده، با استفاده از نوارهايي که از قصّهگويان استانها به حوزه معاونت فرهنگي ميرسيد، عدّهاي براي مرحله نهايي انتخاب ميشدند تا به رقابت بپردازند. کمکم فرايند جشنواره پيچيدهتر و گستردهتر شد، جشنوارههاي استاني و منطقهاي موجب رونق بيشتر و شرکت افراد بيشتري در رقابت گرديد، و دامنه کار به استانها و مناطق مختلف کشور کشيده شد. علاوه براين، شرکت قصّهگويان خارج از کانون و برخي قصّهگويان حرفهاي ميهمان و در نهايت حضور قصّهگويان بينالمللي بر کيفيت جشنوارهها افزود.

 همچنين از جشنواره نهم به بعد، با افزودن بخش مقالات، کارگاههاي آموزشي، ميزگردها و در نهايت، کار روي متون  قصّهگويي، سطح اجراها قويتر شد و اين روند رو به رشد هم چنان ادامه دارد.

* امروز جايگاه جشنواره قصّهگويي را چگونه ارزيابي ميکنيد؟

اکنون که سالها از برگزاري جشنواره کانون ميگذرد، بيش از پيش نياز به تحوّل عميقتر در محتوا و فرايند اجرا احساس ميشود.

جايگاه و هويت جشنواره قصّهگويي بهحدي رسيده است که اگر رويکرد تازه بر آن حاکم نشود، دچار تکرار، افت و در نهايت اضمحلال خواهد شد. اصولاً وقتي يک سازمان به اوج کمال و موّفقيّت ميرسد، در همان موقع خطر رکود، آن را تهديد ميکند. اکثر سازمانها به دليل فقدان رويکرد تحولگرايانه و نوآوري، درست پس از اوج موّفقيّت دچار رکود و شکست ميشوند. اين يک خطر جدي براي سازمانهاي موفق است و بايستي به آن توجّه کافي مبذول شود.

* شما سفري به هند داشتيد اين سفر در چه سالي انجام شد، مقالهاي در اين کشور در موضوع قصّهگويي ارائه داديد درباره آن مقاله توضيح بدهيد و بفرماييد چرا مقالهتان برگزيده شد؟

در نيمهي اوّل سال 2005 ميلادي مقاله اينجانب تحت عنوان (قصّهگويي در انواع مختلف آن) در جشنواره قصّهگويي «آي بي بي واي» برگزيده شد و در سپتامبر (شهريور) همان سال به دهلي نو پايتخت هندوستان عزيمت کرده و مقالهي خود را به زبان انگليسي ارائه نمودم. مقاله فوق در نشريه «آي بي بي واي» (انجمن بينالمللي نويسندگان و تصويرگران کتاب کودک) به چاپ رسيد و بعدها ترجمهي آن در يکي دو نشريه داخلي هم منتشر گرديد.

* از قصّهگويان کانون هم کسي همراه شما بود؟

بله در اين سفر دو نفر از قصّهگويان زبده کانون (آقايان آرايي و حقدوست) نيز که براي قصّهگويي دعوت شده بودند حضور داشتند.

* شيوههاي قصّهگويي در هند با شيوههاي قصّهگويان ما تفاوت دارد؟

بله، تا حدودي متفاوت است. در جشنوارهي هندوستان، شيوههاي بسيار متنوع و هنرمندانهاي براي قصّهگويي ارائه شده بود. قصّهگويي به کمک تصوير بهويژه براي خردسالان، قصّهگويي و نمايش خلاق، قصّهگويي با استفاده از عروسکهاي ملّي و مشهور، قصّهگويي به کمک کلام، حالت و صدا، قصّهگويي با استفاده از موسيقي و حرکات (حتي توسط معلولين روي ويلچير) قصّهگويي با شيوههاي خلاق و تخيّلي و... را شاهد بوديم.

مهمترين بخش اين جشنواره به ارائه مقالات و ميزگردها اختصاص داشت که با حضور نويسندگان، کارشناسان و صاحبنظران از سراسر دنيا برگزار شد و بر جنبههاي علمي و هنري تأکيد بسيار داشت.

* مقرّ انجمن بينالمللي نويسندگان و تصويرگران کتاب کودک در هند است؟

خير، مقرّ اين انجمن در سوئيس است و بهعنوان يکي از معتبرترين سازمانهاي جهاني در عرصه ادبيات کودکان فعّاليّت  ميکند. اين سازمان نيز همانند بسياري از سازمانهاي بزرگ فرهنگي ديگر، بهصورت مردم نهاد اداره ميشود و بخش عمدهي هزينههاي آن از طريق اعضاء تأمين ميشود.

* در جشنوارهي هند هزينهها برعهده برگزارکنندگان بود؟

خير، يکي از نکات مهم جشنواره هند، درآمدزايي و خودکفايي آن بود. شرکتکنندگان، مدعوين و حتي کساني که مقاله ارائه ميکردند، هنگام دريافت کارت ورود به جلسه بايستي مبلغ يکصد دلار بهعنوان حق ورود پرداخت  ميکردند و کليه هزينهها از جمله اسکان، پذيرايي، اياب و ذهاب و... به عهده شرکتکنندگان بود.

* قدري هم دربارهي دستاورد اين سفر توضيح بدهيد؟

تصور ميکنم جشنواره هندوستان هم براي خودم و هم براي کانون تجربهاي ارزشمند داشت. پس از بازگشت از اين سفر پيشنهادهايي، از جمله لزوم توجّه به بعد علمي جشنواره قصّهگويي و اضافهکردن بخش مقالات و ميزگردها، کارگاههاي آموزشي، دعوت از قصّهگويان خارج کانون و... به آقاي مهندس کريمي و دوستان عزيز کارشناس حوزه معاونت فرهنگي دادم، با استقبال و حمايت و پيگيري اين عزيزان، از جشنواره نهم که در سال 1384 اصفهان ميزبان آن بود، اين پيشنهادها نيز به اجرا درآمد.

* پيشنهادهاي شما دربارهي جشنوارهي قصّهگويي کانون درسالهاي آتي چيست؟

پيشنهادهاي خود را در دو بخش مطرح ميکنم:

الف): اهداف فراگير

آنچه مسلّم است، جشنوارهي قصّهگويي کانون در طول سالهاي حيات خود با رويکرد قصّهگويي کتابخانهاي فعّاليّت کرده و هدف اصلي آن ارتقاء سطح توانمندي مربيان قصّهگو و ترويج قصّهگويي در مراکز کانون بوده، به همين دليل عمده انرژي جشنواره بر اهداف سالهاي اوّليه جشنواره معطوف بوده است. هرچند اين کار به درستي انجام گرفته و تا حدّ زيادي هم به دستاوردهاي مورد نظر رسيده است، ولي به نظر ميرسد انتظارات و نياز جامعه ايجاب ميکند، در اهداف و استراتژي جشنواره تجديدنظر صورت گيرد و برنامهها و مخاطبان بيشتري را مد نظر قرار داده و حداقل در حوزه کودک و نوجوان دامنه کار گستردهتر شود.

ب): خودکفايي

کانون سالهاست براي برگزاري جشنوارهي قصّهگويي هزينه ميکند. اگرچه هزينه کردن در بخش فرهنگ لازم است و نوعي سرمايهگذاري محسوب  ميشود، ولي دنياي امروز و محدود بودن منابع ايجاب ميکند که در خصوص درآمدزايي و يا حداقل خودکفايي فعّاليّتهاي فرهنگي هنري نيز برنامهريزي کرد. به نظر حقير جشنواره قصّهگويي اين ظرفيت را دارد که حداقل روي پاي خود بايستد و بتواند منابعي براي خود دست و پا کرده و به توسعه خدمات و توليد برسد.

البتّه اين مسئله نياز به يک سازماندهي اصولي دارد و نبايستي فقط به نيروهاي شاغل در سازمان بسنده و تکيه کرد. بلکه ميتوان به مرور زمان سازمان آن را به يک سازمان غيردولتي، البتّه با يک تشکيلات قوي و منسجم تبديل کرد تا بتوان از همهي پتانسيل موجود و متخصص بهره گرفت. اين امر موجب ارتقاء سطح جشنواره و ايجاد خلاقيت و نوآوري بيشتر خواهد شد.

۰۹:۴۴ ::: ۳۰ / ۱۰ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> گفتگو - شعر و ادبیات - هنر کودک - استان ها -

تگ ها: رضا غنی - قصه

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید